اجوبة المسائل المرعشیة مجله میراث شهاب

  امروز شمسی

از اینکه با نظراتتان ما را راهنمائی می کنید، سپاسگذاریم ، از انتهای مطلب با ثبت نظرات و پیشنهاداتتان ما را در ادامه این راه یاری کنید
  آرشیو مجلات  آرشیو مجلات   فراخوان مقالات  فراخوان مقالات   تماس با ما  تماس با ما   گالری تصاویر  گالری تصاویر   ارسال مقالات  ارسال مقالات   صفحه اول  صفحه اول  

  خبرهای برگزيده
شناسایی و معرفی دست خط های شیخ حر عاملی موجود در مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
تفسیر کتاب الله و نسخه های آن
دو مرآة الکمال به كوشش: محمدعلی عیوضی
رساله در تعلیم اصول خط شمـــس‌الــدّیــن محمّــــد فطـــابی تبریـــزی
قطعاتِ مولانا کاتبی تُرشیزی(م 839ق)
کتاب‌شناسی حضرت زینب(ع)
سبـــعۀ سيّــــاره هفت‌بند در جواب هفت‌بند كاشی
انتشار ميراث شهاب شماره 72-73 ويژه تابستان و پاييز 1392
سفرنـامه حجـاز و عتبـات
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***
اولين مستدرک صحيفه سجاديه
ضرورت تدوین کتاب شناسی‌های موضوعی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ
نامه‌هاي هنـد

  آخرين اخبار
فال نامه رباعیات ابوسعید ابوالخیر
سندی در قرائت قرآن از: مصطفی قاری
دستنوشته­ هایی دربارۀ حضـرت مهدی(عج) موجود در كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)
شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی
فهرست ترجمه­ های فارسی آثار سید مرتضی (ره)
كتاب­شـناسی و مقاله شناسی نظریه «صرفه»
رســـالة «نيّات الحج»
كتابشــــــناسی تقیّـــــه
نمونه ای موردی از: تقیۀ عالمی امامی در دمشق قرن دهم با ادعای پیروی از مذهب فقهی شافعی
اجازات شیخ أعظم مرتضی انصاری
  پربيننده ترين اخبار
  اوقات شرعی



  ارسال خبر به ما : چاپ

عبدالحسین طالعی
اجوبة المسائل المرعشیة

این رسالۀ کم برگ و پربار، شامل پاسخ‌های آیت‌الله العظمی سیدحسین طباطبایی بروجردی(ره) (1340ش) به آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره) در باب شش نص _آیه و حدیث_ است که برای نخستین بار به صورت حروفی انتشار می‌یابد. مبنای آن اصل دست‌خط آیت‌الله بروجردی است که ضمن صدها نامۀ ارزشمـند دیگر در کتاب نامه‌های ناموران منتشر شده بود(ص 147 تا 150 آن کتاب). کتاب یادشده گزیده‌ای است از نامه‌هایی که بزرگان به خدمت مرحوم آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی فرستاده‌اند و بسیاری از آن‌ها نکات مهمی در بر دارند.

  

 

اجوبة المسائل المرعشیة
آیت‌الله العظمی سیدحسین طباطبایی بروجردی

 

 

                     به كوشش: عبدالحسین طالعی

مقدمه

1.این رسالۀ کم برگ و پربار، شامل پاسخ‌های آیت‌الله العظمی سیدحسین طباطبایی بروجردی(ره) (1340ش) به آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره) در باب شش نص _آیه و حدیث_ است که برای نخستین بار به صورت حروفی انتشار می‌یابد. مبنای آن اصل دست‌خط آیت‌الله بروجردی است که ضمن صدها نامۀ ارزشمـند دیگر در کتاب نامه‌های ناموران منتشر شده بود(ص 147 تا 150 آن کتاب). کتاب یادشده گزیده‌ای است از نامه‌هایی که بزرگان به خدمت مرحوم آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی فرستاده‌اند و بسیاری از آن‌ها نکات مهمی در بر دارند.

پیش از این بخش‌هایی محدود از این مجموعه نفیس به صورت حروفی انتشار یافته، مانند مکاتیب شیخ آقابزرگ تهرانی، دکتر حسین‌علی محفوظ، سید عبدالحسین شرف‌الدین و میرزا محمد تهرانی عسکری.

2.این رساله را آیت‌الله بروجردی ظاهراً در دورۀ میانسالی نوشته، به دلیل آن‌که معظم له در سال‌های آخر به دلیل رعشه دست، کمتر به خط خود می‌نوشته‌اند.

از متن رساله بر می‌آید که پاسخی به پرسش‌های آیت‌الله العظمی مرعشی بوده که متأسفانه به آن نامه و اصل آن پرسش‌ها دست نیافته‌ایم. لذا درونمایۀ آن نامه را باید به قرینۀ پاسخ‌ها به دست آوریم.

3. بر این اساس، مفصّل‌ترین جواب، مربوط است به حلّ مشکل حدیث اول، یعنی روایت یونس بن ظبیان از امام صادق؟ع؟ که جناب خزاز قمی در کفایة الاثر (تحقیق سید عبداللطیف کوه‌کمری، قم: بیدار، 1401 ق) ص 255 به بعد آورده است. البته حدیث را پیش از او ابن‌عقده به سند دیگر روایت کرده (فضائل امیرالمؤمنین؟ع؟ من کتاب ابن‌عقدة ص 164 ح 161). ولی به سند خزاز را حلی در مختصر البصائر (ص 279 ح 354) آورده و به کتاب ابن‌بطریق نسبت داده است.

در هر حال محدّثان به نقل از کفایة الاثر در دیگر جوامع روائی و منابع تفسیر مأثور آورده‌اند مانند:

محدّث بحرانی در: غایة المرام باب 13 حدیث 70؛ تفسیر البرهان ج 4 ص 684 ذیل آیه 75 سوره ص؛ الانصاف في النص علی الائمة الاشراف ص 465 ح 35؛ بهجة النظر في اثبات الوصایة والامامة للائمة الاثنی عشر ص 90 فصل 10؛

شیخ عبدالله بحرانی در: عوالم مجلد نصوص، ص 278 ح 16 (با توضیح برخی از عبارات)؛

شیخ حرّ عاملی در: اثبات الـهداة ج 2 ص 561 ح 584؛ وسائل الشیعة ج 24 ص 69، ج 28 ص 346 (از چاپ بیست جلدی: ج 16 ص 294 و ج 18 ص 562)؛ الفصول المهمة في اصول الائمة ج 1 ص 244 باب 43 ح 235؛

علامه مجلسی در: بحار الانوار ج 3 ص 287، ج 63 ص 26، ج 70 ص 25، ج 36 ص 403 (با توضیح و تبیین مفصل علامه مجلسی)؛


محدّث نوری در خاتمه مستدرک ج 9 ص 244 ذیل ترجمه یونس بن ظبیان (شمـاره 3221) متن حدیث را با این توضیح می‌آورد: «فیه من الدلالة علی علوّ مقام یونس ما لا یخفی علی الناقد» و در ص 247 پس از نقل خبر به طور کامل می‌نویسد: «تأمّل في هذا الخبر الذي رواه الأجلّاء وما فیه من جلالة قدر یونس.»

4. متن حدیث شامل چهار بخش است: بخش اول حقایقی در مورد توحید و نفی تشبیه از حضرت باری‌تعالی است. بخش دوم به نوعی روش شناخت حقایق را نشان می‌دهد
(و بیشتر بحث‌ها درباره همین بخش است). بخش سوم منبع اصلی علم صحیح را بیان می‌دارد که امامان معصوم (ع) هستند. در این بخش نام مقدس دوازده امام به روشنی بیان شده‌اند و محدّث خزاز به همین دلیل آن را در شمـار احادیث نصوص آورده است. بخش چهارم اشاره‌ای است به این مطلب که امام صادق
(ع) در پاسخ به همین پرسش که فرد دیگری (عبدالله بن سعد یا سعید) مطرح کرده نکات دیگری فرموده‌اند که در این‌جا امام(ع) به توان معنوی بالای یونس بن ظبیان اشاره می‌کند و به او توصیه می‌فرماید که آن را از نااهلان پوشیده بدارد. در نقل دیگر از حدیث، امام(ع) به آیۀ <فاسئلوا اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون> (نحل، 43) نیز اشاره می‌کند. بر همین اساس این حدیث در منابع تفسیر مأثور مانند تفسیر برهان ، نور الثقلین، کنز الدقائق و مانند آن‌ها نیز آمده است

حدیث دوم _چنان‌که از محتوای جوابیه بر می‌آید_ در باب اسمـاء و صفات الهی است.

پاسخ سوم ظاهراً به آیۀ شریفۀ <إنّ الظنّ لا یغني من الحق شیئا> بر می‌گردد.

پاسخ چهارم ظاهراً به این مبحث مربوط می‌شود که آیا ارادۀ گناه را می‌توان گناه دانست یا نه.

پاسخ پنجم به حدیث مدینة العلم و بر مبنای آن بحث انسداد باب علم می‌پردازد.

پاسخ ششم به مبحث ربا اختصاص دارد.

5. نکات مهمی در این مکاتبه می‌توان یافت، از جمله:

نخستین نکته‌ای که در این پاسخ‌ها جلب نظر می‌کند، پی‌گیری دانشورانۀ آیت‌الله مرعشی است که در سنین جوانی فرصت بهره‌وری از استادش آیت‌الله بروجردی را مغتنم می‌شمـارد. و با طرح سؤال به صورت مکتوب، این فرصت را در اختیار آیندگان نیز قرار می‌دهد. چه خوب است که این درس را ما نیز فرا گیریم و چنین باقیات صالحاتی از خود بر جای نهیم.

نکتۀ دوم، ژرف‌بینی و حوصلۀ آیت‌الله بروجردی است که با وجود اشتغالات دیگر، پاسخی موجز و مفید می‌نگارد.

نکته سوم این‌که مرحوم آیت‌الله بروجردی به محض یافتن نکات شگفت در حدیث یونس بن ظبیان _که دیگران مانند علامه مجلسی نیز با آن برخورد کرده بودند_ حکم به ضعف یا وضع آن نمی‌کند و با یک بررسی سندی شتاب‌زده در مورد حدیث قضاوت نمی‌کند؛ بلکه اولاً آن را دارای شائبۀ تشابه می‌داند، ثانیاً توضیحات خود را احتمالی و نه قطعی می‌خواند(و دو بار بر این احتمالی‌بودن نظرات خود تأکید می‌کند)، و سرانجام علم آن را به اهل بیت؟عهم؟ بر می‌گرداند.

و: چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار.

همین شیوۀ برخورد را در پاسخ دوم _توضیح حدیثی در مبحث مهم و دشوار اسمـاء و صفات الهی_ می‌بینیم.

این گونه روش‌مندی علمی که ضمناً تقوا و احتیاط شرعی آن زعیم عظیم را می‌رساند، باید درس‌آموز دانشجویان جوان باشد که دربارۀ روایات، به سرعت نظر ندهند و جانب احتیاط را فرو ننهند. و بدانند که هر کلامی از ما صادر می‌شود، نه تنها در کارنامۀ آخرتی ما ثبت می‌شود، بلکه به صورت مکتوب نیز برجای می‌ماند و در آینده بر اساس آن دربارۀ گوینده قضاوت می‌شود؛ که به فرمودۀ امیر کلام: «المرء مخبوء تحت لسانه».

6. از فرصت استفاده می‌کنم و از فرهیختگان بزرگوار می‌خواهم که با توضیحات بیشتر خود در مورد این رساله، به تبیین آن کمک کنند.

روح بلند این دو عالم و دیگر عالمان دانشور و پارسای شیعی بر خوان احسان اهل بیت نور مهمان باد. و دعای خیر حضرت بقیة‌الله شامل حال تمام خوانندگان باد. آمین!


 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الجواب عن السؤال الأوّل

نقول: اولاً انّ امثال هذه الأخبار، علیها شوب التشابه؛ ولیست مما یمکننا تفسیرها علی وجه القطع ونسبة ذلک الیهم علی سبیل الجزم، لکن نذکر شیئا علی وجه الإحتمال.

ثم اقول: یمکن ان یقال انّ ابن ظبیان لما حکی له؟ع؟ ما سمـعه من مالک وغیره، من الکلمات الشنیعة الدالّة علی التشبیه واستعظم؟ع؟، قبح صدور ذلک منهم؛ مع انه کان لهم خطر وشأن عند الناس، وکانوا یعظّمونهم باعتبار تعلّمهم الحدیث والقیاس والفقه مدّة عمرهم وتصدّیهم للفتیا والحکومة، وکان یصعب علی الناس سمـاع خلاف اقوالهم؛ وکانوا یرون انّه لا طریق الی المعرفة الّا ما سلکوها من التعلّمات؛ وهی لا تؤدّی الی غیر ما قالوه، اراد؟ع؟ ان یبیّن انّ هنا طریقا الی المعرفة غیر هذه الطرق التی سلکها هؤلاء وهي قد ترفع سالکها وقد تضعه وهذا هو طریق اولیاء الله فهم قد اشغلوا في اول امرهم قلوبهم وجوارحهم بالعبادة، قلوبهم بالفکرة وجوارحهم بالأعمال الصالحة فإذا رسخ فیهم ذلک حصل فیهم بذلک خصوصاً بالفکرة التي هي عبادة القلب حبّ الله تعالی لأنّه یعلم انه خالقه ورازقه ووليّ نعمته اعطاه من غیر استحقاق وانه الجمیل الذی لا یشوبه ضدّه وانّه الخیر المحض ومبدأ کل خیر.

فإذا حصل له هذه المرتبة ورسخت فیه، صغرت الدنیا بل ومادون الله تعالی عنده وخرجت شهواتها من قلبه فیزول عن قلبه النکتة السوداء التی کانت فیه في بدء فطرته وعظمت النکتة البيضاء التي کانت فيه وانسدّ اذن قلبه التي کان ینفث فیها الشیطان وانفتح اذنه الأخری التي کان ینفث فیها الملک.

و بالجملة انسدّت الأبواب التي کانت لقلبه الی العالم السفلی الظلماني وفتحت الأبواب التي تکون له الی العوالم العلویة. فاستضاء قلبه بهذا النور اللامع فیه وهو نور حبّ الله تعالی.

فإذا صار القلب کذلک وخلص من جنبته الظلمانیة استعدّ بذلک لقبول الألطاف الإلهیة فاسرعت الیه؛ لأنه هو الجواد المطلق والفیّاض الصرف وانّما کان یمنعه من إفاضة اللطف علیه عدم استعداد القلب له بسبب جنبته الدنیویة الظلمانیة.

فإذا فرغ قلبه منها وزال المانع اسرع الیه ما هو مستعدّ له بذاته من اللطف الرباني؛ فلعلّ ما ذکرناه هو نکتة التعبیر بالإسراع فتفطّن لها.

واما اللطف فیحتمل ان یکون المراد به ما هو مناط انکشاف الأشیاء وحضورها عند العالم، قال تعالی: <و هو اللطیف الخبیر>. وهذا هو المناسب للمقام. ویحتمل ان یکون ما هو المراد من قوله تعالی: <الله لطیف بعباده>.

فإذا لطف القلب بإفاضة الله تعالی صار الإنسان من أهل الفوائد تزید علیه الإفاضات العلمیة وتنکشف هذه الاُمور شیئا فشیئا ویتعالی امره مرتبة فمرتبة ویستلزم هذا حبه للإفاضة علی غیره شیئا مما یفاض علیه علی قدر استعداد الغیر واقتضاء المصلحة؛ فصار یتکلّم بالحکمة لذلک.

فإذا صار ممّن یفاض علیه العلوم ویزید شیئا فشیئا ویفیض علی الغیر منها ما اقتضته الحکمة والمصلحة ووقف موقف الإستفاضة من الله تعالی والإفاضة علی خلقه صار صاحب فطنة.

یحتمل ان یراد بذلک تکامل رقیقة العقل التي هي من الرقائق الکامنة فیه ومرتبته فوق مرتبة القلب.

ویؤیّد هذا الإحتمال ما في حدیث العقل وجنوده حیث جعل فیه الفطنة من صفات العقل.

فإذا تکامل فیه القلب والعقل صار یعمل ویجاهد في تکميل ما في ذاته من الرقائق التي هي فوقهما ممّا هو من عالم القدرة والأمر، فبعد تکاملها جمیعا فیه، یعرف السماوات السبع أو العوالم العلویة السبعة او المراتب السبع لنفس الإنسان في تکامله أو الحجب السبع.

وبعد ذلک کلّه فإنّ هذا العبد لفي شکّ من صدور هذا الکلام بأجمعه منه علیه الصلاة والسلام من دون زیادة ولا نقیصة؛ ثمّ في شکّ من کون المراد به ما ذکرته علی تقدیر صحّة صدوره کذلک منه؟ع؟؛ ثمّ في تزلزل من صحّة بعض ما بنیت علیه ما ذکرته من المقدّمات. وانّما ذکرت هذا علی سبیل الإحتمال قضاء لحقّ السائل.

والأولی ردّ علم ذلک الیهم؟عهم؟.

الجواب عن الثاني

في هذا الحدیث ایضا شوب من التشابه، فما نذکره فیه انّما نذکره علی سبیل الإحتمال لا الجزم. وفیه أربع فقرات: ثنتان منها في المعرفة وثنتان في العبادة.

اما الأولتان

فیحتمل أن یکون المراد بالأولی منهما انّ من زعم انّ ما یتوهّمه قلبه هو الله، فقد أشرک فإنّ القلب أنزل مرتبة من أن یدرک الواحد الحقیقي بوحدته. فما یتوهّمه هو، یکون لامحالة مرکبا من اجزاء مختلفة. ووجوب وجود المرکّب معناه وجوب وجود أجزائه، والقول بوجوب وجود المتعدّد هو الشرک.

وأمّا الثانیة قوله فتحه فإنّ من لم یصل إدراکه الّا الی الإسم لفظیّاً کان أو وجودیّاً لم یعرف الله تعالی فإنّ الإسم محدث.

وأمّا الثالثة فإنّ الإسم إذا لوحظ بالإستقلال بحیث کان له هویّة غیر المسمّی وعُبِدَ هو مع المسمّی، کان العابد قد عبد مع الله شیئاً آخر، فأشرک في العبادة.

وأمّا الرابعة فانّ من یکون بهذه المثابة یکون المعنی عنده مجهولاً والصفة معلومة یشیر بها إلیه فهو غائب عنه غیر حاضر في عرفانه وهو قصور في المعرفة.

کیف یکون شیء أعرف منه وهو خالق السماوات والأرضین وما فیهنّ وما بینهنّ وفی کلّ ذرّة منها علمه وحکمته وقدرته ظاهرة غایة الظهور.

وکیف یکون غائبا عن النفس من تکون النفس بنفسه من بدائع صنعه.

الجواب عن الثالث

الظاهر أنّ <من> في قوله تعالی <من الحق> للبدلیة وقوله تعالی <شیئا> مفعول مطلق لدلالته علی المصدر أي شیئا من الإغناء.

قال ابن مالک:

       وقد ینوب عنه ما علیه دل            کجدّ کلّ الجدّ وافرح الجزل

فالمعنی: إنّ الظنّ لا یغني الظّانّ شیئا من الإغناء بدل ما کان یحقّ له تحصیله من العلم، أو بدل ما هو الثابت في الواقع.

الجواب عن الرابع

الأقوی عدم الشمول، فأنّ مدلولها هو أنّ الطغیان علی الله تعالی بتلک المرتبة _وهي مرتبة إرادة_ ما هو عصیان له تعالی مغتقرا إمّا لعدم وصوله حداً یستحقّ به العقوبة أو لأنّ انصرافه عن العمل بما همّ به مکفّر له.

وعلی الوجهین لا تشمل الطغیان الذي وصل إلی منتهی درجته بإیجاده العمل بما یعتقد کونه محرما.

وبالجملة فالعزم علی فعل ما یعتقد تحریمه مع عدم کونه محرماً في الواقع علی حدّ العزم علی فعل ما یعتقد تحریمه مع کونه محرما من حیث مرتبة الطغیان وفعله علی حدّ فعله في الطغیان ومرتبته ومرتبة قبحه العقلی. ولیس فعل هذا کالعزم علی ذلک حتی یستدلّ بهذه الأخبار علی العفو عنه کما صدر من صاحب الإشارات علی ما ببالي.

الجواب عن الخامس

الذي حصلتموه رابعاً ثانيا وفي عبارة السؤال وهم کعدده فإنّ مدینة العلم فی أذهان المسلمین باعتبار الحدیث الدائر هو رسول الله؟ص؟، وبابها عليّ؟ع؟ ثمّ اولاده المعصومون؟عهم؟.

ولا معنی للسؤال عن انسداد ذاک. وإن أردتم انسداد باب العلم، فالجواب أنّ الاُمور مختلفة، فباب العلم مفتوح بالنسبة إلی بعضها ومنسدّ في بعض.

الجواب عن السادس

أنّه یمکن الجمع بأنّ المذموم هو استحلال الربوا بما هو في صورة البیع عرفاً مع عدم کونه بیعاً شرعیّاً لعدم القصد إلیه أو لفقد سائر الشروط. وغیر المذموم هو التوصّل إلی فائدة الربوا بما هو بیع حقیقة.

ففي الأوّل یکون مصداقا للربوا حقیقة وسمـاه بیعاً واستحل به ما هو ربوا. وفي الثاني باع واشتری حقیقة وحصّل بهما فائدة الربوا من دون أن یکون مصداقاً له.

[الخاتمة]

بعد السلام والتحیة اعتذر إلی جنابکم، فإنّي زمان وصول الأسئلة کنت مشتغلاً بکتابة شيء فتأخّر کتابة الجواب إلی أن فرغت منها. والمرجوّ من جنابکم العالي أن لا تنساني في أوقات التوجّه والدعاء. والسلام علیکم ورحمة الله.

کتبه حسین الطباطبائي البروجردي

 






عضو هیئت علمی دانشگاه قم، دانشجوی دوره دکتری واحد علوم و تحقیقات.

. استخراج این موارد به کمک لوح فشرده جامع الاحادیث نور نسخه 5/3 انجام شد. سپاس‌گزاری از دست‌اندرکاران تهیه و تدوین این لوح فشرده، کمترین کاری است که در جهت حمایت از این تلاش خداپسندانه می‌توان کرد. از دیگر دوستان اهل قلم می‌خواهم که هر جا از این لوح یا دیگر لوح‌های فشرده بهره می‌گیرند، تلاش مجاهدان خاموش میدان نشر تراث حدیث را ارج نهند که شکر  خالق در گرو تشکر از مخلوق است.

 شماره خبر : 296    مشاهده : 1793     انتشار : 19/11/1392        آرشيو رساله های تصحیحی         آرشيو همه اخبار


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

shahab-news.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع و درج لینک اینترنتی بلامانع است.

برنامه نويسی : ايمن ديتا