بررسي احكام نجوم در احكام الاعوام مجله میراث شهاب

  امروز شمسی

از اینکه با نظراتتان ما را راهنمائی می کنید، سپاسگذاریم ، از انتهای مطلب با ثبت نظرات و پیشنهاداتتان ما را در ادامه این راه یاری کنید
  آرشیو مجلات  آرشیو مجلات   فراخوان مقالات  فراخوان مقالات   تماس با ما  تماس با ما   گالری تصاویر  گالری تصاویر   ارسال مقالات  ارسال مقالات   صفحه اول  صفحه اول  

  خبرهای برگزيده
شناسایی و معرفی دست خط های شیخ حر عاملی موجود در مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
تفسیر کتاب الله و نسخه های آن
دو مرآة الکمال به كوشش: محمدعلی عیوضی
رساله در تعلیم اصول خط شمـــس‌الــدّیــن محمّــــد فطـــابی تبریـــزی
قطعاتِ مولانا کاتبی تُرشیزی(م 839ق)
کتاب‌شناسی حضرت زینب(ع)
سبـــعۀ سيّــــاره هفت‌بند در جواب هفت‌بند كاشی
انتشار ميراث شهاب شماره 72-73 ويژه تابستان و پاييز 1392
سفرنـامه حجـاز و عتبـات
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***
اولين مستدرک صحيفه سجاديه
ضرورت تدوین کتاب شناسی‌های موضوعی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ
نامه‌هاي هنـد

  آخرين اخبار
فال نامه رباعیات ابوسعید ابوالخیر
سندی در قرائت قرآن از: مصطفی قاری
دستنوشته­ هایی دربارۀ حضـرت مهدی(عج) موجود در كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)
شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی
فهرست ترجمه­ های فارسی آثار سید مرتضی (ره)
كتاب­شـناسی و مقاله شناسی نظریه «صرفه»
رســـالة «نيّات الحج»
كتابشــــــناسی تقیّـــــه
نمونه ای موردی از: تقیۀ عالمی امامی در دمشق قرن دهم با ادعای پیروی از مذهب فقهی شافعی
اجازات شیخ أعظم مرتضی انصاری
  پربيننده ترين اخبار
  اوقات شرعی



  ارسال خبر به ما : چاپ

مريم افشار*
بررسي احكام نجوم در احكام الاعوام

احکام الاعوام اثر ارزشمند علي شاه بن محمد بن قاسم درغاني خوارزمي بخاري معروف به علاء منجم بخاري شاعر ، موسيقي دان، ستاره شناس و رياضي دان سدة هفتم هجري کتابي است كه در دو مقالت و دوازده باب و نود و دو فصل که در دانش احکام نجوم نگاشته شده، در آن به مباحثي از قبيل کيفيت اعمال تسييرات، استخراج طالع تحويل و معرفت برج انتها، احکام واليان سالها و ديگر مباحث مرتبط به آن پرداخته است.

  

چکيده

احکام الاعوام اثر ارزشمند علي شاه بن محمد بن قاسم درغاني خوارزمي بخاري معروف به علاء منجم بخاري شاعر ، موسيقي دان، ستاره شناس و رياضي دان سدة هفتم هجري کتابي است كه در دو مقالت و دوازده باب و نود و دو فصل که در دانش احکام نجوم نگاشته شده، در آن به مباحثي از قبيل کيفيت اعمال تسييرات، استخراج طالع تحويل و معرفت برج انتها، احکام واليان سالها و ديگر مباحث مرتبط به آن پرداخته است. از اين اثر نسخه هاي فراواني در کتابخانه هاي ايران و ساير کشورها وجود دارد. علاء در آفرينش اثر خود از آثار بزرگاني چون ابومعشر بلخي، كوشيار و عبدالجليل سجزي بهره برده است. از مهم‌ترين كتابهايي كه  در علم نجوم است زيگ شهرياري، دينكرد و اندرزگر است. در اين مقاله سعي بر آن است، ضمن مقدمه اي در دانش نجوم در ايران به  معرفي کتاب احکام الاعوام و  پيشينة احکام نجوم ، تاثير نجوم بر ادبيات بپردازيم.

 

 

 

واژه هاي كليدي: احکام الاعوام، احکام نجوم، ابومعشر بلخي، کوشيار، بريذج.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

   سرزمين ايران و قوم ايراني در طول تاريخ در چهار راه حادثه و باد خيز بلا ، مصائب بنيانکن بسياري را از سر گذرانده و هنوز بر بنياد و ريشه هاي کهن تاريخي به اعتبار و پشتوانة فرهنگي خود استوار و پا برجا مانده است. ادبيات ملل در دوره هاي مختلف تاريخي دستخوش تغيير و تحولات گوناگوني شده است و ادبيات ايران نيز از اين قائده مستثني نيست .

   هجوم دشمنان به کمين نشسته و فرصت يافته هم موجب کشتار مردم ايران از کوچک و بزرگ و به اسارت گرفتن بسياري آنها شد و باعث غارت گنجينه هاي ملي و اموال و دارايي هاي مردم و سوختن و ويراني آثار فرهنگي، شهرها، روستاها و آباديها گرديد و نتيجه­اي چيزي بجز شرايط بد اجتماعي، سياسي و ادبي را براي مردم اين سرزمين به همراه نداشت .

انسان از گذشته هاي دور علاقه مند به پيش بيني آينده بود و عوامل مختلفي را در سرنوشت و آينده خود دخيل مي­دانست يکي از اين عوامل ستارگان بودند. بشر در ادوار تاريخي مختلف ستارگان گوناگوني را مي پرستيد و ارزش زيادي براي آنان قائل بود. اين مسئله زمينة بوجود آمدن دانش احکام نجوم را فراهم آورد. احکام نجوم دانشي است که از گذشته هاي دور مورد توجه پادشاهان و مردم عامه بوده و علاوه بر مقبوليتي که در بين گروهي داشته مورد مخالفت گروه ديگري نيز قرارگرفته است. حکمرانان مغول نيز به اين دانش اهميت زيادي مي دادند و دانشمندان اين علم در دربارهاي آنان جايگاه خاصي را داشتند.

اما در اين بين اديبان و فيلسوفان بزرگي هستند که کمتر به آثار آنان پرداخته شده و رساله هاي آنان به صورت گنجينه هاي نسخه هاي خطي در کتابخانه هاي مختلف ايران و سايرکشورها نگهداري مي شود. يکي از اين بزرگان علاءمنجم است که با وجود آثار متعدد و گوناگون در زمينه­­­­­ هاي مختلف ادبي و علمي کمتر مورد توجه قرار گرفته است . اين دانشمند گرانقدر در علوم مختلف صاحب نظر بوده است و نسخه­هاي بسياري از آثارش در کتابخانه­هاي بزرگ دنيا در دسترس علاقه­مندان قرار دارد. اثري که ما به آن پرداخته ايم يکي از رساله­هاي فارسي علاء منجم است و موضوع اين اثر احکام نجوم است.

در اين مقاله به معرفي کتاب ارزشمند احکام الاعوام و بابهاي آن پرداخته­ايم و در ضمن مقدمه­اي در معرفي دانش نجوم نيز ذکر گرديده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيشينة احکام نجوم و جايگاه نسخة احکام الاعوام در آن

احکام نجوم  به شناخت ستارگان و ارتباط آن با زندگي مردم مي پردازد و ريشه در ادياني دارد که  با ستارگان در ارتباط بوده است. در سنتهاي مهرپرستي، مزداپرستي و يکتا پرستي زردشتي، به آسمان و ستارگان و ماه و خورشيد توجه خاصّي شده است. اين سنتها ريشه آريايي دارند و از آغاز نمودهاي اسطوره اي – ديني در آنها وجود داشته است. در ادوار بعدي به دليل گرايش به احکام نجوم تدريج دانش اختر شناسي به شيوۀ مرتبط با دانش تنجيم در ايران باستان شکل گرفت. در مورد خاستگاههاي علم اختر شناسي و اينكه احکام از کجا نشأت گرفته است با توجه به آثار باستان شناسي در مي­يابيم که ستاره­شناسي و احکام نجوم از دو منبع فرهنگ سومري – بابلي و از سنت هاي آريايي در ايران ويج ـ سرزمين ايران و مرکز آن ـ ريشه گرفته است.

خاستگاه اين علم ميان رودان ايران بوده امّا در مورد نقش تمدّنهاي ميانرودي بايد اين نکته را مورد توجه قرار داد که در بابل و آشور بيشتر به کلّيات توجه مي کردند و از صورت هاي ﻣﻨﻄﻘﺔ البروج که بعدها اساس زايچه هاي نجومي را تشکيل مي داده استفاده نمي کردند.

  در کتاب هاي کهن مانند اوستا به جاودانگي روح و عروج آن به آسمان اشاره شده که جزء باورهاي آيين زردشت است. به اين صورت، احکام نجوم مبتني بر صور فلکي ﻣﻨﻄﻘﺔ البروج، با آموزه هاي دين زردشت که شامل اعتقاد آن به جاودانگي روح و حيات بعد از مرگ است در هم مي آميزد و احکام نجوم زايچه­اي را پديد مي­آورد، اين دانش بعدها به جاهاي ديگر منتقل مي­شود(فرشاد،1365،ص136،137).

نخستين علومي که مسلمانان به آن توجه نشان دادند علوم عملي و به خصوص طب و کيميا و نجوم بود. اگر بگوييم که احکام نجوم بيش از نجوم مورد توجّه آنها قرار گرفته است، ادّعاي بيهوده اي نيست زيرا انسان از گذشته هاي دور درصدد کشف حوادث و اتفاقاتي بوده که در آينده براي او پيش مي­آيد(نالينو، 1349،ص180).

«نجوم دوره اسلامي بر پاية سه سنت نجومي ايراني، هندي و يوناني بنا شده بود. مسلمانان نخست با سنت نجومي ايراني آشنا شدند و اندکي بعد با مطالعه آثار نجوم هندي از اين سنت نجومي نيز بهره گرفتند. اما تأثير نجوم يوناني که چند دهه ديرتر به کشورهاي اسلامي رسيده بود به مراتب بيش از دو سنت نجومي ديگر بود» (کرامتي،1380،ص36،37).

منابع احکام نجوم اسلامي از آثار برجسته يوناني مانند بطلميوس، آنتيوخوس، وتيوس، والنس و تئوکوس سرچشمه گرفته است. نوشته هايي که در دوره ساساني وجود دارد اغلب ترجمه شدۀ همين منابع به زبان پهلوي و نوشته هاي احکام نجوم هنديان است(آرام، 1366 ،ص138 ).

   منجّمان اسلامي و بطلميوس علم نجوم را به دو قسمت تقسيم مي کنند: هيأت و احکام نجوم ( نالينو، 1349، ص 269).

علوم به شاخه­هاي گوناگوني تقسيم مي شود يکي از اين شاخه­ها علوم اوايل يا علوم قدماست که در کتابهاي مؤلّفين و نويسندگان اسلامي به علومي گفته مي شود که از راه ترجمة کتابهاي يوناني به زبان عربي به عالم اسلام راه پيدا کرده است. اين علوم شامل رياضي، طبيعي، نجوم، موسيقي، منطق و فلسفه است. در بعضي موارد علومي مانند طلسمات، احکام نجوم، سيميا، کيميا و نظاير اينها را نيز جزء اين علوم به شمار مي آوردند.

علوم قدما در مقابل علوم شرعيه و علوم عربيه قرار داشت و به همين دليل روحانيان و مذهبيان، مردم و طلّاب را از پرداختن به اين علوم نهي مي کردند و آن را مغاير با دين و شريعت مي دانستند.

 احکام نجوم که به نامهاي صناعت نجوم، احکام شناسي، قضاي نجوم، علم نجامت، صناعت تنجيم، تنجيم، اخترگويي و ستاره خواني در کتابهاي گوناگون از آن نام برده شده است به بررسي تطابق اوضاع افلاک آسماني با حوادث زميني مي پردازد. عالمان اين علم بر اين اعتقادند که اجرام فلکي بر کائنات عالم تأثير دارند و از روي حرکت آنها مي­توان آيندة افراد را مشخص کرد و چون در گذشته اين علم با علم نجوم بسيار آميخته بود مردم تفاوتي ميان اختر شناس با اخترگوي، ستاره دان با ستاره خوان و فلکي هيأت شناس با احکامي قائل نبودند. بعدها اين دو علم از هم جدا شد. احکام نجوم به پنج موضوع تقسيم مي شود:

1.       «قانون احکام: يعني شناخت صفات و احوال اجرام علوي از جهت دلالت آنها بر احوال اجسام سفلي.

2.       احکام عالم: يعني شناخت حوادث و وقايعي که در عالم زيرين واقع مي شود. خود امور سفلي شامل دلائل زمان، دلائل مکان و حوادث جو است.

3.       احکام مواليد: يعني استخراج احوال مولود پيش از ولادت و پس از آن، ايام تربيت، کميت عمر و کيفيت زندگي و جز اينها.

4.       اختيارات: خواه کلي يا جزوي که راجع است به گزينش اوقات براي امور جاري زندگي.

5.              مسائل ضمير و جني، يعني غيب گويي و پيش گويي و استخراج مجهول از طريق طالع وقت با دلائلي که در کتابهاي اين فن نوشته آمده است»(حاج سيد جوادي، فاني، خرمشاهي، 1366 ،ص 508،509).

توجّه به احکام نجوم باعث رونق دانش نجوم نيز گرديد. ايرانيان همواره در تمامي دانش ها سرآمد ملّت هاي ديگر بودند. منجّمان زبردستي همچون نوبخت و عمر بن فرّخان، نقش بسزايي در توجّه مسلمانان به اين دانش ايفا کردند. اصطلاحات فارسي مانند هيلاج، کذخداه در کتابهاي احکام نجوم به وفور ديده مي­شود (نالينو، 1349، ص185).

معرفي احکام الاعوام                                               

احکام الاعوام در دو مقالت و در دوازده  باب و  نود و دو فصل نوشته شده است.  نويسنده بعد از حمد و ثناي خداوند و صلوات بر محمّد و آل او به معرّفي خود پرداخته و مي گويد:

« مؤلّف اين کلام و مصنف اين احکام العبدِ الفَقير عليشاه بن محمّد بن قاسم الخوارزمي المعروف علاء المنَجّم البخاري حَرَّّسَهُ الله عَن النّوايبِ الزَّمان چنين مي نمايد که بنده از شهر همدان در اواسط شهر مبارک رمضان سنه ثمان و ثمانينَ و سِتَه مِائَه به اميد زيارت کعبة اسلام و مزارات اقليم شام به مدﻳﻨ  السلام رسيد و مانعي افتاد که آن دولت ميسّر نشد به طمع آن که مگر موسم ديگر باشد که سعادت مساعدت کند متوطن گشت»(1پ).

 علاء منجّم به وزارت سعد الدوله و حملة مردم به يهوديان و از بين بردن آنها در کتاب احکام الاعوام اشاره کرده است که در ادامه به طور مفصّل به آن پرداخته مي شود.مؤلّف پس از ناکام ماندن از زيارت کعبه، احکام الاعوام را در اعمال تسييرات و احکام طالع تحويل و برج انتها تأليف کرده است براي نگارش از کتابهاي بزرگاني چون ابومعشر بلخي، عبدالجليل سجزي، ابوالمحامد غزنوي وکتاب برهان الکفايه و مجمل کوشيار که تحت تأثير آثار نجومي بطلميوس تأليف شده، بهره برده و آنها را با تجربيات شخصي خود همراه کرده است.

   از ويژگي هاي برجستة کتاب، اين است که مؤلّف آن را به کسي تقديم نکرده است. وي در دانش نجوم صاحب نظر بوده و با فروتني بسيار چنين مي گويد: « اگر چه اين فقير آن بضاعت و استطاعت نداشت که در صف مصنّفان آيد جرأت  نمود و خود را نشانه ساخت و از حق توفيق خواست به اتمام او وَ اللهُ وَلي التُّوفيق وَ هوحَسبُنا وَ نِعمَ الوَکيل»(2پ).

خلاصة ابواب احکام الاعوام

1.      مقالت اوّل:

   اين مقالت شامل 4 باب در کيفيت اعمال تسييرات است. باب اوّل شامل 10 فصل است که در مقدمه نويسنده عقيده دارد هر کسي که شريف تر باشد افعال کواکب در او اثر بيشتري دارد و احکام نجوم بر شريفان درست تر است زيرا کلّيات امور عالم به کساني منسوب است که اشرف خلايق اند و بر مردان ظاهرتر از زنان است.

  در باب اول علاء منجّم دلايل طالع مولود را به دو دسته کلّي و جزيي تقسيم کرده است. دلايل کلّي شامل: درجه طالع و فروعات آن و دلايل جزيي شامل طالع تحويل و اتباع آن است پس اگر کسي مي خواهد در مورد احکام نظر دهد اوّل بايد به دلايل کلّي طالع و بعد به جزئيات و اتباع آن  نظر کند مؤلف در اين مورد مثال طبيبي را آورده که وقتي براي معالجه بيماري مي رود، اوّل نبض بيمار را مي گيرد تا متوجّه شود  قابل علاج هست يا نه و بعد به مداوا مشغول مي شود. سپس به بيان اقسام تسييرات مي پردازد و هريک را در فصلي جداگانه توضيح مي دهد و به بيان معرفت درجات نحس، کواکب قاطع و معرفت دلايل موت مي پردازد.

   باب دوم به بيان احکام تسيير اعظم در 5 فصل مي پردازد. احکام قاسم را بر موضع تسيير درجه طالع، رابع، سابع و عاشر بيان  کرده و هريک را در ستارگاني مانند زهره، مريخ، عطارد و زحل بررسي مي کند.

   باب سوم به بيان احکام فردارات و زمانهاي مولود پرداخته که شامل سه فصل است. در فصل اوّل به بيان فردارات مشترک مي پردازد و اين عمل را  منسوب به اهل فارس مي داند. آغاز اين فردار را در طالعهاي روزي به آفتاب و در طالع هاي شبي­ به قمر نسبت داده و به بيان اصول و قواعد آن پرداخته است. در فصل دوم احکام فردارات مفرد را بيان کرده و آن را به اهل يونان نسبت داده است و در فصل سوم احکام صاحب دور را بيان کرده است.

   باب چهارم در استخراج طالع تحويل سال و برج انتها، شامل دو فصل است. فصل اوّل توضيح طالع تحويل و فصل دوم در شرح  برج انتها است و آن را عبارت از تسيير کبري دانسته است.

2.      مقالت دوم

   اين مقالت شامل 8 باب است. باب اوّل در احکام بيوت طالع و برج انتها و شامل 12 فصل است. در فصل اوّل احکام بيت طالع و نظر ابومعشر و عبدالجليل و مظفر را بيان کرده است و در فصلهاي بعدي نيز احکام بيت دوم تا بيت دوازدهم را شرح داده است و نظريات مختلف را در مورد آن نوشته است.

   باب دوم شامل 7 فصل به بيان احکام واليان سالها پرداخته است و آن را در ستارگاني مانند زحل، مشتري، مريخ، آفتاب، زهره، عطارد و قمر بررسي کرده است.

   باب سوم شامل 7 فصل است که در آن احکام رسيدن طالع تحويل و برج انتها را به مواضع ستارگان مختلف مانند زحل، مشتري، مريخ، آفتاب، زهره، عطارد و قمر مورد بررسي قرار داده و احکام مولود را در ستارگان بررسي کرده است.

   باب چهارم شامل 9 فصل است و به بررسي احکام هفت کوکب و رأس و ذنب در بيوت طالع ها و احکام مسير 7 ستارۀ زحل، مشتري، مريخ، آفتاب، زهره، عطارد، قمر، رأس و ذنب هنگامي که در زمان تحويل سال مواليد در طالع اصل يا تحويل يا برج انتها باشند پرداخته است.

   باب پنجم شامل 12 فصل است که احکام خداوندان بيوت طالع را در دوازده خانه شامل حکم صاحب طالعو صاحب دوم تا دوازدهم است را توضيح مي دهد و براي فهم بهتر خواننده مثال هايي را ذکر مي کند.

   باب ششم شامل هفت فصل است که احکام کواکب را زماني که در خانه هاي يکديگر باشند و  نيز هفت ستارۀ زحل، مشتري، مريخ، آفتاب، زهره، عطارد و قمر را با توجه به طالع هاي شبي و روزي بررسي مي کند.

   باب هفتم شامل 10 فصل است در احکام نظرهاي کواکب به موضع خود و احکام اتّصالات خداوندان بيوت طالع به مودت و عداوت در وقت تحويل سال مواليد و آن را در نظر زحل، مشتري، مريخ، آفتاب، زهره، عطارد، قمر و همچنين موضع رأس و ذنب و احکام اتّصالات صاحب طالع با خداوندان بيوت ديگر در وقت تحويل سال و کيفيت احکام کردن از اتّصالات را نيز آورده است.

   باب هشتم شامل 8 فصل است که احکام کواکب را زماني که در حدود يکديگر باشند شرح مي دهد و آن را در موضع زحل، مشتري، مريخ، آفتاب، زهره، عطارد و قمر بيان مي کند. فصل هشتم به صورت جدول نشان داده شده است تا فهم آن براي خواننده ساده تر باشد و با اين کلام به پايان مي رسد: « فصل ثامن در انتقال تسيير از حد به  حد و بدل شدن مدبر به مدبر احکام اين فصل به جدول نموده شد مختصر تا بر آن  قياس احکام کنند و جدول اين است»(161ر).

معرفي چند اثر نجومي

   در دانش نجوم کتابهاي گوناگوني در اعصار مختلف به وسيلة دانشمندان بزرگي به رشتة تحرير درآمده است .

1.      اوستا: در اين کتاب که از ايرانيان باستان به يادگار مانده ديدگاه هاي قدما در دانش نجوم مورد بررسي قرار داده است(فرشاد ،1365، ص170).

2.      بندهشن: بندهشن در لغت به معني راز آفرينش است، در آن از دانش نجوم ايران بسيار سخن به ميان آمده است. در اين کتاب به آفرينش جهان از روز نخست، نام ستارگان، نام ماهها، صور فلکي، مسير حرکت، تفاوت و ساير مشخصات افلاک اشاره شده است.

3.       اندرزگر: مؤلف آن زادانفروخ، يکي از دانشمندان و منجّمان زمان ساساني است، تأليفاتي به زبان پهلوي دارد و کتاب محاسبات نجومي را نگاشته است.

4.      زيگ شهرياري: در اين کتاب به مباحثي مانند دستگاههاي شبيه اسطرلاب که داراي درجة زاويه، طريقة ارتفاع يابي، مختصّات و محلّ ستارگان بوده مي­پردازد. اين موضوع صحه­اي است بر اينکه ايرانيان قديم ابزارهاي دقيق براي رصد ستارگان به کار مي­بردند(غزني، 1356،ص37).

5.      هوس پارام: بخش هفدهم اوستا است(همان، ص37).در اين کتاب مؤلف به دانش ستاره شناسي ايرانيان قديم پرداخته است(حقيقت،1372، ص46).

6.       پنجمين نسک( ناتار): اصل اين کتاب از ميان رفته ولي خلاصه­اي از آن در کتاب دينکرت آورده شده که به مباحث نجوم و ستاره شناسي پرداخته است(غزني، 1356، ص37).

7.       بريذج: اين کتاب در زمينة دانش احکام نجوم و ستاره شناسي است و به زبان پهلوي ترجمه شده و از جملة کتاب هايي است که آن را به بزرگمهر نسبت مي دهند و بعدها به زبان عربي ترجمه شد و آن را بريذج ناميدند. نالينو از پژوهشگران برجستة تاريخ نجوم اسلامي بر اين عقيده است که اين کتاب را واليس رومي که در اصل شخصي با نام لاتين ويتوس والنس بوده در حدود سدۀ دوم ميلادي نوشته و يکي از ستاره شناسان ايراني آن را به زبان پهلوي ترجمه کرده و حواشي و تعليقاتي به آن افزوده است. نالينو بر اين عقيده است که واژۀ عربي البريذج که بعدها بر اين کتاب گذاشته شده مأخوذ از واژه پهلوي وژيذک به معناي مختار و گزيده است. در دورۀ اسلامي آن را به نام المنتخبات ترجمه کرده­اند                      (نالينو، 1349، ص171 ).

8.      دينکرد: اين کتاب به مباحث نجومي به صورت سؤال و جواب پرداخته است(غزني، 1356، ص 37).  و اوّلين دايرﺓ المعارف مذهبي دنيا است که مورد توجّه شاه تهمورث قرار گرفت. او فرمان داد  نوشته­ها و کتابهايي را که در دانش اختر شناسي در آن زمان در دسترس بود بر پوست درخت توز بنويسند و در     قلعه­اي نزديک آتشکدۀ اصفهان امروزي که آن را قلعة جي مي­ناميدند، نگهداري کنند(حقيقت، 1372، ص 44).

9.      المواليد علي الوجود و المحدود: ترجمة عربي کتاب پارسيک است که اوّل آن به پهلوي است و به فرمان انوشيروان نگاشته شده است. اين کتاب را مردي دانشمند که کليددار رصدخانة آذي هاک بود و هفت منجّمي که مسئول پرستشگاه هفت گوهران آسمان بودند و زير نظر اين فرد فعاليت مي کردند، تأليف کردند( همان، ص45 و46 ).

تأثير پذيري علاء منجّم از قدماي علم نجوم

   علاء منجّم در اثر گران مايه خود به آثار دانشمندان و بزرگان زمانش توجّه داشته و از علم و دانش آنها در اين فن بهره برده است که اکنون به معرفي و شرح حال آنها مي پردازيم:

ابومعشر جعفر بن محمد بن عمر بلخي: حکيم، رياضي دان و منجّم مشهور (171ت،272 ف) در بلخ زاده شد. وي در ابتدا در بغداد از اصحاب حديث  و رويگردان از فلسفه و حکمت و علوم عقلي بود و با يعقوب بن اسحاق کندي حکيم و فيلسوف مشهور مخالفت بسيار مي ورزيد. وي در 47 سالگي به تحصيل رياضيات پرداخت و در اين علم آنچنان پيشرفت کرد که سر آمد اهل فن و منجم مخصوص خلفاي عباسي گرديد (تفضلي و فضايلي جوان ، 1372). اما در الفهرست، ابن نديم دليل پرداختن او به علم نجوم و احکام نجوم را عدم موفقيت در علم رياضي دانسته است و چنين مي گويد: « کندي دسيسه اي به کار برد و کسي را وادار کرد که وي را تشويق و ترغيب به دانستن حساب و هندسه نمايد و او در اين رشته داخل شد و چون نتوانست به جايي برسد از آن عدول کرد و به دانستن علم احکام نجوم پرداخت»(ابن نديم،1346 ). ابومعشر نظرياتي درباره جذر و مد دارد و تأثير زيادي بر احکام نجوم گذاشته است. وي بيش از صد سال زندگي کرد و در روز چهارشنبه دو شب به آخر رمضان وفات يافت. در ذيل ابتدا به آثار او که به صورت نسخة خطي باقي مانده است اشاره مي نماييم و سپس از آثار چاپي وي را ياد مي کنيم  .

1.      اصل الاصول: موضوع آن مواليد است و با عناوين ديگري همچون «اصل في علم النجوم و سرائر الاسرار» شناخته مي­شود . نسخه هاي اين کتاب در کتابخانه و مرکز اسناد ملي و کتابخانة آستان قدس رضوي وجود دارد .

2.      کتاب الالوف: اين اثر يکي از مهمترين آثار ابومعشر است که اصل آن از بين رفته است و عبد الجليل سجزي بخشي از آن را در جامع شاهي و بخش ديگر را  با عنوان فصل من کتاب الالوف في  اجتماع الکواکب السبعه و مبادي التواريخ به صورت مستقل آورده است .

3.      الامطار و الرياح و تغير الاهويه: ابو معشر آن را به روش حکماي هند تاليف کرده است و متن اصلي آن از ميان رفته است.

4.      احکام تحويل سني المواليد: گزيدة آن را سجزي در 23 باب به زبان عربي و به نام منتخب کتاب مواليد فراهم آورده است .

5.      کتاب الکذخداه و کتاب الهيلاج : اين کتاب را به دليل داشتن اصطلاحات فارسي، بازماندة دورة ساساني دانسته اند. نسخة خطي اين اثر را در کتابخانة نور عثمانيه نگهداري مي کنند .

6.      النکت يا تحاويل سني العالم: کتابي است در هفت مقاله که در سدة پنجم هجري به وسيلة ابراهيم منجم از عربي به فارسي برگردانده شد.

7.      اسرار علم نجوم يا مذاکرات شاذان بن بحر: نسخ خطي اين اثر در کتابخانه هاي کمبريج و اسماعيل صائب نگهداري مي شود.

آثار چاپي ابو معشر:

1.      البرج و الطوالع و فوائد شتي في علم الحساب: اين کتاب  درسال  1987م در بيروت به چاپ رسيده است.

2.      ﺑﻘﻴ الطالب في معرﻓ الضمير المطلوب و المغلوب و الغالب : موضوع اين کتاب علم رمل است که مکررا در مصر به چاپ رسيده است.

3.      القرانات: اين کتاب در هشت مقاله تدوين شده است و يوحنا اشبيلي آن را به زبان لاتين ترجمه کرد که اين ترجمه در سال 1489 م به چاپ رسيده است.

4.      المدخل الکبير في (الي )علم احکام النجوم : اين رساله از مهم ترين آثار بر جاي مانده از ابو معشر است که در حدود سال 235هـ نوشته شده است . اين اثر به زبانهاي انگليسي و آلماني ترجمه شده است.

5.      کتاب المواليد الصغير:اين کتاب بارها در قاهره به چاپ رسيده است و شامل دو مقاله و سيزده فصل مي باشد .چهار فصل اول آن در مورد مباحثي از قبيل سحر و احکام نجوم در دوره هاي مختلف سخن گفته است و پنج فصل بعدي مطالبي عجيب در باب سحر و پيشگويي دارد و چهار فصل آخر آن به موضوع مواليد اختصاص دارد.(بلخي،1388 ،13-17)

2.      ابوالحسن گوشيار بن لبان بن باشهري گيلاني: از جمله دانشمنداني است که علاء در کتاب خود به آثار و تأليفات او نظر داشته است. او از عالمان و منجمان و رياضي دانان سدۀ چهارم و پنجم هجري و معاصر ابوريحان است.(بيروني ،1350 ،ص 47)

    کوشيار، منجّم وشمگير و قابوس وشمگير بود. استاد سخن سعدي شيرازي نيز در باب چهارم بوستان او را داناي گردن فراز خوانده است:

يکي در نجوم اندکي دست داشت  بر گوشيار آمد از راه دور خردمند ازو  ديده بر دوختي چو بي بهره عزم سفر کرد باز تو خود را گمان برده اي پر خرد زدعوي پري زان تهي مي روي ز هستي در آفاق سعدي صفت

 

ولي از تکبّر سري مست داشت  دلي پر ارادت سري پر غرور يکي حرف در وي نياموختي بدو گفت داناي گردن فراز انائي که پر شد دگر چون برد؟ تهي آي تا پر معاني شوي تهي گرد و باز آي پر معرفت

(سعدي،1379،ص128 )

 از جمله آثار او مي توان به  مجمل الاصول في احکام النجوم اشاره کردکه علاء در آفرينش احکام الاعوام به آن نظر داشته است. از آثار ديگر وي مي توان به زيج جامع و زيج بالغ اشاره کرد .(قرباني ،1365،ص 177)

3.      ظهيرالدين ابوالمحامد محمدبن محمود بن مسعود بن محمد بن الزکي الغزنوي از استادان و عالمان سده ششم قمري است. (همان کتاب ، ص 127 ) که کتاب کفاﻳ التعليم في صناﻋ التنجيم را به تقليد از التفهيم لاوائل صناﻋ التنجيم نوشته است و در آن به شرح و تفضيل باب احکام نجوم پرداخته است . (بيروني، ص مو)

4.      ابو سعيد احمد بن محمد بن عبد الجليل سجزي : از ديگر بزرگاني که راهگشاي علاء بوده است، رياضي دان ، منجّم و دانشمند بزرگ ايراني است که بين سالهاي(340 تا415 هـ .ق) زندگي کرده است (قرباني، همان کتاب، ص251). او معاصر عضد الدولة ديلمي و از مردم سيستان بوده است و بيشتر عمر خود را در شيراز به سر برده است. او نخستين کسي است که اعتقاد به حرکت وضعي کرۀ زمين داشت و اسطرلاب زورقي را به فرض آنکه زمين متحرک است اختراع کرد. از او 38 جلد کتاب و رساله به يادگار مانده است(غزني ،1356 ،ص 57 ). علاء منجّم در تاليف کتاب خود از آثار او استفاده کرده است.

5.       ابو جعفر محمدبن حسن ملقب به نصيرالدين:  مشهور به محقق طوسي در بين سالهاي(597 تا672 هـ . ق )   مي­زيست و در زمان حملة مغول به خدمت اميران اسماعيلي در آمد. او بر تمام علوم زمان خود احاطه داشت و با تاسيس رصد خانه و کتابخانه در رديف اول رجال علمي قرار گرفت و ارزش جهاني يافت (قرباني، 1365، ص487). نام او را در کرة ماه در نصف النهار 41 جنوبي و مدار صفر آن کره ثبت کرده اند              (ورجاوند،118،ص118 ). از جمله آثار او زيج مشهور ايلخاني است که از جمله زيج هاي معروف دورة اسلامي است. تأليف اين کتاب از سال 657 تا سال 670 به دستور هولاکو انجام شد. اين زيج در چهار مقاله: مقالة اول در تواريخ، مقالة دوم در سير کواکب و مواضع آنها، مقالة سوم در اوقات مطالع، مقاله چهارم در باقي اعمال نجومي تأليف شده است(کرامتي، 1380،134 و493 ).

6.      بطلميوس(يا کلاوديوس پتولمايوس) (ت . حدود 522 هـ .ق /100 ؛ و حدود 452 هـ .ق / 170) اطلاعات ناچيز از زندگي او بيشتر مبتني بر استنتاج هايي است که از آثار او شده است. مجسطي يکي از آثار اوست که در علم هندسه و هيات است. او در اين کتاب از اجرام آسماني و نحوة حرکت آنها و رصد کردن سخن      مي­گويد. اثر ديگر او فرضيه هاي سياره گي است در دو جلد و اثر ديگر او هلال هاي ستارگان ثابت است که در آن وضعيت طلوع و غروب ستاره هاي ثابت پيش و بعد از طلوع خورشيد را نشان مي دهد. کتاب ديگر وي «آنالما» است که رياضيات را در مسايل اختر شناسي بکار مي برد. رسالة ديگر «جهان نما» است که فقط ترجمة عربي آن باقي مانده است. او علاوه بر آثار علمي در اختر بيني (تنجيم يا علم احکام) و در علم موسيقي نيز صاحب نظر است و نظرية علم الحان را از خود به جا گذاشت . آثار او به سبب معرفت و هوشياري و نيروي تميزي که در آن است شايان توجه است(بيرشک،1374،ص220 و221).

7.      علي بن محمد بن يحيي شريف بکري موصلي: وي از منجمان سدة 7 هجري قمري و صاحب کتاب برهان الکفايه است که تاريخ روشني از نگارش اين کتاب بدست نيامده است جز آنکه علاء در احکام الاعوام از اين کتاب نام برده است:

«چون در وي شروع رفت تمسک کرده شد به کتب اصحاب احکام چون ابومعشر بلخي و عبد الجليل سجزي و ابوالمحامد غزنوي و کتاب برهان الکفايه و مجمل کوشيار و ديگر صغارات که همه تتبع کتب بطلميوس کرده اند و اختيار کرد، آنچه موافق نمود و ضم کرد با هر چه از عالم غيب رسيده بود و تجربه افتاده و اين مسوده تأليف داد.»(2ر).

تاثير نجوم و احکام نجوم بر ادب و فرهنگ فارسي     

   اجرام آسماني به شعر و ادب ما هم وارده شده است و شاعران و سخن سرايان پارسي از آن بهرة بسيار جسته اند. اين موضوع بيانگر اين است که شاعران و نويسندگان ما بهره اي از اين دانش داشته اند و آن را با ذوق و قريحة خود همراه کرد و اشعار ناب و ذي قيمتي را سروده اند.

 علاء منجّم علاوه بر اينکه در دانش ستاره شناسي و احکام نجوم صاحب نظر بود، در سرودن شعر و نظريه پردازي در دانش موسيقي نيز دستي داشته است. آثار ارزشمند او در کتابخانه هاي مختلف دنيا نگهداري مي شود.

 شاعران تعبيرات مختلفي را براي آسمان بکار برده اند مانند آب کبود، آب گردنده، آبگون، گنبد مينا و گنبد نيلوفري. براي خورشيد نيز واژهايي مانند آتش آسمان، آتش بي دود، غزال آسمان و آيينة آسمان به کار رفته است. ماه بعد از خورشيد مورد توجه بسيار شاعران و نويسندگان بوده است و بسياري از ملّتها آن را مي پرستيدند ونيز در شعر و ادب ما کنايه از رخسار معشوق يا خود معشوق است و با واژهايي مانند دينار هلال و پيالة خم بکار رفته است (ورجاوند، 1384 ،ص452)کتابهاي ادبي ما مملو از واژه ها و اصطلاحات نجومي و احکام نجوم است که بدون آگاهي و از اين دانش نمي توان به مفهوم و مقصود شاعران و نويسندگان پي برد.

   شاعران و نويسندگان برجسته اي مانند و حافظ، خاقاني، نظامي، انوري، نيز احکام نجوم را در اشعار خود بکار برده اند براي مثال:

o       قران:

شاهي که چو کردند قـران بيلک و دستش      جج

 

البتـه کمـان خم ندهد حکم قـران را

                                                                                                (انوري،1357،ص56)

در وقت قــــران با سپر خور ز تفـــاوت              جججججج

 

پنهان نشود تيــره شب از ديــدۀ اعمش

                                                                                             (چاچي،1387،ص203)

پرچم بيرق تو شد گيسوي هفت اختران      ج   

 

چون مه رايتت به خور روز وغا قران گرفت

                                                                                                      (همان، ص27)

ور مقابل نهمش نيز به يک وجه رواست       ج     

 

توچو خورشيد به رأس او چو قمر در ذنبست

 

                                                                                          (انوري، 1357، ص154)

o       طالع

چو طالع شد رخ ميـمونت ما را           

 

 

زمانه طالع ميمون نمايد

                                                                                            (دهلوي، 1343، ص180)

کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت           

 

يارب از مادر گيتي به چه طالع زادم ج

                                                                                              (حافظ، 363 ، ص428)

o       هيلاج و کدخدا:

اميد به طالع است کز عمر    

 

هيلاج بقا چنان ببينم  

                                                                                             (خاقاني،1357، ص267)

به در آور ز سير اين اجرام              

 

سير هيلاج و کدخدا و سهام

                                                                                           (اوحدي، 1375،ص500)

به آب تيغ تو آن کدخداي هفت اقليم

 

 

به خاک پاي تو آن توتياي ديدۀ جود

                                                                                           (چاچي، 1387، ص342)

از عدلت ار بودي روا بر چار مادر کدخدا              

 

اين مطرب سه پرده را کي پنج بودي شوهرش

                                                                                                   (همان، ص217 )

o       زايچه:

گردون به عشق زايچه طالعم نوشت  

 

نيک اختري نشانة همزادي من است

 

                                                                                      (نظيري نيشابوري،1340، ص56 )

زايچه طالعت مطالعه کردم             

 

سلطنت از موضع سهام بر آمد

                                                                                        (خاقاني، 1357، ص 147)

o       زهره:

باد کفش بر سپهر زهرۀ مطرب                       

 

بادۀ نوشين هزار بار گرفته

                                                                                                 (بيلقاني، 1358،ص190)

در قبضة شمشير و شر زين کرده بر جيس سحر              

 

ببريده از بهرام سر وز زهره چادر سوختـه

                                                                                                     (همان، ص181)

o       تثليث:

ز تثليثي کجا سعد فلک راست                        

 

به تربيع صليبت باد پروا

                                                                                            (خاقاني،1357 ، ص28)

به تثليث بروج و ماه و انجم           

 

به تربيع و به تسديس ثلاثا

                                                                                                   (همان، ص28 )

ز ثورش زهــره و ز خرچـنگ برجيس

 

سعادت داده از تثليث و تسديـس

                                                                                                  (نظامي،1366 ،ص305)

o       جوزا:

نکهت حوراست يا هواي صفاهان                       

 

جبهت جوزاست يا لقاي صفاهان





                                                                                                  (همان، ص 353)

بهرام تيغ زن را از بهر بندگيت                       

 

جوزا شود حمايل و پروين بود کمر  





                                                                                            (حسيني،1312، ص249) 

به سعد و نحس فلک زان رضا دهند کـه او               

 

به خدمت تو کمر بسته دارد از جوزا





                                                                                           (انوري، 1357، ص 16)

o       سعد اکبر و اصغر:

شعر من فالي است نامش سعد اکبر گير از آنک                

 

راوي من در ثنات از سعد اصغر ساختند





                                                                                            (خاقاني، 1357،ص 115)

به ساغرت که ازو آب کوثرست خجل                            

 

به مرکبت که بر او سعد اکبر است سوار

 

                                                                                           (بيلقاني، 1358، ص101)

فهرست جلال و شاه اعظم                            

 

قانون کمال و سعد اکبر 







                                                                                                    (همان، ص113)

دانش ستاره شناسي به فرهنگ فوللکوريک مردم نيز رسوخ کرده است. با توجّه به بررسي هاي انجام شده در ميان قوم بختياري به اين نتيجه رسيده اند که آنها ستاره هاي مجهول و سرگرداني را در کارهايي مانند کوچ، عروسي و شخم زدن مؤثر مي دانستند و معتقد بودند که اين ستاره ها در هر طرف که باشند آنها بايد بر عکس جهت آنهاحرکت کنند. در ميان مردم لرستان نيز عقيده اي مشابه اين وجود دارد(ورجاوند، 1384، ص453،454).

   با توجه به اينکه نويسندة احکام الاعوام از دانشمندان عصر خود بوده و در علوم مختلفي نيز صاحب نظر بوده است، کتاب خود را با توجه به کتب دانشمندان قبل از خود نگاشته است و از نظريات آنها بهره برده است. لذا اين اثر مي تواند راهگشاي علاقه مندان اين علم باشد.

 

نتيجه گيري :

1-            آثار بزرگان زبان و ادب فارسي سرشار از اصطلاحات نجومي و واژه هاي مربوط به احکام نجوم است بنابراين شناخت آثاري در زمينة احکام نجوم که ثمره تلاش دانشمندان نام آور اين مرز و بوم است لازم و ضروري به نظر مي رسد .

2-            علاء منجم در تأليف اثر خويش به کتابهاي احکامي دانشمندان پيش از خود مانند ابومعشر بلخي، ابوالمحامد غزنوي، عبدالجليل سجزي و همچنين برهان الکفايه شريف بکري موصلي و مجمل کوشيار نظر داشته است و آنها را مورد مطالعه و بررسي قرار داده است و در هنگام نقل قول از اين آثار جانب امانت را رعايت کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع :

1)      آرام ، احمد،(1366)، علم در اسلام ،تهران:سروش.

2)      ابن نديم، محمد بن اسحاق، (1346)، الفهرست، تصحيح و ترجمة رضا تجدد، تهران:بانک بازرگاني.

3)      انوري ابيوردي ، اوحدالدين علي بن اسحاق،(1357)، شرح لغات و مشکلات ديوان انوري ، تاليف سيد جعفر شهيدي ،تهران :دانشگاه تهران.

4)      اوحدي اصفهاني، اوحدالدين بن الحسين،(1375)، کليات اوحدي اصفهاني، تصحيح و مقابلة و مقدمة سعيد نفيسي، تهران: اميرکبير.

5)      بلخي،ابي معشر جعفر بن محمد، (1388)، الاحکام علي قرانات الکواکب ،تصحيح يوسف بيگ باباپور و فضل اله رضوي پور و اباذر فتح اله زاده، قم : مجمع ذخاير اسلامي.

6)      بيرشک، احمد، (1374)، خلاصة زندگي نامة علمي دانشمندان، تهران: شرکت علميفرهنگي.

7)      بيروني، ابوريحان محمد بن احمد، (1350)، اختراعات و اکتشافات و فن نجوم،جلال الدين همايي، تهران: طهوري.

8)      بيروني، ابوريحان محمد بن احمد، بي تا، التفهيم لاوائل الصناعه التنجيم، تصحيح و مقدمة جلال الدين همايي، تهران :مروي.

9)      بيلقاني، مجير،(1358)، کليات مجير بيلقاني، تبريز: موسسة تاريخ و فرهنگ ايران.

10)  تفضلي، آذر و سيمين فضائلي جوان،(1372)، فرهنگ بزرگان ايران و اسلام، مشهد:آستان قدس رضوي.

11)  چاچي، بدر، (1387)، ديوان بدر چاچي، تصحيح علي محمد گيتي فروز، تهران: مرکز اسناد مجلس.

12)  حاج سيد جوادي،احمد، بهاء الدين خرمشاهي و کامران فاني، (1366).دايرﺓ المعارف تشيع ، ج1، تهران:بنياد اسلامي طاهر

13)  حافظ،شمس الدين محمد،(1363)،ديوان حافظ، تصحيح خليل خطيب رهبر ،تهران :صفي علي شاه.

14)  حسيني،محمد صادق، (1312)، ديوان کامل اديب الممالک فراهاني، تهران: ارمغان.

15)  حقيقت ،عبد الرفيع ،(1372) ،تاريخ علوم و فلسفه ايراني ،تهران: آرين.

16)  .خاقاني شيرواني،افضل الدين بديل بن علي نجار ، (1357) ديوان خاقاني شرواني، تصحيح و مقدمه ضياء الدين سجادي ، تهران :زوار.

17)  دهلوي، امير خسرو، (1343)، ديوان کامل امير خسرو دهلوي، تصحيح سعيد نفيسي، تهران : جاويدان.

18)  سعدي،شيخ مصلح الدين ،(1379)،بوستان سعدي، تصحيح و توضيح غلامحسين يوسفي، تهران : خوارزمي.

19)  غزني ، سرفراز ،(1356) ، اسطرلاب يا شمارشگر نجومي ، تهران

20)  فرشاد،مهدي،(1365)،تاريخ علم در ايران،جلد1،تهران:سپهر.(1365)، زنديگنامة رياضي دانان دورة اسلامي از سدة سوم تا 11 هجري، تهران: مرکز نشر دانشگاهي.

21)  قرباني، ابوالقاسم،(1365)، زندگي نامة رياضي دانان دورة اسلامي از سدة سوم تا يازدهم، تهران: انتشارات علمي.

22)  کرامتي،يونس و اکبر ايراني و عليرضا مختار پور ،(1380)،کارنامة ايرانيان ،تهران :موسسة فرهنگي اهل قلم.

23)  نالينو ، کرلو الفونسو ،(1349) ، تاريخ نجوم اسلامي ، ترجمه احمد آرام ،تهران : بهمن .

24)  نظامي گنجه اي، الياس بن يوسف ،(1366)، ديوان نظامي، تصحيح بهروز ثروتيان ،تهران :توس.

25)  نظيري نيشابوري، محمد حسين،(1340)، ديوان نظيري نيشابوري، مقابله تصحيح مظاهر مصفا ، تهران: امير کبير.

26)  ورجاوند،پرويز،(1384)،کاوش در رصد خانة مراغه و نگاهي به پيشينة دانش ستاره شناسي در ايران،تهران:اميرکبير.



* دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي نجف آباد : E mail: maryam.afshar37@yahoo.com

 شماره خبر : 250    مشاهده : 2699     انتشار : 28/7/1392        آرشيو نسخ خطی         آرشيو همه اخبار


   نظرات کاربران :

  حامد شوقي : 4/2/1393
0
0
سلام
ا.. میشه لطف کنید یه راهنمایی اعم از برنامه یا کتاب یا مقاله ياسايتي رو ياخودتون اگر حوصله دارید کمکم کنید که ...
ساعت دقیق شرف شدن کواکب رو بفهمم، یه دنیا ممنون ميشم ازتون ا.. مایل بودید برام ایمیل کنید امیدوارم اذیت نشیدhamed53Shoghi13@Gmail.com


  احسان اردشیری : 3/8/1392
0
0
سلام علیکم
خواهش می کنم اگر فایل پی دی اف کتاب احکام نجوم در احکام الاعوام را دارید برای من بفرستید ممنون میشم.
ardeshirmahalleh@gmail.com


نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

shahab-news.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع و درج لینک اینترنتی بلامانع است.

برنامه نويسی : ايمن ديتا