گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ مجله میراث شهاب

  امروز شمسی

از اینکه با نظراتتان ما را راهنمائی می کنید، سپاسگذاریم ، از انتهای مطلب با ثبت نظرات و پیشنهاداتتان ما را در ادامه این راه یاری کنید
  آرشیو مجلات  آرشیو مجلات   فراخوان مقالات  فراخوان مقالات   تماس با ما  تماس با ما   گالری تصاویر  گالری تصاویر   ارسال مقالات  ارسال مقالات   صفحه اول  صفحه اول  

  خبرهای برگزيده
شناسایی و معرفی دست خط های شیخ حر عاملی موجود در مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
تفسیر کتاب الله و نسخه های آن
دو مرآة الکمال به كوشش: محمدعلی عیوضی
رساله در تعلیم اصول خط شمـــس‌الــدّیــن محمّــــد فطـــابی تبریـــزی
قطعاتِ مولانا کاتبی تُرشیزی(م 839ق)
کتاب‌شناسی حضرت زینب(ع)
سبـــعۀ سيّــــاره هفت‌بند در جواب هفت‌بند كاشی
انتشار ميراث شهاب شماره 72-73 ويژه تابستان و پاييز 1392
سفرنـامه حجـاز و عتبـات
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***
اولين مستدرک صحيفه سجاديه
ضرورت تدوین کتاب شناسی‌های موضوعی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ
نامه‌هاي هنـد

  آخرين اخبار
فال نامه رباعیات ابوسعید ابوالخیر
سندی در قرائت قرآن از: مصطفی قاری
دستنوشته­ هایی دربارۀ حضـرت مهدی(عج) موجود در كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)
شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی
فهرست ترجمه­ های فارسی آثار سید مرتضی (ره)
كتاب­شـناسی و مقاله شناسی نظریه «صرفه»
رســـالة «نيّات الحج»
كتابشــــــناسی تقیّـــــه
نمونه ای موردی از: تقیۀ عالمی امامی در دمشق قرن دهم با ادعای پیروی از مذهب فقهی شافعی
اجازات شیخ أعظم مرتضی انصاری
  پربيننده ترين اخبار
  اوقات شرعی



  ارسال خبر به ما : چاپ

حسين متّقی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ

بايد دانست تاريخ روسيه به قرن چهاردهم ميلادي باز مي‌گردد که قلمرو پادشاهي تجاري مسکو به عنوان بازيگر اصلي در بين چندين منطقه کوچکتر مشابه مطرح شد. ايوان چهارم، معروف به <ايوان مخوف> نخستين حاکم مسکو بود که خود را تزار ناميد

  

مقدمـه

به حول و قوه الهي 19 تير تا 4 مرداد 1391 برابر با 8 تا 25 ژولاي 2012 با دعوت رسمي رايزن فرهنگي ايران در روسيه، جناب آقاي دکتر ابوذر ابراهيمي ترکمان به همراه رئيس بنياد بين‌المللي ايران‌شناسي، جناب آقاي دکتر محسن حيدرنيا به نمايندگي از طرف کتابخانه آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي(ره)، توفيقي نصيب صاحب قلم گرديد تا در معيت استاد صدرايي خوئي، براي بررسي برخي نسخه‌هاي خطي اسلامي، به خصوص دستنويس‌هاي فارسي موجود در کتابخانه‌ها و مراکز علمي آن کشور، سفري را به دو شهر فدرالي مسکو و سنت پترزبورگ در فدراسيون روسيه داشته باشيم و با برخي کارهاي صورت گرفته، ظرفيت‌هاي علمي و منابع پژوهشي اين کشور، از نزديک، آشنا شويم. بر اين پايه ساعت 3 و 55 دقيقه بامداد يکشنبه 19 تير 1391 با هواپيمايي خطوط هوايي روسيه (ايرفلوت) فرودگاه امام خميني (ره) را به مقصد روسيه ترک مي‌کنيم و پس از طي ساعاتي پرواز در جهت شمال و شمال غرب، در ساعت 7 و 20 دقيقه صبح، پس از عبور از فراز جنگل‌هاي سرسبز و متراکم اطرافِ مسکو، در فرودگاه شرميتيواي شهر مسکو، هواپيما به سلامتي به زمين مي‌نشيند. پس از طي تشريفات فرودگاهي، در بخش خروجي، استاد دکتر محسن حيدرنيا، رئيس بنياد بين‌المللي ايران‌شناسي به همراه يکي از کارکنان رايزني (آقاي لايق اهل تاجيکستان) با وسيله نقليه "ون" رايزني به استقبال ما آمده‌ بودند.

نگاهی اجمالی به تاريخ روسيه

بايد دانست تاريخ روسيه به قرن چهاردهم ميلادي باز مي‌گردد که قلمرو پادشاهي تجاري مسکو به عنوان بازيگر اصلي در بين چندين منطقه کوچکتر مشابه مطرح شد. ايوان چهارم، معروف به <ايوان مخوف> نخستين حاکم مسکو بود که خود را تزار ناميد. در سده هفدهم خاندان رومانف به حکومت روسيه دست يافتند و تا سيصد سال بعد بر اين کشور حکومت کردند. پتر کبير و کاترين کبير از معروف‌ترين پادشاهان اين سلسله بودند که اصلاحات زيادي را در جهت مدرنيزاسيون اين کشور به انجام رساندند. در اوايل قرن بيستم، نارضايتي‌هاي عميق در ميان بخش‌هاي مختلف جامعه روسيه به اعتراضات گسترده‌اي در اين کشور انجاميد. در شرايطي که حاکمان کشور نسبت به درد و رنج توده‌هاي مردم بي‌تفاوت به نظر مي‌رسيدند، جريان‌هاي سياسي راديکال در کشور قوت گرفتند. واقعه معروف به دوشنبه خونين در سال ۱۹۰۵م، شکست روسيه از ژاپن در جنگ سال ۱۹۰۵م و شکست‌هاي اين کشور در جنگ جهاني اول به اين نارضايتي‌ها دامن زد. در سال ۱۹۱۷م انقلابي به رهبري حزب بلشويک، که در سال ۱۹۰۳م به رهبري لنين و تحت تأثير آموزه‌هاي کارل مارکس تشکيل شده بود، به حکومت تزارها در اين کشور پايان بخشيد. با وقوع انقلابِ کمونيستي نام کشور روسيه به اتحاد جماهير شوروي، تغيير يافت. روسيه، با عنوان جمهوري فدراتيو روسيه شوروي، مهمترين و بزرگ‌ترين جمهوري در اتحاد جماهير شوروي بود. اوايل حکومت لنين با جنگ داخلي همراه بود و پس از مدتي رقابت براي جانشيني لنين شدت گرفت. وي در سال ۱۹۲۴م درگذشت و ژوزف استالين در سال ۱۹۲۹م به رهبري بلامنازع حزب کمونيست دست يافت. سياست‌هاي استالين به صنعتي‌سازي سريع کشور انجاميد، اما حکومت او با حجم غيرمنتظره‌اي از پاکسازي‌هاي سياسي، تبعيدهاي دسته‌جمعي و حبس و زندان همراه بود. در ژوئن ۱۹۴۱م آلمان به شوروي يورش برد و جنگي چهارساله درگرفت که ۲۷ ميليون شهروند شوروي در طيّ آن جان باختند. شوروي در اين جنگ پيروز شد و کنترل سياسي بيشتر قلمرو اروپاي شرقي و مرکزي را براي خود تضمين کرد. استالين تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۳م در قدرت باقي ماند. در اين دوران

حزب کمونيست با استفاده از دستگاه امنيتي عظيم خود بر تمام جنبه‌هاي زندگي حيات اجتماعي جامعه تسلط يافت و شوروي با پراخت بهايي گزاف از حيات انسان‌ها به يک ابرقدرت صنعتي و نظامي تبديل شد. خروشچف جانشين استالين تلاش کرد تا جنبه‌هاي بي‌رحمانه حکومت استالين را افشا کرده و در عين حال بخش‌هاي کليد حکومت کمونيستي را حفظ کند. وي سانسور را در جامعه کاهش داده و سياست خارجي همزيستي مسالمت‌آميز با غرب را در پيش گرفت اما با سرکوب قيام سال ۱۹۵۶م مجارستان به سلطه اين کشور بر دولت‌هاي دست‌نشانده شوروي ادامه داد. با اين حال دستگاه حزبي اعتماد خود را به وي از دست داده و اعتبار خروشچف در پي نحوه مواجهه او با بحران موشکي ۱۹۶۲م کوبا کاهش يافت. وي در سال ۱۹۶۴م در يک کودتاي حزبي ساقط شد. در دوران برژنف (جانشين خروشچف)، شرايط زندگي براي توده‌هاي مردم قابل پيش‌بيني‌تر و مناسب‌تر شد اما سرکوب سياسي ادامه يافت. با اين حال با توجه به کاهش رشد اقتصادي و سربرآوردن مشکلات اجتماعي دوران برژنف به عصر رکود معروف شد. از سال ۱۹۷۹م شوروي در جنگي طولاني و خونبار در افغانستان درگير شد که يک نسل کامل قرباني آن شدند. در سال ۱۳۷۰ش/۱۹۹۱م شوروي پس از جنگِ سرد طولاني با غرب، در زمان حکومت ميخائيل گورباچف، از هم فروپاشيد و فدراسيون روسيه به جاي آن نشست.

‌‌

فدراسيون روسيه در يک نگاه

روسيه با نام رسمي فدراسيون روسيه پهناورترين کشور جهان است که در شمال اوراسيا قرار دارد. اين کشور در آسياي شمالي و اروپاي خاوري واقع است و با اقيانوس آرام شمالي و اقيانوس منجمد شمالي و نيز درياي خزر، درياي سياه و درياي بالتيک مرز آبي دارد. روسيه با ۱۴ کشور آسيايي و اروپايي مرز زميني دارد و با کشورهاي پيرامون درياي برينگ، درياي ژاپن، درياي خزر، درياي سياه و درياي بالتيک ارتباط دريايي دارد. روسيه با ۱۷٬۰۷۵٬۴۰۰ کيلومتر مربع وسعت، پهناورترين کشور جهان است. پهناوري روسيه دو برابر مساحت کانادا يا چين يا ايالات متحده آمريکا است. پايتخت روسيه شهر مسکو است که در باختر و بخش اروپايي کشور است و بزرگترين شهر اروپايي است. روسيه حدود ۱۴۲ ميليون نفر (برآورد سال ۱۳۸۷) جمعيت دارد، که از اين ديد در جهان داراي جايگاه نهم است. تراکم جمعيت روسيه ۳/۸ نفر در هر کيلومتر مربع است که از پايين ترين نرخهاي تراکم جمعيت در جهان است. نرخ رشد جمعيت در اين کشور منفي است. بيشتر جمعيت روسيه در غرب اين کشور (بخش اروپايي) زندگي مي‌کنند. حدود ۸۰ درصد (۱۱۵ ميليون نفر) از مردم روسيه از نژاد روسي هستند و ساير نژادهاي اين کشور عبارتند از: تاتار، اوکرايني، چوواش، چچني، ارمني، داغستاني، مغول، آواري، اينگوش، چرکس، بالکار، اوستيايي، آذري، گرجي و.... زبان رسمي روسيه، زبان روسي است، ولي حدود 30 زبان ديگر نيز در جمهوري‌ها و مناطق خودمختار اين کشور وجود دارد. زبان روسي از زبان‌هاي زنده جهان است و بعد از زبان اسپانيولي و لاتين رتبه پنجم را دارد. روسيه ۲۱ جمهوري خودگردان دارد که بيشتر در جنوب باختر کشور (قفقاز شمالي) قرار دارند. روسيه فرهنگ پرباري دارد و نويسندگان معروفي مانند تولستوي و داستايوفسکي روسي بوده‌اند. روسيه تا پيش از قرن هجدهم يک حکومت نه چندان نيرومند در خاور اروپا بود و وسعت آن چندان زياد نبود. تا اينکه در آغاز قرن ۱۸ ميلادي و با اصلاحاتي که تزار پطرکبير انجام داد، اين کشور به يک امپراتوري پهناور و نيرومند تبديل شد. در سال ۱۹۱۷ انقلاب کمونيستي در اين کشور به وقوع پيوست و نام کشور به اتحاد جماهير شوروي تغيير يافت. روسيه، با عنوان جمهوري فدراتيو روسيه شوروي، مهمترين و بزرگ‌ترين جمهوري در اتحاد جماهير شوروي بود. در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) شوروي پس از جنگ سرد طولاني با غرب از هم فروپاشيد و فدراسيون روسيه به جاي آن نشست.

واحد پول روسيه روبل (= اين روزها هر روبل 60 تومان) و يک روبل نيز 100 کوپک است. اقتصاد روسيه صنعتي و نيز وابسته به منابع بزرگ انرژي اين کشور به ويژه گاز است. و راههاي ترابري اين کشور نيز بسيار مهم هستند. روسيه با توليد ناخالص داخلي ۱۲۸۹ تريليون دلار در سال ۱۳۸۶ (2007م) هفتمين اقتصاد بزرگ جهان و سرانه 12096 دلار پنجاه و نهمين کشور جهان بوده ‌است. اقتصاد اين کشور بر پايه سرمايه داري و خصوصي سازي است، که اين موضوع پس از فروپاشي شوروي و رهايي از اقتصاد دولتي و سوسياليستي انجام شد. روسيه از اعضاي گروه هشت و از کشورهاي صنعتي به حساب مي‌آيد. نوع حکومت هم در روسيه به صورتِ چند حزبي فدرال بوده و اکنون (2012) ولاديمير پوتين، رييس جمهور و دميتري مِدوِدِف، نخست وزير روسيه ‌است. سياست کنوني روسيه، همکاري و عدم تنش با غرب و تلاش براي اتحاد کشور است. ولي به خاطر گسترش ناتو به شرق و پس از درگيري روسيه با گرجستان بر سر اوستياي جنوبي، روابط روسيه و غرب تا حدودي به تيرگي گراييده ‌است. روسيه در جامعه بين المللي از جمله کشورهايي به حساب مي‌آيد که از فرهنگ و هنر دفاع مي‌کنند و مردم اين کشور هم، عمدتاً از مردماني با فرهنگ به حساب مي‌آيند.

 

اديان و مذاهب در فدراسيون روسيه

اکثريت مردم فدراسيون روسيه مسيحي و پيرو ارتدوکس هستند؛ اما اديان ديگر شامل اسلام، يهودي و بودايي نيز داراي طرفداران زيادي هستند؛ با اين حال اسلام، پس ازمسيحيت ارتدوکس، دومين دين شناخته شده در روسيه است. کليساي ارتدوکس روسيه، سازمان مذهبي اصلي در روسيه است که در مناطق مختلف روسيه و در جامعه مشترک‌المنافع کشورهاي خارجي 123 حوزه سقفي دارد و بيش از 19000 جمعيت کليسايي و بناي کليسايي، حدود 480 دير و صومعه، بيش از 150 نفر اسقف ارشد، 17500 نفر کشيش و 2300 نفر از درجات پايين‌تر کليسايي و همچنين از سال 1990م الکسي دوم، پانزدهمين اسقف اعظم (پاتريک) و تاريخ کليسا همراه با ينود مقدس (هيأت رئيسه اسقف ها) امور کليسايي را اداره مي‌کند. بايد افزود که علاوه بر کليساهاي ارتودکس در روسيه، فرق ديگرِ مسيحيت، از جمله کاتوليک‌ها، پروتستان‌ها و ارمني‌ها نيز، براي خود کليساهايي دارند.

اسلام در حال حاضر در بخش عظيمي از روسيه گسترش يافته است. طبق اطلاعات اکثر رهبران مسلمانان، تعداد مسلمانان در روسيه بالغ بر 20 ميليون نفر است. بعضي مفتي‌ها و اسلام‌شناسان حتي ارقام 25، 35 و حتي 45 ميليون را عنوان مي‌کنند. در اين زمينه، رايزن فرهنگي ايران در مسکو، دکتر ابراهيمي ترکمان، معتقد است: <وقتي در سال ۱۹۹۱م فروپاشي رخ داد فدراسيون روسيه ۱۵۴ ميليون نفر جمعيت داشت و ۸ ميليون هم مهاجر به آنها افزوده شد، در آن زمان از جمعيت کل آن سرزمين، تنها ۱۳ ميليون نفر مسلمان بودند؛ امّا امروزه با اينکه، به جهت رشد منفي، جمعيت کل روسيه به حدود ۱۴۰ ميليون نفر رسيده، جمعيت مسلمان اين کشور به ۳۰ ميليون نفر رسيده است که اين نشان از اقبال مردم به اسلام دارد>. طبق آمارهاي نيمه رسمي بين 12 تا 20 ميليون از جمعيت فدراسيون روسيه مسلمان هستند؛ ليکن آمارهاي غير رسمي منتسب به محافل اسلامي، به جهت روند رو به رشد اسلام در روسيه، رقم 30 ميليوني مسلمان را در روسيه تأييد مي‌کنند، که از تعداد، 11 ميليون نفر تنها در شهر مسکو زندگي مي‌کنند. اين گروه بيشتر در قفقاز شمالي، تاتارستان، باشقيرستان، اودموريتا، چواشيا، جمهوري ماري، سيبري، استان هاي اوميانوف، پنزا، سامارا، ساراتوف، آستاراخان، پرم، چليا بينسک، نيژني نوگورد، و شهرهاي مسکو، سن پترزبورگ و قاسموف ساکن هستند. مسلمانان اين مناطق پيرو دو مذهب شناخته شده تسنن و تشيع مي‌باشند؛ امّا تعداد سني‌ها بيشتر است و پيروان مذهب تسنن از نظر مکاتب فقهي، به دو مکتب حنفي و شافعي تعلّق دارند و گروه شيعيان را نيز عموماً آذربايجاني‌ها و تالش‌ها تشکيل مي‌دهند. همچنين بر پايه آمارهاي سال 1996م، در روسيه، تعداد 43 اداره ديني مسلمان و 2349 مسجد وجود داشته است. از جمله مساجدي که مي‌توان در مسکو نام برد، مسجد جامع مسکو، مسجد تاريخي، مسجد يادبود روي کوه پالکوني، مسجد آترادنايا و مسجد نواتروف مي باشد و مسجد تاتارها نيز از مساجد نسبتاً قديمي شهر سنت‌پترزبورگ محسوب مي‌گردد. در مسجد سنت پترزبورگ نيز شيعيان حضور دارند؛ در برخي مصادر  از مسجد سن‌پترزبورگ به عنوان زيباترين مسجد شهر ياد شده که درست در وسط شهر قرار دارد؛ به نظر مي‌رسد همين مسجد تاتارها باشد که قدمتي 150 ساله دارد.

بنا بر آمارهاي غير رسمي، تعداد شيعيان روسيه به دو ميليون نفر مي‌رسد، از اين تعداد حدود سيصدهزار نفر در مسکو زندگي مي‌کنند که قبلاً سازماندهي درستي نداشتند، امّا از چند سال قبل، برخي نهادهاي خودجوش بومي و نيز از سوي جمهوري اسلامي ايران تلاش وسيعي در هدايت و روشنفکري شيعيان آغاز شده که اعزام گروه‌هاي متعدد داوطلب و علاقمند به تحصيل علوم ديني، به جامعة المصطفي العالمية واقع در قم، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و افتتاح کلاس‌هاي درس قرآن و معارف اسلامي در مسجد شهداي مسکو که پس از کالج عالي مسکو دومين محل آموزش درس‌هاي اسلامي در آن شهر است، از جمله اين فعاليت به شمار مي‌رود. بيش از 20 قوم بومي مسلمان در روسيه زندگي مي‌کنند. بسياري از مردم مسلمان کشورهاي تازه استقلال يافته (آبخازي‌ها، آذربايجاني‌ها، قزاق‌ها، قرقيزها، ازبک‌ها، تاجيک‌ها، ترکمن‌ها و ...) بيش از 100 سال است که در محدوده روسيه کنوني زندگي مي‌کنند؛ اما اين مردم سرزمين نژادي خود را آن‌سوي مرزهاي روسيه مي‌دانند؛ اغلب اقوام مسلمان روسيه، براي خود حکومتي به صورت جمهوري ملي در ترکيب فدراسيون روسيه دارند. طبق برآوردهاي مختلف انجام شده، جمعيت کنوني مسلمانان بومي در اين کشور بيش از 19 ميليون نفر است. اکثريت مسلمانان سني مذهب هستند. مسلمانان شيعه به طور عمده در مناطق مرزي قفقاز شمالي زندگي مي‌کنند. هر يک از اين ملل بيش از هزار سال تاريخ دارد. اغلب پيروان دين اسلام در کرانه رود ولگا، نزديک به اورال و همچنين قفقاز شمالي زندگي مي‌کنند.

درآغاز قرن بيستم ميلادي تقريباً نيمي از يهوديان جهان در روسيه زندگي مي‌کردند. باتوجه به اينکه در سال هاي 1970 الي 1980م تعداد زيادي از يهوديان از شوروي به فلسطين اشغالي مهاجرت کردند، اما بر اساس آمارها، تعداد قابل توجهي از آنها در سال 1997م در فدراسيون روسيه، به ويژه در شهرهاي بزرگ زندگي مي‌کردند. عدّه نسبتاً کمي از آنها در منطقه خود مختار ابلاست در شرقي‌ترين نقطه روسيه ساکن هستند. تبليغ در آيين يهود موضوعيت ندارد <آنان خود را نژاد برتر مي‌دانند و همواره به دنبال افزايش نفوذ و سلطه اقتصادي و سياسي بر جهان هستند>. مذهب بودائي نيز، از سال 1941م به عنوان يکي از مذاهب روسيه به رسميت شناخته شد. طرفداران اين آيين در جمهوري‌هاي کالميکيا و تيوا و بعضي از نواحي ايرکوتسک و چيتا و اخيراً تعدادي نيز در مسکو و سن پترزبورگ ساکن شده‌اند. تعداد بودائيان روسيه طبق آمار 1997م حدود يک ميليون نفر بودند.

 

 

مؤسسات ايران‌شناسی در فدراسيون روسيه

 

1. مؤسسات ايران‌شناسي در سن پترزبورگ:

الف) کرسي زبان شناسي و ادبيات ايران دانشکده خاورشناسي دانشگاه سن پترزبورگ

ب) انستيتوي خاورشناسي (= نسخ خطي) آکادمي علوم روسيه شعبه سن پترزبورگ

ج) شعبه انستيتوي زبان شناسي در شهر سن پترزبورگ وابسته به آکادمي علوم روسيه

د) موزه ارميتاژ

 

2. مؤسسات ايران‌شناسي در مسکو

الف) انستيتوي کشورهاي آسيا و آفريقا

ب) دانشگاه دولتي علوم انساني روسيه

ج) آکادمي ديپلماتيک وابسته به وزارت امور خارجه فدراسيون روسيه

د) انستيتوي دولتي روابط بين المللي مسکو

هـ) انستيتو (دانشگاه) نظامي زبان‌هاي خارجي

و) آکادمي سازمان فدرال ضدجاسوسي

ز) دفتر ايران‌شناسي شعبه خاورميانه و نزديک

ح) شعبه ادبيات ملل آسيا

ط) شعبه ايران‌شناسي انستيتوي زبان شناسي آکادمي علوم فدراسيون روسيه

ي) انستيتوي خاورشناسي آکادمي علوم فدراسيون روسيه

 

3. مؤسسات ايران‌شناسي در جمهوري‌هاي خود مختار:

الف) جمهوري خود مختار داغستان

ب) جمهوري خود مختار باشقيرستان

ج) جمهوري خودمختار آستياي شمالي

د) انستيتوي دولتي علوم انساني تاتارستان.

 

نسخه‌های خطی اسلامی در روسيه

بر اساس گزارشي که زنده ياد اولگ آکيموشکين از نسخه‌هاي خطي اسلامي موجود در کتابخانه‌هاي روسيه به صورت رسمي در سال 1992م منتشر نموده است (لندن، مؤسسة الفرقان، 1992م)، در کتابخانه‌هاي روسيه بجز نسخه‌هاي خطي روسي و زبان‌هاي ديگر، در حدود 60000 نسخه خطي اسلامي وجود دارد که از اين تعداد 18733 نسخه خطي عربي، 12612 نسخه فارسي و تاجيکي، 9540 نسخه ترکي (با همه لهجه‌ها)، 148 نسخه کردي، 28 نسخه پشتو، 14 نسخه ماليزي و 3 نسخه اردو و 7057 نسخه نيز با عنوان نسخ خطي اسلامي (بدون تمايز زباني) مي‌باشد؛ امّا به استناد شواهد و گزارش‌هاي پراکنده از وجود دستنويس‌هاي فراوان در جمهوري‌هاي خودمختار تاتارستان، داغستان، آوستياي شمالي، چچنستان و جز اينها، به نظر مي‌رسد که در کتابخانه‌هاي فدراسيون روسيه، دست کم، يکصد هزار نسخه خطي اسلامي وجود داشته باشد که بسياري هنوز شناسايي نشده‌اند. بايد دانست که بر اساس گزارش‌هاي رسمي، عمده تمرکز نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه به لحاظ کيفي، به ترتيب در شهرهاي سنت پترزبورگ، مسکو، تاتارستان (قازان)، داغستان (مخاچ قلعه)، باشقيرستان (اوفا) و چچنستان (گروزني) مي‌باشد که در معرفي آن مواريث، تاکنون بيش از يکصد جلد فهرست در قالب کتاب، مقاله يا پايان‌نامه، به زبان‌هاي روسي، آلماني، فرانسوي، ترکي، فارسي، عربي و ديگر زبان‌ها چاپ و منتشر شده است؛ ليکن به لحاظ کمّي به نظر مي‌رسد جمهوري‌هاي داغستان و تاتارستان، مقام نخست را در تعداد نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه، دارا باشند ولي از آنجا که اين نسخ هنوز فهرست نشده‌اند و آمارهاي دقيقي نيز در دست نيست، فعلاً سنت پترزبورگ به لحاظ آمار منتشر شده، جلودار است.

الف) سنت پترزبورگ: بر پايه آمارهاي رسمي در اين شهر، دست کم، 14149 نسخه خطي اسلامي (6848 عربي، 4940 فارسي و 2122 ترکي) وجود دارد.

کتابخانه دانشگاه سنت پترزبورگ: 1470 نسخه اسلامي (900 فارسي، 300 عربي و 270 ترکي).

موزه ارميتاژ: 86 نسخه اسلامي (52 عربي، 32 فارسي و 2 ترکي).

انستيتو دستنويس‌هاي شرقي: 9874 نسخه اسلامي (5184 عربي، 3058 فارسي، 1500 ترکي، 28 پشتو، 14 ماليزي، 14 کردي و 3 اردو).

کتابخانه دولتي [= ملّي] روسيه (به نام سالتيکف شدرين): 2719 نسخه اسلامي (1312 عربي، 950 فارسي، 350 ترکي، 50 کردي و 1 ماليزي).

ب) مسکو: بر پايه آمارهاي رسمي در موسکو، دست کم، 3000 نسخه خطي اسلامي وجود دارد.

موزه تاريخي دولتي: 2000 نسخه اسلامي (بيشتر عربي و ترکي).

موزه هنرهاي مردمي ـ شرقي: 64 نسخه اسلامي (33 فارسي، 30 عربي و 1 ترکي).

انستيتو روابط دولتي مسکو: 70 نسخه اسلامي (44 فارسي، 14 عربي و 12 ترکي).

کتابخانه دانشگاه مسکو: 24 نسخه اسلامي (10 فارسي، 8 ترکي، 6 عربي).

کتابخانه دولتي [= ملّي] روسيه (به نام لنين سابق): 456 نسخه اسلامي (240 عربي، 116 فارسي، 100 ترکي). همچنين اين کتابخانه داراي 60000 نسخه خطي روسي و 450 هزار سند به زبانهاي مختلف است که از اين تعداد تنها 2000 سند به زبان فارسي مي‌باشد و بيشتر متعلق به دوره‌هاي صفويه و قاجار است.

کتابخانه باستاني (تاريخي): 30 نسخه اسلامي (6 فارسي و...).

ج) تاتارستان: بر پايه آمارهاي رسمي تنها در شهر قازان، دست کم، 20000 نسخه خطي اسلامي (6000 عربي، 5500 فارسي و 6000 ترکي و...) وجود دارد که بيشتر آن نسخه‌ها هنوز فهرست نشده است.

آرشيو دولتي مرکزي جمهوري تاتارستان: 23 نسخه اسلامي (6 عربي، 5 فارسي، 1 ترکي).

کتابخانه دانشگاه قازان: 6985 نسخه اسلامي (4006 عربي، 2379 ترکي

و 600 فارسي).

موزه هنرهاي جمهوري تاتارستان: شامل مجموعه‌اي از دستنويس‌هاي اسلامي.

موزه ايالات متحد جمهوري تاتارستان: 102 نسخه اسلامي (44 ترکي،

42 عربي، 8 فارسي).

کتابخانه مسجد قازان: 156 نسخه عربي.

انستيتو زبان، ادبيات و تاريخ: 4100 نسخه اسلامي (بيشتر به زبان تاتاري).

د) داغستان: بر پايه آمارهاي رسمي تنها در شهر مخاچ قلعه، دست کم، 5000 نسخه خطي اسلامي وجود دارد.

کتابخانه دانشگاه داغستان: 1500 نسخه اسلامي.

موزه تاريخ و معماري جمهوري داغستان: 140 نسخه اسلامي.

انستيتو تاريخ، زبان و ادبيات: 2678 نسخه (2637 عربي، 16 ترکي، 3 فارسي و...).

کتابخانه نورماگوميدوف: 500 نسخه اسلامي.

هـ ) باشقيرستان: بر پايه آمارهاي رسمي تنها در شهر اوفا، 3000 نسخه خطي اسلامي وجود دارد.

کتابخانه اداره ديني مسلمانان روسيه: داراي تعداد قابل توجهي نسخه خطي اسلامي.

موزه دولتي باشقيرستان: داراي تعداد قابل توجهي نسخه خطي اسلامي.

انستيتو تاريخ، زبان و ادبيات: داراي حدود 2500 نسخه اسلامي (عربي، فارسي، ترکي، تاتاري، باشقيري و...).

کتابخانه مرکزي جمهوري باشقيرستان: داراي تعداد قابل توجهي نسخه خطي اسلامي.

 

مسکو، پايتخت فدراسيون روسيه

مسکو پايتخت و پرجمعيت‌ترين شهر روسيه است. اين ابر شهر از مهمترين مراکز سياسي، اقتصادي، مذهبي و تاريخي فدراسيون روسيه و اروپا محسوب مي‌شود و با ۱۱ ميليون و ۵۰۳ هزار نفر جمعيت در سرشماري سال ۲۰۱۰م پرجمعيت‌ترين شهر قاره اروپا و ششمين شهر پرجمعيت دنياست. مسکو در سال 1840 ميلادي 350 هزار نفر جمعيت داشت که در سال 1914 به 4/1ميليون نفر افزايش يافت. اين شهر نسبتاً هموار و مجتمع‌هاي ساختماني آن بيشتر به قرن 18 و 19 ميلادي برمي‌گردد که محلّ زندگي اشراف بود و پس از انقلاب بلشويکي مصادره و به خدمات دولتي اختصاص يافت. از شاهکارهاي معماري در مسکو مجموعه بناهاي هفت‌گانه، "هفت خواهران" است که اسراي آلماني هم در ساخت آن سهيم بوده‌اند و هم‌اکنون اين ساختمان‌ها به عنوان دانشگاه مسکو، هتل اوکراين، هتل لنينگراد، وزارت امور خارجه، ساختمان دانشمندان و منازل افراد مشهور به کار مي‌روند. کاخ‌هاي قرن 19ميلادي و مجتمع‌هاي مسکوني و گنبدهاي رنگي کليساهاي کوچک متعلق به سال‌هاي 1930م و خانه‌هاي کبريتي از سال‌هاي 1950م در طبقات 8 و 9 طبقه زمان خروشچف ساخته شده است.

گفتني است اين شهر در کنار رودخانه مسکو و در ناحيه مرکزي فدرالي در روسيه اروپايي واقع شده ‌است. کاخ کرملين، قلعه‌اي باستاني در اين شهر است که همواره محل زندگي رئيس‌جمهور روسيه و استقرار قوه مجريه اين کشور است. اين شهر در دوران اتحاد جماهير شوروي نيز پايتخت آن کشور بوده است. 4 فرودگاه بين‌المللي، 9 ايستگاه راه‌آهن و مترو مسکو، که يکي از عميق‌ترين تونل‌هاي دنياست، در اين شهر قرار دارد. تاريخ ساختِ مترو در مسکو به سال 1937م برمي‌گردد. متروي مسکو با ۱۸۵ ايستگاه، پس از مترو توکيو بيشترين مسافران را در بين سيستم‌هاي مترو دنيا دارد. کلان‌شهر مسکو از نظر دارا بودن مؤسسات علمي، ورزشي و آموزشي از رتبه خوبي در سطح جهان برخوردار است، به طوري که بيش‌ترين امکانات ورزشي را در کل جهان به خود اختصاص داده‌است. اين شهر داراي يک مجتمع حمل و نقل بين‌المللي به نام متروي مسکو است که بزرگ‌ترين شرکت توليد واگن‌هاي مترو در جهان است. بايد دانست که در روسيه هفده اثر فرهنگي و تاريخي اين کشور در ليست يونسکو به عنوان ميراث فرهنگي مشترک جهانيان ثبت شده است که ميدان سرخ و کاخ کرملين از جمله آنهاست، با اين حال پس از جاذبه‌هاي طبيعي و شهري سنت پترزبورگ، متروي مسکو، ساختمان‌هاي هفت خواهر، مجسمه ماياکوفسکي، مجسمه‌هاي لنين، باغ الکساندر، پارک پيروزي، بام مسکو يا تپه گنجشک، نماي دانشگاه دولتي مسکو، ميدان سرخ، مقبره ولاديمير لنين، مجموعه کرملين و مناظر ديدني مسکو با نورپردازي شب از ديگر جاذبه‌هاي شهر مسکو مي‌باشد. برخي از موزه‌هاي مسکو نيز عبارتند از: موزه هنرهاي شرق، موزه پوشکين، موزه هنرهاي زيباي پوشکين (گالري جديد)، نگارخانه تريتياکوف، موزه جنگ، موزه تاريخ، موزه پليتکنيک، موزه ديرينشناسي (اسکلت دايناسورها)، مرکز ستارهشناسي، موزه معماري، موزه نيروهاي مسلح، موزه تاريخ، موزه و گورستان صومعه نوودويچي، موزه هنرهاي مردمي و دکوراسيون روسيه، موزه داروين، موزه هنرهاي مردمي، موزه و منزل گورکي، موزه لنين، موزه متروي مسکو، موزه کليساي جامع پوکروفسکي، موزه پليتکنيک و موزه تولستوي.

بر پايه توصيه برخي وبسايت‌هاي فعال در صنعت توريزم،  بهترين زمان براي سفر به مسکو ماه‌هاي خرداد، تير و مرداد است. شهريور ماه معمولاً هوا سرد مي‌شود و احتمال بارندگي زياد است. اگر مي‌خواهيد به قصد گردشگري به مسکو برويد، تعطيلات نوروز را انتخاب نکنيد! بر خلاف سنت پترزبورگ، تقريباً در مسکو همه تابلوها و علائم به روسي نوشته شده است و به ندرت مي‌توانيد تابلويي را پيدا کنيد که بر روي آن زبان انگليسي نوشته شده باشد. بهتر است قبل از سفر به روسيه با الفباي اين خط آشنا شويد. اگر اين کار را بکنيد بسياري از تابلوها را به راحتي مي‌توانيد بخوانيد. مسکو شهر گراني است. فروشگاه‌ها معمولاً تخفيف نمي‌دهند. اگر پولتان از پارو بالا نمي‌رود، خيلي روي خريد در مسکو حساب نکنيد. سعي کنيد پول خود را در هتل تعويض کنيد، حتي اگر کمي گرانتر باشد! يکي از سوغاتي‌ها و يادگارهاي خوبي که مي توانيد از روسيه تهيه کنيد، مجسمه‌هاي چوبي تو در تو به نام ماترويشکا است که قيمت آنها معمولاً گران نيست؛ يکي از جاهايي که مي‌توانيد سوغاتي‌هاي ارزان و با قيمت‌هايي بسيار ارزان‌تر از مراکز توريستي پيدا کنيد، بازارچه اسماعيل اوفسکي است؛ اين بازارچه را بيشتر تاتارها، مسلمانان چچن يا پيرزن و پيرمردهايي که از فروپاشي ناراضي هستند، مي‌چرخانند. هرچند انواع بسيار گران قيمت آن نيز وجود دارد. کلاه، شال گردن و لباس‌هاي پوست خز و سمور به وفور و با قيمت‌هاي بسيار گران وجود دارند، اما اگر آنها را نپوشيد مطمئناً به جايي برنمي‌خورد. اگر کسي پوست شما را تنش بکند خوشتان مي‌آيد؟ پس به حيات وحش احترام بگذاريد! بدانيد! بعد از فروپاشي شوروي تا دلتان بخواهد کلاه بردار و دزد و کيف قاپ در مسکو وجود دارد. بسيار مواظب دارايي‌هايتان و بخصوص پاسپورتتان باشيد. حتماً فراموش نکنيد که مثل خيلي جاهاي ديگر دنيا، در مسکو آب لوله کشي آشاميدني نيست، مگر اينکه جوشانده شود و در ضمن سرويس‌هاي بهداشتي هم پولي است!

گفتني است در روسيه انواع آب و هوا به استثناي آب و هواي مناطق استوايي را مي‌توان مشاهده نمود. به علت تنوع آب و هوا، گردش‌گراني که قصد سفر به اين کشور را دارند بايد قبل از سفر اطلاعات لازم در مورد وضعيت جوي را مطالعه نمايند. وضعيت هواي مسکو و سنت پترزبورگ نيز متغير مي‌باشد. هواي اين دو شهر در فصل زمستان بسيار سرد و گاه تا 25ـ30 درجه زير صفر مي‌رسد. فصل تابستان هم مانند هواي بهاري، لحظه‌اي آفتابي و گرم است و لحظه‌اي باراني و خنک؛ لذا بهتر است در هنگام سفر، حتماً چند لباس گرم نيز به وسايل سفر خود اضافه نماييد و توصيه مي‌شود که هرگز چتر را از خود دور نکنيد!

 

ميدان سرخ مسکو

ميدان سرخ معروف ترين مکاني است که جهانيان از اتحاد جماهير شوروي سابق و کشور روسيه فعلي بخاطر دارند. سرخ در فرهنگ کهن مردم روسيه به معني زيبا بوده است. اين ميدان در مجاورتِ کاخ کرملين و کليساي جامع سنت باسيل قرار دارند و بسياري از خيابان‌هاي اصلي مسکو نيز به اين ميدان منتهي مي‌شوند و اين امر به گونه‌اي است که ميدان سرخ ميدان مرکزي مسکو و گاهي مرکز کل روسيه شمرده مي‌شود. ميدان سرخ درست در مجاورت رودخانه مسکو قرار دارد و اينکه کاخ کرملين را در کنار رودخانه بسازند، هم از نظر رفت و آمد آبي، هم از نظر استفاده مستقيم از آب رودخانه و هم از نظر دفاعي و نظامي امري طبيعي بوده است. اين ميدان با 695 متر طول، 130 متر عرض و مساحت تقريبي 90 هزار متر مربع، پس از ميدان تيان آن من در پکن، به عنوان دومين ميدان بزرگ جهان شناخته مي‌شود.

در مجاورت ميدان سرخ علاوه بر کاخ کرملين، بناها و اماکن ديگري هم وجود دارند که از آن جمله کليساي سنت بازيل است که به دستور ايوان چهارم (مخوف) در سال 1550م ساخته شده است. اين کليسا پس از پيروزي و غلبه بر تاتارها، لهستاني‌ها و سوئدي‌ها و يکپارچگي روسيه ساخته شد. مجسمه ديميتري پوژارسکي و کوزما مينين، دو مجسمه برنزي است که در سال 1818م توسط ايوان مارتوس ساخته و در ميدان نصب گرديده است. مقبره ولاديمير ايليچ لنين از ديگر بناهاي مجاور ميدان سرخ است. بايد دانست پس از آنکه لنين در سال 1924م به علت بيماري درگذشت، به مانند مسيحيان ارتودکس، او را دفن نکردند بلکه جسد او را به صورت موميايي شده و به صورت منجمد نگهداري نمودند. بازديد از جسد منجمدِ لنين، چه در گذشته و چه امروز مقررات خاصي دارد. تمام وسايل اضافي، کيف، دوربين، چتر يا هرچيز ديگر را بايد تحويل داد. نگهبانان متعدد در طول مسير ايستاده و شما را هدايت مي کنند. بازديد کننده از يک در وارد مي‌شود، دور جسد مي‌چرخد و از در ديگر خارج مي شود. هيچ کس حق بلند صحبت کردن را ندارد! محوطه داخلي کاملاً تاريک است و تنها نوري بر روي صورت لنين که به صورت طاقباز با کت و شلوار و کراوات آرميده است، مي‌تابد. در سال 1991م، همزمان با اغتشاشات و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، يک نفر روس منتقد، بر روي صورتِ لنين اسيد پاشيد، به طوري که نزديک به دو سال ترميم مجدد صورت وي طول کشيد. از آن پس جسد با يک حفاظ شيشه‌اي از بازديدکنندگان جدا شده است. سال‌هاي پس از فروپاشي شوروي، به اصرار کليساي ارتودوکس، صحبت‌هاي زيادي درگرفته است تا جسد لنين از اين حالت خارج شده و به مانند مسيحيان، دفن گردد که البته اين منازعات و گفتگوها، به جايي نرسيده است!

بايد دانست که کرملين يک قصر نيست، بلکه تقريباً شهري است با قريب 28 هکتار وسعت، که در آن چندين قصر بزرگ و کليساي مجلل و بيست برج به ارتفاعات مختلف ساخته شده و ديواري به قطر بين 5/3 و 5/6متر، ارتفاع از 10 تا 21 و طول 2235متر را در بر مي‌گيرد و داراي 700 اتاق از جمله آپارتمان‌هاي مسکوني خانواده شخص اول کشور بود. در سال 1961م عمارت جديد به نام کاخ کنگره‌ها براي اهداف نمايش تئاتر و جشن‌هاي عمومي به کرملين اضافه شد که سالن بزرگ آن با ظرفيت 6 هزار نفر و وسايل صوتي براي ترجمه بيش از 29 زبان در اين کاخ نصب شد. اين کاخ 800 اتاق جداگانه از جمله سالن ها، رخت‌کن، راهرو، اتاق‌هاي اختصاصي براي کارمندان شخص اول کشور، اتاق مطبوعات و اتاق‌هايي براي خدمه فني دارد. براي ساخت اين کاخ فقط 16 ماه وقت صرف شد و جايزه لنين به طراحان و معماران آن تعلق گرفت. در داخل کرملين کليساهاي معروفي قرار دارد.

از ديگر بناهاي مجاور ميدان سرخ، موزه تاريخ روسيه است. اين ساختمان در سال 1874م ساخته شده و از سال 1890م به عنوان شوراي شهر مورد استفاده قرار گرفته و سپس به موزه تاريخ تبديل شده است. در پشت اين ساختمان و در مقابل ميدان مانژ، مجسمه مارشال گئورگي کنستانتينويچ ژوکوف بر روي اسب قرار دارد. اين مارشال در زمان جنگ دوم جهاني، فرمانده نظامي شهير ارتش شوروي بود که برلين را به سال 1945م فتح کرد. کليساي کوچک قازان در گوشه ميدان سرخ نيز، کليسايي بود که به دستور استالين تخريب گرديد تا حرکت سربازان در هنگام رژه بهتر صورت پذيرد؛ امّا بعد از فروپاشي، کليسا به شکل اوليه مجدداً ساخته شد. مرکز تجاري گوم در کنار ميدان، قدمت زيادي دارد. پس از بازپس‌گيري مسکو از سپاه ناپلئون، روس‌ها تصميم گرفتند خرابي‌هاي ناشي از جنگ را ترميم يا دوباره بازسازي کنند. به همين دليل مرکز تجاري بزرگ مسکو به نام کيتاي گورود را دوباره بازسازي کردند. ميدان سرخ محل رژه و اجراي مراسم رسمي دولت روسيه و اتحاد جماهير شوروي بوده است. مهمترين رژه‌هاي تاريخي

که در اين ميدان انجام شده يکي به سال 1941م و ديگري به جشن پيروزي در

سال 1945م برمي‌گردد.

 

بنياد بين المللی ايران‌شناسی در مسکو

بنياد ايران‌شناسي در مسکو يک نهاد غير تجاري روسي ـ ايراني است که در 18 ژانويه سال 2008 به ثبت وزارت دادگستري فدراسيون روسيه رسيده است. بنيانگذاران اين تشکيلات عبارتند از استادان يژوف، روبينچيک، واسکانيان، پريگارينا، کامنسکي و مهدي ايماني پور. هدف اصلي تاسيس بنياد ايران‌شناسي بررسي و حمايت از جريان ايران‌شناسي روسيه، ايجاد ارتباط علمي بين دانشگاه ها و مراکز علمي دو کشور روسيه و ايران حول تحقيقات ايران‌شناسي و ارائه شناخت درست از فرهنگ و تمدن غني ايران مي‌باشد که در نهايت به ارتقاء روابط دوستانه دو کشور و دو ملت نيز کمک مي‌نمايد. از سال 2011م فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي بنياد به صورت جدي آغاز گرديده است. در اين سال دکتر محسن حيدرنيا

و دکتر ابوذر ابراهيمي نيز به اعضاي اصلي بنياد اضافه شدند تا ترکيب ايراني اين نهاد پررنگ‌تر گردد. دکتر حيدرنيا داراي دکتراي فرهنگ و تمدن ايران و اسلام، با موافقت رسمي اعضا به رياست اين بنياد برگزيده شده است.

محورهاي اصلي فعاليت‌هاي بنياد بين المللي ايران‌شناسي مسکو:

الف) شناسايي و تحقيق و ترجمه و معرفي نسخ خطي فارسي و آرشيو‌هاي اسناد فارسي به جامعه علمي روسيه.

ب) شناسايي و تحقيق و ترجمه و معرفي آثار ايران‌شناسان روسيه از آغاز تا کنون به جامعه علمي ايران؛

ج) شناسايي و تعامل نظام‌مند و تعاطي علمي و حمايت از ايران‌شناسان و کمک به پرورش نسل جديد ايران‌شناسان.

ايرانيستيکا مجله علمي بنياد است که به انعکاس تحقيقات دانشمندان روسيه و ايران در 10 موضوع فوق مي‌پردازد و هر ساله دو بار روسي و فارسي همراه با خلاصه انگليسي مقالات منتشر مي‌گردد. بسياري از دانشمندان شناخته شده دو کشور روسيه و ايران از اعضاي هيأت مشاوره و تحريريه اين مجله مي‌باشند.

بايد افزود که بنياد بين المللي ايران‌شناسي در مسکو وابسته به رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در روسيه، در راستاي اهداف خطير خود، از مدتها پيش، در نظر داشت براي بهره‌مندي بيش‌ترِ پژوهشگران ايراني، فهرست‌هاي نسخ خطي فارسي و تاجيکي را به زبان فارسي برگرداند و با همکاري کتابخانه آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي& در شهر قم چاپ و منتشر سازد. پيرو آن، در طي يک مدّت زمان بندي شده، زير نظر استاد دکتر حيدرنيا، رئيس بنياد ايران شناسي و به اهتمام جمعي از دانشجويان فعال ايراني مقيم روسيه همچون خانم‌ها اسماعيلي و دهقان و همچنين آقاي نصيري، اين 9 جلد فهرست، با اندکي تلخيص، به فارسي ترجمه گرديد. بر پايه مذاکراتي که پيش‌تر با جناب دکتر ابراهيمي ترکمان، رايزن فرهنگي صورت گرفته بود، قرار بر اين شد، استاد صدرايي و اينجانب، ترجمه فارسي اين فهرست‌ها را، بر اساس استانداردهاي فهرست‌نگاري، مورد بازبيني مجدد قرار دهيم و تا آنجايي که شرايط و فرصت‌ِ حضور ما در روسيه، اجازه دهد، داده‌هاي اين فهرست‌ها را با اصل نسخه‌هاي خطي فارسي موجود در انستيتو دستنويس‌هاي شرقي آکادمي علوم روسيه تطبيق داده و اشکالات را به حداقل برسانيم. و در حقيقت، اين سفر، براي بررسي اين نسخ، صورت گرفت و در کنار آن وظيفه، توفيق حاصل گرديد با برخي پژوهش‌هاي روس‌ها، ظرفيت‌هاي علمي و منابع پژوهشي اين کشور پهناور، از نزديک آشنا شويم.

 

بنياد مطالعات اسلامی در روسيه

بنياد مطالعات اسلامي در سال 2007م با همکاري جمعي از فرهيختگان جامعه علمي و متخصصان فرهنگ اسلامي، علم و فلسفه، در سال 2007م در روسيه رسماً تأسيس يافته است. بنيانگذاران اين نهاد عبارتند از: استادِ برجسته زبان و ادبيات عرب و معاونت علمي انستيتو نسخ خطي شرقي آکادمي علوم روسيه، شعبه سنت پترزبورگ، آقاي دکتر استانيسلاو ام. پروزروف، آقاي دکتر حميد هادوي مقدّم، مدرس پيشين دانشگاه تهران و آقاي مهدي ايمانپور، رايزن پيشن جمهوري اسلامي ايران در روسيه مي‌باشند که با همکاري مراکز تحقيقاتي داخلي و خارجي در مسکو فعاليت دارند. رسالت اصلي بنياد پژوهش و مطالعه در فرهنگ و انديشه اسلامي است؛ بايد توجه داشت که فرهنگ اسلامي، به عنوان بخشي مهم از فرهنگ جهاني، نيز جزئي از تمدن روسيه نيز مي‌باشد. اين بنياد، بر آن است که با مطالعه بي‌طرفانه فرهنگ اسلامي، نقشي مهم در عرصه علمي، سياسي و استراتژيک و نيز حفظ تعادل بين گرايش‌هاي مذهبي و تمدني و ايجاد درک متقابل ميان مردم، فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ايفا نمايد. رياست اين بنياد بر عهده دکتر حميد هادوي مي‌باشد.

اين بنياد در راستاي اهداف خويش، تاکنون ده‌ها جلد کتاب، سالنامه و نشريه به زبان روسي منتشر نموده است که نشريات اشراق و مسلمانکا نمونه‌هايي از اين نوع فعاليت‌ها مي‌باشد. نشريه اشراق عنوان سالنامه‌اي است که با هدف معرّفي و توسعه پژوهش‌هاي آکادميک فلسفه و عرفان اسلامي به‌ ويژه در روسيه، از سوي بنياد مطالعات اسلامي و با همکاري انستيتوي فلسفه آکادمي علوم روسيه و مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران، به زبان‌هاي روسي، انگليسي و فرانسوي، در مسکو منتشر مي‌شود و تاکنون (2012) سه شماره از آن به چاپ رسيده است که سه شماره نخست آن، عمدتاً با محوريّتِ ابن عربي و شيخ اشراق بوده و بنا به گفته استاد پروزوروف، شماره چهارم اين نشريه نيز اختصاص به مباحث اسماعيليه خواهد داشت.

مجله مسلمانکا (زن مسلمان) نيز عنوان نشريه زنان مسلمان روسيه است که به صورت فصلنامه از سوي بنياد مطالعات اسلامي با همکاري شوراي مفتيان روسيه منتشر و به جامعه زنان مسلمان روسيه براي مخاطبان روس به صورت تمام رنگي عرضه مي‌شود. اين نشريه به تبيين فرهنگ اسلامي در رابطه با زنان و جايگاه آنان در جامعه و بررسي مباحث مربوط به زنان، خانواده، تربيت فرزندان، اخلاق و معنويت و هويت زن مسلمان و مسائل معاصر آنان مي‌پردازد. از اين نشريه تاکنون (اوت 2012) چهارده شماره در مسکو منتشر و توزيع شده است.

 

رايزنی فرهنگی ايران در روسيه

امروز (دوشنبه 19 تير) در روز نخست ورودمان به روسيه، پس از استراحت، همراه استاد صدرايي، ديداري صميمانه با رايزن محترم فرهنگي ايران داشتيم. در اين ديدار، اين کمينه، چند جلد کتاب از آثار خود، شامل دو جلد فهرست کتب چاپ سنگي کتابخانه مرحوم محدث ارموي در قم که با همکاري آقاي ذوقي نگاشته‌ايم، ديگري فهرست نامه ايران که کتابشناسي فهارس نسخ خطي کتابخانه ايران است به همراه نسخه‌اي از کتاب تازه انتشار خود با عنوان جستاري درباره اسلام و تشيّع در اروپا (با تأکيد بر تشيّع در آلمان) به انضمام سوغاتي از قم را تقديم داشتيم، که متقابلاً تشکر نمودند. در ادامه، گفتگوهايي پراکنده ولي ارزشمند درباره ايران و روسيه صورت گرفت که شخصاً بسيار استفاده کردم و انصافاً رايزن کشورمان را بسيار دانشمند، فرهيخته، پر اطلاع و پر مطالعه يافتم، ديدگاه‌هاي بسيار جالبي، نسبت به روسيه داشت که شايسته توجه است، مثل اين مورد که شالوده و خميرمايه نگاه‌ها و تحليل‌هاي امروز جامعه ايران نسبت به روسيه از جنس همان نگاه ديروز به شوروي است، با اينکه حقيقتاً روسيه، ديگر شوروي نيست! در اين هنگام که فرزند آيت‌الله سيّد عبدالکريم موسوي اردبيلي (رئيس دانشگاه شيخ مفيد در قم) و آقاي فاضل ميبدي که عصر عازم ايران بودند، نيز به جمع ما پيوسته بودند، ايشان از خاطرات عبدالحسين مسعود انصاري سخناني گفتند و توصيه داشتند که مطالعه اين اثر (زندگاني من) براي همه افراد، بخصوص آنهايي که در با روسيه در ارتباطند، يک ضرورت است.

ايشان در ادامه همچنين از وجود ده‌ها هزار سند مربوط به تاريخ ايران معاصر، مانند اسناد مربوط به نهضت جنگل، جريان پيشه‌وري و حزب توده ايران در مراکز آرشيوي روسيه صحبت کردند که بايستي با فرايندي، اين منابع ارزنده، در چرخه پژوهشي ايرانيان قرار بگيرد. وي در ادامه همچنين از ابوالقاسم لاهوتي, شاعر کمونيست ايراني مقيم مسکو، سخن گفتند و اينکه فرزندش چگونه تا مقام وزارت فرهنگ روسيه رسيد. ايشان همچنين درباره گزارش لاهوتي از نسخ خطي فارسي تاجيکستان و روسيه، که جايي ارائه شده است، مطالبي ارزنده بيان داشتند. ايشان همچنين در بخشي، از اينکه راقم، فردي ساکت و کم صحبت هستم، تعجب کرده و گفتند مشهور است که تا مرد سخن نگفته باشد/ عيب و هنرش نهفته باشد! عرض کردم: <چنين نيست بنده حقيقتاً از مطالب شما استفاده مي‌کنم، اما شما کي اجازه سخن به بنده داديد>!؟

خوشبختانه، دکتر ابراهيمي، مطالعات زياد و متنوعي در موضوعات ادبي، سياسي و تاريخي داشته و دارند و هم اينکه حقيقتاً حافظه قوي و ذوق خاصّي در نوع بيان مطالب دارند و حتّي گاهي براي جا انداختن مطالب از عين عبارات به زبان ترکي مليح خود بهره مي‌گرفتند که شنونده، حقيقتاً لذّت مي‌برد، يا به گونه‌اي خاص در ميانه سخن خود، به جا، از ابيات نغزي بهره مي‌جستند که حاکي از مطالعاتِ گسترده ايشان در موضوعاتِ متنوّع ادبي بوده است، از جمله ابياتي که بيان نمودند، اين بيت زيبا بود که تاکنون نشنيده بودم و سخت به دلم نشست!

آسمان رشک برد بهر زميني که در او/ دو نفر، يک دو نفَس بهر خدا بنشينند.

از دکتر ابراهيمي ترکمان، تاکنون، چندين کتاب از جمله: لطيفه هاي قرآني ناشر (تهران 1383)، حکايت 3 شهر در خصوص شهرها و مشاهير اسلامي خراسان بزرگ (ترکمنستان)، داستان دانشوران، به زبان روسي (تهران 2003)، حکيمان شرق، به زبان روسي (داغستان 2009)، ايران، اسلام روسيه، زمان درک يکديگر، به زبان روسي (مسکو 2009)، اسرار ايران باستان، به زبان روسي (مسکو 2010) و ... و همچنين بيش از يکصد مقاله به زبان‌هاي فارسي، انگليسي، روسي، ترکمني و ترکي استانبولي در موضوعات سياسي، ديني، تاريخي و ادبي با عناويني همچون: "شهر اورگنج، آثار تاريخي و مشاهير آن" (رک. مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، ش 31، پاييز 1379، صص 113ـ126 و نسيم بخارا، ش 4، تابستان 1386،

صص 25ـ32)، "مسجد گوک تپه، ترکمنستان"، "فرهنگ کتابخواني در ميان روس‌ها" (رک. اطلاع‌يابي و اطلاع رساني، ش 8، خرداد 1387، صص 8ـ9)، "چرايي و چگونگي تعاملات فرهنگي جمهوري اسلامي ايران با روسيه"، "نقش فرهنگ در روابط ايران و آسياي مرکزي"، "وهابيت در روسيه"، "سياست‌هاي جديد فرهنگي روسيه"، "کليساي ارتدوکس روسيه؛ ساختار و فعاليت‌هاي آن"، "فعاليت‌هاي فرهنگي امريکا در ترکمنستان"، "بلعيده شدن آسياي‌ميانه و غفلت ما"، "رقابت‌ها‌ي فرهنگي در آسياي مرکزي و قفقاز"، "آسياي مرکزي، بهشت فرهنگسازي ايران"، "نقش فرهنگ در توسعه روابط ايران با کشورهاي آسياي مرکزي"، "ايران و ترکمنستان بعد از نيازاف"، "ضرورت تحکيم روابط سياسي و فرهنگي ج.ا.ايران با ترکمنستان"، "تروريسم در اسناد بين‌المللي (نگاهي به راه‌هاي پيشگيري از وقوع آن)"، "روسيه، شوروي نيست!"، "ابيورد سهره يا سهر" (رک. مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، ش 38، تابستان 1381، صص 155ـ164)، "مقيم رتبه ديدار" (رک. کيهان فرهنگي، ش 183، دي 1380) و آثار در حال نگارش، همچون: اسلام، مسلمانان و تشيّع در روسيه، بخشي از کارنامه علمي اين رايزن فرهيخته کشورمان در روسيه مي‌باشد. گفتني است محل اسکان ما طبقه فوقاني ساختمان رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در مسکو نزديک خيابان اصلي پروسپکت ميرا مي‌باشد که اتاق‌هاي آن طبقه جملگي به اهتمام اين رايزن تيزبين و پرکار، ساخته شده است، چيزي که عموماً در مأموريت‌هاي رايزن‌ها، کمتر مشاهده شده است!

بايد افزود که رايزن کاردان و لايق ايران، مدتي پيش در خصوص مسائل مختلف فرهنگي، از جمله برنامه‌هاي انجام گرفته از سوي رايزني در حوزه نشر آثار اسلامي و ادبي، با خبرگزاري مهر مصاحبه‌اي جالب انجام داده بودند که نقل بخش‌هايي از آن، در اين نوشتار، خالي از لطف نخواهد بود، ايشان مي‌گويند: <وقتي در سال ۱۹۹۱م فروپاشي رخ داد، فدراسيون روسيه ۱۵۴ ميليون نفر جمعيت داشت و ۸ ميليون هم مهاجر به آنها افزوده شد؛ از جمعيت کل آن سرزمين در آن زمان

۱۳ ميليون نفر مسلمان بودند. امروز جمعيت کل به ۱۴۰ ميليون نفر رسيده، که ۳۰ ميليون آنها مسلمان هستند که اين نشان از اقبال مردم به اسلام دارد>. وي با اشاره به اينکه در روسيه همزيستي مسالمت‌آميزي بين مسلمانان و مسيحيان و همچنين پيروان مذاهب اسلامي وجود دارد، بيان کرد: <مسلمانان و ارتودوکس‌ها به يک درک متقابل از هم رسيده‌اند و اختلافي بين آنها و همچنين پيروان مذاهب مختلف اسلامي هم وجود ندارد. مردم روسيه شيعيان را افرادي خردگرا مي‌دانند که در هيچ ناآرامي هم دست نداشته‌اند>.

رايزن فرهنگي ايران در روسيه، در بخش ديگري، به فعاليت‌هاي ادبي رايزني در روسيه نيز پرداخته، مي‌افزايد: <از سال ۱۸۰۵م که نخستين اثر فارسي به روسي ترجمه شده، ۱۰۰ سال گذشت، تا اينکه نخستين اثر روسي به فارسي ترجمه شد. پيش از انقلاب اسلامي، اتحاد جماهير شوروي، در ايران رايزني داشت، ولي ما نداشتيم ولي پس از انقلاب ايران، اين اتفاق برعکس شد و البته اين روزها تدارکات آغاز به کار رايزني روسيه در ايران چيده شده است. از زماني که ما در روسيه رايزني داشته‌ايم، تاکنون ۱۶۰ عنوان اثر را به روسي ترجمه و در آن کشور منتشر کرده‌ايم که ترجمه دفاتر شش‌گانه مثنوي معنوي، يکي از شاخص‌ترين آنهاست که پيش‌تر هم در فدراسيون روسيه، به عنوان کتاب سال انتخاب شد؛ همچنين اين کتاب در سال ۱۳۸۷ جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي را به عنوان بهترين ترجمه، به خود اختصاص داد؛ اين اثر از جمله آثاري بود که در روسيه مورد اقبال قرار گرفته است. توافقاتي با انتشارات سمت انجام شده و کتاب‌هاي زيادي را ترجمه کرده يا در دست ترجمه داريم. همچنين کتاب‌هايي از انتشارات اميرکبير، از جمله مجموعه قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب، اثرِ زنده‌ياد مهدي آذريزدي را نيز در دست آماده‌سازي داريم که اين مجموعه به صورت کتابِ صوتي هم منتشر مي‌شود>. به گفته وي کتاب‌هاي شهيد مطهري از ديگر عنوان‌هايي است که به زبان روسي ترجمه و در آن کشور منتشر شده است.

رايزن فرهنگي ايران در روسيه ديگر تلاش انجام شده براي معرفي آثار ادبي ايراني به مردم روسيه را ايجاد بانک اطلاعات و کتابخانه ديجيتال عنوان نمود و گفت: <ما سعي کرديم کتاب‌هاي ايراني که از سال ۱۸۰۵م به روسي ترجمه شده را گردآوري کرده و با ديجيتال‌سازي آنان، قصد داريم با همکاري مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي کتابخانه ديجيتال از آثار ايراني ترجمه شده به روسي را براي استفاده مردم روسيه معرّفي کنيم. اکنون هر ماه به عناوين کتاب‌هاي اين کتابخانه ديجيتال اضافه مي‌شود و از آنجا که مردم روسيه از کتابخوان‌ترين‌ها هستند در کنار توجه به کتاب در معناي سنتي آن، ‌اقبال خوبي به اين کتابخانه ديجيتال و آثارش هم دارند>.

وي ترجمه و انتشار کتاب زندگي و آثار خيام به قلم علي ولايتي را از ديگر برنامه‌هاي در دست اجراي رايزني فرهنگي دانسته و تبيين کرد: <ترجمه اين کتاب به پايان رسيده و مراحل فني چاپ در دست انجام است. در ضمن يکي از کتاب‌هاي انتشارات سمت در 5 جلد، به عنوان منبع دانشجويان روس فارسي‌آموز در حال چاپ است که جلد نخست آن به زودي منتشر مي‌شود. بايد بيفزايم که همه اين کتاب‌ها با سرمايه و هزينه ناشران روسي منتشر مي‌شود و ما تنها تعدادي از اين نسخه‌ها را مي‌خريم و در مراکز علمي و کتابخانه‌اي و يا مراسم‌هاي ويژه توزيع مي‌کنيم>.

ابراهيمي چگونگي انتخاب کتاب‌ها را متناسب با نياز مخاطبان روسي دانسته و گفت: <وقتي يک ناشر احساس کند کتابي مخاطب دارد روي آن سرمايه‌گذاري مي‌کند و آنها احساس کرده‌اند کتاب‌هايي که نياز ۳۰ ميليون مسلمان کشورشان را فراهم کند در ادبيات ايران موجود است. همچنين به ادبيات کلاسيک ما هم علاقمند هستند و اذعان دارند که در بين کشورهاي منطقه ادبيات ايران داراي مزيت است. واقعيت اين است که ۷۰ سال روس‌ها در ايران فعاليتِ فرهنگي داشتند که در آن بازده زماني، ما در کشور روسيه حضور فرهنگي نداشتيم و حال ما هر فعاليتي داشته باشيم، بايد به اندازه‌اي باشد که آن ۷۰ سال را هم پوشش دهد و جبران کند. ما بايد نقاط قوت خود را بشناسيم و بدانيم چه مزيت‌هايي از ما براي روس‌ها مهم‌تر است و روي آنها بيشتر سرمايه‌گذاري کنيم؛ البته الحمدلله با تفاهم نامه‌هاي امضا شده مسئولان عالي‌رتبه دو کشور راه براي رسيده به اين هدف هموارتر شده است>.

بايد بيفزايم که در هفته‌ نخست اقامت بنده و استاد صدرايي در ساختمانِ رايزني فرهنگي ايران، افزون بر توفيق مصاحبت با دانشمند معزّز دکتر ابراهيمي ترکمان، با جنابان دکتر اردبيلي، رئيس دانشگاه مفيد قم و دکتر فاضل ميبدي از اساتيد دانشگاه، که تازه از سفر سنت پترزبورگ به مسکو برگشته بودند و شب عازم ايران بودند، دقايقي پيرامون مسائل مختلف روز ايران و روسيه تبادل نظرهايي کرديم که براي بنده بسيار مفيد و ارزنده بود. همچنين در ميانه هفته، دوستان عزيزي از ايران تشريف آورند که مصاحبت با آن‌ها به شب‌هاي نقره‌اي مسکو، حال و هواي خاصّي بخشيد؛ آقايان نوراللهي به همراه فرزندش آقا مصطفي و آقاي قبادلو به همراه فرزندشان آقا مرتضي براي يک سفر تفريحي به روسيه آمده بودند که البته به جهت محدوديت زماني و اشتغال قهري ما در موضوع نسخ خطي فارسي در بنياد ايران‌شناسي، توفيق مصاحبت با دوستان اندک بود؛ البته اين کمترين و استاد صدرايي، تمايل داشتيم، به جهت اشتغال جناب قبادلو در مرکز بين المللي مخطوطات اسلامي و همگرايي با برنامه ما، بيش‌تر در خدمت ايشان باشيم و اگر بشود در ديدارها از اماکن فرهنگي و مراکز علمي در مسکو و سنت پترزبورگ، در زمينه اشتراک گذاري آگاهي‌ها، بخصوص در حوزه نسخ خطي، بيش‌تر بهره ببريم؛ ولي شوربختانه بجز موارد نادر که در معيتِ جناب ذوقي، کنار هم قرار داشتيم، عملاً محدوديت‌ها مانع از تحقق اين امر گرديد، به هر تقدير به همين اندک مصاحبت با اين عزيزان نيز، شخصاً بهره‌ها بردم.

 

مرکز ادبيات شرق کتابخانه دولتی روسيه

امروز روز سه‌شنبه بيستم تيرماه، به اتفاق آقايان صدرايي و لايق، با مترو به بنياد رفتيم و الحمدلله به يمنِ لطفِ استادم، جناب آقاي سيّد محمّد اصفيايي، که آشنائي مختصرم با الفباي روسي مديون اوست، ‌توانستم با هجّي آدرس‌ها به روسي، مسير رفت و برگشتمان به ساختمان رايزني را فرا گيرم. دفتر بنياد ايران‌شناسي مسکو در خيابان نيکولايامسکايا (شماره 1، طبقه چهارم) در دويست متري ايستگاه متروي تاگانسکايا (خط متروي قهوه‌اي حلقوي) کنار يکي از ساختمانهاي مشهور به هفت خواهران، ضمن مجموعه‌اي فرهنگي متعلّق به ژاپن، انگلستان و فرانسه

و برخي کشورهاي ديگر و نيز کتابخانه ادبيات خارجي قرار دارد. ورودي بنياد ايران شناسي، بدون اشاره به ميراث و تمدن کهن اسلامي و شيعي ايران، تنها به تابلوها و عکس‌هايي از دوره هخامنشي زينت يافته است. کتابخانه بنياد، حاوي بيش از ده هزار جلد کتاب به زبان‌هاي فارسي، روسي، عربي و غيره مربوط به فرهنگ ايران زمين است که در حال تکامل است. دو دانشجوي ايراني، آقاي شهبازي که در رشته نفت و گاز اشتغال به تحصيل دارد و سيّد حسين موسويان که دانشجوي ادبيات زبان‌هاي باستاني ايران، با اين بنياد همکاري مي‌کنند که دانشجوي اخير پيش‌تر عضو تيم ملي تکواندو در ايران و از چهره‌هاي مطرح ورزش کشور در سطح بين المللي نيز بوده است. استاد دکتر حيدرنيا، با خوشرويي تام، به گرمي از ما استقبال مي‌نمايند و ضمن خوش‌آمدگويي و پذيرايي، گزارشي از روند تشکيل و فعاليت‌هاي بنياد ايران‌شناسي ارائه مي‌دهند که عمدتاً فوقاً اشاره گرديد. در ادامه اين کمترين نيز تعدادي از تأليفاتِ ناچيز خود را، جهت استفاده محققان روسي و ايراني مقيم روسيه، به کتابخانه عامره بنياد ايران‌شناسي، تقديم مي‌نمايم؛ اين آثار عبارت بودند از: معجم الآثار المخطوطة حول أميرالمؤمنين علي بن أبي‌طالب× في مکتبات العالم، فهرست نسخه‌هاي خطي کتابخانه مجلس (جلد 1/40)، فهرست نسخه‌هاي خطي ترکي کتابخانه آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي&، کتابشناسي فهارس دستنويس‌هاي اسلامي کتابخانه‌هاي جهان، فهرست‌نامه ايران، گلگشت و کتاب تازه انتشار جستاري درباره اسلام و تشيّع در اروپا، با تأکيد بر تشيّع در آلمان و البته استاد صدرايي نيز چند جلد از آثار تأليفي خود را به کتابخانه بنياد، اهدا ‌نمودند. در ادامه با حضور دکتر حيدرنيا، استاد صدرايي و راقم سطور، جلسه‌اي با خانم اسماعيلي (مترجم جلد چهارم فهرست نسخ خطي فارسي)، برگزار گرديد و به فراخور زمان، بخش‌هايي از متن ترجمه فارسي با متن روسي فهرست، تطبيق و مورد بررسي قرار گرفت و رهنمودهاي لازم براي تکميل کار، به ايشان، ارائه گرديد. از آنجا که طبق هماهنگي قبلي، امروز مي‌بايست از چند مرکز فرهنگي در مسکو ديداري داشته باشيم، ادامه بررسي فهرست‌هاي ترجمه شده، به جلسه بعدي موکول گرديد.

 

ساعت يازده صبح براي بازديد از مرکز ادبيات شرق کتابخانه دولتي روسيه (لنين سابق)، به همراه استاد صدرايي، دکتر محسن حيدرنيا، آقاي فتح الله ذوقي، آقاي سيد حسين موسويان، خانم آيدا سوبولوا و راقم، پس از طي مسافتي با مترو، ابتدا از ايستگاه لنين وارد ميدان بزرگي شديم که مجسمه فئودور داستايوفسکي در آن قرار داشت و طبق معمول کبوتري بر سر وي نشسته بود! سپس از گوشه‌اي، وارد اين مجموعه ارزشمند شديم و با استقبال گرم کارمندان علمي اين بخش، بخصوص خانم ماريا و خانم دکتر گولتکين شاميلي، از محققان به نام اين مرکز، روبه‌رو شديم. خانم شاميلي ضمن خوش‌آمدگويي و ابراز خرسندي از حضور ما در اين مرکز، آخرين تحقيقات علمي شخصي خود را در مورد موسيقي سنتي ايران ارائه دادند. تز دکتري ايشان يک رساله موسيقي به فارسي با مؤلفي ناشناخته بوده است که در باکو به شماره M-251 نگهداري مي‌گردد. خانم شاميلي اصالتاً اهل آذربايجان و شهر باکو است و هر از گاهي با وي به ترکي هم صحبت مي‌کرديم. ايشان در ادامه بازديد، تصويري از نسخه‌ خطّي فارسي رساله در علم موسيقي را که خودشان بخش‌هايي از آن ‌را تصحيح کرده‌اند، به آقاي دکتر حيدرنيا تقديم نمودند. او همچنين از ما درخواست نمودند تا در صورت امکان، تصوير نسخه کاملي از اين نسخه خطّي که در کتابخانه‌ مجلس شوراي اسلامي‌ است، نگهداري مي‌شود برايش ارسال کنند و بنده هم قول دادم که آن را يافته و براي ايشان بفرستم؛ خوشبختانه دوست دانشمندم آقاي ذوقي، که در بنياد مطالعات اسلامي مسکو فعاليت دارد و همراه ما در اين ديدار حضور داشتند، قبول زحمت نموده تا يکي دو روز آينده از طريق سايت کتابخانه مجلس مشخصات نسخه را جستجو نموده، اخذ و به ايشان تحويل بدهند.

مرکز ادبيات شرق، بخشي از کتابخانه دولتي لنين، در حدود هشتصد هزار کتاب دارد که از اين تعداد، حدود بيست و دو هزار مجلد آن به فارسي است که از اين تعداد حدود ده هزار عنوان کتاب و يازده هزار عنوان نيز نشريه به زبان فارسي است. در اين مرکز، از 220 زبان آسيايي و آفريقايي کتاب وجود دارد که در نوع خود کم‌نظير است. اين مرکز داراي بخش تخصصي ايران، شبه قاره، آفريقا، آسياي مرکزي و بخش آسيايي است. اين مرکز داراي 25 نفر کارمند است که متوسّط سطح تحصيلات آنان بين ديپلم تا فوق ليسانس است و تنها فرد داراي مدرک دکتري که با اين مرکز همکاري دارد، خانم دکتر شاميلي است.

سپس همگي با راهنمايي خانم شاميلي به سمت اتاق نسخه‌هاي چاپ سنگي و چوبي رفتيم. در اين اتاق آثار نفيس و ارزشمندي از ادبيات و متون علمي ايران به چشم مي‌خورد، از جمله مثنوي معنوي مولوي چاپ سنگي به سال 1852م در لندن؛ از نکات جالب توجّه اين اثر دو زبانه بودن آن بود؛ در ستون سمت راست ابيات فارسي و در ستون سمت چپ نيز ابيات ترکي از سليمان افندي آمده است. يکي ديگر از آثار چاپ سنگي، زيج اُلغ بيک بن شاهرخ بن تيمور بود که در سال 1665م در آکسفورد به چاپ رسيده‌ بود. فرهنگ چهار زبانه‌ فارسي، فرانسه باستان (گُلي)، لاتيني و ايتاليايي از آثار برجسته اين مجموعه بود. اين کتاب توسّط کشيش کرميلت آنجلو ژوزف (سفير اسپانيا در اصفهان)، هنگامي که در زمان سلطنت شاه سلطان حسين صفوي، مقيم اصفهان بوده، تأليف گرديده‌ و در سال 1684م در آمستردام هلند به چاپ رسيده است. در اين اتاق همچنين، شاهنامه‌اي از محمد بن محمد اشرفي، سفير وقتِ ايران در روسيه تزاري به چشم مي‌خورد به نام شاهنامه‌ همايوني و در زمان کاترين دوم و در مدح او سروده شده ‌است. در اين کتاب که در سال 1793م به چاپ رسيده است، از يهوديان کريمه و گروه قرائيم سخن رفته است. ديوان حافظ شيرازي چاپ سال 1791 کلکته؛ گلستان سعدي چاپ سال 1809 لندن؛ کتاب مارک آورلي آنتونين امپراطور روم به فارسي، چاپ سال 1831م روسيه و ترجمه فارسي تحرير اقليدس خواجه نصيرالدين طوسي که در سال 1824م در کلکته به چاپ رسيده، از ديگر کتب چاپ سنگي به نمايش گذاشته در اين بخش بوده است.

در قفسه‌هاي کتب اين بخش، کتاب‌هاي ارزشمندي وجود داشت که برخي تاکنون به نظر نرسيده بود. گفتني است در بنياد ايران شناسي مسکو کتابي با عنوان کتابشناسي و مقاله‌شناسي تحقيقات ايراني در روسيه مربوط به سال‌هاي 1905ـ1967م ديده بودم که در آن عناوين حدود ده هزار مقاله و کتاب گزارش شده بود، اينجا هم در مرکز ادبيات شرق، گفتند بخش بعدي اين پژوهش سترگ، مشتمل بر مقالات و کتب منتشر شده درباره تحقيقات ايراني در روسيه بين‌ سال‌هاي 1968 تا 1991م وجود دارد، که به اين ترتيب تمامي عناوين و مشخصاتِ مقالات و کتب منتشر شده در دوره اتحاد جماهير شوروي را پوشش خواهد داد. خوشبختانه در سفر سنت پترزبورگ هم متوجّه شديم، در چند سال اخير کتابي در همين زمينه منتشر شده و در آن عناوين مقالات و تحقيقات ايران شناسان روسي از آغازين سال‌هاي خاورشناسي در روسيه تا سال 1905م گزارش شده است و البته الحمدلله نسخه‌اي از آن توسّط يکي از ايران شناسان شاغل در انستيتو نسخ خطي شرقي آکادمي علوم، به استاد صدرايي نيا اهدا گرديد. به اين ترتيب اين سه جلد کتابشناسي و مقاله‌شناسي آينه‌اي جامع از پژوهش‌هاي ايراني منتشر شده در روسيه خواهد بود که به نظر مي‌رسد در مجموع آن سه جلد، عناوين بيش از 25000 مقاله و کتاب گزارش شده باشد.

بايد افزود بعد از بازديد از بخش نسخه‌هاي چاپ سنگي و چوبي، به سمت مخزن کتاب‌ و نشريات فارسي رفتيم. در اين بخش ابتدا بازديد کوتاهي از برگه‌دان‌هاي کتابخانه صورت گرفت؛ کشوهاي آبي رنگ فهرست موضوعي کتاب‌ها و کشوهاي سفيد رنگ نيز بر اساس مؤلّف و عنوان کتاب تنظيم شده ‌بودند؛ متأسفانه به دليل کمبود اعتبارات مالي، اين فيش‌کارت‌ها، هنوز رايانه‌اي نشده‌اند. عدد هفده در اين گنجينه، اختصاص به آثار فارسي دارد. گفتني است مرکز ادبيات شرق کتابخانه دولتي روسيه، به طور متوسّط روزانه پذيراي 10ـ15 پژوهشگر مطالعاتِ ايران‌شناسي و شرق‌شناسي است و اين بخش به جز يکشنبه‌ها، همه روزه، از ساعت 10 صبح تا 6 عصر بر روي پژوهشگران باز است. به جهت نفاست آثار، کتب اين بخش فقط براي مطالعه در اين بخش است و امکان امانت دهي نيست.

 

کتابخانه دولتی روسيه (لنين سابق)

روز چهارشنبه بيست و يکم تيرماه، همراه همان دوستان ديروز، طبق هماهنگي قبلي، وارد کتابخانه‌ي دولتي روسيه شديم؛ کتابخانه‌اي که چند روز پيش از سفر، يعني يکم ژولاي سال 2012، يادمان يکصد و پنجاهمين سالروزِ تأسيس کتابخانه دولتي روسيه برگزار شده بود. در برخي منابع روي خطي،  گاهي از اين کتابخانه، تعبير به "کتابخانه ملّي روسيه" شده که اگر اطلاقي حقيقي باشد، طبعاً "کتابخانه ملي روسيه در سنت پترزبورگ" به عنوان دومين کتابخانه ملّي روسيه خواهد بود؛ بر اين پايه، فدراسيون روسيه تنها کشوري در جهان خواهد بود که داراي دو کتابخانه ملّي مي‌باشد!

بنياد کتابخانه دولتي به سال 1828م و مجموعه کتاب‌هاي گراف  نيکلايا پترويچ رومانتسف (1754ـ1826م)، کنسول روسيه و فرزند فرمانده ناوگان روسيه، سرچشمه مي‌گيرد که شامل بيش از 28 هزار کتاب، 710 نسخه خطي و 1000 نقشه در موضوع تاريخ روسيه مي‌گرديد و آنها در سنت پترزبورگ در موزه‌اي به نام وي جمع آوري شده بود. از آنجا که در آن مقطع تاريخي، مسکو فاقد کتابخانه‌اي خوب بود، در سال 1861م با ابتکار مردم روسيه، موزه رومانتسف و مجموعه کتاب‌هاي آن به خانه پاشکوف در مسکو منتقل گرديد و يک سال بعد هم در يکم ژولاي سال 1862م همراه جشن باشکوهي، با نام موزه عمومي مسکو، رسماً افتتاح گرديد. چند سال بعد خانواده امپراتور از تأسيس اين موزه جانبداري کرده و خواهان تکميل آن مجموعه شدند؛ بر اين پايه کتابخانه شخصي خود را به آن موزه پيشکش نمودند. در آن زمان با حکم امپراتور الکساندر دوم ترکيب کارمندان و بودجه کتابخانه تاييد و حق کتابخانه بر دريافت يک نسخه الزامي از هر نشريه چاپي منتشره در روسيه قانوني شد. علاوه بر ورودهاي مداوم، صندوق کتابخانه توسط اعانات تکميل مي‌شد. مثلا مجموعه کتاب‌هاي اهدا شده به کتابخانه توسط آبراهام نوروف، وزير آموزش و پرورش ملي شامل 16 هزار کتاب بود. آثار نويسندگان يوناني و رومي، آثار ماکياولي، تنها مجموعه آثار نوشته شده توسط جوردانو برونو با دستخطي بر روي يکي از کتابها، مونوگرافي‌هاي دانشمندان روس در نيمه اول قرن نوزدهم ـ اين مجموعه تا بحال يکي از با ارزش‌ترين کلکسيون در صندوق کتابخانه موجود است ـ اين مجموعه را تشکيل دادند. صدها مجموعه، کتاب‌هاي خاص و نسخ خطي از طريق اهدا کنندگان به کتابخانه تحويل شدند از جمله اين افراد کوزما سلداتينکوف، تاجر و ناشر، دانشمند فيودور چيژيکوف، ولاديمير اودوئيفسکي،

کتاب دوست و و موسيقي شناس، پسر الکساندر پوشکين، سوفيا، دختر تولستوي و بسيار افراد ديگر در ميان اين اهدا کنندگان بودند. در اين ايام نام اين مجموعه به موزه رومانتسف و امپراطوري مسکو تغيير يافته بود؛ رسم هديه ادامه يافت و به تدريج شخصيت‌هاي ادبي و علمي روسيه نيز همچون لئو تالستوي، فئودور داستايوفسکي، آنتوان چخوف، ولاديمير کارلونکو، مندليوف، تيميريازوف، تسولکافسکي، ورسايوف، کلوچفسکي و ديگران نيز در سال‌هاي بعد با اهداي برخي آثار، از ياري دهندگان، مراجعه کنندگان و مطالعه کنندگان آثار اين کتابخانه در قرون 19 و 20 ميلادي بودند. در سال‌هاي 1914ـ1915 مخزن کتب جديد با 500 هزار جلد و يک اتاق مطالعه براي 300 خواننده افتتاح شد. مرحله جديد تغييرات اساسي در زندگي کتابخانه به دوره اتحاد جماهير شوروي مربوط مي‌شود. اين موزه، همزمان با آغاز تغييرات سياسي ـ اجتماعي در روسيه، در سال 1917م به موزه دولتي رومانتسف تغيير نام يافت؛ پس از انقلاب 1917م کتابخانه در مدت کوتاه بخشي از موزه رومانتسف بود که البته بعدها مستقل شد. در سال 1924 اين کتابخانه، نام کتابخانه عمومي روسيه، به نام ولاديمير ايليچ اوليانوف (لنين) نام گرفت، امّا از سال 1925 به کتابخانه عمومي اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي به نام لنين تغيير نام يافت و اين نام تا 29 ژانويه سال 1992 که با صدور فرمان رئيس جمهور روسيه (يلتسين) نام کتابخانه، به کتابخانه دولتي روسيه تبديل شد، پابرجا بود.

در کتابخانه دولتي روسيه مجموعه منحصر به فرد از اسناد داخلي و خارجي به 367 زبان وجود دارد. حجم مخزن بيش از 43000000 کتاب، نشريات ادواري 450000، تعداد پايان نامه‌ها 713800، تعداد ميکروفيلم‌ها 3600000 و تعداد نقشه‌ها نيز 147800 عدد مي‌باشد. در اينجا مجموعه‌هايي تخصّصي از منابع غيرکتابي، همچون لوح‌هاي فشرده، نوت‌هاي موسيقي، نوارها و فايل‌هاي صوتي، و جز آنها وجود دارد. کتابخانه‌ دولتي روسيه بعد از کتابخانه کنگره ايالات متّحده ‌آمريکا، بزرگترين کتابخانه‌ي جهان محسوب مي‌شود؛ امّا مسؤولان اين کتابخانه بر اين باورند که اين کتابخانه مقام نخست را در جهان دارد، چرا که در کتابخانه کنگره امريکا، تعداد نشريات و مجلدات اثر نيز محاسبه شده است و اين در حالي است که در اين کتابخانه هر عنواني يک اثر تلقي شده است، براي مثال اگر يک عنوان نشريه‌اي 200 شماره دارد، بر خلاف کتابخانه کنکره امريکا، تنها يک عنوان محاسبه شده است! در ضمن در اين کتابخانه حدود 215 نسخه خطي عربي، 200 نسخه ترکي و 116 نسخه خطي فارسي نگهداري مي‌شود که دو جلد فهرست به زبان روسي نيز براي اين آثار فارسي نوشته شده است و ترجمه فارسي يکي از اين فهرست‌ها که در معرفي شصت نسخه خطي اسلامي است، به اهتمام علي بهراميان در سال 1379ش از سوي کتابخانه آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي& در قم منتشر شده است. بايد افزود که اين کتابخانه که روزانه پذيراي 2000 پژوهشگر است، به‌جز يک‌شنبه‌ها، ‌همه روزه، از ساعت ده صبح تا شش عصر پاسخ‌گوي نيازهاي مراجعه‌کنندگان و پژوهشگران است.

ما پس از ورود به کتابخانه دولتي روسيه، ابتدا در دفتر رئيس افتخاري کتابخانه، جناب آقاي فئودروف ويکتور واسيليوچ حضور يافتيم و در اتاق بسيار گرم خود، با استقبال گرم ايشان و همراهانشان همچون خانم ناتاليا چرنيکوا، روبه‌رو شديم. اتاق رئيس، همه چيز بسيار ساده تنظيم شده بود و رئيس کتابخانه، ضمن خوش‌آمدگويي اظهار داشت که: <بسيار خوشحالم که امروز اين امکان ميسّر شد تا با شما عزيزان ملاقات کنم. روابط فرهنگي ميان دو کشور بزرگ ايران و روسيه بسيار خوب و عميق است. من دو سال قبل ميهمان کتابخانه‌ ملّي ايران در تهران بودم و از اين مسافرت خيلي لذّت بردم. بنده حدود دوازده سال است که رياست افتخاري اين کتابخانه را بر عهده دارم>.

ايشان در تبيين تاريخچه مختصر کتابخانه افزودند: <بنياد کتابخانه دولتي روسيه در سال 1827م، يعني در زمان حيات الکساندر پوشکين (شاعر شهير روسيه با تبار حبشي)، تأسيس شد. در آن زمان پايتخت روسيه سن‌پترزبورگ بود و کتابخانه‌ اصلي روسيه نيز در آن شهر قرار داشت. وزير اعظم روسيه در آن وقت، گراف رومانتسف، بود. او ميل و عشق فراواني به جمع‌آوري کتاب داشت. وي در کتابخانه شخصي‌اش نسخ خطّي فراواني را از زبان‌هاي فارسي و عربي و ترکي و عبري و... نگهداري مي‌کرد. رومانتسف پيش از مرگش در سال 1828م وصيت کرد که تمام کتاب‌هايش به دولت روسيه برسد. به همين جهت در سال 1861م کتابخانه‌ او از سن‌پترزبورگ به مسکو منتقل شد. وقتي در سال 1918م پايتخت شوروي از سن‌پترزبورگ به مسکو انتقال پيدا کرد، لنين فرمان داد که کتابخانه رومانتسف، کتابخانه‌ ملّي شوروي شود. کتابخانه دولتي روسيه، بالغ بر چهل و سه ميليون کتاب و چند هزار نسخه‌ خطي و نشريه دارد. در اين مرکز بزرگ، دو هزار کارمند مشغول به کار هستند و به طور ميانگين در هر هفته چهار هزار نفر به آنجا مراجعه مي‌کنند. در مجموع دو هزار صندلي براي مطالعه در سالن‌هاي اين کتابخانه وجود دارد. در بزرگترين تالار مطالعه‌، چهارصد و شصت و پنج صندلي قرار دارد. در اين کتابخانه تالارهاي ويژه‌اي نيز براي اجراي کنسرت‌هاي موسيقي، برگزاري مسابقات شطرنج و مراسم‌هاي خاص وجود دارد. علاوه بر اين تالارها، مراکز مطالعات جغرافيايي، نسخ خطّي، ‌ادبيات شرقي و... در اين مجموعه به چشم مي‌خورد. در کل اين کتابخانه بيش از صد تالار و مرکز علمي دارد. مساحت کلّي کتابخانه دولتي روسيه تقريباً صد و چهل هزار متر مربّع در 19 طبقه است. در ضمن ساختمان ديگري به مساحت نود هزار متر مربّع نيز قرار است به اين مجموعه‌ اضافه شود>.

آقاي فئودروف، که در سال‌هاي حاکميتِ کمونيست‌ها، از اعضاي کميته مرکزي حزب کمونيست بوده و تحصيلاتش و مطالعاتش در زمينه اقتصاد است، در ادامه،

از سيستم خاص کتابداري کتابخانه در زمان شوروي دفاع کرده و مي‌گويد: <ما

همان تکنيک و سيستم کتابداري خود را تاکنون ادامه مي‌دهيم، هرچند که ما

با فن‌آوري‌هاي جديد نيز بيگانه نيستيم. در اينجا هر عضوي از کتابخانه، حتّي اگر

در دورترين نقاط اين کشور بوده باشد، مي‌تواند کتاب مورد نظرش را سفارش دهد و در مدّت کوتاهي آن را، در قالب سيستم امانتي، تحويل بگيرد. اين کتابخانه کار آموزش کارمندان و دانشجويان کتابداري را نيز بر عهده دارد. همه ساله از کشورهاي ديگر براي دوره‌هاي دانش‌افزايي به آنجا مراجعه مي‌کنند، تا با آخرين دستاوردهاي کتابداري و حفظ کتاب و نسخ خطّي آشنا شوند. همه ساله نزديک به يکصد و ده هزار کتاب به چاپ مي‌رسد که اين کتابخانه چند نسخه از هر کتاب را تهيه مي‌کند. در کتابخانه‌ دولتي روسيه، يکصد و پنجاه کارمند داراي مدرک دکتري و مابقي فوق ليسانس هستند>.

رئيس کتابخانه در پايان سخنانش اظهار داشت که: <من مي‌توانم بگويم که ايران با فرهنگ کهنش براي مردم روسيه مانند گوهر است، گوهر شرق؛ تصوّر مي‌کنم روس‌ها ايران ‌دوست هستند و بسياري از شعراي ايران را مي‌شناسند. يکي از دوستانم، که در انتشارات کار مي‌کند، مي‌گويد: <تنها کتابي که خيلي خوب به فروش مي‌رود رباعيات عمر خيام است با اينکه قيمت آن چيزي در حدود صد دلار مي‌باشد>!

بعد از صحبت ايشان، آقاي دکتر حيدرنيا، رئيس بنياد ايران شناسي، از رياست کتابخانه سپاسگزاري کرده و گفتند: <ما بسيار خوشحاليم که به ايران سفر کرده و از نزديک با کتابخانه‌هاي ما نيز آشنا شده‌ايد>.

وي افزود: <اين دو استاد عزيزي که ميهمان ما در بنياد بين‌المللي ايران‌شناسي و رايزني فرهنگي ايران هستند، نمايندگان کتابخانه آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي& در قم مي‌باشند که بزرگترين مرکز نسخ خطّي در ايران است و اين عزيزان به دعوت ما، براي همکاري در پروژه مربوط به نسخ خطي فارسي به روسيه، آمده‌اند. ما در تلاشيم تا نسخه‌هاي خطّي فارسي در روسيه را به ايرانيان پژوهشگر و نسخه‌هاي خطّي ايران را به دانشمندان روس معرّفي کنيم. چنان‌که از سال گذشته تاکنون مشغول ترجمه فهرست نه جلدي مشتمل بر هزار نسخه خطّي فارسي موجود در انستيتوي نسخ خطي شرقي آکادمي علوم روسيه در سن‌پترزبورگ هستيم و البته اين کار، با همکاري خانم دکتر ايرِنا پاپوا، رئيس انستيتو و کارشناسان نسخه‌هاي خطي که اکنون در حضور شما هستند، انجام مي‌گيرد>.

بعد از ديدار با رياست کتابخانه و اهداي يک جلد فهرست نسخه‌هاي خطي کتابخانه مجلس شوراي اسلامي (جلد 1/40) تأليفِ خود، به ايشان و اخذ چند تصوير دسته جمعي، از ايشان خداحافظي نموده و با راهنمايي خانم ناتاليا و ديگران از بخش نسخه‌هاي خطّي اين کتابخانه نيز ديدن کرديم؛ بر سر درِ مخزن، نوشته‌هايي به رنگ طلايي از دوره رومانتسف مشاهده مي‌شد. همانگونه که اشاره گرديد، بنياد اين بخش در زمان حيات رومانتسف به وجود آمده بود؛ درآن زمان تنها چهار نسخه خطي فارسي وجود داشت، امّا بعد از آن به تهيه و جمع‌آوري نسخ خطّي فارسي ديگري نيز اقدام گرديد، چنانکه اکنون 116 عنوان نسخه خطّي فارسي

و تاجيکي در اين بخش موجود هست. در اين مرکز شصت هزار نسخه خطّي به چهل زبان کهن و جديد نگهداري مي‌شود که عمده آنها به زبان روسي نگارش يافته‌اند و همگي فهرست شده‌اند. علاوه بر اين نسخه‌ها، دستنويس‌هايي از آثار نويسندگان بزرگ روس مثل آنتوان چخوف و فئودور داستايفسکي و والنتين راسپوتين و ديگران، به خطّ خودشان در اين مکان، حفظ مي‌شود. بايد افزود که خمسه نظامي گنجوي با کتابت 881هـ ، مرکز ادوار فيضي دکني با کتابت 959هـ ، نزهة القلوب مستوفي با کتابت 869هـ بخط محمّد بن علي سلطانيوي (اهل سلطانيه)، تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندي از سده 11هـ و نيز عالم آراي اسکندي منشي از قرن 11هـ از جمله نسخه‌هاي خطي فارسي اين دومين کتابخانه بزرگ جهان است که در اين بخش به نمايش گذاشته‌اند. ناگفته نماند، همانگونه که خانم مسؤول بخش توضيح دادند مشخصات کامل‌ترِ اين نسخ به انضمام نسخ خطي فارسي ديگر با کد (Ф-185) که به ايران مربوط مي‌شود، از طريق وبسايت کتابخانه،  قابل مطالعه و بررسي است. همچنانکه پيش‌تر نيز در اين نوشتار اشاره گرديد، اين کتابخانه، حاوي 214 نسخه خطي عربي فهرست نشده و همچنين داراي 100 نسخه خطي ترکي است که البته از سوي الينا ليسي سيبنا فهرست شده است. در اين بازديد همچنين عنوان شد که فردي به نام برديف، فهرستي جامع براي قرآن‌هاي خطّي موجود در اين کتابخانه و ساير کتابخانه‌هاي روسيه در 560ص تهيه نموده است، ولي اين فهرستگان، هنوز منتشر نشده است. کتابخانه دولتي روسيه همچنين داراي 450 هزار سند تاريخي و سياسي به زبانهاي مختلف است که از اين تعداد تنها 2000 سند، به زبان فارسي مي‌باشد و بيشتر آنها متعلق به دوره‌هاي صفويه و قاجار است.

پس از رؤيت اين نسخه‌ها، از مخزن نسخ خطّي کتابخانه ديداري داشتيم. درجه هواي اين بخش در دماي مخصوصي نگه داشته مي‌شود. سيستم امنيتي و اطفاي حريق بسيار پيشرفته در اين تالار جلب توجّه مي‌کرد. در اين اثنا مقرر شد که از طريق بنياد ايران‌شناسي تصويري از فهرست موجود نسخ خطي 116 عنواني که در ذيل مجموعه ايران به شماره 185 نگهداي مي‌شود، تهيه و به کتابخانه آيت الله العظمي مرعشي نجفي& در قم ارسال شود. البته بايد يادآور ‌شوم که اين فهرستواره بايستي همان فهرستي باشد که ترجمه‌اي از آن به فارسي به اهتمام علي بهراميان در سال 1379 توسّط کتابخانه آيت الله العظمي مرعشي& در قم منتشر شده است، امّا در آن تنها، گزارشي مختصر از 60 نسخه خطي اسلامي موجود در اين کتابخانه، ارائه گرديده است، همچنانکه در همين فهرستواره روسي نيز دقيقاً 60 نسخه خطي اسلامي گزارش گرديده است!

 

مرکز بايگانی اسناد کهن روسيه

پس از ديدار از کتابخانه دولتي روسيه، طبق هماهنگي قبلي از مرکز بايگاني اسناد کهن روسيه، ديدار ‌نموديم و پس از کنترل وارد چند محوطه باز شديم، نقشي شبيه ستاره داود× منقش به دو مثلث به رنگ‌هاي قرمز و آبي، روي پله‌هاي ساختمان اين سازمان، مي‌توانست در بدو پيام روشني در اداره اين نهاد تاريخي به ما بدهد. وارد اتاقي بزرگ مي‌شويم، که قفسه‌هاي پلمپ شده کتابهاي چاپ کهن، تا سقف اتاق را اشغال کرده است. اتاق رئيس بسيار گرم است، اين کمينه از شدّت گرمي هواي تيرماه مسکو، ناگزير هنگام ورود، عرق‌ريزان، کت‌ِ خود را درمي‌آورم. آقاي ميخائيل ريژينکف رافائيلويچ، که فردي بسيار باهوش و جدّي به نظر مي‌رسيد، به گرمي از ما استقبال مي‌نمايد. وي مدت يازده سال است که مديريت

اين مرکز را عهده‌دار است و داراي دکتراي تاريخ شرق، مي‌باشد. طبق گفته وي، ساختمان مرکز بايگاني اسناد کهن روسيه در سال 1886م، در دوره‌اي که پايتخت روسيه، سن‌پترزبورگ بود، ساخته ‌شده ‌است. در ساختمان‌هاي اين مرکز فقط اسناد تاريخي روسيه نگهداري مي‌شود و اسناد معاصر در سن‌پترزبورگ بايگاني شده‌ است.

بعد از انقلاب اکتبر 1917م آرشيو اسناد وزارت خارجه‌ روسيه نيز به اين مجموعه اضافه شد. البته بايگاني اسناد وزارت خارجه‌ روسيه تنها تا سال 1946م در اينجا حفظ مي‌شود. بايد دانست که تا زمان پطر کبير در دربار روسيه بخش خارجي امپراتوري، به نوعي نقش وزارت خارجه را بازي مي‌کرد؛ تا اين‌که پطر کبير با الگو برداري از کشورهاي اروپايي، وزارت خارجه را در سال 1720م تأسيس نمود. تمامي اسناد مربوط به روابط ايران و روسيه تا قرن هجدهم ميلادي شامل قراردادها، اسناد سفارت‌خانه‌هاي روسيه در ايران و سفارت‌خانه‌هاي ايران در روسيه در اين مرکز نگهداري مي‌گردد که از اين حيث براي مطالعه روابط خارجي ايران و روسيه در دوران صفويه و زنديه، حائز اهميت است.

آقاي ريژينکف، در مدّت ملاقات و صحبت خود، سه سند تاريخي بسيار بزرگ و مهم، به ما نشان مي‌دهد، يکي به زبان فارسي و دو مورد هم به زبان ترکي که با لهجه چغتايي ـ لهجه معيار براي کتابت متون ترکي از قرن نهم هجري تا دوره قاجارـ نگارش يافته بود؛ يکي از آن اسناد، مربوط به عصر شاه عباس اوّل و درباره گرجستان بوده است، ديگري کتابت شده در سال 1075هـ در دارالسلطنه اصفهان متعلّق به اواخر سلطنت شاه عباس ثاني يا اوايل سلطنت شاه سليمان صفوي و اخيري هم گويا مربوط به دوره قاجار بود که اسامي مذهبي همچون نام <خدا>، <عيسي> و <المسيحية> به صورت مذهّب نگارش يافته بودند. اين اسناد بزرگ تاريخي که ابعاد برخي از آنها به 120*50 سانتيمتر مي‌رسيد بدون اينکه تا شود، به همان صورت در همان قطع خود در قاب‌هاي مخصوص نگهداري مي‌شود و جالب توجه است که حتّي کيسه‌اي که اين اسناد درون آنها بوده است نيز در آرشيو اين مرکز نگهداري مي‌شود . در وبسايت رسمي اين مرکز اطلاعات بيش‌تري ارائه گرديده است.

در اين مرکز علاوه بر ميليون‌ها سند تاريخي به زبان‌هاي شرقي فارسي و ترکي (بيشتر با لهجه چغتايي)، نسخه‌هاي خطي متعددي نيز به زبان‌هاي فارسي، عربي، ترکي و جز آن‌ها نگهداري مي‌شود. گفتني است از سوي ديميتري موروزوف، در سال 1996م، کاتالوگي براي نسخ خطّي عربي اين مرکز تنظيم گرديده ‌است و آقاي ريژينکف، نسخه‌اي از فهرست مذکور را به اين کمينه تقديم داشتند. بايد افزود که براي نسخه‌هاي خطي فارسي موجود در اين مرکز، هنوز فهرستي تهيه نشده است.

 

بايد افزود که در اين مرکز مجموعاً سه ميليون و دويست هزار پرونده سند و 554 نسخه خطّي که عمدتاً به زبان‌هاي شرقي همچون عربي، ترکي و فارسي است، وجود دارد. قديمي‌ترين سند در اين مرکز متعلّق به سال 1264م و قديمي‌ترين نسخه خطّي نيز کتابِ کشيش ساوا است که به قرن 11ميلادي تعلّق دارد. اين کتاب روي پوست گوسفند و به دو زبان بلغاري و روسي قديم نوشته شده‌ است. بايد افزود که قديمي‌ترين نسخه خطّي موجود در روسيه، انجيل «اُسْتْرُميرُوا» (شهردار نُوي گُراد) است، که در سن‌پترزبورگ نگهداري مي‌شود و به قرن 11 ميلادي (1055م) تعلّق دارد. اين اثر به زبان روسي باستان نوشته شده‌ است.

 

کتابخانه دولتی ـ تاريخی روسيه

عصر روز پنج‌شنبه بيست و دوم تيرماه 1391، ما در سومين روز سفرمان به کشور روسيه، به اتفاق خانم آيدا سوبولوا، خبرنگار بخش روسي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در روسيه که در حوزه ترجمه، با رايزني و بنياد نيز همکاري دارد و آقاي سيد حسين موسويان، از همکاران بنياد ايران شناسي، بنا بود از کتابخانه تاريخي روسيه، نزديک بنياد ايران شناسي، بازديدي داشته باشيم. پس از نيم ساعت پياده روي و عبور از خيابان‌ها و کوچه‌هاي مسکو به کتابخانه نزديک مي‌شويم. رئيس اين کتابخانه، آقاي ميخائيل آفاناسيف ديميتريِويچ، در کمال تواضع و احترام حدود صد متر بيرون از کتابخانه و در خيابان مجاور به استقبال ما آمده است و پس از ذکر سلام و خير مقدم، ما را به کتابخانه و دفتر خود راهنمايي نمودند.

بايد دانست که اين کتابخانه از دو ساختمان تشکيل شده که با راهرويي در طبقه چهارم به هم متصّل مي‌شوند. يکي از ساختمان‌ها بسيار قديمي و يکي مدرن است. در ساختمان جديد چند سالن مطالعه و دفتر اداري و اتاق رياست و در ساختمان کهنه، مرکز نسخ خطّي و اتاق کارشناسان قرار دارد.

دکتر ميخائيل آفاناسيف، که فردي بسيار متين، خوشرو و متواضع به نظر مي‌رسد، پس از خوش آمدگويي، گفت که: <سال آينده (2013م) کتابخانه ما وارد يکصد و پنجاهمين سال تولّد خود خواهد شد. يکصد و پنجاه سال پيش الکساندر چرتکف، که رياست انجمن تاريخ مسکو را بر عهده داشت، اين مجموعه را تأسيس کرد. چرتکف با تلاش فراوان و خستگي ناپذير بيشتر کشورها را گشته بود و تا جايي که توانست کتاب‌هايي را که مربوط به تاريخ روسيه و بخصوص تاريخ مسکو بود، جمع‌آوري کرد. از آنجا که او جزو طبقه‌ اشراف مسکو به شمار مي‌رفت، از نظر مالي نگراني نداشت. زماني‌که وي اين کتابخانه را تأسيس کرد، نام خود را بر روي آن گذاشت. در واقع او کتابخانه شخصي‌اش را به مردم مسکو و روسيه تقديم نمود. پس از آن‌که در سال 1880م موزه‌ تاريخي مسکو افتتاح شد، اين کتابخانه زير نظر اين موزه درآمد و اين جريان تا سال 1938م ادامه داشت و پس از آن دولت تصميم گرفت تا اين کتابخانه از موزه مذکور، به صورت مستقل اداره شود. آن وقت بود که اين ساختمان قديمي، که خودش به نوعي جزو تاريخ مسکو است، خريداري گرديد. در زمان استقلال کتابخانه و نقل مکان به ساختمان قديم، چيزي در حدود يک و نيم ميليون جلد کتاب در فهرست کتابخانه ثبت شده‌ بود، اما در حال حاضر دو ميليون جلد کتاب و يک و نيم ميليون جلد نيز مجله و ژورنال، موجودي کتابخانه تاريخي مسکو است. گفتني است در اين مجموعه، بيش از پنجاه زبان، کتاب و نشريه وجود دارد>.

دکتر آفاناسيف در ادامه سخنانش اظهار داشت که: <کتابخانه‌ ادبيات خارجي مسکو، تنها يک ميليون کتاب را در خود جاي داده ‌است و اين در حالي است که ما بيش از سه و نيم ميليون کتاب و نشريه در اين زمينه داريم. بخش ادبيات شرقي در اين کتابخانه بسيار جديد است، چون تا قبل از استقلال، موزه‌ تاريخي مسکو علاقه‌ چنداني به موضوعات شرقي نداشت. اما از سال 1938م به بعد تصميم گرفته شد تا به شرق و غرب به يک اندازه اهميت داده ‌شود. بر اين پايه در سال 1940م پروفسور کراچکوفسکي، رئيس وقتِ کتابخانه، خاورشناس شهير و مترجم برجسته‌ قرآن کريم، از آکادمي علوم شوروي خواست تا در اين کتابخانه بخش دپارتمان شرق‌شناسي تشکيل شود و پس از موافقت دولت، بخش مطالعات شرقي در اين مجموعه تأسيس شد و از آن به بعد به جمع‌آوري نسخه‌هاي خطّي شرقي نيز پرداختند. در اين کتابخانه کتاب‌هاي مربوط به ايران از زبان‌هاي مختلف جمع‌آوري شده‌ است، اما بيشترآنها به زبان‌هاي آلماني و انگليسي است>.

 

پس از اخذ چند عکس دسته جمعي يادگاري در دفتر رئيس، با راهنمايي آقاي آفاناسيف و همکارانشان، پس از عبور از چند بنا و سالن، ابتدا از بخش نسخ خطي ديدن کرديم. در بخش نسخ خطي کتابخانه پنج نسخه‌ خطّي فارسي: کيمياي سعادت امام محمد غزّالي، کتابت به سال 1100هـ ، دوره‌ دو جلدي نگارستان قاضي احمد غفّاري، مفتاح الجنان از محمد مجير، کتابت به سال 1082هـ ، منشآت ميرزا مهدي استرآبادي (شامل پنجاه و دو نامه)، کتابت به سال 1238هـ ، نسخه‌اي نفيس مشتمل بر جُنگ ادبي که اشعار بسياري از شعراي نامي ايران را در خود جاي داده‌ است. در اين کتابخانه همچنين تعدادي نسخه‌ خطّي به زبان‌هاي عربي همچون صحيفه سجّاديه با سرلوح مذهّب با تاريخ کتابت 1067هـ ، سفينة‌الفتاوي در فقه حنفي، جامع‌الرموز در شرح مختصر الوقاية اثر شمس‌الدين محمد کوهستاني خراساني و نيز چند نسخه‌ خطّي ترکي از جمله تواريخ آل عثمان وجود دارد.

 

بنا به گفته آقاي آفاناسيف، بعد از کراچکوفسکي، رياستِ اين کتابخانه، برعهده يکي ديگر از اشراف روسيه، فردي به نام خميئروف بوده است. يکي از کارهاي بزرگ وي جمع‌آوري بريده روزنامه‌هايي بود که اخبار شرق را پوشش مي‌داده است. اين مجموعه اکنون در شش جلد در کتابخانه نگهداري مي‌شود که سه جلد آن مربوط به ترکيه (عثماني) است و اخيراً از روسي ترجمه و به اهتمام دانشمندان تُرک در ترکيه به چاپ رسيده است و سه جلد ديگر، اختصاص به اخبار ايران در قرون 18، 19 و اوايل قرن 20 ميلادي دارد. قديمي‌ترين بريده‌ روزنامه در اين مجموعه، مربوط به سال 1790م مي‌باشد.

در ادامه برنامه‌ بازديد از کتابخانه، آقاي آفاناسيف ضمن ابراز خشنودي از اين حضور و ملاقات، خواستند تا با کمک هم مسير ارتباطاتِ فرهنگي بين ايران و روسيه را در زمينه آشنايي، حفظ و فهرست‌برداري از نسخ خطّي هموار نماييم تا دانشمندان و پژوهشگران دو کشور، متقابلاً بهتر از گذشته، امکان استفاده از اين گنجينه‌ها را بيابند. با ايشان خداحافظي کرده و با راهنمايي همکار ايشان، ما وارد مخزن نسخ خطّي و آثار کهن اين کتابخانه شديم و از روزنامه‌هاي قديمي و کتب خطّي به زبان روسي قديم ديدن کرديم. يکي از نکات جالب توجه قطع کوچک صفحات برخي روزنامه‌هاي کهن روسيه بود که در آرشيو اين کتابخانه نگهداري مي‌گردد. علّت کوچکي قطع نشريات آن دوره، اختصاص آنها به طبقه اشراف در راحتي حمل و نقل در جيب‌ لباس آنان عنوان گرديده ‌است! قديمي‌ترين کتاب چاپي در اين بخش، مربوط به سال 1524م بود که به دوره ايوان مخوف، نخستين فرمانرواي مسکو، اختصاص داشت.

بايد افزود پيرو اين ديدار، نسبت به ترجمه يا چاپِ متن روسي سه جلد بريده جرايد مربوط به ايران، پس از بازگشت به رايزني، با آقاي دکتر ابراهيمي ترکمان، مذاکراتي صورت گرفت. چندي بعد از طريق وبسايت مؤسسه مطالعات ايران اوراسيا (ايراس) در روسيه مطلع شدم، خوشبختانه در روز پنجشنبه 29 تير 1391 ايشان جداگانه ديداري از اين کتابخانه داشته‌اند.

 

در بخشي از يادداشت رايزن کاردان کشورمان در مسکو آمده بود: <روز پنجشنبه 29 تير 1391 با قرار قبلي و به دنبال نظر دوستانم آقايان صدرايي نيا، متقي و دکتر حيدرنيا که پيش‌تر، از اين کتابخانه بازديد کرده بودند و درباره مجموعه‌ سه جلدي بريده‌ روزنامه‌هاي روسي مربوط به ايران (موجود در اين کتابخانه) توضيحاتي داده بودند، به ديدن رييس کتابخانه دولتي تاريخي روسيه رفتم. اين کتابخانه از کتابخانه‌هاي قديمي روسيه به شمار مي‌آيد که در سال 1863م تأسيس شده است. رييس اين کتابخانه پروفسور ميخاييل آفاناسيف، مردي خوش رو و متبسم و علاقه‌مند به امر کتاب، کتابداري و کتابخواني است و در تدوين قوانين مربوط به کتاب و کتابداري در روسيه نقش فعالي داشته است. وي متولد سال 1947م است و دانش آموخته رشته علوم تربيتي وکتابداري است و به دليل تلاش‌هايش در زمينه کتابداري، از اعضاي اصلي آکادمي بين المللي اطلاع رساني و نيز عضو کميته توسعه کتابخانه‌هاي روسيه و معاون انجمن کتابداران فدراسيون روسيه است. از همان بدو ورود مي‌توان علاقه‌مندي و عشق او را به کتاب دريافت. ايشان از ما به گرمي استقبال نمود و ما به گفتگو نشستيم.

ايشان افزودند: <در شهر مسکو 434 کتابخانه عمومي وجود دارد و مجموع کتاب‌هاي کتابخانه‌هاي مسکو 26.666.500 نسخه کتاب است که سه ميليون و هشتصد هزار کتاب از اين تعداد در کتابخانه دولتي تاريخي نگهداري مي‌شود. کتابخانه دولتي تاريخي 250 نفر کارمند دارد که اغلب يا کتابدار هستند و يا تحصيل کرده رشته تاريخ مي‌باشند. بيش از 40.000 نفر عضو اين کتابخانه هستند>. به گفته رييس بخش کتابهاي شرقي بيش از 1500 عنوان کتاب در باره ايران وجود دارد. بعد از کمي گفتگو، به دعوت رييس کتابخانه، از بخش‌هاي فارسي و کتب مربوط به ايران و همچنين نسخه‌هاي خطي فارسي بازديد کرديم. يکي از رؤساي پيشين کتابخانه، آقاي خيميروف (متوفاي 1872م) به جمع‌آوري بريده‌ روزنامه‌ها و مقالات منتشره در باره موضوعات مختلف بسيار علاقه‌مند بود. او مجموعه 6 جلدي از بريده روزنامه ها را گردآوري کرده که سه جلد آن مربوط به ايران است. سه جلد مذکور متضمن بريده جرايد درباره ايران به نام مجموعه خيميروف به قطع وزيري در اين کتابخانه نگهداري مي‌شود. در اين مجموعه سه جلدي ارزنده، آقاي خيميرف مقالات مربوط به ايران را که در روزنامه‌ها و مجلات عصر وي به زبان روسي منتشر گرديده، اصل مقاله را از روزنامه يا مجله بريده و با درج مشخصات آن در مجموعه ملحق نموده است. او مقالات را به ترتيب موضوعي چيده و براي هر مقاله يک شماره اختصاص داده است. در کل تعداد مقالات مجموعه در اين سه جلد 53 مقاله بوده و مقالات به زبان‌هاي روسي، انگليسي وفرانسوي است. شايد به اين دليل که ما در ايران، در آن زمان داراي روزنامه نبوديم، اطلاعات اين مجموعه به مورخين ايراني کمک زيادي در آگاهي از وقايع آن دوره‌هاي تاريخي بنمايد. بنده با رييس کتابخانه در باره اين مجموعه گفتگو کردم و از آمادگي رايزني فرهنگي براي ترجمه اين مجموعه و انتشار آن سخن به ميان آوردم که البته اين موضوع مورد موافقت قرار گرفت و مقرر شد تا در روزهاي آينده، همکاري‌هاي فيما بين را در قالبِ امضاي تفاهم نامه همکاري پيگيري بنماييم>.

 

سنت پترزبورگ، پايتخت فرهنگی روسيه

طبق هماهنگي‌هاي قبلي، براي بررسي دستنويس‌هاي فارسي موجود در انستيتو نسخ خطي شرقي آکادمي علوم روسيه، از روز شنبه 24 تير 1391، برابر با چهاردهم ژولاي 2012، اين کمينه، به همراه استاد صدرايي، به مدّت يک هفته، بايستي سفري به شهر سنت پترزبورگ داشته باشيم. البته از آنجا که آقاي ذوقي هم خود شخصاً تمايل داشتند به آن شهر زيبا سفري داشته باشد و هم اينکه به جهت آشنايي با نسخ خطي و نيز زبان روسي، مي‌توانستند مددکار ما باشند، با موافقت رايزن محترم، جناب آقاي دکتر ابراهيمي، ايشان اينک همسفر ما بودند، ليکن چون در وقتِ اضافه، بليت تهيه نموده‌ بودند، طبيعتاً کوپه ايشان دورتر از کوپه ما است، به هر تقدير فرقي نداشت، همين قدر که در يک قطار و با هم هستيم، خوشحاليم. بر اين پايه، رأس ساعت 11 شب، با قطار سريع السير، مسکو را به مقصد سنت پترزبورگ ترک مي‌کنيم، قطار نسبتاً مدرن، خوب و راحتي است که در جهت شمال و شمال غرب، ان شاء الله حدود 800 کيلومتر طيّ مسير خواهد نمود. تنها همسفر ما در کوپه چهار نفري، آقاي جواني است، بسيار خوش برخورد و متين از اهالي

سنت پترزبورگ و البته يکي ديگر از مسافران نيز نيامده است. بر خلاف اکثر مردم روسيه، خوشبختانه وي اندکي زبان انگليسي مي‌داند، با وي جملاتي چند صحبت مي‌نمايم، از کارکنان شرکت گازپروم شعبه سنت پترزبورگ است؛ ايران را تا حدودي مي‌شناسد و به قول خودش نامش را شنيده است و ميداند که در جنوب روسيه قرار دارد! او هم به مانند ميليونها جوان روسي است که در دنياي ذهنيات خود غرقند و تنها به دلمشغولي‌هاي خود مي‌انديشند، لذا از مذهب، تاريخ، سياست و دنياي پيرامون خود آگاهي چنداني ندارد؛ از آنجا که خسته به نظر مي‌رسد، ديگر مزاحم اوقاتش نمي‌شوم و وي را با دنياي خود تنها مي‌گذارم تازود هنگام استراحت نمايد؛ او هم بلافاصله به طبقه فوقاني رفته و لحافش را بر سر کشيده و به زودي غرق در خواب شيرين مي‌شود. زمان اذان مغرب ديرهنگامي است گذشته است؛ با قطب‌نماي دقيق نظامي که با خود آورده‌ام، تعيين قبله کرده، همنوا با صداي دلنواز قطار، در ميانه جنگل‌هاي اطراف مسکو به طرف شهرِ پتر مقدس، به نازِ نياز، نمازي مي‌خوانيم و دل تفتيده و افسرده از بار گناه را صفا و جلايي تازه مي‌دهيم. در اين هنگام، خانمي کاغذ به دست که متصدي واگن است، درِ کوپه را گشوده و از صبحانه و نوشيدني مورد علاقه‌مان در شب، به روسي استفسار مي‌نمايد: <کنياک مي‌خواهيد يا وُتکا>؟! که به انگليسي جواب مي‌دهم هيچکدام! با ناباوري و تعجب، درِ کوپه را بسته و مي‌رود. اينک وقت استراحت است، ما هم به سختي خسته‌ايم، امّا از آنجا که اذان صبح در مسکو و پيرامون آن، ساعت حدود 2 بامداد است، براي اينکه از باقيمانده وضوي نمازمان استفاده بهينه نماييم، با جناب صدرايي، به آهستگي که جوانک بيدار نشود، از هر دري سخي گفته و اختلاط مي‌کنيم، تا زمان نياز نمازِ ديگر فرا ‌رسد. عقربه ساعت 6 و 39 دقيقه صبحگاهان را نشان مي‌دهد، اينجا شهر زيباي سنت پترزبورگ، از شمالي‌ترين شهرهاي روسيه است. قطار به آرامي پيش مي‌رود تا در ايستگاه مرکزي شهر، توقف نمايد. آقاي سرگئي که مدّتي در ايران نيز حضور داشته و فارسي را به خوبي مي‌داند، به همراه دوستش، براي انتقال ما به محل اسکان به ايستگاه آمده‌اند، پس از احوال پرسي و تشکر به همراهشان عازم محل منزل استيجاري در خيابان پان فيلوا مي‌شويم که پيش‌تر براي اسکان ما در نظر گرفته شده است. ميزان اجاره بهاي يک واحد مسکوني در قالب سوئيت يا پانسيون با لوازم معمولي آن در سنت پترزبورگ يا مسکو، براي هر روز بين 2500 تا 3500 روبل (حدود 100 دلار) است. همچنين طبق قانون روسيه اتباع خارجي هم مي‌توانند به صورت محدود و با شرايطي، اقدام به خريد واحد مسکوني يا تجاري در روسيه نمايند؛ ميانگين قيمتِ هر متر واحد مسکوني در شهرهاي مسکو و سنت پترزبورگ حدود پنج هزار دلار مي‌باشد.

شهر سنت پترزبورگ دومين شهر بزرگ روسيه، پس از مسکو مي‌باشد که در منتهي‌اليه شمال‌غربي اين کشور پهناور روسيه قرار دارد و شکل آن شبيه يک نعل اسب است! اين شهر يکي از زيباترين شهرهاي دنيا است که از گنجينه هاي تمدن بشري محسوب مي‌شود. شهر در مدار طولي 57/59 درجه شمالي و در مدار عرضي 19/30 درجه شرقي واقع شده و مساحت آن 1400 کيلومتر مربع است و در کناره‌هاي رود نيوا، در شرق خليج فنلاند در درياي بالتيک واقع شده ‌است. رودخانه نيوا که عرض آن به اندازه اروند رود ديده مي‌شود، 74 کيلومتر طول دارد و در نهايت به خليج فنلاند سرازير مي‌شود و خليج فنلاند نيز به نوبه خود به درياي بالتيک منتهي مي‌گردد؛ 32 کيلومتر از طول اين رودخانه از داخل شهر سنت پترزبورگ عبور مي‌کند و همين آبراه است که اين شهر را به آب‌هاي آزاد اروپا متصل مي‌نمايد. در اين‌ شهر بيش‌ از 40 رودخانه‌ وقريب‌ 20 کانال‌ جريان‌ دارد که‌ مجموع‌ طول‌ آنها به‌ بيش‌ از 160 کيلومتر مي‌رسد. بايد افزود که اين شهر تاريخي بر روي 44 جزيره کوچک و بزرگ بنا شده است و به همين دليل به شهر جزيره ها معروف است. البته بايد توجه داشت که شهر ابتدا مجموعاً بيش از 100 جزيره داشت که با کارهاي مهندسي تعداد آنها به 42 يا 44 جزيره کاهش يافت و اينک حدود 560 پل‌، ارتباط‌ بين‌ اين‌ جزيره‌ها را برقرار مي‌سازد. 20 پل از آنها متحرکند و 7 پل از اين تعداد بر روي رود نوا قرار دارند. طول کلي پل‌ها 32 کيلومتر است. هر پل اسم خاص خود را دارد که به مناسبتي انتخاب شده مثلاً پل بوسه که در کنار آن سربازان اعزامي به جنگ را بدرقه ميکردند و يا پل شکلات که اولين کارخانه شکلاتسازي شهر در کنار قرار داشت. جمعيت‌ شهر در سال‌ 1750م به‌ 95 هزار نفر و در سال‌ 1800 به‌ 220 هزار نفر رسيد. جمعيت فعلي اين شهر بيش‌ از 4 ميليون‌ نفر است.

شهر تاريخي‌ سنت‌ پترزبورگ‌ يکي‌ از شهرهاي‌ مهم‌ و از مراکز صنعتي‌ و علمي‌ و فرهنگي‌ شوروي‌ (سابق)‌ و روسيه‌ کنوني‌ محسوب‌ مي‌شود. اين‌ شهر مرکز تقاطع‌ راه‌هاي‌ زميني‌ و بندري‌ و از بندرگاه‌هاي‌مهم‌ اين‌ جمهوري‌ است‌. پترکبير ‌علاقمند بود روسيه هرچه بيشتر به اروپا نزديک شود به همين دليل بسياري از رسوم اروپايي را در روسيه معمول کرد و چون مي‌خواست‌ پايتخت‌ روسيه،‌ پنجره‌اي‌ به‌ ‌اروپا باشد دستور ساخت پايتخت جديدي را صادر کرد که امروزه پترزبورگ ناميده ميشود. بناي‌ شهر سنت‌ پترزبورگ با همکاري معماران‌ روسي‌، ايتاليايي‌ و فرانسوي‌ بر روي جزيره زاياچي در دلتاي رود نوا در سال‌ 1703م آغاز و به‌ سرعت‌ گسترش يافت. پتر در راه ساخت اين پايتخت نوين و اروپايي تلاش فراوان کرد. از جمله راه‌هايي که براي توسعه ساخت‌ پايتخت‌ جديد بکار رفت مالياتي بود که بر مسافران بسته شد. هر مسافر بايد براي ورود به شهر يک تکه سنگ با خود مي‌آورد ، اگر با اسب بود يک قطعه براي اسب نيز بايد جداگانه مي داد و چنانچه بار داشت يک قطعه ديگر! اولين بنا، قلعهاي با 6 دژ بود که تا به امروز نيز حفظ شده و پتروپاولوفسک نام گرفت؛ گرچه پتر کبير بنيانگذار اين شهر بود، اما به‌ خلاف‌ تصور نام‌ شهر نه از اسم او بلکه‌ به‌ احترام‌ پترس‌ مقدس، از حواريون‌ عيسي‌ مسيح‌× انتخاب‌ شده‌ است‌. پتروگراد (شهر پتر) نامي بود که نيکلاي دوم واپسين تزار روسيه در هنگامه جنگ جهاني يکم که در برابر آلمان مي‌جنگيد بر اين شهر گذارده بود تا با داشتن پسوند بورگ، همانند نام‌هاي آلماني نباشد؛ بر اين پايه اين نام بين سالهاي ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۴م در السنه رايج بود؛ امّا از آن سال (1924م) تا هنگام فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991م، به مدت ۶۷ سال، تغيير نام داده و به لنينگراد (شهر لنين) خوانده مي‌شد ولي همزمان با فروپاشي، به نام پيشين خود، يعني سنت پترزبورگ بازخوانده شد. گفتني است گراد در زبان روسي کهن برابر گوراد در زبان روسي کنوني مي‌باشد و همانطور که گفته شد به معني شهر است. گفتني است در زبان فارسي در زمان قاجار بطور عاميانه سن پترزبورگ را پِتِل پورت مي‌ناميدند و آن را در مثل به عنوان دورترين نقاط بکار مي‌بردند در اصطلاحاتي مانند "از اينجا تا پتل پورت"!

 

گفتني است که اين شهر به مدت تقريبي دويست سال تا ۱۹۱۸م پايتخت روسيه تزاري بوده ‌است؛ ليکن پس از پيروزي انقلاب بلشويکي روسيه در سال 1917م، رهبران انقلاب به دليل نزديکي اين شهر به اروپا و احتمال خطر حمله مهاجمين اروپايي، مسکو را به پايتختي روسيه کمونيستي، سپس اتحاد جماهير شوروي انتخاب نمودند که البته پس از فروپاشي نيز مسکو همچنان پايتخت روسيه باقي ماند. اين شهر مرکز حرکت‌هاي انقلابي مهم روسيه از جنبش دکابريستها در سال 1825م تا شورش 1905م و سپس انقلاب اکتبر 1917م بود. بايد دانست که اين شهر در جنگ دوم جهاني پايگاه دفاع سرسختانه در برابر آلمان نازي بود و از اين حيث داراي جايگاهي مهم و نقشي حياتي در تاريخ روس‌ها است. در اين جنگ خانمان‌سوز، اين شهر 900 شبانه روز در محاصره ارتش آلمان قرار داشت و اوضاع آن چنان وخيم شد که جيره غذايي هر نفر تنها 115 گرم نان جو در روز مي‌رسيد، با اين حال لنينگراد تسليم نشد و پس از شکست محاصره، مردم به اين شهر لقب قهرمان دادند. در اين محاصره 470000 نفر جان باختند و گورستان پيسکارفسکويه، که محل مدافعان شهر در طي اين محاصره است، امروزه، يادمان جان فشاني‌ها و مقاومت مردم لنينگراد است. اين شهر نه تنها پايتخت تاريخي روسيه محسوب مي‌شود، بلکه مرکز فرهنگي و علمي روسيه نيز هست؛ چرا که نخستين دانشگاه روسيه، نخستين موزه هنري و نخستين آکادمي علوم در اين شهر قرار دارد. شاعران و نويسندگان بزرگ روسي مثل پوشکين، داستايفسکي، چخوف و دانشمنداني چون مندليف و لامانوسوف دراين شهر زيستند و فعاليت نموده اند.

در شهر سنت پترزبورگ بيش از 200 موزه وجود دارد. موزه هرميتاژ، کاخ زمستاني، هرميتاژ کوچک، هرميتاژ جديد و قديم، کليساي سنت پيتر، کليساي سنت پل، ميدان اسحاق، نماي کليساي اسحاق، مجسمه پترکبير، خيابان نوسکي، ميدان کاخ، نماي کليساي خون ريخته، شهر ييلاقي پترهوف (پيترگوف)، پارک سلطنتي، باغ فواره‌ها، کاخ تابستاني پترکبير و ساحل خليج فنلاند، کليساي جامع سنت ايزاک، مجسمه سوار بر اسب پطرکبير، ستون يادبود آلکساندر، صومعه آلکساندر نفسکي، کليساي جامع تصوير باکره مقدس قازان، کليساي رستاخيز مسيح، گورستان يادبود پيسکارفسکويه، موزه خانه پطر (خانهاي چوبي و ساده در کنار رود نوا که در طي بناي شهر سنت پترزبورگ، پطر کبير در آن اقامت داشت)، موزه نژادشناسي پطر کبير وابسته به آکادمي علوم، موزه هنرهاي تئاتر و موسيقي، موزه پوشکين، خانه پوشکين، انجمن فيلارمونيک شوستاکويچ، تئاتر عروسکي بالشوي و نيز کشتي آورورا که اکنون به موزه تبديل شده است و مورد توجه توريستها است، از جمله جاذبه‌هاي فرهنگي تفريحي و توريستي شهر سنت پترزبورگ مي‌باشد. به علت قرار گرفتن سنت پترزبورگ در ساحل خليج فنلاند و نزديکي به درياي بالتيک آب و هواي اين شهر در تابستانها معتدل و در زمستان سرد است. آفتاب بخاطر تراکم ابرها اصلاً نميتابد. مقدار باران به طور نسبي کم و بالغ بر 600ـ550 ميليمتر است. آبهاي داخلي 10 درصد مساحت شهر را دربرگرفته است. در اين شهر چشمههاي آب معدني زيادي وجود دارند. در حال حاضر از عمق 40 متري بوسيله دو تلمبه بسيار قوي آب معدني به سطح زمين رسانده ميشود که دست کمي از آب معدني استراحتگاههاي قفقاز ندارد. يکي از عاديترين پديدهها براي شهر سنت پترزبورگ طغيان رود نوا است. در تمام طول تاريخ موجوديت اين شهر يعني از سال 1705م تا به اکنون رود نوا 288 بار طغيان کرده است؛ حداکثر ارتفاع بالا آمدن آب به 4/2ـ4 متر در روز 7 نوامبر 1824 رسيد. در آن زمان بيش از نيمي از اراضي شهر زير آب رفت. 23 سپتامبر سال 1924 نيز دومين طغيان آب که از نظر شدت قوي بود، آب را تا 250 سانتيمتر روي شهر بلند کرد. علت طغيان رود نوا رگباد آتلانتيکي و باد شديد است که باعث ميشود تا آب با شدت تمام وارد خليج فنلاند شود.

گفتني است فضاي سبز اين شهر حدود 38 هزار هکتار است که از اين مقدار 13 هزار هکتار براي استفاده عموم در نظر گرفته شده است، 73 پارک و نزديک به 1000 باغ و 900 خيابان سبز. سهم فضاي سبز هر يک از ساکنان شهر 56 متر مربع است. دنياي حيوانات در محدوده شهر و پارکهاي طبيعي غني است و بنا به آمار جانورشناسان داراي 50 نوع مختلف حيوانات است. با توجه به اينکه اين شهر در عرض جغرافيايي 60 درجه قرار دارد، لذا اين موقعيت مکاني، باعث ايجاد 

پديده شبهاي سفيد است. شبهاي 26ـ25 ماه مه برابر با 6ـ5 خرداد هر سال،

زماني است که خورشيد کمتر از 9 دقيقه غروب ميکند و تاريک و روشن عصر با تاريک و روشن سحر درهم ميآميزد. 22ـ21 ژوئن برابر با 2ـ1 تيرماه نيز بلندترين روزهاي سال هستند (18 ساعت و 53 دقيقه). شبهاي سفيد که از آنها شبهاي نقره‌اي نيز گفته مي‌شود، روزهاي 17ـ16 ژوئيه برابر با 27ـ26 تير ماه به پايان ميرسند. در دي ماه عکس اين مسأله صادق است و در تمامي روز، به جهت تاريکي شهر، چراغ خيابانها روشن است! مجموعه‌ پل‌هاي‌ بي‌شماري‌ که‌ بر فرازرودخانه‌ و نهرها و کانال‌هاي‌ اين‌ شهر توسط‌ معماران‌ و مهندسان‌ ساخته‌ شده‌اند بر زيبايي‌ شهر مي‌افزايند. در سال‌هاي‌ دهه‌ هشتاد سده‌ 17 بر روي‌ رودخانه‌ فانتانکا هفت‌ پل‌ آجري‌ و سنگي‌ ساخته ‌شده‌ بود که‌ در حال‌ حاضر فقط‌ دو پل‌ از آنها باقي‌ مانده‌ است‌. اين‌ شهر داراي‌ طاق‌نماها و طاق‌نصرت‌هاي‌ بسيار زيادي‌ است‌ که‌ يکي‌ از آنها دروازه‌ طاقي‌ به‌ نام‌ مسکو است‌. اين شهر داراي پارکها و خيابانهاي عريض و زيباي زيادي است که معروفترين آنها خيابان نفسکي است. بناها و ساختمانهاي زيادي از قرون هجدهم و نوزدهم ميلادي با سبک معماري باروک و کلاسيک باقي مانده که قديميترين آنها قلعه پطر و پاول است. اين قلعه در دوره تزاري از زندانهاي سياسي مخوف روسيه به شمار ميآمد، ولي اکنون به موزه تبديل شده است. قصر با عظمت و بسيار زيباي زمستاني که داراي 1057 اتاق و 117 راه پله است، بخشي از موزه ارميتاژ را تشکيل ميدهد. در حال‌ حاضر شهر داراي‌ 106 سالن‌ تئاتر بوده‌ و هم ‌اکنون‌ بيش‌ از 20 تئاتر و يکي‌ از قديمي‌ترين ‌سيرک‌هاي‌ کشور که‌ تأسيس‌ آن‌ به‌ سال‌ 1877م مربوط‌ مي‌شود، فعال‌ هستند. هم‌چنين‌ 65 سينما، 52 کاخ ‌فرهنگ‌ و خانه‌ فرهنگي‌، 417 سازمان‌ فرهنگي‌ از جمله‌ مراکز فعال‌ در سنت‌پترزبورگ‌ هستند. گفتني است که فاصله دو شهر مسکو و سنت پترزبورگ 650 کيلومتر مي‌باشد که اين فاصله با هواپيما در مدت يک ساعت و ده دقيقه و با قطارهاي سريع السير در مدت 8 ساعت طي مي‌گردد. اين شهر نخستين مقصد گردشگران بين المللي به روسيه است. وسايل نقليه سنت پترزبورگ مرکز عمده حمل و نقل روسيه است و داراي ساختار گوناگوني است. از جمله ميتوان از حمل و نقل آبي (دريايي و رودخانهاي)، باربري با اتومبيل، راهآهن، هوايي و مسافربري (تاکسي، وسايل نقليه عمومي همچون مترو، اتوبوس، تريليبوس و تراموا، نام برد که هزينه بليت آنها در اين ايام، به طور متوسط بين 23 تا 28 روبل است، امّا کرايه تاکسي‌ها، بسته به مسافت يا مسافر آن، بين 100 تا 3000 روبل (100 دلار) در نوسان است!

سنت پترزبورگ ارتباط مستقيم هوايي با 27 کشور اروپايي و آسيايي دارد. در شهر 10 شرکت هوايي فعاليت ميکنند. تعداد اتوبوسها در شهر در سال 1997م، 2424 اتوبوس شهري و اکسپرس 285 و مينيبوس 350 و تاکسي 1251 و حجم حمل و نقل (ميليون مسافر) 6،1633 ميباشد. بندر دريايي سنت پترزبورگ بزرگترين بندر در شمال ـ غرب روسيه است. اين بندر بوسيله کانال دريايي بطول 27 ميل به دريا متصل ميشود. مساحت بندر 270 هکتار است. اين بندر داراي 53 اسکله براي تعمير کشتيها بطول کلي 8/4 کيلومتر است. حداکثر درازاي کشتي‌هايي که ميتوانند در اسکلههاي اين بندر پهلو بگيرند 260 متر و عرض آن 40 متر است. قابليت کار اين بندر 16 ميليون تن در سال است. متروي سنت پترزبورگ نيز از عميقترين متروهاي جهان است که تاريخ ساختِ آن به سال 1955م برمي‌گردد. عمق متوسط متروي سنت پترزبورگ 60 متر است و تعدادي از ايستگاهها در زير رودخانه کشيده شدهاند. متروي سنت پترزبورگ رقيبي از لحاظ شدت استفاده ندارد. از طريق خطوطي بطول 102 کيلومتر و 58 ايستگاه بيش از 4 ميليون نفر را در طي شبانهروز حمل و نقل ميکند. در متروي سنت پترزبورگ بلافاصله چند ايستگاه پلهبرقيهايي به طول 150 متر دارند که امروزه بلندترين پلهبرقيها در جهان محسوب ميشوند. البته نبايد از نظر دور داشت که طول کل پلهبرقيهاي مسکو 55/2 کيلومتر است، ولي در مسکو به علت ناهمگون بودن عمق ايستگاهها، محاسبه عمق متوسط مترو امکانپذير نيست. بد نيست در زمينه متروي اين شهر چند آمار را مرور کنيم: طول خط 103 کيلومتر، تعداد ايستگاه‌ها 58 توقف گاه، تعداد واگنها 1500، عميقترين مترو 110 متر، حداکثر سرعت 90 کيلومتر در ساعت، حداقل فاصله زماني بين حرکت قطارها 60 ثانيه، حد متوسط حمل و نقل مسافر در شبانه روز 4150 هزارنفر، تعداد مسافران در شلوغ ترين ساعات 47 هزار نفر در ساعت، حداکثر قطارهاي در حال حرکت 42 جفت قطار در هر ساعت.

 

 

 

سنت پترزبورگ، شهر علم و دانايی

شهر سنت‌ پترزبورگ‌ يکي‌ از بزرگ‌ترين‌ مراکز علوم‌ شوروي‌ (سابق‌) و روسيه‌ کنوني‌ است‌. با بنيانگذاري‌ شهر چندين‌ مدرسه‌ و آموزشگاه‌ عالي‌ براي‌ تربيت‌ متخصصان‌ موردنياز تأسيس‌ گرديد. اولين‌ چاپخانه ‌در سال‌ 1711م در اين‌ شهر به ‌کار افتاد و اولين‌ روزنامه‌ روسيه‌ به‌ نام‌ ودوموستي‌ در اين‌ چاپخانه‌ به‌ چاپ ‌رسيد. تا سال‌ 1838م، حدود 88 چاپخانه‌ در سنت‌ پترزبورگ‌ فعاليت‌ مي‌کردند و کتابفروشي‌هاي‌ بي‌شمار منبع ‌زندگي‌ و شريان فرهنگي‌ پايتخت‌ بودند. آکادمي‌ علوم‌ دريايي‌ در سال‌ 1715م، مدرسه‌ عالي‌ مهندسي‌ در سال‌ 1719م مدرسه‌ عالي‌ توپخانه‌ در سال‌ 1721م و فرهنگستان‌ علوم‌ اين‌ شهر در سال‌ 1725م تأسيس‌ شد. دانشمندان‌ برجسته‌اي‌ چون لامانوسف‌ و ديگران‌ در اين‌ فرهنگستان‌ فعاليت‌ داشته‌اند. در سال‌ 1828م انستيتو تکنولوژي‌ براي‌ تربيت‌ کادرهاي‌ ماهر در رشته‌ مهندسي‌ به‌ وجود آمد. مندلييف (1834ـ1907م)‌ دانشمند مشهور روس و مبتکر جدول عناصر شيميايي‌ در دانشگاه‌ سنت پترزبورگ ‌تدريس‌ مي‌کرد. نام‌ نويسندگان‌ بزرگ‌ روسيه‌؛ تولستوي‌، داستايوفسکي‌، گانچاروف‌، تورگنيف، نکراسف‌ و بسياري‌ از شخصيت‌هاي‌ مشهور علمي‌ و فرهنگي‌ با اين‌ شهر در ارتباط‌ است‌. هم ‌اکنون‌ تعداد مراکز علمي‌ در اين‌ شهر به‌ صدها واحد مي‌رسد.

دانشگاه‌ سنت‌ پترزبورگ‌ يکي‌ از دانشگاه‌هاي‌ بزرگ‌ روسيه‌ که در سال 1710م ساخته شد و در سال 1724م رسماً توسّط پترکبير افتتاح گرديده و دانشمنداني و اساتيدي از آلمان و فرانسه براي تدريس دعوت گرديد. اين دانشگاه داراي‌ 17 دانشکده‌‌ در تمامي‌موضوعات و زمينه‌هاي‌ علمي‌ و فرهنگي‌ است‌: دانشکده‌هاي پزشکي، بيولوژي، زمين شناسي، شيمي، فيزيک و شرق‌شناسي از جمله‌ اين‌ دانشکده‌هاست، گروه ايران‌شناسي‌ و گروه زبان‌هاي ايراني بخشي از اين دانشکده‌ است‌ که ‌ايران‌شناسان‌ و شرق‌شناسان‌ برجسته‌اي‌ همچون‌ دورن، روزن، ژوکوفسکي‌ و ديگران در آنجا فعاليت‌ داشته‌اند. بايد دانست که تدريس‌ زبان ‌فارسي‌ در دانشکده‌ خاورشناسي‌ از سال‌ 1818م آغاز گرديد و از آن‌ زمان‌ تاکنون‌ پيوسته‌ ادامه‌ دارد. از سال‌ 1863م تدريس‌ زبان‌ اوستايي و زبان‌ فارسي‌ کهن‌ (خط‌ ميخي‌ هخامنشي‌)

و زبان‌ پهلوي‌ در اين‌ دانشکده ‌آغاز شد و در حال‌ حاضر نه‌ تنها به‌ آموزش‌ زبان‌ و ادبيات‌ کهن‌ ايراني‌ بلکه‌ به‌ آثار و تاريخ‌ ايران‌ معاصر نيز مي‌پردازند. دانشمندان و شخصيت‌هاي برجسته‌ جهاني همچون: الکساندر آلخين، لئونارد اويلر، الکساندر بوتلروف، لوون ترپتروسيان، برنهارد دورن، آين رند، آناتولي ايوانويچ روسانوف، الکساندر سرافيموويچ، نيکولاي سيمينوف، لولاندائو، دميتري مندلييف، ميخائيل روستوفتسف، ولاديمير لنين، ايوان پاوولف، گريگوري پرلمان، الکساندر ميخايلوويچ پروخورف، آناتولي کارپف، ويکتور کورچنوي، جرج گاموف، جورج گورويچ، لف گوميليف، نيکلاي گوگول و جز اينها، جملگي از اساتيد برجسته اين دانشگاه بوده‌اند.

همانگونه که اشاره گرديد، کتابخانه دانشگاه سنت پترزبورگ داراي 1470 نسخه اسلامي شامل 900 نسخه فارسي، 300 نسخه عربي و 270 نسخه ترکي است که کساني، همچون خاورشناس شهيرِ روسيه، ويکتور رومانوويچ روزن، در سال‌هاي 1877 و 1886م فهرستي براي نسخ خطي فارسي و عربي آن تهيه کرده‌اند:

V. R. Rosen: Les manuscrits arabes de l’Institut des Langues Orientales (St. Petersburg: Imprimerie de l’Académie Impériale des Sciences), 1877, 268p.

V. R. Rosen: Les manuscrits persans de l''''''''Institut des Langues Orientales (St. Petersburg: Imprimerie de l’Académie Impériale des Sciences), 1886, 369p.

ناگفته نماند براي نسخ خطي کتابخانه دانشگاه سنت پترزبورگ، فهارس متعددي نگارش يافته است که گزارشي از آنها، در پژوهه‌ زنده ياد اولگ آکيموشکين در سال 1992م منتشر گرديده است.



در روز شنبه، 31 تيرماه، توفيقي نصيب شد تا با هماهنگي‌ آقاي الکساندر ـ که خود دانشجوي دانشکده شرق‌شناسي اين دانشگاه عامره است ـ ديداري از اين دانشگاه داشته باشيم، البته به جهت ايام تعطيلات دانشگاه، تنها ديدار از بعضي بخش‌هاي دانشگاه، ميسور گرديد. دانشگاه کهنِ سنت پترزبورگ، داراي سالني بزرگ است که براي آشنايي دانشجويان و نيز به جهتِ قدرشناسي، در آن سالن، مجسمه‌هاي شخصيت‌ها و اساتيد برجسته و تاريخي اين دانشگاه، همراه تابلويي کوچک مشتمل بر شرح احوال آنان نهاده شده بود؛ چيزي که در دانشگاه‌هاي ما و نيز ساير نهادهاي آموزشي کشورمان، کمتر مشاهده ‌شده است! نکته بسيار جالب توجّه در اين سالن 500 متري، قفسه‌هاي بلند و طولاني آرشيو دوره‌هاي کامل نشرياتِ حوزه شرق شناسي بود که در سال‌هاي قرون 17-19 ميلادي در اروپا و روسيه، بخصوص سنت پترزبورگ، منتشر شده است.

کتابخانه‌ها در زندگي‌ فرهنگي‌ و ادبي‌ سنت‌پترزبورگ‌ سهم‌ بسيار شاياني‌ ادا کرده‌اند. اولين‌ کتابخانه ‌کشور در اوايل‌ قرن‌ 18ميلادي در سنت‌پترزبورگ‌ بنيان‌ نهاده‌ شد. کتابخانه‌ آکادمي‌ علوم‌ يکي‌ از قديمي‌ترين ‌کتابخانه‌هاست‌ که‌ به‌ ابتکار پتر کبير در سال‌ 1714م ايجاد شد. در اين‌ کتابخانه‌ 16 ميليون‌ جلد کتاب ‌نگهداري‌ مي‌شود که‌ يک‌ سوم‌ آنها به‌ زبان‌هاي‌ خارجي‌ است‌. بايد دانست که در حال‌ حاضر 1270 کتابخانه‌ در شهر سنت‌پترزبورگ‌ فعاليت‌ مي‌کنند که‌ شامل‌ کتابخانه‌هاي‌ دولتي‌، عمومي‌، دانشگاهي‌، حرفه‌اي‌ و آموزشگاهي‌ مي‌شوند. در کتابخانه‌هاي‌ قديمي‌ اين‌ شهر و به‌ خصوص ‌در کتابخانه‌ دانشکده‌ خاورشناسي‌ و بخش‌ ايران‌شناسي‌، آثار و نسخه‌‌هاي‌ خطي‌ فارسي‌ متعددي‌ نگهداري‌ مي‌شوند. در حال‌ حاضر کلکسيون‌هاي‌ کتب‌ خطي‌ فارسي‌ که‌ در اين‌ شهر حفظ‌ مي‌شود، شامل‌ هفت‌ هزار جلد کتاب‌ قديمي‌ است‌. بزرگ‌ترين‌ کلکسيون‌هاي‌ کتب‌ خطي‌ اين شهر متعلّق‌ به‌ انستيتو نسخ خطي شرقي ( ملل‌ آسيايي سابق) وابسته به فرهنگستان‌ علوم است‌ که‌ در سال‌ 1813م تأسيس‌ شده‌ است‌؛ دومين مجموعه مربوط‌ به‌ آثار نقاشي‌ و خطاطي‌ کتابخانه‌ عمومي‌ ساليتکوف‌ شدرين است. گفتني است که در ادامه همين نوشتار، گزارشي مستقل از اين دو مجموعه دستنويس مهم، ارائه خواهيم داد. کلکسيون‌ سوم‌ نيز به‌ کتابخانه‌ دانشکده‌ شرق‌شناسي‌ دانشگاه‌ سنت پترزبورگ تعلّق‌ دارد؛ اين کتابخانه در سال‌ 1819 تأسيس‌ گرديده است و در حال‌ حاضر، افزون بر هزاران کتاب چاپي، همچنين داراي‌ 940 جلد نسخه خطي‌‌ فارسي‌ است که پيش‌تر، گزارشي مختصر از وضعيتِ آنها، ارائه گرديد‌.

 

 

موزه ارميتاژ

يکي از روزهاي اقامت در سنت پترزبورگ، توفيقي دست داد تا با دوستان ديداري از بخش‌هاي مختلفِ موزه ارميتاژ يا آرميتاژ يا دقيق‌تر هِرميتاژ، داشته باشيم. اين ديدار تقريباً شش ساعت طول کشيد، ولي به جهت گستردگي و تنوّع بخش‌هاي موزه، شايد در اين مدّت تنها يک سوم آن مورد بازديد ما قرار گرفت. موزه ارميتاژ داراي ۳ ميليون اثر و قطعه هنري است. بايد دانست که اين قطعات هنري به طور همزمان نمايش داده نمي‌شوند. اين موزه که براي نگهداري مجموعه هنري خانواده سلطنتي تزارها ساخته شده است، يکي از بزرگ‌ترين موزه‌هاي جهان و از قديمي‌ترين گالري‌هاي هنري و موزه‌هاي تاريخ و فرهنگ بشري در جهان به شمار مي‌رود و پس از موزه بريتانيا در انگلستان و موزه لوور در فرانسه، مقام سوم موزه‌هاي بزرگ جهان را داراست. اين موزه در حال حاضر، مجموعه بزرگي از آثار هنري اروپاي غربي، روسيه و خاور ميانه را در خود جاي داده است.

گفتني است که مجموعه عظيم آرميتاژ در شش بنا به نمايش گذاشته شده ‌است؛ بناي اصلي، کاخ زمستاني نام دارد و در گذشته محل سکونت رسمي تزارهاي روسيه بوده ‌است. اين موزه شعبه‌هايي بين‌المللي در آمستردام، لندن و لاس‌وگاس نيز دارد. از جمله هنرمنداني که آثارشان نقاط قوت مجموعه هنر غرب در موزه ارميتاژ هستند، مي‌توان به ميکل آنژ، لئوناردو داوينچي، روبنس، ون دايک، رامبراند، رودن، مونه، سزان، ون گوگ، گوگن و پيکاسو اشاره کرد. البته اين موزه مجموعه آثار متعددي دارد که از جمله آنها مي‌توان به نشان‌ها، لباس‌ها و جواهرات سلطنتي، مجموعه متنوعي از جواهرات ساخته فابرژه و بزرگترين کلکسيون موجود در جهان از طلاي باستاني متعلق به اروپاي شرقي و آسياي غربي اشاره کرد. در سال ۱۷۶۴م، کاترين کبير با خريد بيش از دويست نقاشي در اروپا، جمع آوري اين مجموعه مشهور را آغاز کرد. سفراي روس در پايتخت‌هاي بيگانه مأمور يافتن بهترين مجموعه‌هاي هنري ارايه شده براي فروش مانند مجموعه‌هاي برول سياست‌مدار ايالت زاکسن آلمان، کروزا، کلکسيونر فرانسوي و نگارخانه والپول در انگلستان، بودند. کاترين کبير، نگارخانه خود را هرميتاژ يا خلوتگاه خود مي‌ناميد، زيرا تنها افرادي انگشت‌شمار اجازه ورود و تماشاي آثار موجود در آن را به دست مي‌آوردند. او در يکي از نامه‌هاي خود با تأسف چنين گفته ‌است: <تنها موش‌ها و من مي‌توانيم تمام اين زيبايي‌ها را تحسين کنيم. کاترين تئاتر خصوصي خود را که در نزديکي گالري و در طي سالهاي ۱۷۸۳ و ۱۷۸۷م ساخته شده بود نيز، آرميتاژ مي‌ناميد. به تدريج، کلکسيون‌هاي سلطنتي با آثار باستاني و فرهنگي يونان و سيت که در طي حفاري‌هاي انجام شده در پرشچپينا، پازيريک و ديگر مقابر باستاني که در جنوب روسيه يافته شده بود، غني‌تر شد. به اين ترتيب ايجاد يکي از غني‌ترين مجموعه‌هاي طلاي باستاني آغاز شد. اين مجموعه اکنون شامل بخش قابل توجهي از گنج‌هاي تروا است که توسط هاينريش اشلايمن کشف و از زير خاک خارج شد. تزار نيکولاس اول براي جاي دادن مجموعه در حال توسعه عتيقه‌جات يونان، روم و مصر از معمار سبک نئوکلاسيک آلماني به نام ليو فون کلنز خواست تا بناي موزه عمومي را طراحي کند. اين بنا که در سال ۱۸۵۲م براي بازديد عموم گشوده شد، به احتمال بسيار اولين گالري در اروپاي شرقي است که از ابتدا به همين قصد طراحي و ساخته شده‌ است. همچنان که تزارهاي روس به توسعه مجموعه هنري خود مشغول بودند، آثار متعددي از داوينچي، يان ون‌ايک و رافائل در ايتاليا خريداري شده و به ارميتاژ انتقال پيدا کردند؛ به گونه‌اي که اکنون بزرگترين مجموعه آثار رامبراند در جهان نيز متعلق به ارميتاژ است.

در طي انقلاب کمونيستي روسيه در سال ۱۹۱۷م، اموال موزه سلطنتي آرميتاژ ملّي اعلام شد و پس از ملي شدن مجموعه‌هاي هنري عمومي، دامنه آثار موجود در موزه وسعت بيشتري يافت. به خصوص ورود هنر مدرن از کلکسيون‌هايي چون مجموعه هنري سرگئي شکوکين و ايوان موروزوف بسيار جالب توجه بود. از جمله آثار اضافه شده به موزه مي‌توان از اکثر آثار سال‌هاي اخير گوگن، ۴۰ اثر سبک کوبيسم پيکاسو و آثاري مشهور از بزرگان هنر مدرن مانند تابلو "رقص" اثر ماتيس و "کافه شبانه" اثر ون گوگ اشاره کرد.

حاکمان وقتِ اتحاد جماهير شوروي، توجه چنداني به نگهداري از "هنرِ منحطِ طبقه بورژوا" نداشتند و بر اين پايه به دستور استالين تعدادي از با ارزش‌ترين آثار موجود موزه ارميتاژ در خارج از کشور به فروش رفت! از جمله اين آثار مي‌توان شاهکارهاي بي‌رقيبي چون "آلبا مدونا"اثر رافائل، "ونوس در مقابل آينه" اثر تيشين و "بشارت"اثر ون ايک را نام برد. بسياري از اين آثار که توسط اندرو ملون تهيه شده بود، اکنون هسته مرکزي گالري هنر ملي در واشنگتن را تشکيل داده‌‌اند. از ديگر موارد از دست رفته موزه که البته موارد مشابه آنها يافت مي‌شود، مي‌توان به هزاران اثر هنري که از موزه ارميتاژ خارج شده و به موزه پوشکين در مسکو و موزه‌هاي ديگري در سراسر اتحاد شوروي فرستاده شد، اشاره کرد. تعدادي از کلکسيون‌هاي موزه نيز در طي محاصره لنينگراد در جنگ جهاني دوم، هنگامي که ساختمان موزه به عنوان پناهگاه در مقابل حمله هوايي استفاده شد، قرباني بمباران هوايي آلمان‌ها شد. امّا اين دوره غم انگيز در تاريخ موزه آرميتاژ در سال ۱۹۴۵م به پايان رسيد. در اين زمان دولت کوشش مي‌کرد با انتقال دادن تعدادي از آثار هنري به موزه که در طي جنگ جهاني دوم توسط ارتش سرخ از آلمان تصرف شده بود، خسارات وارده را جبران کند. به تبع آن اشياي متعلق به موزه برلين ـ آلمان در سال ۱۹۴۵م توسّط ارتش سرخ ضبط گرديده و به آرميتاژ انتقال يافت. گرانقيمت‌ترين بخش اين غنيمتِ جنگي نقاشيهاي هنرمندان امپرسيونيست بود که از مجموعه‌هاي خصوصي طبقه ممتاز آلمان به دست آمده بود. اين نقاشي‌ها تا سال ۱۹۹۵م که موزه آنها را در معرض ديد عموم قرار داد، همواره گمشده يا نابوده شده تلقي مي‌شدند! به گفته دولت روسيه اين آثار تنها مي‌توانند بخش کوچکي از خسارات جبران ناپذيري که تهاجم آلمان به ميراث فرهنگي روسيه وارد کرده اند، از جمله تخريب کامل کاخ‌ها و باغ‌هاي پترهوف و تزارسکو سلورا جبران کند. از طرفي دولت روسيه قانوني را در مجلس به تصويب رساند که به موجب آن بازگرداندن هر نوع آثار به صاحبان قبلي آن، ممنوع اعلام شده ‌است زيرا اين افراد به خاطر تأمين هزينه رژيم نازي گناهکار شناخته شده‌اند. در سال‌هاي اخير، موزه آرميتاژ بيش از پيش توسعه يافته و عمارتِ ستاد فرماندهي را نيز در بر گرفته ‌است و به انجام پروژه‌هاي بزرگي در خارج از کشور نيز پرداخته ‌است که موزه آرميتاژ گوگنهايم در لاس وگاس، اتاق‌هاي آرميتاژ در عمارت سامرست در لندن و آرميتاژ آمستردام در هلند، از آن جمله‌اند. بايد افزود که مقامات موزه در ماه ژوئيه سال ۲۰۰۶ اعلام کردند که ۲۲۱ فقره آثار کوچک مانند جواهرات، شمايل‌هاي ارتودوکس، ظروف نقره و اشيايي با ميناکاري فراوان از موزه به سرقت رفته ‌است. ارزش اين اشياء که تاکنون يافت نشده‌اند، ۵۴۳ هزار دلار برآورد شده‌ است.

موزه ارميتاژ داراي 86 نسخه خطي اسلامي بسيار نفيس شامل 52 نسخه عربي، 32 نسخه فارسي و نيز 2 نسخه ترکي است که در مجموع داراي 471 مينياتور مي‌باشند. در معرّفي برخي نسخه‌هاي خطي عربي و فارسي اين موزه عامره، دو فهرست ارزشمند به تازگي منتشر شده که مشخصات آن دو چنين است:

Адамова, А.Т.: Персидские рукописи, живопись и рисунок XV – начала ХХ века: каталог коллекции. Санкт-Петербург, Издательство Государственного Эрмитажа, 2010, 512 p.

Архитектура в исламском искусстве. Сокровища коллекции Ага-хана, Санкт-Петербург, Издательство Государственного Эрмитаж, 2011, 248 p.

 

 

کتابخانه ملّي روسيه (سالتيکف ـ شدرين سابق)

روز پنجشنبه (29 تير) طبق قرار قبلي، همراه دوستان، ديداري از کتابخانه ملّي روسيه، که پيش‌ از فروپاشي، با نام کتابخانه سالتيکف ـ شدرين ناميده مي‌شد، داشتيم. پس از کنترل پاسپورت‌ها و صدور مجوز ورود، شوربختانه، رئيس کتابخانه ملّي روسيه، آقاي آنتون ليخومانوف، حضور نداشتند. امّا با اين حال خانم جواني، ما را به بخش نسخ خطي کتابخانه راهنمايي نمودند. پس از طيّ مسافتي نسبتاً طولاني و گذر از دالان‌هاي محتوي صدها قفسه فيش ‌کارت، به بخش نسخ خطي کتابخانه رسيديم؛ دور تا دور سالن را صندلي‌هاي مخصوص، کمدها و قفسه‌هايي مجلل احاطه نموده که پس از استفسار معلوم شد، صندلي‌ها از مجلس روسيه و کمدها نيز از موزه ارميتاژ به اين مکان منتقل شده‌اند. در اين بخش، با خانم اولگا و. واسيليوا، رئيس بخش نسخ خطي کتابخانه ملّي روسيه، ديدار داشتيم، خانمي ميان سال و تيزبين که به گفته خود، 36 سال است در اين کتابخانه و اين بخش فعاليت دارد.

اين کتابخانه با نيت تبديل دولت روسيه به نمادي علمي در اروپا و نيز نشانه‌اي از شخصيتِ خلاق و وفادارِ ملکه به آرمان‌هاي عصر روشنگري، به عنوان يکي از بهترين کتابخانه‌هاي عمومي اروپا، سنگِ بناي آن به دستور و نظارتِ کاترين دوم، در سال 1795م، با طراحي معمار يوگور سوکولوف نهاده شد. پس از مرگ کاترين دوم در سال 1796م، تحققِ ايده تأسيسِ کتابخانه عمومي‌ـ سلطنتي کاترين، توسّطِ پسرش پُل اول و همچنين پس از قتلِ وي، توسّط پسرش الکساندر اوّل، با جديّت دنبال و ادامه يافت. به منظور تکميل و تسريع در ساخت کتابخانه، در سال 1800م، استروگانف، به عنوان مدير کتابخانه سلطنتي منصوب گرديد و در دوره مديريتِ وي، مجموعه‌هاي ارزنده‌اي از نسخ خطي شرقي، کتب چاپي و نشريّات به زبان‌هاي شرقي، اروپايي و روسي متعلّق به کساني همچون اراسموس، لايبنيتس، ديدرو، روسو، ولتر و ديگران از فرانسه خريداري گرديده و به گنجينه کتابخانه در شرف تأسيس در سنت پترزبورگ، سپرده شد؛ از جمله آثار دستنويس نفيس اين دوره، مي‌توان به يادگار بدون قيمتِ فرهنگ روسي اسلاوي، يعني انجيل اوسترومير گوسپل با کتابت سال 1056ـ1057م اشاره نمود که پس از مرگِ کاترين دوم،

از کمدِ لباس وي بدست آمده است. با اهداي کتب خطي و چاپي از سوي شخصيت‌ها، دانشگاهيان و دانشمنداني همچون: ياکوف، زاخاروف، کوپفر، دورن، کپن، کروسنسترن، رانگل، گلازونوفز، شاميلوف، لپتو، پيروگف، استروف، استروگرادسکي، دال، کستومارف، ماکلاي مخزن کتابخانه، به تدريج غني‌تر شد. با انتخابِ مورّخ و نقاش شهير، آلکسي اولنين در سال 1808م به عنوان دستيارِ استروگانف، توسعه و تکميلِ کتابخانه وارد مرحله جديدي گرديد. در اين ايام، شخصيت‌هاي متعددي در روندِ تکميل اين کتابخانه، به اشکال مختلف، به نقش‌آفريني نمودند، که از جمله آنان مي‌توان به ايوان کريلوف، افسانه پرداز مشهور روس؛ کنستانتين باتيوشکف و آنتون دلويگ، از شاعران برجسته روسيه؛ نيکلاي گنديچ، شاعر و مترجم؛ واسيلي سوپيکوف، پدر کتابشناسي روسيه؛ واسيلي سوبولشيکف، متخصص علوم کتابداري و معماري؛ ولاديمير اودويفسکي، نويسنده و موسيقي‌شناس؛ نيکلاي درژاوين، متخصص زبان و فرهنگ اسلاوي، ولاديمير استاسوف، منتقد معروف هنر و موسيقي؛ آفاناسي و ايوان بيشکف، از مورّخان و باستان‌شناسان شهير روسيه و نيکلاي مار، زبان‌شناس و ديگر شخصيت‌هاي ادبي و هنري روسيه، اشاره نمود. در سال 1810م، امپراتور الکساندر يکم، بودجه‌اي مخصوص از خزانه دولت را براي تأمين هزينه‌هاي جاري کتابخانه، اختصاص داد. در اين تاريخ، بر اساس قانون واسپاري، هر يک از ناشران بايستي دو نسخه از کتب چاپ شده خود را بايستي به صورت رايگان، به اين کتابخانه ارسال نمايند؛ قانوني که اطمينان لازم را براي خوانندگان به وجود مي‌آورد تا به طور منظم از کتب و نشريات تازه انتشار آگاهي يابند.

تکميل ساختمان اين کتابخانه، پس از سال‌ها انتظار، در سال 1814م به پايان رسيد و رسماً در دوم ژانويه همان سال در مراسمي با حضورِ شخصيت‌هاي برجسته همچون نيکلاي درژاوين، ولاديمير استاسوف، گاوريلا، کيپرنسکي، ووستوکف و ديگران، درهاي کتابخانه، با عنوان کتابخانه عمومي ـ سطنتي روسيه، به روي خوانندگان گشوده شد. ساختمان کتابخانه يکي از شاهکارهاي معماري است و نماي آن نماينده بلوک‌هايي است که به طور موزون توسّط ايگور سوخولوف، لوئيچي روسکا،

آندري ورونيخين، کارلو روسي، آپولون شدرين و ويوگراف وروتيلف طراحي شده است. هنگام افتتاح رسمي کتابخانه، اولنين، در چگونگي و تسهيل استفاده پژوهشگران از منابع کتابخانه، قانوني تعريف نمود: <استفاده از مخزن کتابخانه، هدف اصلي ماست؛ مهم نيست خواننده چه کسي است، هر کسي براي استفاده از منابع کتابخانه، قادر خواهد بود هر نوع کتاب خطّي و چاپي را بدون پرداختِ هزينه‌اي، درخواست بدهد؛ تنها محدوديتِ اين است که کتاب‌ها بايستي در همين کتابخانه مورد مطالعه قرار گيرد>.

اولنين که پس از استروگانف، به مديريت "کتابخانه عمومي ـ سلطنتي" رسيده بود، براي کارمندان کتابخانه احترام زيادي قائل بود، در دوره مديريتِ وي، کتابخانه رشدِ وصف ناپذيري يافت. پس از مرگ وي در سال 1843م، ديميتري بوتورلين به عنوان مدير جديد انتخاب و مشغول به کار شد. وي پيش‌تر يک نظامي در ارتش روسيه و دانش آموخته تاريخ نظامي به شمار مي‌رفت و در جنگ‌هاي زيادي شرکت کرده بود، در دوره مديريتِ وي نظم و انضباطِ خاصّي بر کتابخانه داده ‌شد؛ امّا کتابخانه، ديگر فاقدِ فضاي دوستي و صميميتِ دوره اولنين گرديد و اين فضاي سرد و خشکِ مديريتي تا سال 1849م که بوتورلين درگذشت بر روح کتابخانه، حاکم بود! پس از وي، کورف، در اکتبر همان سال، سکّان مديريتي کتابخانه را عهده دار شد؛ وي کار خود را در کتابخانه با تأکيد بر دو شعار: "کتابخانه، منبع حيات در آموزش عمومي" و "کتابخانه، شکوه تاريخي يک ملّت" آغاز کرد و دوره وي مشحون از تغييرات اساسي بود،. براي نمونه، در دوره مديريتِ وي، بر خلاف معمولِ کتابخانه‌هاي اروپايي، ساعات کار سالن مطالعه کتابخانه از 10 صبح تا 9 شب افزايش يافت؛ پس از گذشتِ چهل سال از تأسيس، کتابخانه با نور الکتريکي، روشن گرديد؛ تعداد خوانندگان به 7 برابر و تعداد بازديدکنندگان از کتابخانه به 9 برابر افزايش يافت؛ در اين راستا، اين روندِ رشد تساعدي استقبال از کتابخانه، به حدّي بود که به ترتيب در سال 1860م، 3000 کارت، سال 1899م، 16500کارت، در سال 1913م، 27500 کارت عضويت، صادر گرديد و تعداد بازديدکنندگان از کتابخانه نيز از 18500 نفر در سال 1860م به 194000 نفر در سال 1913م افزايش داشته است.

بايد افزود که اين کتابخانه عمومي، از همان روزهاي نخستِ احداث، در توسعه علوم ملّي و فرهنگي و توسعه روشنگري و آموزشي نقش مهمّي را ايفا نمود. شواهد و مدارک تاريخي فراواني از تاريخ روسيه و سنت پترزبورگ را در ابعاد مختلف آن، در اين کتابخانه مي‌توان يافت. شخصيت‌هاي ادبي، تاريخي، سياسي متعددي از اين کتابخانه عامره بهره جسته‌اند که از آن جمله‌اند: نيکلاي کارامزين، الکساندر پوشکين، نيکلاي نکراسف، لئو تولستوي، ولاديمير کورولنکو، ماکسيم گورکي، مودست مسورگسکي، ايليا رپين، نيکلاي پيروگف، ديميتري مندلييف، ايوان پاولف، کليمنتي تيميريازف، ولاديمير ورنادسکي، ويلهلم کوشلبکر، الکساندر تورگنيف، نيکلاي چرتيشوسکي، نيکلاي دوبروليوبوف، ديميتري پيزارف، پيوتر لاوروف، هرمان لوپاتين، الکساندر اوليانف و گئورکي. اين کتابخانه غالباً مرکز فعاليت‌هاي انقلابي نيز بوده است؛ براي نمونه در طول سال‌هاي 1893-1895م، ولاديمير لنين، در يکي از سالن‌هاي اين کتابخانه مطالعه مي‌نمود و به طور محرمانه با اعضاي گروه‌هاي انقلابي اتحاديه مبارزه سن پترزبورگ ملاقات مي‌نمود. ماکسيم گورکي در ژانويه 1905 در همين کتابخانه، خطابه‌اي انقلابي ايراد کرد و مردم را به مبارزه عليه دولت تزاري روسيه فراخواند. در ژوئن 1917 روزنامه‌ها، عکس‌هايي از تيراندازي به يک تظاهرات آرام را که در نزديکي اين کتابخانه برگزار شده بود، منتشر ساختند. در نوامبر همان سال در بحبوحه رنج و قحطي ناشي از جنگ دوم جهاني و جمهوري نوپاي در شرفِ تأسيس، لنين يادداشت‌هايي با عنوان وظايف کتابخانه عمومي در پتروگراد نوشت و در آن تأکيد نمود تا همه موجودي کتابخانه بايستي در اختيار کارگران قرار گيرد.  با انقلاب اکتبر 1917م، بلافاصله کلمه "سلطنتي" از نام کتابخانه، حذف گرديد. با روي کار آمدن نظام کمونيستي، از سال 1917م به تدريج با بناي سوسياليستي، ساختار مجدد و بنيادي کتابخانه حاصل گرديد؛ پيشرفت‌هاي بيش‌تري در زمينه فهرست‌ها، خدمات مربوط به امانت دادن کتاب، تبادل کتاب‌هاي بين المللي و پژوهش‌هاي روش شناسي انجام گرفت. پس از مرگ ولاديمير لنين

در سال 1924م، ژوزف استالين، رهبر وقتِ اتحاد جماهير شوروي، نام کتابخانه را به سالتيکف شدرين، نويسنده محبوبِ خود، تغيير داد. بين سال‌هاي 1920 تا 1930م کتابخانه دستخوشِ تغييراتِ ساختاري متعددي گرديد؛ با توجه به سرکوب ايدئولوژيک در کشور، مطالعه بسياري از آثار، ممنوع گرديد؛ تبادل کتب، بين دول، بخصوص دولت‌هاي همگرا، گسترش مي‌يابد. اين کتابخانه در 14 ژانويه 1939، همزمان با جشن يکصد و بيستمين سالگرد بازگشايي کتابخانه، به عنوان اولين مرکز فرهنگي شوروي، نشان سرخ کارگر را دريافت نمود. در طول جنگ جهاني دوم، کتابخانه، با جان و دل، در غم و اندوه لنينگراد سهيم بود؛ به طوري که تنها 50 نفر از کارمندان خدوم و وطن پرستِ اين کتابخانه در اين ايام، براي وطن خويش، جان خود را نثار کرده و 138 نفر نيز در زمستان وحشتناک 1941ـ1942م. در اولين هفته‌هاي جنگ بخشي از موجودي کتاب‌ها به زيرزمين و کتاب‌هاي نفيس و دستنويس به بخش‌هاي داخل کشور انتقال يافتند؛ امّا با اين حال کتابخانه يک روز هم فعاليت خود را تعطيل نکرد. در طول 900 روز محاصره لنينگراد در سال 1941م، ديوارهاي کتابخانه در اثر اصابت گلوله آسيب ديد و چند بمب آتشين نيز روزي سقف کتابخانه افتاد، ولي از خودگذشتکي مرداني بزرگ، کتابخانه را از آسيب جدّي محفوظ داشت. پس از جنگِ خانمان سوز، کتابخانه مجموعه‌هايش را دوباره ذخيره و براي سال‌هاي جنگ آماده کرد و مبادله کتاب را دوباره از سر گرفت. حدود 300 هزار کتاب به کتابخانه‌هايي که در طول اشغال آلمان‌ها، صدمه ديده بودند، داده شد. با اهداي کتاب به موجودي کتابخانه‌هاي استوني، لاتويا، ليتواني، اوکراين، مولداوي و بلاروس، به موجودي کتاب کشور کمک چشمگيري شد. در سال‌هاي پس از جنگ، نيز روند بازسازي، توسعه و تغييرات در ساختار کتابخانه به تدريج ادامه يافت. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، در 27 مارس 1992 رئيس جمهور بوريس يلتسين، طي فرماني، اين کتابخانه را به عنوان "کتابخانه ملّي روسيه" ناميد.

 

از ارزشمندترين داشته‌هاي کتابخانه، بخش نسخ خطي که موجودي آن به 400 هزار نسخه روسي و شرقي مي‌رسد که جمع‌آوري آنها، از سال 1805م شروع شده است. اين مجموعه‌هاي ارزشمند در اتاقي (سالن مطالعه فائوست)  نگهداري مي‌گردد که در سال 1857م توسّط ايوان گورنوستايف طراحي شده است. در اين کتابخانه در کنارِ دستنويس‌هاي روسي شخصيت‌هاي علمي و ادبي برجسته روسيه و دستنوشته‌هايي به زبان‌هاي کلاسيک اسلاوي، اروپايي و يوناني، در حدودِ 28000 هزار نسخه‌ خطي اسلامي به زبان‌هاي شرقي، از جمله عربي، فارسي و ترکي در موضوعاتي نظير زبان‌شناسي، جغرافيا، پزشکي، ستاره‌شناسي، رياضيات و جز اينها، نگهداري مي‌شود.

مجموعه کتب نادر نيز شامل کتب منتشر شده در قرن 16 ميلادي در اروپاي غربي است که همراه مشهورترين مجموعه سده هجدهم، يعني کتابخانه هفت هزار جلدي ولتر و کتابخانه خصوصي دنيس ديدرو در اين کتابخانه نگهداري مي‌گردد. دستنوشته‌هاي روي پاپيروس، برگ‌هاي نخل، پوست آهو، عاج فيل، تنه درختان غان، بشقاب‌هاي فلزي، لوحه‌هاي چوبي، موم اندود و همچنين تکه‌هاي کاغذ با منشأ و تاريخ‌هاي گوناگون، شجره‌نامه، نشان‌ها و خطوط هيروگليف (تصويري)، زينت بخش ويترين‌هاي بخش خطّي و سنگ نبشته‌هاي به خط سومري، يوناني، رومي، عربي، فارسي، ترکي و ارمني نيز زينت بخش پلکان مرکزي کتابخانه مي‌باشد.



از مهمترين مجموعه‌هاي نفيس اين کتابخانه عامره، نسخه‌هاي خطي بقعه شيخ صفي اردبيلي است که در سال 1828م/1243هـ، همزمان با دوره دوم جنگ‌هاي دوم ايران و روسيه،از سوي پاسکويچ از بقعه شيخ صفي در اردبيل به روسيه، منتقل گرديد.

پيش‌تر بايد دانست که ايوان فئودورويچ پاسکويچ در ۱۸۲۵م از سوي نيکلاي يکم تزار روسيه، فرماندهي بخشي سپاهيان اين کشور را در تازش به قفقاز دوره دوم جنگ‌هاي ايران و روس عهده‌دار گرديده بود. وي در ۱۸۲۶م در نزديکي گنجه شکست سختي به نيروهاي زير فرماندهي عباس ميرزا داد. در همان سال پاسکويچ عباس ميرزا را تا چورس عقب‌ راند و خود تا آذربايجان پيشروي کرد و از ارس هم گذشت. در ۱۸۲۷م امپراتور يرمولف را برکنار نمود و اختيارات وي را در فرماندهي نيروها به پاسکويچ سپرد. در پاييز ۱۸۲۷م پاسکويچ سرانجام توانست ايروان را بگشايد. در پي اين پيروزي امپراتور روسيه به او نشانِ سن‌گئورگ و لقب "کُنت ايروان" را اعطا نمود. پاسکويچ سپس مرند را گشود و در اکتبر همان سال بي پايداري چنداني، تبريز را هم فتح‌ کرد. پس از آن در دهخوارقان با عباس ميرزا به مذاکره نشست که بي‌نتيجه ماند. در ۱۸۲۸م/1243هـ او اردبيل را نيز گشود، در جريان اين فتح کتاب‌هاي نفيس آرامگاه شيخ صفي‌الدين اردبيلي را به سن‌پترزبورگ فرستاد. سرانجام با ميانجي‌گري وزيرمختار انگليس (مک ‌دونالد) دو طرف در قريه ترکمانچاي قراردادي را منعقد ساختند و جنگ به پايان ‌رسيد. البته طبق گفته خانم اولگا واسيليوا، رئيس بخش نسخ خطي اين کتابخانه عامره، بنا بر اسنادي تاريخي که در جلد ششم يا هفتم مجموعه ارزشمندِ اسناد مربوط به قفقاز (چاپ تفليس 1866ـ1904م):

Акты, собранные Кавказской археографической комиссией, 1866ـ1904

منتشر شده است، حکايت از آن دارد، با اينکه اين کتب، غنائم جنگي محسوب مي‌شده‌اند، با اين حال دولت روسيه تزاري براي ابراز حسن نيّت، در مقابل آن دستنويس‌ها، به دولت ايران، طلا پرداخته و آن را داخل پاکتي روي مقبره شيخ صفي در اردبيل نهاده است!

به هر تقدير 166 نسخه‌ نفيس ارسالي از اردبيل به روسيه، سرانجام در کتابخانه عمومي ـ سلطنتي (سالتيکف) آرام گرفتند و آقاي دورن، اندکي بعد آنها را در سال‌ 1852م به زبان فرانسوي فهرست نموده و منتشر ساخت؛ نشانه "Ard" در اين فهرست‌، اشاره به نسخه‌هاي نفيس "اردبيل" است؛ عنوان اصلي اين فهرست چنين مي‌باشد:

B. Dorn: Catalogue des manuscrits et xylographes orientaux de la Bibliothèque impériale publique de St. Pétersbourg, 1852.

گفتني است پس از آن، براي نسخه‌هاي خطي شرقي و اسناد اين کتابخانه فهرست‌هاي متعددي نيز نوشته شد که زنده ياد اولگ آکيموشکين، گزارشي از آن‌ها، تا سال 1992م منتشر ساخته است.



يکي از نسخه‌هاي نفيس اين کتابخانه عامره (دو مجلّد) که مورد بازديد قرار گرفت، کتاب احسن الکبار، تأليفِ ابن عربشاه، محمّد بن ابي‌زيد علوي وراميني (درگذشته پس از 837هـ) است. اين اثر درباره زندگي امامان شيعه‌ عليهم السلام است که به سال 837هـ با نثري ساده و روان به زبان فارسي تأليف گرديده است. بايد دانست که اين اثردر قرن دهم هجري در روزگار شاه طهماسب اول صفوي‌ و به دستور او، به دستِ فخرالدين علي بن حسن زواره‌اي تلخيص شده‌ و با افزودن مطالبي بر آن، به نام لوامع الانوار الي معرفة الي المعرفة الأئمة الأطهار ناميده شده است. احسن الکبار خالي از هرگونه پيچيدگي زباني است، به طوري که همه‌ مي‌توانند از خواندن آن بهره بگيرند. امّا دليل اين‌که اين نسخه خطي‌ در اين دوره و در زمان شاه طهماسب براي مصور سازي انتخاب شده‌ است به تعصباتِ شديد مذهبي وگرايش عميقي که شخص شاه به شيعه‌ داشته است، برمي‌گردد؛ در زمان او نگارگري نسخ‌ خطي بيش‌تر درباره اهل بيت^، رونق و رواج يافته بود. اين تصاوير وقايعي را روايت مي‌کنند که در اسلام و نزد شيعه‌ از اهميت بالايي برخوردارند؛ برخي از وقايع نيز صفات و فضائل ائمه را به نمايش مي‌گذراند.

دو نسخه أحسن الکبار نفيس، مذهّب و مينياتوريِ موجود در اين کتابخانه (سالتيکف)، به شماره‌هاي ПНС. 312  و ПНС. 313  نگهداري مي‌گردند. اين نسخه‌ها در قطع رحلي به اندازه 5/37*26 سانتي‌متر 24 سطري، به خط تعليق کتابت شده است و مجموع دو جلد، داراي 800 برگ با 39 مجلس‌ نگاره (مينياتور) مشتمل بر رويدادهاي مهمّ زندگي و معجزات پيامبر اکرم| و ائمه‌ اطهار^ آراسته شده است. برخي از نگاره‌ها عبارتند از: امام حسن× و معاويه، حضرت علي×

در حال کشتن اجنه، وداع پيامبر| با مردم، ماجراي تل‌ريگ، معلق‌شدن کوه، داستان هشام ‌بن‌ عبدالملک و امام زين‌العابدين×، ماجراي ليلة المبيت، قضيه گذشتن‌ِ حضرت علي× با دُلدل از چاه، ولادت پيامبر|، پيامبر| و قوم بني‌اسرائيل، خواندن خطبه حضرت فاطمه÷، غديرخم و جنگ جمل. از جمله نگاره‌ها، يکي داستان تولّد حضرتِ محمد| را روايت‌ مي‌کند. نگاره بعدي پيامبر| را در حال گفت‌وگو با تني چند از قوم‌ بني‌اسرائيل نشان مي‌دهد. در نگاره ديگر پيامبر| بر منبر نشسته و علي× و جمعي از صحابه مقابل او و عدّه‌اي‌ ديگر نيز در ضلع ديگر مسجد ايستاده‌اند و امام حسن نيز در آستانه‌ محراب جاي گرفته‌اند. از ديگر نگاره‌ها، تصويرِ واقعه مربوط به روزهاي واپسين حيات پيامبر| است، زماني که بيماري‌ ايشان شدت يافته بود. تصوير ديگر مربوط به واقعه غديرخم است. در مرکز اين تصوير حضرت محمد| و حضرت علي× بر بالاي جهاز شتران در حالي که محمد|، علي× را در آغوش گرفته و بلند کرده نشان داده شده است. نگاره ديگر جريان خواستگاري کردن حضرت علي× از حضرت‌ فاطمه÷ را نشان مي‌دهد.

نگاره‌ ديگر، تصويري است که ماجراي خوابيدن حضرت علي× در بستر پيامبر را بازگو مي‌کند، زماني که حضرت علي× از جان خود گذشت‌ و به‌جاي پيامبر| در بستر وي خوابيد. مينياتور ديگر، حضرت علي× را سوار بر دُلدل (اسب حضرت) نشان مي‌دهد، در اين تصوير حضرت علي در مرکز تصوير نشان داده‌ درحالي‌که دلدل سر در گوش او دارد و گروهي از کافران را که براي‌ قتل حضرت علي× با حفر چاه سر راه او نقشه کشيده‌اند در پشت تپه‌ها ترسيم کرده است که در حال سرک کشيدن و منتظر به وقوع پيوستن‌ نقشه‌شان هستند. در نگاره ديگري نقاش يکي از اتفاقات صدر اسلام را نشان داده‌ است. در اين تصوير عايشه همسر حضرت رسول| و طلحه و زبير در جنگ جمل در برابر حضرت اميرالمؤمنين× مشاهده مي‌شوند. در اين تصوير چهره حضرت امير و عايشه پوشيده شده است درحالي‌که هاله نوراني‌ فقط در اطراف چهره حضرت امير× ديده مي‌شود. يکي از نگاره‌ها نيز‌ مربوط به مجلسي است که امام حسن×

و معاويه را در کاخ معاويه بر سر خوان طعام نشان مي‌دهد. تصوير را مي‌توان به سه قسمت در راستاي عمودي‌ تقسيم کرد که قسمت پايين آن به‌وسيله خط افقي لبه بلندي از بخش‌ مرکزي متمايز شده است و بخش بالايي تصوير در پشت قسمت‌ مياني قرار گرفته است به طوري که برتر بودن جايگاه مياني به خوبي‌ در تصوير نمايان است حضور چهار پيکر در قسمت پايين و پيکره‌ سمت چپ قسمت بالا به درک اين مسأله کمک مي‌کند. درخت بيد مجنون و درختان بي‌شکوفه که از ويژگي‌هاي نگارگري صفويه است‌ و درخت ديگري که مي‌تواند سپيدار باشد عناصر فضاي طبيعي تصوير را تشکيل مي‌دهند. چهره‌هاي پيکره‌ها گرد و چشم‌هاي آن‌ها کشيده‌ و ابروهايشان پيوندي است و برخي از آن‌ها کلاه تَرک‌دار قزلباش به‌ سر دارند. رنگ‌هاي متنوع و درخشان در اين تصوير به کار رفته است‌ و خطوط نرم و قوي است.

يکي ديگر از نسخ خطي که مورد بازديد قرار گرفت، نسخه نفيس و مذهّبِ يوسف و زليخاي عبدالرحمن جامي است که از سوي خسرو ميرزا در سال 1248هـ/1832م در دارسعاده زنجان، به گراف سيمونيچ، سفير مختار دولت روسيه تزاري در تهران، تقديم شده است. روي و پشت دو جلد بسيار نفيس رنگ روغني مرغش اين نسخه، نقاشي مينياتوري بسيار هنرمندانه‌اي از داستان حضرت يوسف× با زليخا ترسيم گرديده است که بي‌تشابه با داستان زندگي خسروميرزا نبوده است.

بايد افزود تاکنون درباره تمام يا بعضي از نسخ خطي نفيس به يغما رفته از بقعه شيخ صفي‌ در اردبيل، از سوي کساني همچون بنهارت دورن، اولگ آکيموشکين، اولگا واسيليوا و ديگران مقالات و کتب متعدّدي به زبان‌هاي فارسي، روسي، انگليسي، آلماني، فرانسوي و ديگر زبان‌ها نوشته شده است که اشاره به فرد فرد آن آثار، موجب تطويل خواهد بود. در اين راستا، يکي از کارهاي پژوهشي ناچيزِ راقم سطور نيز در پانزده سال گذشته نگارش يک فهرست جامع در توصيفِ نسخه‌هاي خطي بقعه شيخ صفي اردبيلي بوده است؛ الحمدلله تاکنون بيش‌تر بخش‌هاي آن نگارش و تنظيم گرديده و اميد است در آينده‌اي نزديک، به زيور طبع آراسته گردد.

***

بر اساس آمار سال 1913م، تعداد مراجعه کنندگان کتابخانه ملّي روسيه، حدود 195 هزار خواننده بوده است اين در حالي بود که شمار کتاب‌هاي کتابخانه، حدود 460 هزار کتاب بود، امّا امروزه تعداد مراجعين به حدود 5/1 ميليون نفر در سال (روزانه 4000 نفر) در 26 سالن مطالعه (هر يک با 1400 نفر)، رسيده است و طبق آمار سال 1990م نيز موجودي کتابخانه، بالغ بر 28 ميليون جلد کتاب و مجموعه ادواري آن نيز افزون بر 6 ميليون مجلد شده است. علاوه بر مجموعه کامل روزنامه‌ها و نشريّات روسي، تقريباً تمامي نشريات داخلي و اروپاي غربي که از سده 17 ميلادي به بعد منتشر شده‌اند، در اين کتابخانه يافت مي‌شود. اين کتابخانه همچنين حاوي ذخائر عظيمي از کاتالوگ‌هاي نمايشگاه‌هاي بزرگ، نقشه‌هاي جغرافيايي، ميکروفيلم‌ها، اسناد، زندگي‌نامه‌ها، نشريات خارجي، نت‌ها و موسيقي‌ها، کاست‌ها، نقاشي‌ها، تصاوير و عکس و پرتره، کارت پستال‌ و منابع کتابي و غيرکتابي است. در اين کتابخانه سالانه به طور ميانگين در حدود 1500 نمايشگاه فرهنگي، مرتبط با کتاب و کتابخانه برگزار مي‌گردد که شايد در نوع خود در سطح جهاني کم نظير ‌باشد. اين کتابخانه، امروزه يکي از مراکز مهم پژوهش در زمينه‌هاي کتابداري، فهرست‌نويسي و کتابشناسي است که با کتابخانه‌هاي مهمّ ديگر روسيه، همچون کتابخانه دولتي روسيه در مسکو و کتابخانه آکادمي علوم در سنت پترزبورگ ارتباطات نزديکي دارد. بايد دانست که بناي جديد کتابخانه، در مقابل پارک پيروزي نزديک ايستگاه مترو مسکوسکي پروسپکت، با توجه به معماري تاريخي آن در 9 طبقه ساخته شده و گنجايش مخزن آن بيش از 20 ميليون جلد کتاب و نيز گنجايش سالن مطالعه منفردِ آن (يکجا) دو هزار نفر مي‌باشد.

 

انستيتو دستنويس‌های شرقی آکادمی علوم روسيه

انستيتو نسخه‌هاي خطي شرقي (IOM)  وابسته به فرهنگستان علوم فدراسيون روسيه (RAS) در سنت پترزبورگ (پتروگراد/ لنينگراد) واقع است. هسته اصلي تشکيل اين انستيتو به سال 1724م ايام سلطنت و دستورِ پطر کبير برمي‌گردد که در آن سال با ادغام کتابخانه کونستکامرا و کتابخانه آکادمي علوم روسيه صورت گرفت. پس از گذشت ده‌ها سال، در سال 1818م موزه آثار شرقي در شهر پتروگراد تأسيس گرديد؛ نهادي که در آن مقطع، در اروپا، از نخستين‌هاي شرق‌شناسي محسوب مي‌گرديد. در آن مقطع، به جهتِ مقابله با فرهنگ ملل شرقي، همزمان با ديگر کشورهاي غربي، ضرورت دانستن زبان، آداب، فرهنگ و رسوم کشورهاي همسايه شرقي، در روسيه نيز احساس ‌گرديد. پيرو تأسيس اين نهاد خاورشناسي، اساتيد مطرحي نيز از آلمان (پروس) دعوت گرديد. در اين ايام، منابع اوليّه پژوهشگران اين نهاد را تعدادي نسخ خطي شرقي و همچنين آثار، قطعات و اشياي تاريخي و فرهنگي تشکيل مي‌دادند که از برخي جاها براي نخستين بار به روسيه آورده شده بودند و البته به سفارش دولت وقتِ روسيه، در اين راستا، سفرا، ديپلماتها و تجار روسي، جملگي وظيفه جمع‌آوري و انتقال اين نوع آثا را از کشورها و مناطق شرقي، به روسيه، داشتند.

در سال 1818م بود که آکادمي علوم روسيه تصميم به خريد مجموعه‌اي مشتمل بر 700 نسخه خطي اسلامي از کنسول فرانسه در طرابلس و حلب در شامات گرفت. پس از خريد و انتقال اين مجموعه ارزشمند، در سال‌ 1819م، يک بخش جديد در فرهنگستان علوم روسيه با نام موزه آسيايي (AM) ـ که بعدها به موسسه مطالعات شرقي (IOS) تبديل شدـ تأسيس و افتتاح گرديد و نخستين رئيس موزه آسيايي نيز فردي به نام آقاي فِرن انتخاب گرديد؛ وي در مدّت 22 سال رياست خود، توانست زمينه‌هاي مطالعات شرقي، بخصوص در زمينه خاورميانه، زبان عربي، زبان فارسي را تأسيس يا گسترش دهد. جانشين وي در موزه آسيايي، دانشمند شهير، آقاي دورن بود که بيش از 20 سال در تقويت موضوعات مربوط به خاورشناسي تلاش نمود. نبايد از نظر دور داشت که اين سال‌ها (1243هـ) يادآور پايان دومين دوره از جنگ‌هاي خانمان‌سوز ايران و روسيه بود که در پي آن نسخه‌هاي خطي نفيسِ بقعه شيخ صفي در اردبيل، به سنت پترزبورگ انتقال يافت و آقاي دورن، همان کسي است که آنها را در سال‌ 1852م به زبان فرانسوي به خوبي فهرست نموده و منتشر ساخت.

بايد افزود در آن مقطع تاريخي، موزه آسيايي، به جز مجموعه‌هاي دستنويس مغولي، ترکي، تبتي و چيني، مجموعه‌اي نفيس نيز در موضوع فلسفه به دست آورد که مطالعات شرقي را وارد مرحله جديدي ساخت. تا سال 1855 زماني که دانشکده زبان‌هاي شرقي در دانشگاه ايالتي سنت پترزبورگ افتتاح شد؛ اين موزه همواره به عنوان يک نهاد تخصصي براي نيازهاي دانشمندان روسي و خارجي خدمت مي‌کرد. در سال 1876م اين موزه نقش فعالي در سومين  کنگره بين المللي شرق شناسان در سنت پترزبورگ داشت. در سال 1917م، اين موزه مهمترين و بزرگترين مجموعه تخصصي جهان در عرصه نسخ خطي و نخستين‌هاي کتب چاپ شده در شرق و در حقيقت گنجينه بزرگ فرهنگي ملل شرق در سواحل رودخانه نوا محسوب مي‌گرديد. پس از انقلاب کمونيستي روسيه، از 1920م، همچنان اين نهاد تنها مرکز مطالعات شرقي در فرهنگستان علوم شناخته ‌مي‌شد. در سال 1930م، انستيتوي خاورشناسي آکادمي علوم اتحاد شوروي بنا گذاشته شد. همزمان با جنگ جهاني دوم و محاصره لنينگراد توسط آلمان‌ها در سال 1943م مؤسسه بسياري از محققان خود را از دست داد؛ در پي اين جنگ خانمان‌سوز، روس‌ها بيش از 27 ميليون کشته دادند و کساني از محققان هم مجبور به ترک لنينگراد و مهاجرت به مسکو شدند. در سال 1950م انستيتو رسماً از لنينگراد به مسکو انتقال داده شد و در لنينگراد فقط شعبه‌اي از آن به نام شعبه دست‌نويس‌هاي شرقي، باقي ماند؛ امّا بعد از گذشت دو سال، بر پايه شعبه دستنويس‌هاي شرقي، مجدداً انستيتوي خاورشناسي، با عنوان "انستيتوي خاورشناسي شعبه لنينگراد" تأسيس گرديد که تابع انستيتو خاورشناسي مسکو بود. از سال 1960 تا 1968م اين انستيتو به عنوان “انستيتوي ملل آسيايي” ناميده مي‌شد و برخي فهرست‌ها و مطالعات نيز تحتِ همين عنوان منتشر گرديده است. در 29 اکتبر 1970، هيأت رئيسه آکادمي علوم اتحاد جماهير شوروي (سابق) تصميم گرفت، حوزه فعاليت‌ها در زمينه مطالعات شرق‌شناسي

شعبه اصلي مسکو و شعبه فرعي لنينگراد را از هم مستقل و تعريف نمايد؛ بر اين پايه، مطالعات اساسي شرق‌شناسي، همچون بررسي تاريخ کهن شرق در قرون وسطي، ادبيات کلاسيک فرهنگ‌هاي شرقي، مذاهب، فلسفه و قانون، در مسکو (IOS) متمرکز گرديد و عمدتاً قلمرو بررسي متون کهن و نسخ خطي شرقي نيز به شعبه سنت پترزبورگ واگذار شد و در حقيقت مي‌توان گفت انستيتو از اين تاريخ به بعد، رسماً مستقل از مؤسسه خاورشناسي مسکو، گرديد. پس از آن، شاخه‌هاي پژوهشي متعددي از جمله مطالعات کردي و ترکي نيز در شعبه سنت پترزبورگ تأسيس گرديد و کاتالوگ‌هاي چندي براي نسخ خطي عربي، فارسي و ترکي از سوي دانشمنداني همچون آکيموشکين، خالدوف و ديميتريوا به تدريج نگارش و منتشر گرديد. در اين مرکز، همچنين تحقيقات بنيادي چندي روي جنبه‌هاي مختلف شرق باستان، شامل چين‌شناسي، مطالعات ژاپني و کره‌اي و نيز مطالعات سغدي، صورت گرفت. در اين مدّت آثار متعددي تأليف گرديد؛ آثار کهن چندي، همچون تاريخ مغولان راز، بخشي از تاريخ رشيدالدين فضل الله، به زبان اصلي خود تصحيح گرديده و به چاپ رسيد و چندين اثر شرقي نيز به روسي ترجمه و منتشر گرديد. در طول دهه 1990 تا 2000م دستاوردهاي علمي بزرگي نصيب انستيتو گرديد؛ در اين مدّت از جمله، سه جلد از تاريخ خلافت، به چاپ رسيد که جايزه وزارت امورخارجه فدراسيون روسيه را در سال 2001م در پي داشت. همچنين کتاب چهار جلدي «اسلام در قلمرو امپراتوري سابق روسيه» که از سوي اسلام شناس برجسته روس، پروفسور پروزروف، تهيه شد و نيز فهرست نسخه‌هاي خطي عربي مسيحي آماده گرديد. در 19 ژوئن 2007 هيأت رئيسه آکادمي علوم روسيه دستور سازمان دهي مجدد شعبه سنت پترزبورگ را صادر نمود و از اين تاريخ، همزمان با استقلال کامل و رسمي از مسکو، نام اين نهاد از "انستيتو مطالعات شرقي" به "انستيتو نسخ خطي شرقي" تغيير يافت.

بايد افزود اين مؤسسه افزون بر دارا بودن 130هزار نسخه خطي شرقي در 65 زبان، نيز داراي کتابخانه‌اي تخصصي، شامل 800 هزار جلد کتاب در شاخه‌هاي مختلف مطالعات شرقي و نيز داراي هزاران سند تاريخي است. اين انستيتو به آموزش ميراث ادبي و فرهنگي ايران توجه زيادي نشان مي‌دهد. در حال حاضر در شعبه خاورميانه آن، 11 کارمند ايران‌شناس و افغان‌شناس به تحقيقات علمي مشغولند. 4 کارمند علمي ديگر در کنار آن شعبه زبان، تاريخ و ادبيات کردي آموزش مي‌دهند. چهار ايران‌شناس، يعني آقايان دکتر ليفشيتس، دکتر پيريخانيان، دکتر داندامايوف و دکتر چوناکووا در شعبه خاور باستان کار مي‌کنند. گرچه موضوعات و رشته‌هاي پژوهشي دانشمندان آن انستيتو خيلي دامنه‌دار و گسترده هستند، ولي بررسي و تحقيق دستنويس‌هاي فارسي و تاجيکي همچنان مورد توجه ويژه ايران‌شناسان آن انستيتو قرار دارد. آرشيو دستنويس‌هاي پژوهشگاه نزديک به پنج هزار دستنويس فارسي است. تهيه برخي فهرست دستنويس‌ها توسط گروه محققان، زنده‌ياد دکتر آکيموشکين، دکتر کوشيف، دکتر ميکلوخا ماکلاي، دکتر صلاح الدينوف، دکتر تومانوويچ، دکتر نيازوف انجام گرفته و خانم دکتر شيگلووا، تهيه فهرست کتاب‌هاي چاپ سنگي را عهده دار است. لينيا اسميرنووا در زمينه متون تاريخي، آکيموشکين در زمينه متن‌شناسي مينياتوري، اولگا اسميرنووا و ليوشيتس در زمينه کشف رمزهاي اسناد به زبان‌هاي سغدي، پارتي و باختري، راگوز و پرخانيان و چوناکووا در زمينه متن‌هاي فارسي ميانه، دانداميايف در عرصه مسائل تاريخ ايران باستان، کولسنيکوف و پوگالوف و نزريه در زمينه مسائل قرون وسطي، و اورانسکي در عرصه تاريخ زبان‌هاي ايراني، تحقيقات مختلفي انجام داده‌اند. گفتني است که اکنون ده سال است رياست انستيتو بر عهده خانم دکتر ايرينا پاپوا  است، تخصص اصلي ايشان چين شناسي مي‌باشد.

بر اساس آماري که زنده‌ياد اولگ آکيموشکين در سال 1992م منتشر ساخته است  با چشم پوشي از آمارهاي مربوط به نسخ خطي غيراسلامي، انستيتو دستنويس‌هاي شرقي، داراي 9874 نسخه اسلامي، مشتمل بر 5184 نسخه عربي، 3058 نسخه فارسي، 1500 نسخه ترکي، 28 نسخه پشتو، 14 نسخه ماليزي، 14 نسخه کردي و 3 نسخه اردو است؛ امّا با توجه به روند خريد، اهدا يا انتقال برخي نسخه‌ها به اين مرکز علمي، در سال‌هاي اخير، اين آمارها تا حدودي دست خوش تغيير شده‌اند، براي نمونه، به اذعانِ خود مسؤولان انستيتو، تعداد نسخ خطي فارسي موجود در اين انستيتو، بيش از پنج هزار نسخه، گزارش گرديده است که به نظر مي‌رسد، در اين مؤسسه، نزديک به پانزده هزار نسخه خطي اسلامي، متمرکز شده باشد.

 

 

بايد افزود بين سال‌هاي 1955 تا 1990م، براي ثلثِ نسخه‌هاي خطي فارسي (حدود 1000 نسخه)، 10 جلد فهرست به زبان روسي (بدون جلد 9) از سوي دانشمندان و ايران شناسان روسي تهيه شده است. عنوان مشترکِ اين اثر فهرست نسخ خطّي فارسي و تاجيکي موجود در انستيتوي شرق شناسي (نسخ خطي) آکادمي علوم روسيه است که بين سال‌هاي 1955 تا 1993م به اهتمام فهرستنگاران برجسته‌ انستيتو نسخ خطي شرقي با نام‌هاي: ان. دي ميکلوخو ماکلاي (جلدهاي 1ـ3)، اس. اي. بايوفسکي (جلدهاي 4ـ5)، ان. ان. تومانويچ (جلد 6)، ز. ان. واروژيکنيا (جلد 7)، خ. ان. نيازوف (جلد 8) و زنده‌ياد اولگ آکيموشکين (جلد 10)، به ترتيب در موضوعات تاريخ، جغرافيا، تذکره‌ها (جلدهاي 1ـ3)، فرهنگ‌هاي فارسي (جلد 4)، فرهنگ‌هاي دو زبانه (جلد 5)، فولکلور، داستان‌ها و حکايات (جلد 6)، ديوان‌هاي شعر (جلد 7)، ادبيات منظوم و منثور فارسي (ج 8) و جنگ‌ها و آلبوم (ج 10) نگارش يافته است. گفتني است جلد نهم فهرست نسخه‌هاي خطي فارسي، هنوز تأليف نشده است. عناوين اصلي فهرست‌هاي نسخ خطي فارسي و تاجيکي مؤسّسه، نيز به زبان روسي چنين است:

1. Миклухо-Маклай Н. Д.: Описание таджикских и персидских рукописей Института востоковедения. Выпуск 1. Ответственные редакторы В.И.Беляев, Д.И.Тихонов. М. Л.: Издательство Академии Наук СССР, 1955.

2. Миклухо-Маклай Н. Д.: Описание таджикских и персидских рукописей Института народов Азии. Выпуск 2. Биографические сочинения. Ответственные редакторы И.А.Орбели, В.И.Беляев. М.: ИВЛ, 1961.

3. Миклухо-Маклай Н. Д.: Описание таджикских и персидских рукописей Института востоковедения. Выпуск 3. Исторические сочинения. Ответственные редакторы О.Ф.Акимушкин. М.: «Наука» ГРВЛ, 1975.

4. Баевский С. И.: Описание персидских и таджикских рукописей Института народов Азии. Выпуск 4. Персидские толковые словари (фарханги). М.: ИВЛ, 1962

5. Баевский С. И.: Описание персидских и таджикских рукописей Института народов Азии. Выпуск 5. Двуязычные словари. [Ответственный редактор А.Н.Болдырев] М.: ГРВЛ, 1968.

6. Туманович Н. Н.: Описание персидских и таджикских рукописей Института востоковедения АН СССР. Выпуск 6. Фольклор (Занимательные рассказы и повести). Ответственный редактор Ч.А.Байбурди. М.: «Наука» ГРВЛ, 1981.

7. Ворожейкина З. Н.: Описание персидских и таджикских рукописей Института востоковедения. Выпуск 7. Персоязычная художественная литература (X — начало XIII в.). Ответственный редактор А.Н.Болдырев. М.: «Наука» ГРВЛ, 1980.

8. X. Н. Ниязов Описание персидских и таджикских рукописей института востоковедения, Выпуск 8. М., Наука, 1979.

10. Акимушкин О. Ф.: Описание таджикских и персидских рукописей Института востоковедения РАН. Выпуск 10. Поэтические сборники, альбомы. М., Наука, 1993.

اين فهرست‌ها انصافاً بسيار دقيق نوشته شده‌اند و آنچه که بايستي در فهرست‌نگاري اشاره شود، آمده است؛ به گمان راقم، رده اين فهرست‌ها تقريباً بين فهرست توصيفي و تحليلي قابل تعريف است. گفتني است در هر فهرست، به طور ميانگين بين 30 تا 45 آيتم از هر نسخه گزارش شده‌اند.



روز نخست اقامتمان در سنت پترزبورگ (يکشنبه 25 تير) به استراحت، موقعيت‌يابي، گشت و گذار در داخل شهر، عکاسي و خريد برخي مايحتاج عمومي از فروشگاه مواد غذايي کنار محل سکونت گذشت.

روز دوشنبه، 26 تيرماه، پس از طي مسافت نسبتاً طولاني از محل مسکوني تا مرکز شهر، پرسان پرسان، محل انستيتو نسخ خطي شرقي آکادمي علوم روسيه را در نزديکي موزه ارميتاژ يافتيم. در اين هنگام آقاي الکساندر ياکوولف  که دانشجوي زبان فارسي در دانشکده شرق شناسي دانشگاه سنت پترزبورگ است و براي مهمانان رايزني نقش مترجم را ايفا مي‌نمايد، طبق قرار قبلي به ما ملحق مي‌شود. پس از طي تشريفات اداري و ثبت اسامي و کنترل پاسپورت‌ها، با راهنمايي خانم منشي، وارد اتاق رئيس انستيتو، خانم دکتر ايرِنا پاپوا شديم. ايشان در ابتدا استقبال گرمي از دوستان نمودند و پس از خوشامدگويي و پذيرايي، نامه رسمي آقاي دکتر ابراهيمي خطاب به خودشان، درباره برنامه يک هفته‌اي ما در خصوص بررسي نسخ خطي فارسي اين انستيتو و موضوع چاپ ترجمه فارسي فهارس اين انستيتو با همکاري سه جانبه انستيتو، رايزني و کتابخانه آيت‌الله العظمي مرعشي& را خواندند که در ادامه پيرامون آن تبادل نظرها و گفتگوهايي شد. سپس بنده يک جلد فهرست نسخه‌هاي خطي کتابخانه مجلس شوراي اسلامي (جلد 1/40) را که با خود به روسيه آورده بودم، به ايشان اهدا نمودم که ايشان هم متقابلاً تشکر نمودند.

پس از آن، استاد صدرايي درباره وضعيت نسخ خطي در ايران و روند معرّفي نسخ خطي در کتابخانه آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي& گزارشي ارائه نمودند که آقاي الکساندر به روسي براي ايشان ترجمه نمود و البته به جهت وجود پاره‌اي اصطلاحات نسخه‌شناختي در صحبت‌هايي که در جريان بود، جناب ذوقي نيز، هر از گاهي، در ترجمه روسي و احياناً برگردان فارسي مطالبِ رئيس، مدد مي‌رساندند. خانم پاپوا نيز در ادامه گزارشي مستوفي از روند تاريخي شکل‌گيري اين انستيتو و بخش‌ها و منابع آن و نيز شخصيت‌هاي علمي اين مؤسسه بيان داشتند و آقاي الکساندر نيز آن مطالب را به فارسي ترجمه ‌نمودند؛ البته مطالبِ ايشان، عمدتاً همان بود که در سطور پيشين، به شمّه‌اي از آن‌ها اشاره گرديد.

پس از مدّتي گفتگو، ايشان خود شخصاً ما را به موزه انستيتو راهنمايي نمودند تا ادامه مطالب خود را در قالب مستنداتِ مکتوب، که بخشي از آن‌ها در موزه نهاده شده، ارائه دهند. در اين موزه، تاريخچه‌اي عملي و علمي از روند تشکيل و نيز دوره‌هاي فعاليتِ کارگروه‌هاي تخصصي شرق شناسي و ايران شناسي در اين انستيتو، همراه برخي اسناد کهن و تصاوير خاورشناساني همچون ايوانف، کراچکوفسکي، ژوکوفسکي، برتلس، مينورسکي و ...، درون چندين ويترين يا روي تابلوهاي مندرج در موزه، ارائه گرديده است.

پس از توضيحات ايشان، با خانم پاپوا، استاد پروزروف و دوستان ديگر، چند عکس به رسم يادگار، گرفته شد و پس از آن، با رئيس انستيتو خداحافظي کرديم.



 

بايد دانست که در اين انستيتو در بخش‌هاي مختلف، کساني همچون ولاديمير ايوانف جوان، استانيسلاف پروزوروف، خيسمتولين، ايانيسيان، کامنسکي، بوريس نوريک، شگيلووا و ديگران اشتغال دارند که برخي در زمينه ايران شناسي نيز فعاليت‌هايي انجام داده‌اند و از آنجا که اکثر اين افراد به جهت تعطيلات در مرخصي بودند، از ملاقاتشان محروم مانديم. دکتر پروزروف ـ که خُلقاً و خَلقاً و عِلماً و عَملاً، ما را به ياد استاد عبدالحسين حائري حفظه الله در کتابخانه مجلس مي‌انداخت ـ در اين ديدار، با محبّت سرشارِ خويش، ما را به اتاق خود، راهنمايي نمودند و با اينکه يک دستش از ناحيه بازو تا نوک انگشتان، مصنوعي بود و بندهاي انگشتان دست ديگرش نيز افتاده بود، از ما پذيرايي گرمي به عمل آوردند. ايشان در عين حال، ضمن دارا بودن مقام دوم انستيتو و تسلّط به زبان عربي، صاحب تأليفات فراواني نيز در حوزه‌هاي اسلامي و شيعي در قالب کتاب و مقاله است. شرح و ترجمه فرق الشيعه نوبختي به روسي (مسکو 1973م)، کتابشناسي تاريخ شيعه در عراق، ايران و آسياي ميانه تا عصر آل بويه = علم التاريخ عند الشيعة (مسکو 1980م)، شرح و ترجمه جلد نخستِ الملل و النحل شهرستاني (مسکو 1984م)، دائرة المعارف الإسلامية، حاوي 600 مقاله (مسکو 1991م)، النصوص العربيّة الإسلامية (مسکو 1994م)، الإسلام في الدولة الروسيا، حاوي مقالات متعدد شامل 5 جلد (مسکو 1998ـ2012م)، التقدّم في الدراسات الإسلامية (سنت پترزبورگ 2009م)، تصحيحِ تلخيص البيان في ذکر فرق أهل الأديان (مسکو 1988م)، تصحيحِ معجم الشيوخ،

 

تأليف ابوالکرم عبدالسلام بن محمّد الحجّي الأندرسباني من القرن 6هـ (در دست انتشار)، تصحيحِ لوامع أنوار القلوب في جمع أسرار المحبّ و المحبوب، تأليف القاضي ابوالمعالي عزيزي بن عبدالملک بن منصور، الشهير بـ شيذلة من القرن 5هـ (در دست انتشار)، از جمله آثار کتابي اوست. وي همچنين بخش‌هايي از تفسير الميزان علامه طباطبايي& را در دست ترجمه به روسي دارند. نبايد از نظر دور داشت که استاد يکي از اعضاي علمي بنياد ايران‌شناسي و بنياد مطالعات اسلامي در مسکو مي‌باشند.

وي در اين ديدار، توضيحاتِ جامع و اطلاعاتِ ذي قيمتي از وضعيتِ شرق‌شناسي و اسلام پژوهي در روسيه به زبان عربي فصيح خود، ارائه دادند و البته هر کجا نيز زبان عربي ايشان يار نمي‌شد، مجبوراً به روسي ادامه مي‌داد و آقايان ياکولئوف و ذوقي به فارسي ترجمه مي‌نمودند. ايشان در بخشي از سخنان مبسوط خود، افزوند: <ما در سال‌هاي اخير، در روسيه و جمهوري‌هاي خود مختار، نسبت به مباحث روز دنياي جهان اسلام پيشرفت‌هاي خوبي داشتيم و براي مثال عربي روزنامه‌اي را خود مسلطند، امّا نسبت به مباحث تاريخي و کهن، بسيار افت کرده‌ايم؛ بسياري از شرق‌شناسان در روسيه، بخصوص جاهايي مثل سنت پترزبورگ، ضمن اينکه نمي‌دانند ماهيّتِ اسلام چيست، حتّي توانايي قرائتِ نصوص و متون اسلامي و عربي کهن را هم ندارند>؛ وي مي‌گفت: <إنّ روسيا تحتاج إلي کثير من الناس ليعرفوا الإسلام و الثقافة الإسلامية و مصطلحاتهم و تاريخهم و عقائدهم و رجالهم>.

ايشان مي‌‌افزايد: <من کارهايي که درباره اسلام در جمهوري‌هاي شوري سابق نوشته مي‌شود، مطالعه مي‌کنم، امّا حقيقت اين است که آنها مفاهيم ديني را نفهميده‌اند، مثلاً اگر کسي به نصوصي را که آنان در موضوعات تصوّف به روسي برگردانده‌اند، مطالعه نمايد، به راحتي خواهد فهميد که آنان اصلاً اين مفاهيم را نفهميده‌ به روسي برگردانده‌اند و متأسفانه برخي هم که اين متون را خوب مي‌فهمند، نمي‌توانند آن را به زبان آکادميک به روسي برگردانند>.

ايشان همچنين در بخش‌هايي از سخنان ارزنده خود، از وضعيت شيعه در روسيه، کارهاي پژوهشي شيعي، نسخه‌هاي خطي شيعي در انستيتو، وضعيت کلي نسخ خطي در روسيه، طرح فهرستگان مشترک نسخ خطي اسلامي در روسيه که ايشان سال‌ها پيش پيشنهاد داده بودند، مشکلات فهرستنگاري نسخ خطي اسلامي در روسيه، فقدان رجالِ زبان‌شناس، نسخه‌شناس، متن‌شناس، کتاب‌شناس و همچنين نبود امکاناتِ مادّي در مؤسّسات و به طور کلي تقليل بودجه‌هاي پژوهشي در روسيه و مانند آن، سخن گفتند که البته نقل همه مطالب، موجبِ تطويل بوده و قطعاً خارج از رسالتِ اين نوشتار خواهد بود؛ ليکن به حول و قوّه الهي، در کتابي که راقم با عنوان اسلام و تشيع در روسيه، در دستِ تأليف دارد، به برخي از اين مباحث، به تفصيل، پرداخته است.

بايد افزود که در مدّت حدود يک هفته، طبق هماهنگي‌هاي قبلي، تمامي شصت نسخه خطي فارسي معرّفي شده در جلد چهارم فهرست‌ دستنويس‌هاي فارسي و تاجيکي انستيتو، از نزديک مورد بررسي قرار گرفته و داده‌هاي آن فهرست، به عنوان شاخصِ تمامي مجلداتِ ترجمه شده، با اصل نسخ تطبيق داده شد. در اين ميانه، تا جايي که فرصت اقتضاء مي‌نمود، برخي نسخ خطي ديگر و منابع چاپي ديگر نيز مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت و با شخصيت‌هاي متعددي نيز ملاقات‌هايي صورت گرفت.



از جمله شخصيت‌هايي که در ايام اقامت در سنت پترزبورگ و انستيتو ملاقاتي دست داد، مي‌توان به ديدار با خانم دکتر فيروزه عبدالله‌يوا، اشاره نمود. مقدّمتاً بايد بگويم، پيش‌تر، بنا به سفارش آقاي دکتر حيدرنيا، براي ايشان، تصويري از سفرنامه خسروميرزا به پطرزبورغ، تهيه نموده و صحافي کرده و با خود به مسکو آورده بودم، ليکن، از آنجا که دقيقاً از ابتداي امر مشخّص نبود که اين تصوير به سفارش کيست، لذا متأسفانه در سفر به سنت پترزبورگ، اين نسخه تجليد شده در دفتر بنياد ايران‌شناسي ماند تا بعداً خود دوستان به آدرس ايشان در سنت پترزبورگ، ارسال دارند. سفرنامه خسروميرزا به پطرزبورغ نام کتابي ‌است نوشته ميرزا مصطفي بهاءالملک افشار منشي ميرزا مسعود مستوفي در شرح سفرنامه هيأت اعزامي از سوي دربار قاجار براي پوزش کشته‌ شدن گريبايدوف سفيرکبير روسيه در تهران به سن‌پترزبورگ پايتخت روسيه. دستور گسيل اين هيأت را عباس ميرزا در سال ۱۲۴۴هـ به ميرزا مسعود به عنوان مأمور سفر صادر نمود. سپس چند ماه پس از اقامت هيأت در قفقاز و فراهم نمودن پيش‌زمينه‌هاي ديدار از پايتخت روسيه تزاري، سرانجام خسروميرزا قاجار پسر عباس ميرزا به عنوان نماينده دربار ايران به اين گروه پيوست. نويسنده کتاب (بهاءالملک) آنچه را که نوشته ‌است در سفر به چشم ديده و يا از شنيده‌هاي ميرزا مسعود مستوفي بهره برده ‌است. کتاب در اصل در شش فصل بوده‌ است؛ ولي فصل ششم کتاب به نام در اطوار مراجعت، مفقود گرديده ‌است! در اين کتاب گزارشي نغز از برخورد ايرانيان با کارخانجاتِ روسي، صنايع مدرن، بالون، ليتوگرافي (چاپ سنگي)، موزه، گلخانه، تاکسيدرمي و...آمده ‌است. نويسنده به تقريب هرجا که پيشرفتي در کار روس‌ها ديده، افسوس خورده که چرا ايرانيان از اين زمينه‌ها بي‌بهره‌اند و در متن کتاب هم پيشنهادهايي براي گسيل دانشجويان از ايران به روسيه و ديگر کشورهاي فرنگ براي آموختن و ترقي طرح مي‌کند. اعضاي اين هيأت که به سن‌پترزبورگ رسيدند، عبارت بودند از: خسروميرزا قاجار، ميرزا مسعود مستوفي، ميرزا صالح شيرازي، اميرنظام زنگنه، ميرزا مصطفي بهاء الملک (نويسنده کتاب)، ميرزا بابا افشار (پزشک هيأت) و گروهي ديگر از جمله ميرزا تقي خان فراهاني (اميرکبير) و شماري خدمه.

خانم فيروزه عبدالله‌يوا (ملويل)، با تبار تاجيکي، متولّد شهر سنت پترزبورگ و دانش آموخته رشته هنر و مطالعات اسلامي از گروه فقه اللغه ايرانيِ دانشکده شرق‌شناسي دانشگاه سنت پترزبورگ در سال 1989م است؛ وي سال‌ها از اساتيد همين دانشگاه در سنت پترزبورگ بوده است، ليکن پس از ازدواج با دکتر چارلز ملويل (رئيس بخش ايران شناسي دانشگاه کمبريج) به انگلستان مهاجرت نمودند؛ ايشان مدتي مؤسّسه مطالعات پيشرفته (دانشگاه پرينستون) و يک دوره نيز در دانشگاه ميشيگان (آن آربور) به عنوان استاد فولبرايت اشتغال داشتند. از سپتامبر 2005 تا سپتامبر 2010 او استاد زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه آکسفورد و نيز عضو و مسئول کتابخانه فردوسي کالج وادهام بوده و از اکتبر سال 2010 او دانشيار پژوهشي بنياد ميراث ايران و اکنون نيز دانشيارِ کالج پمبروک (از 2011م)، محقق وابسته به دانشکده آسيا و مطالعات خاورميانه و رئيس و مديريت پروژه بزرگ نسخه‌هاي خطي شاهنامه فردوسي در کمبريج هستند. ايشان با اينکه اصالتاً تاجيکي، ليکن کلماتِ زبان فارسي (تاجيکي) را به سختي ادا مي‌نمايند؛ امّا علاقه‌شان به زبان فارسي، بخصوص شاهنامه فردوسي ستودني است. از آنجا که علايق شخصي و پژوهشي ايشان با محوريّتِ ادبيات کلاسيک و مدرن فارسي، هنر در قرون وسطي، نسخ خطي اسلامي و نسخه شناسي، ادبيات، سفرنامه‌هاي دوره قاجار و شرق شناسي روسي در آسياي مرکزي است؛ بر اين پايه، آثار و مقالاتِ تأليفي ايشان نيز عمدتاً در همين حوزه‌هاي تاريخ، هنر، زبان و ادبيات فارسي است. در کارنامه علمي وي آثاري همچون تفاسير فارسي قرآن (سنت پترزبورگ 2000م)، فرخي، شاعري از خطه سيستان، تفسير قرآن (مسکو 2001م)، شعر کلاسيک فارسي (2002م)، قصه‌هاي طوطي (سنت پترزبورگ، 2006م)، خوشنويسي اسلامي (شيکاگو 2007م) و ابراهيم سلطان ميرزا (آکسفورد 2008م) دارد و با مقالاتي در همايش‌هاي مرتبط با سفينه تبريز (آمستردام، 2007م)، نسخه‌هاي خطي مصور شاهنامه در مجموعه کتابخانه ملي روسيه (سنت پترزبورگ 2007م)، مجموعه مقالاتي درباره تفاسير فارسي شيعه (سنت پترزبورگ 2007م)، مجموعه دستنويس‌هاي فارسي دانشگاه سنت پترزبورگ (کمبريج 2011م)، شاهنامه در تاريخ ادبيات فارسي (لندن ـ نيويورک 2010)، نقاشي کتاب‌هاي فارسي (کمبريج 2010م)، مجموعه مقالات کنفرانس ميراث خيام (ليدن)، عشق و صميميت (ملبورن 2011م)، مجموعه مقالات هزاره شاهنامه کنفرانس (بمبئي2011م) و استعاره و تصاوير در شعر فارسي (ليدن ـ بوستون 2012م) شرکت داشته که مجموعه مقالات آنها، منتشر شده و برخي نيز مانند: فردوسي، مغولان و تاريخ ايران: هنر، ادبيات و فرهنگ از اوايل اسلام تا دوره قاجار ايران (لندن)؛ مجموعه مقالات کنفرانس "امپراتوري و انقلاب: برخورد ايران و روسيه از سال 1800"(لندن) و "عاشقانه اسکندر در ايران و شرق" در دست انتشار است. همچنين مقالاتي نظيرِ "شاهنامه ناشناخته در آن آربور"، (رک. مانوسکريپتا اورينتاليا: ش1، س11، مارس 2005، صص28ـ61)؛ "الهي، انساني و شيطاني: انعطاف پذيري در تصوير رستم و اشکابوس" (رک. مطالعات شاهنامه، مقالات 5، کمبريج، 2006، صص203ـ219)؛ "شعر فارسي زن" (رک. هنر کلاسيک، شاعران و اشعار ايران (دانشنامه زنان

و فرهنگ اسلامي)، جلد 5، ليدن، 2007، صص46ـ47)؛ "والنتين ژوکوسکي آلکسيوويچ" (رک. دايره المعارف ايرانيکا، آنلاين)؛ "دستنويسي از بودليان درباره اسدي طوسي(رک. ايران، 2009، صص 69ـ95)؛ "شاهنامه: هزاره يک شاهکار حماسي" (مطالعات ايراني، آکسفورد، ج 43، ش 1، فوريه 2010، صص 1ـ11) و "شاهوار پرواز: نيمرود، کيکاووس، اسکندر..." (پرسيکا، ليدن، ش 23، 2009ـ2010، صص 1ـ29)، از جمله پژوهش‌هاي وي در عرصه ادبيات فارسي است.

بايد افزود پروژه شاهنامه، آنگونه که از مطالبِ وبسايت  آن پيداست، بر آن است تا مشخصات و داده‌ها و احياناً تصاوير منتخبِ تمامي نسخه‌هاي خطي شاهنامه موجود در کتابخانه‌هاي جهان را به ترتيبِ اهميتِ آنها، سازمان دهي نموده و تصاوير و داده‌هاي آنها را به صورتِ ديجيتالي در وبسايت آن بنهد. در ملاقاتي که با ايشان در سنت پترزبورگ دست داد، ايشان گزارشي از روندِ پروژه نسخه‌هاي خطي شاهنامه فردوسي در کمبريج ارائه دادند و همچنين از موضوع پژوهشي مورد علاقه خود، سفرنامه خسرو ميرزا، فاضل خان گروسي، ميرزا صالح و ... و اسناد سفر آنها به سنت پترزبورگ در سال 1244هـ به تفصيل سخن گفتند و از اينکه موضوع خسرو ميرزا در روسيه از شهرت به سزايي برخوردار است ابراز تعجب مي‌نمود! البته ايشان افزودند: <بر اساس اسناد و قرائني که در انستيتو پوشکين و جاهاي ديگر در دست است، قتلِ گريبايدوف قطعاً کار انگليسي‌ها بوده است، نه قاجار و نه ميرزا مسيح استرآبادي! و در کنفرانسي که اخيراً درباره خسروميرزا در انگلستان برگزار شده بود، تقريباً تمامي مقالاتِ سخنرانان اين موضوع را تأييد مي‌نمود. امروزه بر خلافِ روس‌ها، هم انگليسي‌ها و هم بازماندگان قاجار، به همين دلائل، مطلقاً تمايلي به باز شدن پرونده خسرو ميرزا ندارند>!



خسرو ميرزا شاهزاده قاجار، هفتمين پسر عباس ميرزا نايب السلطنه فتحعليشاه قاجار است و در سال ۱۲2۷هـ به دنيا آمده است. پس از قتل گريبايدوف

(سفير کبير دولت فخيمه روس) در تهران که چندي پس از پايان دورنه دوم جنگ‌هاي ايران و روسيه و انعقاد قرارداد ترکمنچاي اتفاق افتاد، هيأتي ديپلماتيک به سرپرستي خسروميرزا (17 ساله) به روسيه سفر کرد تا پيام عذرخواهي و دوستي شاه ايران را به امپراتور روسيه تسليم کرده و از بروز خصومت و جنگي تازه جلوگيري نمايد. اين هيأت اعزامي به گرمي مورد استقبال تزارها قرار گرفت، تا جايي که براي ديدار ناپلئون از پطرزبورغ، 20 توپ شليک شده بود، ليکن هنگام ورود خسروميرزا و هيئت همراه وي، 21 توپ شليک گرديد! بايد دانست که مأموريت خسروميرزا و هيئت همراه، چيزي قريب يک سال به طول انجاميد؛ مشروح گزارش جزئيات ديدارها و وقايع سفر آنان در نشريات و روزنامه‌هاي آن زمان روسيه، به تفصيل منعکس شده است. در اين مدت اعضاي هيأت ديپلماتيک ايراني که دو تن از اولين تحصيل‌کرده‌گان ايراني در فرنگ، يعني ميرزا صالح شيرازي و ميرزا بابا افشار (گويا همان حاجي بابا اصفهاني)، نيز در بين آنان بودند در شهرهاي مختلف از مؤسّسات آموزشي و کارگاه‌هاي صنعتي روسيه بازديد کردند. خانم فيروزه مي‌گفت: <در اين سفر خودِ خسرو ميرزا دفترچه‌اي با خود همراه داشته و جزئياتِ وقايع سفر را در آن يادداشت مي‌نموده است؛ بعدها گفته شد که اين دفترچه نزد ناصرالدين شاه بوده است؛ ليکن از آنجا که تمامي کتب و يادداشت‌ها و کتابخانه ناصرالدين شاه اکنون در کتابخانه سلطنتي (کاخ گلستان) در تهران قرار دارد، بنده مدتي پيش با اميدواري به ايران و کتابخانه مذکور در تهران رفتم، ولي رئيس و متصديان کتابخانه، آب پاکي روي دستانم ريخته و از وجود دفترچه خاطرات خسروميرزا، اظهار بي‌اطلاعي نمودند>!

به هر تقدير ماحصل اين سفر براي ايرانيان، چند سفرنامه، از جمله سفرنامه ميرزا مسعود مستوفي انصاري و نيز سفرنامه خسرو ميرزا به پطرزبورغ بود که به قلم منشي هيأت، يعني مصطفي خان افشار (بهاء الملک) نوشته شده است. خانم فيروزه بر اساس تحقيقي که درباره نسخ خطي سفرنامه خسروميرزا انجام داده‌اند، مي‌گويند: <تصحيح آقاي گلبن جامع نيست و گويا آن تنها بر پايه نسخه کتابخانه مجلس بوده است، در حالي که از اين سفرنامه چند نسخه ديگر يکي در کتابخانه دانشگاه

سنت پترزبورگ، يکي در کتابخانه ملي ايران، يکي در کتابخانه وزارت امور خارجه و يکي هم در موزه بريتانيا در لندن موجود است>.

به هر تقدير در اين سفرنامه علاوه بر جزئيات بازديدها و ملاقات‌ها، پيشرفت‌هاي کشور روسيه و سيستم آموزشي و مدارس آن نيز شرح داده شده و لزوم ايجاد موسسات مشابه در ايران بحث شده است. طرفه آنکه ميرزا تقي خان فراهاني ۲۲ ساله که بعدها به نام اميرکبير شناخته شد نيز در اين سفر در مقام منشي حضور داشت و چهل سال بعد زماني که به مقام صدارت اعظم رسيد، طرح مدرسه نظامي جديد، يعني دارالفنون را مشابه آنچه در اين سفرنامه پيشنهاد شده بود، عملي کرد. برخي سفرِ روسيه را از نقاط آغازين شکل‌گيري ايده اصلاحاتِ اميرکبير مي‌دانند. الماس شاه، الماسي گران‌بها که از غنائم حمله نادرشاه به هندوستان بود، در اين سفر به نيکلاي يکم تزار روسيه، پيشکش شد. بايد دانست که تاريخچه ورود اصطلاحاتِ روسي مانند کالسکه، استکان، سماور و ... به ايران مربوط به اين سفر مي‌باشد. دراين باره خانم فيروزه مي‌گويند: <اين مدّت يکسال حضور در پطرزبورغ و شرکت در مراسم‌هاي رقص، آواز، تئائر و ...، براي خسرو ميرزاي نوجوان، بسيار خوش گذشته بود، به گونه‌اي که او چندان تمايلي براي بازگشت به ايران از خود نشان نمي‌داد! او در اين مدّت حتّي با شخصيت‌هاي برجسته ادبي روس، همچون الکساندر پوشکين (شاعر محبوب روسيه) نيز ديدارهايي داشته است. هدايايي که خسروميرزا با خود آورده بود، از شمشير، طلا و ...، امروزه بايستي آنها را در موزه ارميتاژ جستجو نمود، ليکن بر پايه بررسي‌هاي که ما به عمل آورديم، متأسفانه ردّي از آنها در اين موزه نيست! از آنجا که اين ايام روس‌ها، در حال جنگ با عثمانيها بودند و تمايل نداشتند در جبهه ديگري درگير شوند، هنگام بازگشتِ خسروميرزا به ايران در سال 1245هـ، حدود 30 کالسکه بار، شامل منسوجات، کريستال، عطريات و ديگر لوازم لوکس، به عنوان هداياي تزار روسيه به سلطان قاجاري به ايشان تحويل گرديد، البته به عنوان حسن نيتِ دولت تزاري، به همين ميزان، يعني 30 کالسکه ديگر نيز در مسکو به آن هدايا افزوده ‌شد>!

 

البته نبايد از نظر دور داشت که خسروميرزا، علّت احترام روس‌ها به وي را حمايت آنان از حکومت آينده وي قلمداد مي‌نمود؛ هر چند که اين مسأله هرگز تحقق نيافت. چرا که با مرگ زودهنگام عباس ميرزا و وليعهد شدن محمّدميرزا، قائم مقام فراهاني مربّي و وزير محمدميرزا، به خسرو ميرزا بدگمان شد و دستور به دستگيري و حبس او در قلعه‌اي در اردبيل داد. پس از مرگ فتحعليشاه و پيش از رهسپار شدن محمّدميرزا به تهران به قصد تاجگذاري، قائم مقام دستور به کور کردن خسرو ميرزا و برادر ديگرش جهانگير ميرزا داد. در مقاله‌اي  که خانم اولگا و. واسيليوا هم بدان اشاره نموده، در همين زمان نامه‌اي از خورده خانم، مادر خسروميرزا به سيمونيچ (گويا سفير کبير روسيه تزاري) در تهران، به عنوان استمداد، نوشته شده است. گفته شده اصل اين نامه اکنون در کتابخانه ملي فرانسه در پاريس موجود است، ليکن مسؤولان آن، اکنون از وجود چنين نامه‌اي در اين مجموعه، اظهار بي‌اطلاعي مي‌نمايند! خسرو ميرزا ادامه عمر را در تويسرکان و تهران گذراند و در سال ۱۳۰۰هـ درگذشت. گفتني است داستان عذرخواهي خسرو ميرزا از تزار روسيه، در بخشي از يک فيلم روسي، به تصوير کشيده شده است.



در مدّت فعاليتِ تحقيقي خود در انستيتو نسخ خطي شرقي آکادمي علوم روسيه، روز چهارشنبه 28 تيرماه (17 ژولاي) يک‌بار ديگر نيز ملاقاتي با خانم دکتر پاپوا، رئيس انستيتو دست داد و استاد صدرايي، گزارشي از روند چند روزه بررسي نسخ خطي فارسي، به ايشان ارائه نمودند. در ادامه، از بابِ الکلام يجرّ الکلام، در زمينه فعاليت‌هاي انستيتو در موضوع چين شناسي، مغول شناسي و ترک شناسي و نيز متون اسلامي، مانوي، اويغوري، سغدي، طخاري و ديگر متون يافته شده از تورفان و کوه‌هاي موغ در چين و تحقيقات صورت گرفته در مجامع علمي و فهارس منتشر شده براي آنها در آلمان تحت عنوان VOHD و نيز پژوهش‌ها انجام يافته در روسيه گفتگوهايي متنوعي انجام گرفت. از آنجا که تخصّص اصلي خانم دکتر پاپوا،

چين شناسي بود و تقريباً احتمال نمي‌داد در ايران هم روي چنين موضوعاتي علاقه‌ باشد يا پژوهش‌هايي نيز صورت گرفته باشد، با تعجب و اشتياق مطالب وگفتگوها را دنبال مي‌کرد و با توضيحاتي که آقاي ذوقي در تکميل اين موضوع به ايشان ارائه دادند، زمينه‌اي براي صحبت‌هاي مفصّلِ بعدي ايشان در اين حوزه‌ها گرديد و ايشان نيز در ادامه با اشتياق تام، به ارائه مستندات و گزارش تحقيقاتِ دانشمندان روسيه در زمينه دستنويس‌هاي تورفان، يارکند، ختن، قاراکند، قولجا و ... در موضوعاتي همچون بوديسم، سگزيلدوز، آلتون ياروق و ديگر نسخ خطي چيني، مغولي و ترکي پرداخت. ايشان در پايان اين گفتگوي نسبتاً طولاني چند کتاب و نشريه را در اين زمينه‌ها را به بنده و جناب ذوقي اهدا نمودند. از جمله نشريه Пгсъмт Ннъе Памяникц Востока که تاکنون (2012م) دو شماره از آن از سوي همين انستيتو، به مديرمسؤولي خانم پاپوا منتشر شده بود و ايشان همچنين از ما تقاضا نمودند که در زمينه‌هاي مورد گفتگو و ديگر پژوهش‌هاي تراثي، مقالاتي به زبان‌هاي روسي يا انگليسي، براي انتشار در اين نشريه، به اين انستيتو، ارسال داريم. در پايان اين گفتگو، همچنين روي موضوع کاغذهاي سمرقندي و خانباليغ و تاريخ آنها نيز مباحثي مطرح شد و ايشان از نوعي کاغذ نام بردند که عمده نسخه‌هاي خطي در چين روي اين نوع کاغذ کتابت شده است و گفتند که يک دانشمند ژاپني درباره آن و آناليز شيميايي آن کاغذ تحقيق جامعي به زبان انگليسي نموده است و ترجمه روسي آن نيز اکنون در روسيه در دست انتشار است. اين کمترين نيز از موضوع آناليز شيميايي کاغذهاي شرقي در ايران و انتشار مقالاتي چند در اين زمينه، از جمله در نشريه وزين نامه بهارستان، سخن به ميان آوردم که مورد عنايت ايشان قرار گرفت.



پس از گفتگويي نسبتاً طولاني با خانم پاپوا، همراه استاد صدرايي، جهت بررسي باقي نسخه‌ها، به سالن مطالعه بخش نسخ خطي انستيتو بازگشتيم و جناب ذوقي هم فرصت را مناسب شمرده، به بخش ترک‌شناسي و مغول‌شناسي و نسخ خطي ترکي و مغولي انستيتو، سري زده و نيز از بخش فهرست‌نگاري نسخه‌هاي چاپ سنگي که به مديريت خانم شيگلووا در حال انجام است، بازديدي به عمل آوردند و در اين روند اطلاعاتي مفيدي از فعاليت‌هاي صورت گرفته در اين زمينه‌ها کسب نمودند که قطعاً در گزارش سفر خود به سنت پترزبورگ به تفصيل، به جزئيات آن اشاره خواهند داشت. البته اين کمينه نيز ساعتي بعد، براي دقايقي چند، به ايشان ملحق شده و تا حدودي در جريان اجمالي فعاليت‌هاي آنان قرار گرفتم. همانگونه که پيش‌تر هم اشاره گرديد، اين انستيتو بجز نسخه‌هاي ديگر، حدود 1500 نسخه خطي به زبان ترکي دارد که عمدتاً با لهجه‌هاي عثماني، چغتايي، تاتاري، آذري و ... نوشته شده‌اند. در دوره اتحاد جماهير شوروي، اين نسخه‌ها فهرست گرديده و در 3 جلد منتشر شده است که خوشبختانه تصويري از آن سه جلد، در کتابخانه راقم نيز موجود است؛ البته در سال 2008م نيز يک جلد فهرست براي نسخه‌هاي خطّي ترکي انستيتو منتشر شده که در حقيقت، سري جديد از فهارس نسخ خطي ترکي محسوب مي‌گردد. از محققان اين بخش، در حوزه نسخ خطي ترکي، مي‌توان به آقاي الکساندر ويتولد و خانم گلنار خليووا اشاره نمود که بيش‌تر فعاليتشان با محوريّت زبان‌شناسي است.



دفتر و بخش فهرست‌نگاري کتب سنگي فارسي انستيتو، با پرچم سه رنگ ساده منقّش به شير و خورشيد روي ميزِ خانم دکتر اوليمپيادا پاولوونا شيگلووا  نيز حال و هواي خاصّ خودش را دارد، که شوربختانه به جهتِ ايام تعطيلات و مرخّصي ايشان، ملاقات با اين دانشمند برجسته، ميسور نگرديد. گفتني است عنوانِ نخستين کتابِ ايشان در زمينه کتب سنگي، کتب چاپ سنگي ايراني، منابع تاريخ و تاريخ فرهنگ در ايران قرن 19ميلادي (سنت پترزبورگ، 1979م) بوده است که آن در واقع تزِ دکتري مؤلّف در دانشگاه سنت پترزبورگ بوده که در سال 1976م از آن دفاع نموده است. اين اثر با همکاري يوري بورشويسکي  در سال 1979م در لنينگراد (سنت پترزبورگ) به زبان روسي به چاپ رسيده است:

О.П. Щеглова: Иранская литографированная книга (Из истории книжного дела в Иране в XIX первом десятилетии XX в.). Ответственный редактор Ю.Е. Борщевский. М., Главная редакция восточной литературы издательства «Наука», 1979.

اين اثر با عنوان تاريخ چاپ سنگي در ايران، از سوي پروين منزوي، به زبان فارسي، ترجمه و از سوي انتشارات معين در سال 1388 در تهران منتشر شده است. عنوان تز دکتراي تخصصي وي نيز کتابهاي چاپ سنگي فارسي منتشره در ايران و هند، بر اساس مجموعه‌هاي سن پترزبورگ است که وي در سال 1995م به دفاع از آن نائل شده است. گفتني است اين اثر در سال 2001م در سنت پترزبورگ به چاپ رسيده است:

О.П. Щеглова: Персоязычная литографированная книга индийского производства (XIX в.). СП б. : «Петербургское Востоковедение», 2001, 336с.

از ديگر آثار وي مي‌توان به فهرست کتب چاپ سنگي فارسي کتابخانه دانشگاه ايالتي لنينگراد (سنت پترزبورگ) اشاره نمود که در سال 1989م به زبان روسي منتشر شده است.

О.П. Щеглова: Каталог литографированных книг на персидском языке в собрании восточного отдела научной библиотеки им. А.М.Горького Ленинградского Государственного Университета. Ответственный редактор В.В.Кушев. М.: «Наука» ГРВЛ, 1989.

ناگفته نماند اين فهرست از سوي آقاي فتح الله ذوقي در دستِ ترجمه قرار دارد، ليکن تا اين تاريخ (2012م) منتشر نشده است. بايد افزود که فهرست کتب چاپ سنگي فارسي کتابخانه ملي روسيه از ديگر آثار وي است که در سال 2002م در سنت پترزبورگ به زبان روسي منتشر شده است:

О.П. Щеглова: Каталог литографированных книг на персидском языке : Из собрания Российской Национальной Библиотеки . М: Вост. лит., 2002, 143с.

ناگفته نماند آخرين اثر تأليفي ايشان در اين زمينه نيز، کتب چاپ سنگي فارسي در ترکستان و بخارا مي‌باشد که در سال 2011م از سوي فرهنگستان علوم انستيتو تاريخ (نستور) در سنت پترزبورگ، منتشر گرديده بود:

О.П. Щеглова: Литографское книгоиздание на персидском языке в Туркестане и Бухаре. Нестор-История, 2011.

نظر به قدرشناسي از مؤلّف دانشمند آن، بايد اشاره نمايم، با اينکه خانم شيگووا در خارج از شهر سنت پترزبورگ و در تعطيلات به سر مي‌بردند، وقتي مطلع شدند که دوستان ايراني، در دفترشان حاضر شده و جوياي احوال ايشان شده‌اند، به توسّط يکي از کارمندان، نسخه‌اي از اين فهرست تازه انتشار به ما اهدا نمودند.

امروز (29 تير) هنگام بررسي باقي نسخ خطي فارسي در انستيتو، با دوست ايراني پژوهشگري با نام گودرز رشتياني (اهل کنگاور) نيز آشنا شديم که پيش‌تر مقالات چندي از ايشان در نشرياتي مانند پيام بهارستان به نظر رسيده بود. ايشان دانشجوي دکتراي تاريخ دانشگاه تهران بوده و براي يک دوره فرصت مطالعاتي همراه همسر خود ـ که دوره زبان روسي خود را مي‌گذراندـ به سنت پترزبورگ آمده‌اند. بايد افزود که حوزه مطالعاتي ايشان عمدتاً حوزه قفقاز و اسناد تاريخي مربوط به مناطق شمالي ايران مي‌باشد، براي اين منظور، مدتي در گرجستان در اين زمينه فعاليت پژوهشي داشته‌اند.

**********

بايد يادآور شوم که در شهر سنت پترزبورگ، نشريه‌اي مهم با نام مانوسکروپتا اورينتاليا  به چاپ مي‌رسد که حاوي مقالاتي تخصصي و ارزنده درباره نسخ خطي به زبان‌هاي شرقي، از جمله عربي، فارسي و ترکي است. تمامي شمارهاي اين نشريه وزين در بخش مخطوطاتِ کتابخانه بزرگِ حضرتِ آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي& موجود است.

 

موزه چاپ و نشر در سنت پترزبورگ

امروز روز يکشنبه، آخرين روز اقامتمان در سنت پترزبورگ است، با حضور جنابان گودرز رشتياني و الکساندر نيت کرده‌ايم به حومه شهر سنت پترزبورگ، يعني منطقه فانتانا و پترهوف و باغ پتر کبير برويم. امّا تا قرارمان با جنابِ رشتياني، ساعتي باقي بود، از فرصتِ موجود، استفاده بهينه کرده و با پرداخت يکصد روبل بابت بليت براي هر نفر، از موزه چاپ اين شهر نيز ديدن ‌کرديم.

اين موزه، تنها موزه چاپ در شهر سنت پترزبورگ است که رسماً در سال 1991م براي بازديد عموم، بازگشايي شده است؛ اين موزه در واقع بخشي از "موزه تاريخ شهر سنت پترزبورگ" به حساب مي‌آيد. اين مکان، سال‌ها پيش از اينکه به موزه تبديل شود، ابتدا خانه سرگئي لويسکي عکاس خاصّ امپراتور الکساندر دوم بود که البته امروزه ابزار و ادوات عکاسي وي نيز در همين موزه، داخل اتاقچه‌اي شيشه‌اي، قابل مشاهده است. سال‌ها بعد، اين بنا را فردي به نام سورلين خريداري کرد که در آن، نشرياتي همچون: روس، چشم و مولوا منتشر مي‌نمود. وي پس از انتشار چند شماره از اين نشريات، ورشکسته شد و مجبور گرديد اين بنا را بفروشد. خريدار جديد، چند طبقه‌اي را با کاربري‌ استيجاري و مانند آن، بر اين ساختمان افزود. يکي از طبقات مخصوص اين بنا، تأسيسات متعلق به يک چاپخانه بود و با اينکه صنعتِ چاپ در سنت پترزبورگ قديمي‌تر است، امّا در اين مکان از سال 1905م اين چاپخانه شروع به کار نمود. در اين چاپخانه نشريه‌اي به نام روس منتشر مي‌شد؛ همچنين اينجا مرکز چاپ نشريه سوارين بود که پيش از انقلاب اکتبر، در سال‌هاي حدود 1905م منتشر مي‌شد. از کتاب‌هايي که اينجا چاپ شده، مي‌توان به يک تقويم مربوط به سال 1910م، کتاب سراينده روستايي (1911م) و ديوان شاعر شهير روسيه، الکساندر پوشکين اشاره نمود که در سال 1912م منتشر شده است.

اهميت اين چاپخانه بيش‌تر از آن جهت است که در سال‌هاي منتهي به انقلاب اکتبر 1917م، مرکز اصلي انتشار نشريه اخبار روستا و نشريه پرآوازه پراودا (حقيقت) است که 99 شماره نخستِ آن به رهبري شخصِ لنين، به عنوان رئيس حزب بُلشويک و همکاري همفکرانش، در همين چاپخانه، با تيراژ روزانه 65000 نسخه، منتشر مي‌شد و همينجا در طي اين مدّت، با ابزار آلات اوليّه آن روزِ چاپ و حروفچيني با فونت‌هاي سربي، علاوه بر چاپِ اصل اين دو نشريه، 160 مقاله نيز براي پراودا نوشته، چاپ و منتشر گرديد. در اين موزه همه اتفاقات و روندِ چاپ اين نشريه، به صورت ماکت، بازسازي شده است و ديوارهاي اتاق‌ها نيز، مشحون از تصاوير فردي يا جمعي روزنامه‌نگاران است که عاشقانه و فعّالانه، در جهتِ اعتلاي مرام و تفکّر نوين کمونيستي تلاش مي‌کنند.

*******

 

پيترهوف يا کاخ ورساي پترکبير

 پس از ديدار از موزه، بايد به پترهوف برويم، سوار مترو شده و در ايستگاه متروي آفتووا از قطار پياده شده و سوار ون‌هايي با نشانه <مارسوتکا 424> مي‌شويم که کرايه معمولي آنها 70 روبل است.

پترگوف يکي از شهرهاي منطقه فدرال سن پترزبورگ در ساحل جنوبي خليج فنلاند است. جمعيت اين شهر در سرشماري سال ۲۰۰۲م به ۶۴٬۷۹۱ بوده ‌است. کاخ پترهوف مجموعه اي از قصر و باغ است که به دستور پتر کبير، روسيه ساخته شده است . اين کاخ که گاهي با نام ورساي روسيه هم خوانده مي‌شود، تحت حفاظت بخش ميراث جهاني سازمان يونسكو مي‌باشد.

اين کاخ که زماني قصر خصوصي پتر کبير بوده در حال حاضر يکي از پربازديدترين مکان‌هاي گردشگري و توريستي و از محبوب‌ترين جاذبه‌هاي سنت پترزبورگ در سرتاسر روسيه، به شمار مي‌رود. محبوبيت اين کاخ به حدي است که از سال 2007م تا به امروز به عنوان يکي از عجايبِ روسيه در اين کشور شناخته شده است. محبوبيت کاخ پترهوف به دليل وجود فواره‌ها و آبشارهاي فوق العاده زيبا، مجسمه‌هاي طلايي و منحصر به فرد محوطه کاخ و خود کاخ است. مشهورترين اين فواره‌ها، پلکان عظيم يا گرند کاسکيد نام دارد که از نماي شمالي کاخ تا کانال مارين امتداد دارد و از ۶۴ فواره مختلف با بيش از ۲۰۰ مجسمه برنزي تشکيل شده است. هر کدام از مجسمه‌هاي اين باغ تاريخچه‌اي دارند که اين مجسمه‌ها به نوبه خود در کنار زيبايي‌هاي ديگر اين کاخ به محبوبيت اين کاخ کمک بسياري مي‌کند. در روبروي کاخ آبشار پله‌اي زيبايي وجود دارد که همراه با فواره‌هاي آن و مجسمه‌هاي طلايي که در کنار پله‌ها از بالا تا پايين آبشار قرار دارد، زيبايي خاصي را به اين محوطه داده است و اين تنها آبشار اين باغ نيست و آبشارها و چشمه‌هاي متعدد ديگري نيز در گوشه و کنار اين باغ رويايي به چشم مي‌خورند.

****

پس از يک هفته اقامت کاري در شهر زيباي سنت پترزبورگ، يکشنبه شب 2 مرداد (22 ژولاي و دوم ماه رمضان المبارک) ساعت 11 شب با قطار عازم مسکو شده و ساعت 30/8 صبح روز دوشنبه (3 مرداد) به ايستگاه راه آهن مسکو رسيده و با وسيله نقليه رايزني به رانندگي آقاي احد (اهل تاجيکستان)، يکي از کارکنان رايزني، به محلّ اقامت خود در ساختمان رايزني رسيديم. پس از استراحتي چند ساعته، همراه استاد صدرايي با دکتر ابراهيمي ملاقاتي داشتيم و گزارشي از سفر و روند بررسي نسخ خطي فارسي انستيتو به ايشان ارائه گرديد. در اين واپسين ايام حضور در مسکو متوجّه شدم استاد دکتر احمد رهدار، نيز براي يک پژوهش يک ماهه مهمان رايزني هستند و شب هنگام فرصتي دست داد تا با ايشان ديدار دو ساعته صميمانه‌اي داشته باشم و به درخواست ايشان، از وضعيت نسخه‌هاي خطي اسلامي در روسيه و نيز برداشت خود از فضاهاي علمي و پژوهشي روسيه گزارشي ارائه بدهم. اگر درست فهميده باشم، ايشان روي پروژه‌اي تحقيق مي‌کردند، مبني بر اينکه اگر در جهان اسلام، رنسانسي محقّق شود و تمدن اسلامي بخواهد بار ديگر شکل بگيرد، سهم مناطق مختلف جهان، از جمله روسيه در اين روند، چه مقدار خواهد بود؟

********

صبح روز سه شنبه سوم مرداد، فرصتي داشتيم به همراه آقايان صدرايي و دکتر رهدار، بار ديگر از بنياد ايران شناسي، ديدن داشته باشيم. در بنياد مذکور، با فردي دانشمند به نام آقاي داوودي آشنا شديم که در زمينه پزشکي فعاليت دارند و به قول خود، براي دريافتِ فوق تخصص به مدّت ده سال بود که مقيم مسکو بود. به مناسبتِ سؤال آقاي رهدار، ايشان اطلاعات مفيدي از کشور روسيه و وضعيت مسلمانان اين کشور ارائه نمودند که نقل فرازهاي از آن در پايان اين نوشتار، خالي از فائده نيست. ايشان، که اصالتاً اهل لاريجان مازنداران و از سادات موسوي هستند، ابتدا درباره اسلام و مذاهب افراطي و انحرافي در روسيه افزودند: <مشکل اساسي ما مدرنيته سياسي شيعه است که تبيين نشده است. ببنيد! الآن چند سالي است وهابيت، سلفي‌گري و بهائي‌گري در آذربايجان و روسيه فعال شده است. امروزه در کشورهايي مانند آلمان، انگلستان و حتّي خود روسيه به اين نتيجه رسيده‌اند که مسائل بنيادگرايي در جهان معاصر، از وهابيت و مشخّصاً از عربستان سعودي نشأت مي‌گيرد. اينکه آلمان‌ها از ايراني‌ها و اساتيد متخصص مطالعاتِ شيعي دعوت مي‌کنند، براي اين است که آنها جامعه چند فرهنگي مي‌خواهند. آنها و حتّي روس‌ها معتقدند، از کلاس درس وهابيت اسلحه، راديکاليسم و خشونت بيرون مي‌آيد که براي اين جوامع سمّ مهلک است ولي محصول و نتيجه کلاس درس اسلام شيعي و ايراني، انديشه، تفکّر، عقل و تعقّل است. ببينيد! آنگونه که من بررسي کردم، جامعه علمي در روسيه به هياهوهاي وهابيت نگاه نمي‌کند بلکه آنها کتاب مي‌خوانند و به تعبير ديگر اگر حرفي براي گفتن باشد از روي نوشته‌ها مي‌خوانند، مردم روسيه بسيار اهل مطالعه‌اند. ايران هم بايد مکتب شيعه، ايده‌ها و برنامه‌هاي خود را به صورت مکتوب در قالبي علمي براي آنان به زبان روسي معرفي نمايد، در روسيه امروز کتاب است که در کانون توجه قرار دارد نه هياهوي تبليغاتي! اکنون با توجّه به حضور وهابيت در دو جمهوري خودمختار داغستان و تاتارستان، نيازهاي شديدي روي مطالعات شيعي احساس مي‌شود، ولي متأسفانه تاکنون کار جدّي چنداني در زمينه تأليف و حتّي ترجه به روسي صورت نگرفته است. با توجه به هزينه‌هاي سنگين زندگي و تحصيل در روسيه، دولت ايران بايد دانشجويان زيادي را بورسيه نموده به دانشگاه‌هاي قازان، مسکو و سنت پترزبورگ بفرستد، زبان روسي بايد در ايران جدّي گرفته شود، براي تسلّط به روسي دانشجويان بايد دو سال کار کنند، يکسال بي‌فايده است! يک منبع وسيع اطلاعاتي نسبت به روسيه بايد در ايران تشکيل شود. نبايد دانشجو را فقط به مسکو فرستاد، نه اينجا هزينه‌ها سنگين است، بايد به شهرهاي ديگر روسيه فرستاد تا همّ و غمّش مصروف هزينه‌هاي اقامت نشود. حتماً برنامه‌اي گذاشته شود، در قالب‌ تورهاي علمي، روس‌ها به ايران دعوت شوند. خود روس‌ها و خاورشناسان نيز علاقه وافري به ايران و زبان فارسي دارند و از سوي آنان کارهاي خوبي هم در اين زمينه‌ها صورت گرفته است>.

وي در بخش ديگري از سخنان خود مي‌گويد: <الان بزرگترين ايران شناسان در مسکو هستند، روي منابع تفکر اسلامي و شيعي مطالعه و کار مي‌کنند. البته مدرنيته در روسيه از قازان شروع شد، به هر تقدير در اين روند ديدگاه سياسي تشيّع و مدرنيته سياسي شيعه بسيار مهمّ است و جا دارد از سوي متخصصان مطالعات شيعي در ايران، اين موضوع به خوبي تبيين شود و اين نياز امروز روسيه است>.

همو مي‌افزايد: <پس از هرج و مرج سال 90ـ91 ميلادي در مسکو، وهابيّت و سلفي‌گري خوب از اين موقعيت بلبشو، به نفع خود بهره برداري نمودند. وهابيت امروزه با پول عربستان الآن روي روسيه و آلمان و انگلستان کار مي‌کند، آنوقت متخصّصان اسلامي و شيعي ما رفتند روي آفريقا سرمايه‌گزاري مي‌کنند! من البته کار در حوزه شمال افريقا را قبول دارم ولي بيش‌تر اتلاف انرژي است>!

ايشان ادامه مي‌دهند: <در همين حوزه روسيه، با توجه به نيازهاي فرهنگي و بر اساس مقتضيات اين منطقه، بايستي کارهاي دست اول شيعي به زبان روسي تأليف نمود، ترجمه آثاري که بر اساس نيازهاي فرهنگي مناطق ديگر نوشته شده است، به درد نمي‌خورد. روس‌ها روي اسماعيليه و تشيّع کار کرده‌اند و باز جسته گريخته کارهايي مي‌کنند، امّا ما بايد جدي‌تر کار کنيم، برنامه ريزي و کار گروهي نظام مند مي‌خواهد، با کارهاي مقطعي و فردي نمي‌توان راه به جايي برد. بايد ابتدا مدرنيته سياسي شيعه را از مشروطه و پس از آن روند ملي شدن صنعت نفت و سرانجام تحقق انقلاب اسلامي و حتّي ولايت فقيه را به نحو علمي و آکادميک و مطابق با مقتضيات علمي جهان امروز براي آنان توضيح داد. صحبت از حافظ و فردوسي و سعدي و ايران چهار فصل و اصفهان و اينها البته خوب است ولي اگر بخواهيد به صورت جدّي جايي در جهان معاصر پيدا کنيد بايد از "فرهنگ سياسی شيعه" صحبت نمود؛ بايد سمينارهايي عملي گذاشت و به نحو کارشناسانه و دقيق به اين مسائل پرداخت. در روسيه به پژوهش‌هاي شيعي علاقه دارند. زماني که آقاي ايمانپور اينجا موقعي رايزن بودند همين مطلب را هم به ايشان گوشزد کردم. تبيين ساختار سياسي اسلام و شيعه و حتّي براي نمونه تبيين بانکداري اسلامي با زباني قابل فهم براي مجامع علمي، يک ضرورت امروز است. اين مباحث بايستي در مجامع علمي ايران از سوي اساتيد و دانشجويان، با جدّيت دنبال و تقويت شود. امروز با به بن بست رسيدن مکتب‌هاي سياسي و اقتصادي جهاني بستر و فضاي مناسبي براي شنيدن سخنان جديد فراهم شده است و ايران شيعي مي‌تواند اين نقش اساسي را بر عهده بگيرد. براي معرفي يک فکر، يک کشور، يک ايده و غيره بايستي فيلم ساخت، بايد کتاب نوشت، بايد با فرمت‌هاي جهاني و بين‌المللي، مسائل را تبيين علمي نمود، قطعاً با ادعا و شعار نمي‌توان جايي در جهان علم امروز دست و پا کرد؛ بايد آستين‌ها را بالا زد و کار کرد>.

وي در ادامه افزود: <ببنيد! الان همين بحث عرفان و اخلاق، براي جامعه روسيه، بايد تبيين علمي شود، فرق بين عرفان و اخلاق بايد تشريح شود. در روسيه، حالت عاطفي رومانتيکي بسيار بالاست. براي مثال کسي اگر بخواهد گدايي نمايد، يک گربه‌اي يا سگي را در خيابان کنار خود مي‌گذارد مبني بر اين که پولي براي سير کردن شکم اين حيوان ندارم و مردم به سبب اين حيوان، به فرد کمک مي‌نمايند! اينجا هندي‌ها از دهه 1960م در روسيه نفوذ نمودند و هندوئيسم و عرفان‌هاي هندي به تدريج سپس بوديسم وارد روسيه شد. به لحاظ همين مسأله عاطفه، فضاي روسيه آمادگي پذيرش عرفان اسلامي و شيعي را دارد، نياز هست آثاري در زمينه عرفان شيعي با توجه به مقتضات فرهنگي روسيه تأليف و منتشر گردد، به نظر من عطش روسيه عرفان است و نه دين! عرفان به معني ارتباط عاطفي با خداوند و نه شريعت. اگر متخصص عرفان اسلامي و شيعي داريم، بايستي به زبان روسي آن را براي مردم روسيه تبيين نماييم>.

او افزود: <حتّي به لحاظ اقتصادي، ديدگاه‌هاي اسلام و شيعه در زمينه اقتصاد، بايستي به زبان روسي تبيين شود، جا دارد کتاب اقتصادنا شهيد صدر به روسي ترجمه شود. انسان گاهي درمي‌ماند ما حتّي ترجمه روسي قانون اساسي ايران را نداريم. شفاف سازي در ايران بحث مهم ديگري است که بايد کار شود. اينجا يا در غرب، نسبت به برخي امور، مانند مباحث مربوط به حقوق بشر، حقوق زنان تبليغ مي‌کنند، جا دارد، به اين مطالب به سرعت مورد بررسي قرار گرفته و جواب داده شود>.

وي در بخش ديگري از سخنان خود مي‌افزايد: <روي مسائل امنيت اجتماعي جامعه خيلي توجّه نموده و به نحو جدّي کار کنيد، ببينيد! کشور تونس به لحاظ امنيت اجتماعي در شمال افريقا فوق العاده است؛ انقلابهاي اخير هم از همانجا آغاز شد؛ مردم مثل باروت هستند، در مقابل خيانت سريع عکس العمل نشان مي‌دهند و به عکس آن وقتي ببينند دولت با مردم صادق است، به دولت حتماً کمک خواهند کرد>.

 

وي در بخش ديگر مي‌گويد: <الآن روس‌ها نسبت به قذافي و از دست دادن پايگاه سنتي‌شان در شمال افريقا، خيلي ناراحتند، آنها امروز بشّار اسد را واقعاً دوست دارند، منافعشان با وي گره خورده است، سوريه الان براي روسيه مسأله‌اي حيثيتي است چرا که آخرين پايگاه سنتي روسيه در خاورميانه به شمار مي‌رود. ببينيد! من الان ده سال است در مسکو و روسيه هستم، مردم روسيه به هر دليل ممکن، حقيقاً امريکا را دوست ندارند، الان با 1500 دلار مي‌توان به آساني ويزا گرفت ولي مردم بسيار نادر به امريکا سفر مي‌کنند. چرا؟ چون مردم باسوادند، آنها اهل مطالعه هستند، روزنامه مي‌خوانند، مي‌فهمند، کاملاً نسبت به مسايل تحليل دارند و حرف معقول و دقيق و منطقي را مي‌پذيرند اين خصيصه دقيقاً همان چيزي است که گفتم، جامعه روسيه بهترين فرصت براي ايران در تبيين علمي انديشه اسلامي و شيعي است>.

 

 شماره خبر : 222    مشاهده : 6034     انتشار : 12/4/1392        آرشيو سفرهای علمی         آرشيو همه اخبار


   نظرات کاربران :

  کمره ای : 31/4/1392
0
1
به به چه گزارش مفصلی


نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

shahab-news.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع و درج لینک اینترنتی بلامانع است.

برنامه نويسی : ايمن ديتا