پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني*** مجله میراث شهاب

  امروز شمسی

از اینکه با نظراتتان ما را راهنمائی می کنید، سپاسگذاریم ، از انتهای مطلب با ثبت نظرات و پیشنهاداتتان ما را در ادامه این راه یاری کنید
  آرشیو مجلات  آرشیو مجلات   فراخوان مقالات  فراخوان مقالات   تماس با ما  تماس با ما   گالری تصاویر  گالری تصاویر   ارسال مقالات  ارسال مقالات   صفحه اول  صفحه اول  

  خبرهای برگزيده
شناسایی و معرفی دست خط های شیخ حر عاملی موجود در مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
تفسیر کتاب الله و نسخه های آن
دو مرآة الکمال به كوشش: محمدعلی عیوضی
رساله در تعلیم اصول خط شمـــس‌الــدّیــن محمّــــد فطـــابی تبریـــزی
قطعاتِ مولانا کاتبی تُرشیزی(م 839ق)
کتاب‌شناسی حضرت زینب(ع)
سبـــعۀ سيّــــاره هفت‌بند در جواب هفت‌بند كاشی
انتشار ميراث شهاب شماره 72-73 ويژه تابستان و پاييز 1392
سفرنـامه حجـاز و عتبـات
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***
اولين مستدرک صحيفه سجاديه
ضرورت تدوین کتاب شناسی‌های موضوعی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ
نامه‌هاي هنـد

  آخرين اخبار
فال نامه رباعیات ابوسعید ابوالخیر
سندی در قرائت قرآن از: مصطفی قاری
دستنوشته­ هایی دربارۀ حضـرت مهدی(عج) موجود در كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)
شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی
فهرست ترجمه­ های فارسی آثار سید مرتضی (ره)
كتاب­شـناسی و مقاله شناسی نظریه «صرفه»
رســـالة «نيّات الحج»
كتابشــــــناسی تقیّـــــه
نمونه ای موردی از: تقیۀ عالمی امامی در دمشق قرن دهم با ادعای پیروی از مذهب فقهی شافعی
اجازات شیخ أعظم مرتضی انصاری
  پربيننده ترين اخبار
  اوقات شرعی



  ارسال خبر به ما : چاپ

سيد رضا باقريان موحد
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***

در طول تاريخ ادبيات فارسي، شاعران بسياري بر اين چکامه نظيره سروده‏اند. به گفته امري شيرازي(قرن دهم)، نظامي گنجوي اولين شاعري است که بر اين قصيده، نظيره ساخته بوده که متأسفانه به دست ما نرسيده است.

  

 

 

 

 

 

پير تعليم

 

صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني

سيد رضا باقريان موحد

 

 


مرا   دل   پير تعليم است   و من طفل زبان دانش                                                                                دم   تسليم سر عشر     و سر    زانو    دبستانش

 

چکيده

قصيده مرآت الصفا مشهور به قصيده شينيه يکي از مهمترين قصايد خاقاني است که بارها مورد توجه و استقبال شاعران واقع ‏شده است. اين قصيده حاوي نکات اخلاقي و حکمي و عرفاني است که جنبه تعليمي و آموزشي بسياري دارد.

در طول تاريخ ادبيات فارسي، شاعران بسياري بر اين چکامه نظيره سروده‏اند. به گفته امري شيرازي(قرن دهم)، نظامي گنجوي اولين شاعري است که بر اين قصيده، نظيره ساخته بوده که متأسفانه به دست ما نرسيده است.

در تحقيق حاضر، پس از جستجو و تتبع در دويست ديوان چاپي و خطي فارسي، فهرست بيش از 110 استقبال از اين قصيده در سبک‌هاي مختلف (خراساني، آذربايجاني، عراقي، هندي و بازگشت) آمده است.

کليد واژه: سبک شناسي شعر فارسي، خاقاني، قصيده شينيه، استقبال.

 

œ

 

مقدمه

قصيده مرات الصفاي خاقاني که با  نام <قصيده شينيه> شهرت يافته است از همان آغاز سرايش تاکنون مورد توجه بيشتر  شاعران به ويژه شاعران عارف مسلک قرار گرفته است و  استقبال‏هاي بسياري از آن صورت گرفته که در طول تاريخ ادبيات فارسي کم نظير است.

از آنجا که در طول تاريخ ادبيات فارسي از آغاز تا امروز، استقبال‏هاي بسياري از قصيده شينيه خاقاني صورت گرفته بنابراين ضرورت دارد که در قالب يک پايان نامه دانشگاهي، اولاً  فهرستي از تمامي استقبال‏هاي انجام شده و ثانياً گزارشي از بررسي و تحليل تطبيقي آنها ارائه شود تا هم بخشي از تاريخ ادبيات ما حفظ شود و هم اين که بر احياي برخي از سنت‏هاي شعري مانند استقبال از اشعار تأثير گذار و مهم  و نقش سازنده آن در جريان‏هاي ادبي تاکيد شود.

پيشينه تحقيق

مقاله عالمانه استاد سيد ضياء‌الدين سجادي با عنوان <سير يك قصيده در نه قرن> چاپ شده در نامه مينوي، نخستين تحقيقي است كه درباره معرفي استقبال كنندگان از اين قصيده نوشته شده است. بعدها دكتر حسن ذوالفقاري در مقاله‏اي با عنوان <پير تعليم> چاپ شده در فصلنامه فرهنگ (شماره 57ـ58، بهار و تابستان 1385) به معرفي 23 تن از استقبال کنندگان  اين قصيده پرداخته است.

مفهوم شناسي استقبال

<استقبال در لغت به معناي پيشباز رفتن، روي آوردن، روي کردن، به پذيره شدن و پيش رفتن است.>

(دهخدا، 1371،2174)

در اصطلاح ادبي به معناي آن است که <شاعر به وزن و قافيه شعري از شاعري ديگر، نظمي پردازد.>

(مير صادقي،1385،26)

به تعبير ديگر: آن است که <شاعري، شعر شاعر ديگري را سرمشق قرار دهد و با تقليد وزن وقافيه آن شعري بگويد.>               (مصاحب، 1380، 2:129)

 يا آن است که که <گوينده، شعري را از شاعري ديگر سرمشق خود قرار دهد و قافيه و وزن سروده وي را در سروده خود به کار گيرد و ممکن است در موضوع نيز از وي پيروي کند>.

(همايي، 1375، 403)

 يا آن است که شاعري در جواب سروده شاعر ديگر شعري بر وزن و قافيه آن بسرايد.

(اسفنديار پور، 1384، 246)

 استقبال را گاه با تعابيري همچون استعانت، تضمين، تقليد، نظيره، درج، تتبع، اقتدا و اقتفا هم معنا دانسته‏اند.

استقبال در ادب فارسي سابقه‏اي ديرينه و رواج بسيار دارد و يکي از تفنن‏هاي مورد علاقه شاعران محسوب مي‏شده است. به عنوان مثال اين شعر رودکي از همان آغاز تاکنون مورد توجه شاعران بوده است:

رودکي

   بـوي جوي موليان آيد همي  يــاد يــار مـهربـان آيـد همـي

معزي

               رستم از مازندران آيد همي زين ملـک از اصفـهان آيد همـي

مولوي

             بوي باغ و گلستان آيد همي بـوي يــار مـهربـان آيـد همـي

حيرت

   چون که باد جاجرود آيد همي    اشک از چشمم چو رود آيد همي

(معين، 1373، 103)

اشعار خاقاني به ويژه قصايد فني و پر نکته او از ديرباز تاکنون مورد توجه شاعران بزرگ بوده است و استقبال‏هاي بسياريي از آنها شده است که در نوع خود در ادبيات فارسي بي‏نظير است. قصايد <ايوان مداين> و <مرآت الصفا>ي خاقاني از نظر تعداد استقبال‏ها و تاثير بر خوانندگان و شاعران بي‏مانند هستند.

 

همچنين بسياري از غزليات حافظ در استقبال از اشعار سعدي و خواجوي کرماني سروده شده است:

غزليات حافظ که در استقبال از شاعران پيشين سروده شده از نمونه‏هاي موفق استقبال محسوب مي‏شود.

(مير صادقي، 1385،26)

قصيده جغد جنگ اثر ملک الشعرا محمدتقي بهار، استقبال هنرمندانه‏اي از يک قصيده منوچهري است که آن قصيده نيز به استقبال قصيده‏اي از يکي از شاعران عرب به نام <عتب بن ورقاء شيباني>(م77ق) سروده است.

(مير صادقي، 1385،26)

منوچهري

  فغان از اين غراب بين و واي او        که در نوا فکندمان نواي او

بهار

        فغان ز جغد جنگ و مرغواي او      که تا ابد بريده  باد ناي او

 

اهميت قصيده شينيه خاقاني

قصيده مرآت الصفا مشهور به قصيده شينيه از مهمترين قصايد خاقاني است که هميشه مورد توجه و استقبال شاعران واقع مي‏شده است. اين قصيده حاوي نکات اخلاقي و حکمي و عرفاني است که جنبه تعليمي و آموزشي بسياري دارد.

دکتر زرين کوب درباره اهميت اين شعر مي‏گويد: قصيده‏اي است در حکمت و سير نفس و اين قصيده را مرآت الصفا خوانند. قصيده به طور رمزي به بيان بسيار لطيف شاعرانه مراتب تکامل نفس انسان را شرح مي‏کند.

(زرين کوب، 1378، 128)

محقق برجسته ادبيات آذري، سلطانف درباره زندگي و شعر خاقاني تحقيقات بسياري انجام داده مي‏نويسد: يکي از چکامه‏هاي مشهورش قصيده شينيه‏اي است که به مرات الصفا نامبردار شده است. اين چکامه که هميشه در سرآغاز نسخه‏هاي خطي ديوانش نوشته شده صدو ده بيت دارد.

ابوالقاسم امري شيرازي(قرن دهم) از ديگر شاعراني است که خاقاني را استاد خود دانسته است و بر اين چکامه نظيره سروده است. به گفته امري شيرازي پيش از شاعر نظامي گنجوي بر اين قصيده نظيره ساخته بود. ما اکنون سروده نظامي را در دست نداريم.                                          (سلطانف، 1345، 44)

 

شينيه‏هاي قبل از خاقاني

خاقاني، آغاز کننده سرودن قصيده بر اين وزن و قافيه نبود. ناصر خسرو اولين شاعري است که قصيده‏اي نغز و پر نکته بر اين وزن و قافيه سرود اما قصيده‏اي که خاقاني سرود باعث نشر بسيار زياد و استقبال کم نظير شاعران از آن شد و اين مطلبي است که بيشتر شاعران استقبال کننده به آن اشاره نموده‏اند.

ناصر خسرو (394ـ481ق)

چه بود اين چرخ گردان را كه ديگر گشت سامانش

       به بستان جامه زربفت بدريدند خوبانش

(ناصر خسرو، 1381، 262)

امير معزي ( ـ520ق)

همي جويم نگاري راكه دارم چون دل و جانش 

همي خواهم كه يك ساعت توانم ديدن آسانش

(امير معزي، 1362، 96)

اديب صابر ترمذي ( ـ542ق)

دلم عاشق شدن فرمود و من بر حسب فرمانش         

                                              در افتادم بدان دردي كه پيدا نيست درمانش

(اديب صابر، 1374، 77)

عثمان مختاري(458ـ544ق)

مسـلمان کشـتن آيـين كرد چشم نامسلمانش          

 به ترك ناوك مژگان كه پر زهر است پيكانش

(عثمان مختاري، 1387، 237)

سيد حسن غزنوي( ـ556ق)

 گهر بر زر همي بارم ز ياقوت در افـشانـش 

                                        شـدم چـون ذره سايه زخورشيد درخشانش

(سيد حسن غزنوي،1360، 77)

يوسف غزنوي(قرن6)

ز ماه آن دو رخ لعلي است در سيب زنخدانش 

         ز جام آن دو لب مستي است در زلف پريشانش

(هدايت، 1381، 2261)

شينيه‏هاي پس از خاقاني

شمس طبسي( ـ624ق)

طراز كسوت روز است گيسوي زره سانش       

                                               زلال مشرب روح است لفظ گوهر افشانش

(شمس طبسي،1371،47)

سيف‌الدين اسفرنگي(666ـ581‌ق)

چه تير است آن ز بيجاده كه هست از لعل پيكانش  

              چه روح است آن زر اندوده سنان از شاخ مرجانش

خـرد خـطي اسـت نـوراني و لـوح ارواح انسانش         

                                     نـوشتـه در زبـور و هـم عشـر آيـات بـرهـانـش

(سيف اسفرنگي،1375، 294)

فريد اصفهاني (قرن 7)

چو برزد سر زمرّد رنگ خطّي از دور مرجانش    

                           فدا كردند عشّاق از دلو ديده دو مرجانش

(فريد اصفهاني، 1382،101)

امير خسرو دهلوي(651ـ725ق)

دلم طفل است و پير عشق،استاد زبان دانش  

    سواد الوجه سبق و مسكنت كنج دبستانش

(امير خسرو دهلوي، نسخه خطي)

خواجوي كرماني(689ـ753ق)

چه كاخ است اين كه كيوان است جفت طاق ايوانش   

   قمر خشتي ز ديوارش فلك ركني ز اركانش

(خواجوي کرماني،1374، 61)

خواجه عصمت بخارايي( ـ840ق)

دلآرامـي كـه بيـمارم زچـشم نـامسلـمانش      

 اگر تيرم زند سازم چو جان در سينه پنهانش

(عصمت بخارايي،1366 ،145)

عبد الرحمن جامي( ـ898ق)

معلّم كيست عشق و كنج خاموشي دبستانش         

سـبق نـاداني و دانـا دلم طـفل سبق خوانش

(جامي، 1378، 56)

امير عليشير نوايي( ـ906ق)

مـعلّم عـشق و پير عـقل شد طفل دبستانش           

 فلك دادن بهر تأديب وي اينك چرخ گردانش

(نوايي، نسخه خطي)

امير سلطان حسن ختمي(قرن نهم)

مرا پير خرد، عشق است و دل، طفل سبق خوانش    

                                             فـلك چـون تختـه تعـليم طفـلان دبـستانش

(ختمي، نسخه خطي)

غواصي هروي(قرن نهم)

دلم بحري است پر گوهر كه پيدا نيست پايـانش

               منم غواص اين درياببين درهاي غلطانش

(غواصي، نسخه خطي)

شهيدي قمي(قرن9)

چو قمري هر که عاشق گشته بر سرو خرامانش  

         نمـي‏آيـد فـراهم تا ابد چاک گريبانش

(مجاهدي،1387  ،198)

مولانا نور (قرن9)

تو را نيـلوفري پـيراهن و من مانده حيرانـش     

                                         كه سر بر مي‏زند خورشيد تابان از گريبانش

                                                                    (نوايي،1377، 100)

يوسف بديعي(قرن9)

دُر مقصود جويان مجمع البحرين شد صوفي  

                                         كه بحري پر دُر است از چشمه هر چشم گريانش

(نوايي،1377، 222)

مير محمد صالح(قرن9)

نيـم آشفتـه گر پوشيـده كاكل ماه تابانش       

                                                    چه غم از تيرگي چو باشد صبح پايانش

(نوايي،1377، 283)

شاه اسماعيل صفوي

چنان خوب است ماه عارض و چاه زنخدانش    

                                            كه يوسف مبتلا گشته است و اسماعيل قربانش

(صفوي، 1387، 648)

غضنفر گلجاري قمي(قرن10)

کشيدم تيرش از دل تا برآيد جان به قربانش  

                                              ولي چون عمر باقي بود در دل ماند پيکانش

(مجاهدي،1387  ،250)

هاشمي كرماني مير جهانگير( ـ946ق)

معلم عشق و عارف طوطي و مرآت عرفانش    

                                                   سبق معني و صورت ابجد لوح دبستانش

(صفا،1386، 5: 661)

مثالي كاشاني(قرن 10)

مـعلم عشـق و بيـت‌الله من كنـج دبستانش     

                                              خـط تقدير نـقش لوح طفلان سبق خوانش

(مثالي کاشاني، نسخه خطي)

نور الله دهخوارقاني(10)

معلم شاهد معني و جان طفل سبق خوانش   

                                                سبـق طومار و اندر من بود كنج دبستانش

(نور الله دهخوارقاني، نسخه خطي)

امير سهيلي(قرن 10)

معلّم گر نه عشق و پير عقل آمد سبق خوانش

                                         سر انديشه جنبان چيست چون طفل دبستانش

(امير سهيلي، نسخه خطي)

نظام استر آبادي( ـ921)

معلّم كيست پير عشق و دل طفل سبق خوانش        

                                             سبـق وارستـگي ويـرانه عـزلت دبسـتانـش

(نظام استرآبادي، نسخه خطي)

مولانا رموزي كاشاني ( ـ972ق)

مـرا دل تخـته تـعليم و روح آمد سبق خوانش   

                                          معلّم عشق و وحدت درس و تن كُنج دبستانش

(تقي الدين کاشي،1387، 703)

ضميري اصفهاني ( ـ973ق)

مـعلّم، پـير عشـق و خلـوت وحدت، دبستانش  

                                         سبق، اسرار توحيد، عقل كل، طفل سبق خوانش

(تقي الدين کاشي،1387، 149)

فضولي بغدادي(912ـ976ق)

دلم دُرجي است اسرار سخن دُرهاي غلطانش

                                            فـضاي عـلم دريـا، فيض حق باران نيسانش

(فضولي بغدادي، 1374، 17)

 

ميرزا محمّد حسابي(قرن 10)

به خلوت پير را حاصل چو نبود نور عرفانش      

                                         چـه بـاشد زنـده در گـور گـو آنجا برآ جانش

دلـم از درد، بحـري شد كه پيدا نيست پايانش   

                                         عجب دردي كه جان دادن بُود مضمون درمانش

(حسابي، 1354، 86)

غزالي مشهدي(936ـ980ق)

معلّم، عشق دانش سوز و عقل كل، زبان دانش

                                           رقـوم آفـرينـش، ابجـد لـوح دبـسـتانــش

(غزالي مشهدي،1387، 34)

عرفي شيرازي( ـ999ق)

دل مـن بـاغبان عشـق و حيراني گلستانش     

                                            ازل دروازه بـاغ و ابـد حـد خيـابـانـش

(عرفي شيرازي، 1369، 65)

فوجي نيشابوري(قرن دهم)

دل مـن خضـر راه عـشق و محرومي بيابانش

 قدم چشم تر و خوناب حسرت آب حيوانش

(رستاخيز، 1382، 2:254)

مولانا مير شادي (قرن10)

به لفظ خوب معني درج کن ورني چه حاصل زان  

       کـه يـوسف بـرکشي از چاه و اندازي به زندانش

(نثاري ،1377 ، 83)

مولانا فروغي (قرن10)

فکنده غبغبي چون قرص مه خورشيد تابانش   

            هـلال عيـد را بنـموده از طـوق گـريبـانش

(نثاري ،1377 ، 288)

خواجه شعيب جوشقاني (قرن10)

اديـب عشق كآمد خلوت وحدت دبستانش  

                                              يكي گوي و يكي دانند طفلان سبق خوانش

(شعيب جوشقاني، نسخه خطي)

صرفي کشميري (928ـ1003ق)

معلم خم بود يا دل قدح طفل سبق خوانش    

                                   سبـق تـاراج عـقل و کنج ميخانه دبستانش

معلم کيست استاد ازل آدم سبق خـوانـش     

  سبـق تـعليم اسمـاء لنـگر عـزت دبـستانش

(قند پارسي،1379 ، 352)

ملك قمي ( ـ 1025ق)

دل استـاد رمـوز و خامشي آيات برهانش  

   لآلـي‏ پـيكـران وحـي اطفـال دبـستانـش

(ملک قمي، نسخه خطي)

ظهوري ترشيزي ( ـ1026ق)

مـعلم منـشا تـوفيق و قصر دل دبـستانـش  

  مسائل اتحاد حسن و عشق و وصل برهانش

(ظهوري ترشيزي، نسخه خطي)

شفائي اصفهاني ( ـ1037ق)

معلّم، فطرت عالي است من طفل زبان دانش  

 سبـق، آيـات عرفان، گوشه خاطر دبستانش

(شفائي اصفهاني، 1362، 72)

مسيح كاشاني ( ـ1066ق)

ببين درياي چشمم را و رود سيل مژگانش  

                                               مياور بر زبان ديگر حديث نوح و طوفانش

(مسيح كاشاني، نسخه خطي)

ميرزا جلال اسير (1029ـ1069ق)

كشد مو بر تن نخجير تير از شوق پيكانش  

                                             رود چون خون در اعضا لذت بيداد مژگانش

نم هر قطره در آشوب طوفان بسته پيمانش  

                                            دل هـر ذره در تـسخير عـالم بـند فـرمانش

وفـا دشتي است گلزار بقا خار مغيـلانـش  

 هـوس باغي است كام اژدها گلهاي خندانش

(اسير لاهيجي، نسخه خطي)

فيض كاشاني (1006ـ1091ق)

مرا جان سير شد از دنيي و وضع پريشانش  

   دلم بگرفت ازين گردون پا بر جاي گردانش

(فيض كاشاني، 1381، 320)

مخفي هندوستاني (1048ـ1113ق)

دلـم ديـوانه عشـق اسـت و حيراني بيابانش

   معلّم جذبه عشق است و خاموشي زبان‏دانش

دلم مرغ سحر خيز است و داغ سينه بستانش

    شـرار شـعله آه و جـگر سـرو گلستـانـش

دل مـن بلبل عشق است باغ غم گلـستـانش  

   فـنا ديـوار آن بـاغ و بـقا حـدّ خيـابـانـش

(مخفي،1381 ، 342)

مولانا بيدل دهلوي (1054ـ1133ق)

به اين شوري كه در سر دارم از سوداي پنهانش        

           سـر مـويـي اگـر بـالم جـهان درّد گـريبـانش

سپهر بي سر و پا بس كه مجهول است دورانش        

  ز هم دشوار گرديدست فرق گوي و چوگانش

 

اميد اينجا به غارتگاه حسرت رفته سامانش     

                                               بـه هر دستي كه ديدم پاره‏اي دارد ز دامانش

مشيـّت منـحصر فهـميد در ابـداع عنوانش                

    فـروغ جـوهـر آل نـبي بر مـهر تـابـانـش

فلك عمري است مي‏نازد به دور شوكت و شانش

     بيـا تـا وانمـايم اقـتـدار خــان دورانــش

(بيدل، 1342، 140)

وحيد قزويني ( ـ1120ق)

دلم دريـاي عـرفان است و اشكم درّ غلطانش  

نفس‏ها جزر و مدش آه خونين شاخ مرجانش

(وحيد قزويني، نسخه خطي)

وصال شيرازي (1197ـ1262ق)

جدايي شد چو ابري پرده خورشيد رخشانش  

                                            خـروشم رعد و آهم برق و اشك ديد بارانش

مرا پيري جوان بخت است و من طفل زبان دانش   

                                         شـكستـه زان سخن گويم كه نغز آيد ز طفلانش

(وصال شيرازي، بي تا، 205)

ميرزا علاءالدين محمد (قرن11)

بـه قتـلم بـس که آيد گرم تيغ برق جولانش     

   ز سر تا پا دود چون شعله يک زخم نمايانش

(نصرآبادي،1386  ،14)

مرتضي قلي‌خان (قرن11)

ز بس خاموش بود از حرف قتلم لعل خندانش            

           تـکلم سبـز شـد از پـشت لب‏هاي سخندانش

(نصرآبادي،1386  ،14)

 

ملا علي قلي خلخالي (قرن11)

دل من طور معني عشق او موسي عمرانش            

                تجـلي جنـون بـاشد عـصا و عقل ثعبانش

(نصرآبادي، 1386 ،14)

محمد امين وقاري (قرن11)

يکايک هرچه آن چشم سخنگو داشت پنهانش 

به سرگوشي به حاجب گفت برگرديده مژگانش

(نصرآبادي،1386  ،14)

مجيدا (قرن11)

تن من کوه طور و دل درو موسي عمانش                 

      بود نفس دني فرعون و من آيات بطلانش

(نصرآبادي،1386  ،14)

قاآني (1223ـ1270ق)

ز چشمم خون فرو ريزد به ياد چشم فتّانش              

      پريشان خاطرم از عشق گيسوي پريشانش

فلك دوش از عروس خور تهي چون گشت دامانش 

       چو عمّان چهره شد پر دُر ز سيمين اشك غلطانش

(قاآني، 1380، 397)

سروش اصفهاني (1228ـ1285ق)

نگار من كه مه تيره است پيش روي رخشانش  

                                               ستاند سرخي از لب عاريت لعل بدخشانش

(سروش اصفهاني، 1336، 379)

ساقي خراساني ( ـ1286ق)

تعالي داستاني را كه <مااوحي> است دستانش  

                                              تعالي اللَّه شأني را كه قرآن است در شانش

چه حاجت آن قلندر را كه كيوان است ايوانش  

                                             چه آفت آن سمندر را كه نيران است بستانش

(ساقي خراساني، نسخه خطي)

مدهوش تهراني (1227ـ1288ق)

هـلال عيـد كاو باشد ز بينش چشم پنهانش   

                                              به پيش چشم اگر باشد كسي ابروي جانانش

(مدهوش تهراني، 1368، 256)

رياض همداني (قرن 13ق)

جهان، زالي است دستانساز و حيرت زاي دستانش 

                  كـه در خـصم افكني يكسان نمايد زال و دستانش

(رياض همداني، 1336، 97)

هماي شيرازي (1212ـ1290ق)

جهان زالي است پر دستان مشو ايمن ز دستانش   

 كـه گـر روييـنه تن بـاشي نباشي مرد ميدانش

                                                            (هماي شيرازي، 1367، 319)

وقار شيرازي (1232ـ1298ق)

مرا سخت از نهيب نوبه تن بگسست و اركانش

         چه درد است اين نمي‏دانم كه پيدا نيست درمانش

فلك بيني كه چون هر روزه بر طوري است دورانش               

  تـو پـنداري كه بـر انـدازه ننـهادند بنيـانـش

تفو بر دانش و آن كس كه رونق داد دكّانش     

                  كه اقليمي است در بي‏مايگي معروف سكّانش

دلا بهراس از نيرنگ نفس و مكر و دستانش      

                    كه كردم آزمون صد ره فزون ديدم ز شيطانش

(وقار،1383، 456)

فخر الادباء (قرن13ق)

شباهنگام شاه اختران چون شد به ايوانش

                                                 فـروهـشتند شـادروان ايوان پيشكارانش

(فخر الادباء، نسخه خطي)

نشاطي مازندراني (قرن13ق)

سر سردار باز از آسمان بگذشت کيوانش

             که شه فرمان عنايت کرد در تاييد خصمانش

(نشاطي، نسخه خطي)

شكوه شيرازي

جهان بنگاه ديوان است و بر كژّي است ديوانش          

                                                الا اي راهرو بهراس ازين بنگاه و ديوانش

(هدايت،1381 ،777)

عندليب كاشاني

چه افسوني است اندر بابلي چاه زنخدانش  

                                       كه دل هاروت سان با صد فسون مايل به زندانش

(هدايت،1381 ، 1109)

هدايت طبرستاني

تو گويي سهمگين ديوي به دامان قير و قطرانش

                                       به گردون بر شد و از كف رها شد طرف طوفانش

(هدايت،1381 ، 1874)

جيحون يزدي (1250ـ1301ق)

خرد، طبل تحيّر زن شبي خواندم به ميدانش   

                                         كه واجب چيست مقصد زين تغيّر زاي امـكانش

جهان، فهرست ايجاد و سطور امصار ايوانش    

                                        شهـنشه نـام يـزدان، مـدح مجـد المـلك عنوانش

(جيحون يزدي، 1363، 135)

ارسطوي قمي (قرن13ق)

جهان ماننده گنج است بر سر خفته ثعبانش  

                                                 هلا گر عاقلي بهراس ازين گنج و نگهبانش

(مجاهدي،1387 ، 26)

اختر طوسي (قرن13ق)

زهي شاهي كه يزدان برگزيد آن سان ز انسانش       

                                              كه انسان آمد از جان بنده فرمان برين سانش

(اختر طوسي،1355 ، 45)

تقي علي‌آبادي (قرن13ق)

قضا بس تيز چنگال است و سندان خاي دندانش        

                                                   ندانم غير تسليم و رضا كس مرد ميدانش

(علي آبادي، نسخه خطي)

عبرت نائيني(1245ـ1321ق)

رخ او يوسف و چاه و رسن زلف و زنخدانش

                                              دل محزون من يعقوب و سينه بيت الاحزانش

(عبرت،1376 ،565)

محمد كاظم صبوري (1259ـ1322ق)

زهي خلعت كه آمد چرخ اطلس عطف دامانش 

                                                 زهي خلعت كه تابد نور اقدس از گريبانش

زهي عيدي همايون فر كه پيروز است عنوانش 

                                           خهي روزي روان پرور كه بهروز است هر آنش

بتي دارم كه در فردوس پرورده است رضوانش  

                                           اسـير طـره مشـكين، دل حور است و غلمانش

(صبوري،1344 ، 299)

صامت بروجردي (1263ـ1331ق)

جهان را دايه‏اي دان و خلايق جمله طفلانش   

                                            كـه جـاي شـير بـاشد دائـما پر زهر پستانش

(صامت، 1383، 27)

شيخ الرئيس قاجار (1264ـ1336ق)

مـرا ميـخانه ميدان دل و من مرد ميدانش       

                                            كـه از خمـخانه مي‏جـويد حـريف آبـدندانش

(شيخ الرئيس، نسخه خطي)

حيدري يزدي (قرن13ق)

جهان كاخي است بس دلكش ولي سست است بنيانش       

                                           فنـا و رخنـه و نقـص و خـرابي چار اركانش

(يزدي، نسخه خطي)

داوري شيرازي (1238ـ1283ق)

مـرا ايـن نفـس دشمن بـود بگرفتم گريبانش    

                                                 به زنجـير خـرد بربستم و كردم به زندانش

يكي بيداست اين دنيا كه پيدا نيست پايانش

                                                هـزاران قـافله هـر سو روان اندر بيابانش

زمستان است و هر كس هست ياري در شبستانش   

                                                بـه از فـصل بهاران مي‏رود دور زمستانش

تعـالي بخـت مير پر هنـر پور سخـن دانش                

                                             كه ايزد برتـري‏ها داد بـر امثـال و اقرانش

(داوري، 1370 ، 23)

غافل مازندراني ( ـ1310ق)

دلم سـرگشتـه عشـق است حيراني بيابانش     

                                               طلب در پيش و مرگ اندر قفا اميد پايانش

بنـايي را كـه نبـود عشـق در بنياد بنيانش        

                                                مـباش انـدر پي آبـاديش بگـذار ويرانش

(غافل مازندراني،1337 ،76)

صفاي اصفهاني (1269ـ1314ق)

مرا دل عرش يزدان است و من اجري خور خوانش 

                                     خـوشا اجري خوري كآرند خوان از عرش يزدانش

(صفاي اصفهاني، 1372، 55)

ناصري كاشاني (1222ـ1316ق)

عروس خور شبان بنهفت چون رخسار تابانش  

                                        سپهر از سوگ هجرانش، ز غيرت گشت گريانش

(ناصري، 1380، 73)

شباب شوشتري(1250ـ1324ق)

بـتي دارم كه عـهدي بسته با جان عقد مرجانش  

                                       كه تا نام از جهان باقي است باشد جاي در جانش

(شباب، 1385، 448)

نير تبريزي (1247ـ1317ق)

تـعالَي اللَّه از اين كاخِ فلك فرسا و بُنيانش       

                                               كه سر بر اوج <او ادني> زند قوسين ايوانش

(نير،1386 ،208)

طرزي (1245ـ1318ق)

ز بس شور ملاحت ريزد از لب‏هاي خندانش               

                                               نمـک بـار آورد تـرسم نبـات شکـرستانش

(طرزي، 1381، 723)

آذري دامغاني ( ـ1327ق)

دلم دريـا و غمـهاي پيـاپي مـوج طوفانش         

                                              فـضاي سينه‏ام صحرا حوادث مار و ثعبانش

(آذري، نسخه خطي)

ميرزاده عشقي (1312ـ1342ق)

خوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانش 

                                               خوشا شب‏هاي شمران و خوشا بزم مقيمانش

(ميرزاده،1355 ،354)

رفعت سمناني ( ـ1350ق)

مرا باغي است اندر جان كه يك برگ است رضوانش

                                    مرا داغي است اندر دل كه يك جـزيـي است نيرانش

(رفعت، 1363، 202)

الهي قمشه‏اي (1280ـ1352ش)

خرد مرغ خوش الحان است و گيتي نغز بستانش  

                                      جـهان را كـرده شـيرين كام شورانگيز دستانش

( الهي، 1378، 421)

غمگين اصفهاني (1280ـ1355ق)

گذر كن در مداين اي دل و بنگر در ايوانش  

                                            ببين كاين چرخ بي‏پروا چسان بنموده ويرانش

(غمگين اصفهاني،بي تا ، 61)

شكيب اصفهاني (1284ـ )

به چشم عقل و دانايي جهان اجرام و اركانش

بـه نـيروي دل آرايـي بـنا گـرديده بنيـانش

بـتي دارم كه بـاشد نسبـتي با حور و غلمانش

بُـود سـرچشمه تـسنيم در چـاه زنخـدانــش

بـنايــي گـر بُـود از آهـن و فـولاد بنيــانش        

نمـايد چـرخ سرگـردان بـه دست جور ويرانش

(شكيب اصفهاني،1366 ، 106)

بلبل كابلي (1294ـ1323ش)

دل مـن يوسـف مصـر است مـن يعقوب كنعانش

زبان و چشم و گوش و بيني و اعضاست اِخوانش

دل ديـوانـه‏اي دارم كـه مجـنون اسـت حـيرانش

سـر شـوريـده‏اي دارم كـه گـم گرديده سامانش

(بلبل، 1386، 140)

محمّد ابراهيم ذكاء كابلي (1290ـ )

سر شوريده سوداي جنون در جـوف شريانش

بـه نوع هـرزه گردي عرصـه صحرا خيابانش

تفـقّد سـاقيـا در ده لبـالب جـام عــرفـانش

از آن عرفان كه در ساغر نمايد عكس جانانش

نـگاه مـعرفت بــگشا بـه درك صنـع يزدانش

كه كي مبداي وحدت بود كي اخراي پـايـانش

(ذکا، بي تا ، 416)

طائي شميراني (1298ـ ش)

دلا وارستـه شـو از دور دهـر و كيـد كيـوانش

نخواهي خويش را چون گوي گر غلطان به چوگانش

(طائي، 1369، 265)

 

خليل‌الله خليلي (1286ـ1366ش)

جهان باشد چو دريايي كه پيدا نيست پايانش 

حوادث موج غلطانش، مصايب جوش طوفانش

(خليلي،1385 ،149)

نفعي (؟)

دلم سرمست جام عشق و عقل کل زباندانش 

نگويد نشنود هر در جز از توحيد يزدانش

(عرفي، 1387، 185)

قابل

دلي کز مکتب عشق و وفا يابي سبق خوانش 

بـود حـرف فنـا درس نخـستين دبـستانش

(ناشناس، نسخه خطي)

مايل بلخي(معاصر)

دلآرامي كه من گشتم اسير تير مژگانش                 

دو عالم زنده مي‏گردد ز لعل شكّر افشانش

(مايل، نسخه خطي)

محمد اكبر كابلي(معاصر)

كمان ابرو بتي دارم كه از نيرنگ چشمانش      

هـزاران دل شـده آمـاجگاه تير مژگانش

(کابلي، نسخه خطي)

مسرور بلخي(معاصر)

به دوران هر که را بيني جفا و جور دورانش      

به هر دوري  ز دوّاري زند دوري به دورانش

(بلخي، نسخه خطي)

گوهري هروي

دلم گنجينه درد است و اشک چشم درمانش

(گوهري، نسخه خطي)

فرخ (؟)

دل من نوح درياي غم است و گريه طوفانش

(گوهري، نسخه خطي)

 

œ


 منابع

الف: کتاب‏هاي چاپي

1.   اسفنديار پور، هوشمند(1384)، عروسان سخن، تهران، فردوس، چاپ دوم.

2.   افشار، ايرج(1361)، فهرست نسخه‏هاي خطي كتابخانه ملك، مشهد،آستان قدس رضوي.

3.  الهي قمشه‌اي(1378)، ديوان ،به كوشش حسين الهي قمشهاي، تهران روزنه، چاپ سوم.

4.  امير معزي(1362)، ديوان امير معزّي، به كوشش ناصر هيري، تهران، مرزبان.

5. بلبل كابلي(1386)، ديوان اشعار حضرت علامه سيد كاظم بلبل كابلي، به كوشش عبد الواحد مسعودي، قم، مولف.

6.  بيدل دهلوي(1342)،كليات ابو المعالي ميرزا عبد القادر بيدل،كابل.

7. تقي‌الدين كاشي، محمد بن علي(1387)، خلاصة الاشعار و زبدة الافكار: بخش اصفهان، تصحيح عبدالعلي اديب برومند و محمّدحسين نصيري، تهران، مركز نشر ميراث مكتوب.

8. تقي‌الدين كاشي، محمد بن علي(1387)، خلاصة الاشعار و زبدة الافكار: بخش کاشان، تصحيح عبدالعلي اديب برومند و محمّدحسين نصيري، تهران، مركز نشر ميراث مكتوب.

9.  جامي، عبد الرحمن(1378)، ديوان جامي، تصحيح اعلا خان افصح‌زاده، تهران، ميراث مكتوب.

10.      جيحون يزدي(1363)،ديوان جيحون يزدي، تصحيح احمد كرمي، تهران، ما.

11.        حسابي، محمد ميرزا(1354)، ديوان حسابي، به كوشش حسين محبوبي اردكاني، تهران، دانشگاه تهران.

12.       خاقاني شرواني(1338)، ديوان، تصحيح سيد ضياءالدين سجادي، تهران، زوار.

13.       خاقاني شرواني(1379)، ديوان خاقاني، به كوشش جهانگير منصور، تهران، نشر گل آرا.

14. خسرو دهلوي(1380)، ديوان اميرخسرو دهلوي، تصحيح اقبال صلاحالدين، مقدمه محمّد روشن، نگاه.

  1. خليلي، خليل‌الله (1385)، ديوان، به كوشش محمّد كاظم كاظمي‏،تهران عرفان.
  2. خواجوي كرماني(1374)، ديوان، به كوشش سعيد قانعي،  بهزاد.
  3. داوري شيرازي، محمّد(1370)،ديوان ، تصحيح دكتر نوراني وصال، وصال.

18. رستاخيز، سيد عباس(1382)، منتخب الاشعار في مناقب الابرار، تهران، محمّد ابراهيم شريعتي افغانستاني.

  1. رفعت سمناني (1363)، تصحيح نصرت الله نوح،  بامداد.
  2. رودكي سمرقندي(1376)، بر اساس نسخه سعيد نفيسي، ي. براگينسكي،  نگاه، چاپ دوم.

21. رياض همداني(1336)، ديوان رياض همداني، به كوشش سيد حسين مشكان طبسي، تهران كتابفروشي فروغي.

  1. زرين کوب، عبد الحسين(1378)، ديدار با کعبه جان(درباره زندگي آثار و انديشه خاقاني)، تهران، سخن.

23. زيب النساء(1381)، ديوان زيب النساء، تحقيق مهين دخت صديقيان و ابوطالب مير عابديني، تهران، امير كبير.

24. سروش اصفهاني(1336)، ديوان سروش اصفهاني، به كوشش محمّد جعفر محجوب، مقدمه جلال الدين همايي، تهران، امير كبير.

25. سيف‌الدين اسفرنگي(1357)، ديوان سيف‌الدين اسفرنگي، تصحيح زيبده صديقي، مولتان پاكستان، وزير اعوان قومي ثقافتي مركز بهبود.

  1. شباب شوشتري(1385)، کليات، به كوشش مرتضي بدخشان و عبدي محمّد عفيف،دزفول، دار المومنين.

27. شفائي اصفهاني(1362)، ديوان حكيم شفائي اصفهاني، به كوشش لطفعلي بنان، تبريز، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي.

  1. شكيب اصفهاني(1366)، ديوان، مقدمه جلال الدين همايي،اصفهان، مشعل.

29. صفا، ذبيح الله(1386)، تاريخ ادبيات در ايران، تهران، فردوس، چاپ هفتم.

30. صفاي اصفهاني(1372)، ديوان حكيم صفاي اصفهاني، به کوشش احمد سهيلي خوانساري، تهران، اقبال، چاپ سوم.

31. طائي شميراني(1369)، كليات ديوان طائي شميراني، تهران، مولف.

32. طرزي(1381)، کليات ديوان طرزي، به کوشش ننگيالي طرزي، تهران، برگ زيتون، 1381.

  1. عبرت نائيني(1376)،ديوان ، تصحيح مجتبي برزآبادي فراهاني، سنايي.
  2. عثمان مختاري(1387)، ديوان به كوشش جلال‌الدين همايي، تهران، علمي و فرهنگي.

35. عرفي شيرازي(1369)، ديوان عرفي شيرازي، به كوشش جواهري، تهران، سنايي، چاپ سوم.

  1. عصمت بخارايي(1366)،ديوان، به كوشش احمد كرمي‏، ما.
  2. غافل مازندراني(1337)، ديوان، تهران، كتابفروشي بوذرجمهري مصطفوي.

38. غزالي مشهدي(1387)، ديوان غزالي مشهدي(آثار الشباب)، تصحيح حسين قربانپور آراني، تهران، علمي و فرهنگي.

39. غزنوي، سيد حسن(1360)، ديوان سيّد حسن غزنوي، تصحيح محمّدتقي مدرس رضوي، اساطير.

  1. غمگين اصفهاني(بي‌تا)، ديوان، كوشش مجيد اوحدي يكتا، مقدمه جلال‌الدين همايي، بي جا، چاپخانه سپهر.

41. فضولي بغدادي(1374)، ديوان فارسي حكيم محمّد فضولي، به كوشش حسيبه مازي اوغلو، تهران، دبيرخانه كنگره بزرگداشت فضولي.

42. فيض کاشاني(1381)، كليات علامه ملا محمّد محسن فيض كاشاني، تصحيح مصطفي فيض كاشاني، قم، اسوه.

43. قاآني(1380)، ديوان حكيم قاآني، به كوشش امير حسين صانعي خوانساري، تهران، نگاه.

 

  1. م.سلطانف(1345)، افضل‌الدين خاقاني شرواني، به کوشش ترجمه ح. صديق، تهران، آذر.
  2. محمد معين(1385)، حواشي دکتر معين بر اشعار خاقاني شرواني، به کوشش سيد ضياءالدين سجادي، تهران، پاژنگ.
  3. مدهوش تهراني(1368)، ديوان، به كوشش احمد كرمي‏،تهران ما.

47.         مسيح کاشاني(1378)، شرح احوال و بررسي آثار و گزيده اشعار مسيح كاشاني، به كوشش امير علي آذر طلعت، تهران، سروش.

  1. مصاحب(1380)، دائرة المعارف فارسي، تهران، کتابهاي جيبي.

49. معدن کن، معصومه(1388)، بزم ديرينه عروس(شرح پانزده قصيده از ديوان خاقاني)،تهران، مركز نشر دانشگاهي،چ پنجم.

  1. مير صادقي، ميمنت(1385)، واژه نامه هنر شاعري، تهران، کتاب مهناز، چاپ سوم.

51. ناصر خسرو(1381)، ديوان ناصر خسرو، مقدمه سيّدحسن تقيزاده، تهران، نشر آزاد مهر و نگاه.

52.          ناصري کاشاني(1380)، ديوان حسن ناصري كاشاني، تصحيح سيّد علي اصغر صائم كاشاني، تهران، تالار كتاب.

  1. نثاري بخاري (1377)، مذكر احباب، تصحيح نجيب مايل هروي. تهران، نشر مركز.

54.                       نواب شيرازي، علي اکبر(1371)، تذكره دلگشا، تصحيح منصور رستگار فسايي، شيراز، نويد شيراز.

55. نوايي، امير علي شير(1377)، مجالس النفائس، تصحيح علي اصغر حکمت، تهران، منوچهري.

56. نوايي، امير علي شير(1993)، ديوان فارسي امير عليشير نوايي، به كوشش علي محمّدي، تاجيكستان، دوشنبه، عرفان.

  1. نير تبريزي(1386)، ديوان، به كوشش بهروز ثروتيان،تهران نشر بين الملل.

58.                       هدايت(1381)، مجمع الفصحاء، تهران، امير کبير.

59.                       هماي شيرازي(1367)، ديوان هماي شيرازي (شكرستان)، به كوشش احمد كرمي، تهران، ما.

60.                       همايي(1375)، فنون بلاغت و صناعات ادبي، تهران، هما.

61. وصال شيرازي( بي تا)، كليات وصال شيرازي، به كوشش محمّد عباسي، تهران، كتابفروشي فخر رازي.

62. وقار شيرازي(1383)، ديوان وقار شيرازي، تصحيح داريوش كاظمي،كرمان، دانشگاه آزاد اسلامي.

 

ب: نسخ خطي

  1. جنگ اشعار به شماره 5220 کتابخانه ملي ملک تهران.
  2. جنگ اشعار به شماره 5367 کتابخانه ملي ملک تهران.
  3. جنگ اشعار به شماره 6443 کتابخانه ملي ملک تهران.
  4. جنگ اشعار به شماره 6448 کتابخانه ملي ملک تهران.
  5. جنگ اشعار به شماره 990 کتابخانه مجلس تهران.
  6. جنگ اشعار کتابخانه شخصي سيد احمد بهشتي تهران.
  7. جنگ اشعار کتابخانه شخصي سيد عباس رستاخيز قم.
  8. جنگ قصايد به شماره 813608 کتابخانه ملي تهران.
  9. خزاين القصيده به شماره 4992 کتابخانه مجلس تهران.
  10. ديوان ظهوري، کتابخانه شخصي سيد عباس رستاخيز قم.
  11. ديوان فوجي نيشابوري، کتابخانه شخصي سيد احمد بهشتي تهران.
  12. ديوان ميرزا جلال، کتابخانه شخصي سيد عباس رستاخيز قم.
  13. ديوان نظام استر‌آبادي به شماره 9264 کتابخانه مجلس تهران.
  14.  هزار قصيده، گوهري هروي، کتابخانه مرکز احياي ميراث اسلامي قم.

 

¿¿¿

 شماره خبر : 233    مشاهده : 4096     انتشار : 3/5/1392        آرشيو ادبیات         آرشيو همه اخبار


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

shahab-news.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع و درج لینک اینترنتی بلامانع است.

برنامه نويسی : ايمن ديتا