شرح‌حال و فهرست آثار آیت‌الله سید راحت‌حسین گوپال‌پوری(ره) مجله میراث شهاب

  امروز شمسی

از اینکه با نظراتتان ما را راهنمائی می کنید، سپاسگذاریم ، از انتهای مطلب با ثبت نظرات و پیشنهاداتتان ما را در ادامه این راه یاری کنید
  آرشیو مجلات  آرشیو مجلات   فراخوان مقالات  فراخوان مقالات   تماس با ما  تماس با ما   گالری تصاویر  گالری تصاویر   ارسال مقالات  ارسال مقالات   صفحه اول  صفحه اول  

  خبرهای برگزيده
شناسایی و معرفی دست خط های شیخ حر عاملی موجود در مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
تفسیر کتاب الله و نسخه های آن
دو مرآة الکمال به كوشش: محمدعلی عیوضی
رساله در تعلیم اصول خط شمـــس‌الــدّیــن محمّــــد فطـــابی تبریـــزی
قطعاتِ مولانا کاتبی تُرشیزی(م 839ق)
کتاب‌شناسی حضرت زینب(ع)
سبـــعۀ سيّــــاره هفت‌بند در جواب هفت‌بند كاشی
انتشار ميراث شهاب شماره 72-73 ويژه تابستان و پاييز 1392
سفرنـامه حجـاز و عتبـات
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***
اولين مستدرک صحيفه سجاديه
ضرورت تدوین کتاب شناسی‌های موضوعی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ
نامه‌هاي هنـد

  آخرين اخبار
فال نامه رباعیات ابوسعید ابوالخیر
سندی در قرائت قرآن از: مصطفی قاری
دستنوشته­ هایی دربارۀ حضـرت مهدی(عج) موجود در كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)
شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی
فهرست ترجمه­ های فارسی آثار سید مرتضی (ره)
كتاب­شـناسی و مقاله شناسی نظریه «صرفه»
رســـالة «نيّات الحج»
كتابشــــــناسی تقیّـــــه
نمونه ای موردی از: تقیۀ عالمی امامی در دمشق قرن دهم با ادعای پیروی از مذهب فقهی شافعی
اجازات شیخ أعظم مرتضی انصاری
  پربيننده ترين اخبار
  اوقات شرعی



  ارسال خبر به ما : چاپ

حجت‌الاسلام سید رسول احمد گوپال‌پوری_ترجمه: سید تنویر حیدر رضوی
شرح‌حال و فهرست آثار آیت‌الله سید راحت‌حسین گوپال‌پوری(ره)

وی در ابتدای ماه ذی‌قعده سال 1319ق برای ادامه تحصیل به سوی شهر لکهنؤ کوچ کرد و آن‌جا در مدرسه حسین‌آباد که الآن به نام سلطان المدرس معروف است، پذیرفته شد. اتفاقاً ایام امتحانات نزدیک بود و مواد امتحانی او کتاب الطهاره شرح لمعه بود.او در طول دو ماه خود را برای امتحان آماده ساخت و نفر دوم هم‌دوره خویش گردید. از این به بعد در تمام امتحانات که در آن‌جا می‌داد نفر اول می‌شد

  

جایگاه ولادت در یکی از روستاهای عالم‌پرور هند، نزدیک شهر سیوان، واقع در ایالت بهار، به نام گوپال‌پور سادات می‌باشد. او پنجم ماه رجب المرجب، روز ولادت امام علی نقی(ع) سال 1297ق دیده به جهان گشود. از سن پنج سالگی، شروع به مکتب‌رفتن نمود. کتاب اردو را نزد پسردایی خود آقای سید سخاوت و كتاب فارسی را پشف پسرعمویش آقای سید امیرحسن فرا گرفت. سپس به کهجوا رفت و کتاب‌های ابتدایی عربی یعنی میزان الصرف و صرف میر را نزد حجت‌الاسلام والمسلمین سید باخدا سیدحسن که شخصی باتقوا،عالم باعمل و پدر عالم جلیل‌القدر، حجت‌‌الاسلام والمسلمین آقای سیدعلی اظهر بود، در پنجم رجب 1311 آغاز كرد.

یازدهم ماه رجب سال 1312 به غرض تحصیل علم، با حجت‌الاسلام آقای محمد ضامن به حسین‌آباد رفت که در شهرستان مونگیر واقع است، نحو میر و شرح مأة عامل را تا حرف جر خواند. و پس از آن به شهر مظفرپور رهسپارشد و در مسجد کمره محله اقامت گزید و شروع به تحصیل نمود. از شرح مأةعامل روزی دو درس می‌گرفت، یکی از حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید عابد حسین که استادی بی‌نظیر در آن منطقه بود. و دیگری را از استاد سید خالق بخش،  در طول دو ماه شرح مأةعامل را به اتمام رساند و به همین منوال هدایة النحو را شروع کرد. یک درس را نزد حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید عابد حسین می‌خواند و درس دیگر را از صاحب لواعج الاحزان، حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید محمد مهدی علیه الرحمه فرا می‌گرفت. کتاب شرح جامی و تهذیب را نیز نزد استاد عابد حسین فرا گرفت. و درس ریاضی را از نواب عمدوجان،و درس قرائت و تجوید را از قاری گران‌قدر آقای میرزا محمد آموخت.خلاصه او تا سال 1315ق مشغول خواندن این کتاب‌ها بود.

سپس در مدرسه ایمانیه بدهن‌پوره که در شهر مظفرپور واقع است و مؤسس آن آقای نواب امیرحسن بوده است، به عنوان مدرس اعلی (مدیر) استخدام گردید. او در کنار تدریس در مدرسۀ مذکور، از حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید نظیر حسن خواندن کتاب‌های ملامحسن و مختصر المعاني را آغاز نمود. او تاسال 1219ق در آن‌جا قیام کرد. و درس خود را تا کتاب الحج شرح لمعه پیش برد. در ضمن، کتاب‌های تفسیر و احادیث را نیز خودش مطالعه می‌کرد. او کتاب حق الیقین علامه مجلسی علیه الرحمه را چندین بار با دقت خواند. کتاب طب را که به زبان فارسی نوشته شده بود به گونه‌ای مطالعه کرد که مسائل کلیات طب در حافظه‌اش جای گرفت و او به نوشتن نسخۀ بیماری‌های عمومی قادر گردید.

او در ابتدای ماه ذی‌قعده سال 1319ق برای ادامه تحصیل به سوی شهر لکهنؤ کوچ کرد و آن‌جا در مدرسه حسین‌آباد که الآن به نام سلطان المدرس معروف است، پذیرفته شد. اتفاقاً ایام امتحانات نزدیک بود و مواد امتحانی او کتاب الطهاره شرح لمعه بود.او در طول دو ماه خود را برای امتحان آماده ساخت و نفر دوم هم‌دوره خویش گردید. از این به بعد در تمام امتحانات که در آن‌جا می‌داد نفر اول می‌شد. او پس از فارغ‌شدن از امتحانات، در درس شرح لمعه حجت‌الاسلام والمسلمین [آیت‌الله العظمی] آقای سید محمدباقر شرکت می‌کرد و از حجت‌الاسلام والمسلمین [آیت‌الله] آقای ظهور الحسن، درس حـماسه، متنبی، مطول و حـمد‌الله را می‌خواند. وقتی استاد دلسوز حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید عابد حسین به سمـت مدرس دوم آن مدرسه مقرر گردید دیگر نیازی ندید که به جای دیگر برود. همان‌جا پیش استاد بزرگوارش حـمدالله، تصریح شرح تصریح الافلاک، قاضی مبارک، صدرا، نجات العباد و شرح تجرید علامه را خواند و نزد حجت‌الاسلام والمسلمین [آیت‌الله العظمی] آقای سید محمدباقر، شرح لمعه تا کتاب المیراث، قوانین تا اواخر بحث اوامر و نهج البلاغه را فرا گرفت.

از آن‌جا که او از حافظۀ قوی و فهم و شعور بالایی برخوردار بود، هر چه را که استاد درس می‌داد، حفظ می‌شد. همواره در گروه خود ممتاز می‌شد. او در دوران قیام خود در لکهنؤ، هر هفته بعد ازظهر روز جمعه‌ها با دوستان مباحثه علم کلام راه انداخته بود که تا سال‌های متمادی ادامه داشت. و هم‌چنین از سال 1323ق برای یادگیری علم طب زحمات زیادی کشید. و علاوه بر دروسی که در مدرسه می‌گرفت، کتاب‌های متعددی امثال مختصر المعانی، شرائع الاسلام، حـمدالله و... را به طلاب دارالعلم تدریس می‌کرد.هم‌چنین کتاب‌های طبی امثال اقصرائی، سدیدی و مفردات نفیسی را نیز تدریس می‌کرد و خود نیز در درس طب حکیم آقای سید امیرحسن شرکت می‌کرد. او در علم منطق، فلسفه و ادبیات عرب تبحر و تسلط پیدا کرده بود و در مسائل طبی هم با مطالعه‌کردن کتب فارسی، مهارتی به دست آورده بود که هر روز قبل از رفتن به مدرسه در کنار ارسطوی زمان، حکیم شیخ عابدعلی، نسخه می‌نوشت تا ماه رجب 1323ق کتاب قانون شیخ الرئیس را به اتمام رساند و از دو حکیم بزرگوار آقای سید امیرحسین و آقای شیخ عابدعلی، اجازۀ طب دریافت نمود و سپس به معالجه مریض پرداخت و از دست ایشان مریض‌هایی شفا یافتند که دکترها جوابشان کرده بودند و آن‌ها از زندگی خودشان مأیوس گشته بودند.

او در ماه ذیقعده سال 1324ق برای ارتقای علم خود و تفقه در دین به نجف اشرف، بارگاه ملکوتی مولای متقیان، عزیمت نمود. با این‌که قوانین، شرح لمعه و بعضی دیگر کتب را در هندوستان خوانده بود ولی تصمیم گرفت از ابتدا بالخصوص این دو کتاب را دوباره بخواند. بخشی از این دو کتاب را نزد آیت‌الله میرزا محمدعلی رشتی و قسمتی از آن را نزد آقای سید محمد آقازاده آیت‌الله طباطبائی خواند و باقی‌مانده آن را نزد آیت‌الله سیدحسن به اتمام رساند. هم‌چنین بخشی از تهذیب الاحکام شیخ طوسی و کتاب الطهاره و کتاب الصلاة شرح کبیر را نزد آیت‌الله آقای سیدحسین بروجردی فرا گرفت. و میراث شرح کبیر را فقط با دوستان مباحثه کرد و پس از آن بحث اصل اشتغال از کتاب رسائل و بحث بیع تا آخر بیع فضولی از کتاب بیع شیخ انصاری را نزد آیت‌الله شیخ محمدابراهیم اردبیلی خواند.

سال 1329ق خبر وفات پدرش را شنید و به وطن خود بازگشت و وقتی بعد از یک سال به نجف اشرف برگشت استاد بزرگوارش نیز از دنیا رفته بود؛ لذا باقی‌مانده اصل اشتغال را نزد آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی تکمیل نمود و از بحث استصحاب تا آخر کتاب را نزد نوۀ شیخ انصاری فرا گرفت.

بعد از آن مدام در درس خارج اصول و فقه آیت‌الله آقای سید ابوالحسن اصفهانی شرکت می‌کرد. وقتی با آیت‌الله شیخ علی گونابادی آشنا گردید، اخلاق و همدردی او نسبت به شاگردان را وسیع یافت و درس خارج فقه او را مفید ارزیابی کرد،رفتن به درس ایشان را برگزید. علاوه بر این جلد اول کفایةالاصول را کامل و از جلد دوم آن بحث حجیة قطع و ظن و بحث استصحاب را پیش ایشان خواند و هم‌چنین در علم درایه، کتاب رجال بارفروشی، توضیح المقال و در علم رجال، کتاب رجال مستدرک الوسائل تا آخر کتاب، شاگرد ایشان بود. او در کنار درس خارج، رجال میرزا محمد علیه الرحمه را نیز نزد ایشان شروع کرد. ولی هنوز قسمتی از آن را خوانده بود که ناگهان استاد بزرگوارش به رحمت الهی پیوست.

بعد از فوت استاد بزرگوارش، چون دروس سطح پایان یافته بود و درس خارج دیگر که برقرار بود، به نظرش چندان مفید نبود، لذا روزها فقط به درس خارج فقه آیت‌الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و شب‌ها به درس خارج اصول آیت‌الله شیخ محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی اکتفا کرد. شرکت در این دروس از ماه شعبان 1327ق تا ماه صفر 1334ق ادامه یافت و در کنارش کتاب شفای شیخ الرئیس، شرح تجرید قوشجی و شرح تجرید ملا عبدالرزاق را با مطالعه به اتمام رساند. علمای نجف خصوصاً آیات عظام آقای محمدعلی رشتی، شیخ علی گونابادی، سیدكاظم طباطبایی و شیخ الشریعت اصفهانی اعلی الله مقامهم به خاطر فهم و شعور و عقل و درایت بالای او، علاقه شدید نسبت به او داشتند و اظهار محبت می‌کردند. آیة الله طباطبایی، تمام امور طلاب هند را به او واگذار کرده بود. آقای شریعت اصفهانی در مقدمه کتاب تفسیر جن و جان علی ما علمه الرحمن [كه آن را آیت‌الله راحت حسین بر ردّ كتاب سر سید مؤسس دانشگاه مسلم علی‌گر نوشته بود] از او بسیار تعریف و تمجید نموده است. و نه نفر از آیات عظام نجف به او اجازه اجتهاد داده‌اند. ماه صفر سال 1334ق به خاطر جنگی که رخ داد [جنگ جهانی اول]، او به وطن خویش باز گشت و نتوانست از آقایان دیگر اجازه اجتهاد دریافت نماید. وقتی دوباره به غرض زیارت به نجف رفت، برخی از علما از دنیا رفته بودند و بعضی از عراق هجرت کرده و به کشورهای دیگر رهسپار شده بودند.

او هم‌چنان‌که بر تفسیر، حدیث، درایه، رجال، فقه و اصول تسلط کافی داشت، در منطق، فلسفه، کلام، هیئت و طب نیز ید طولائی داشت و به همین خاطر در میان تمام طلاب همدوره خویش محبوب بوده و مورد احترام قرار می‌گرفت. من در قرن چهاردهم از علمای هند جز چهار نفر را نمی‌شناسم که بعد از اتمام دروس حوزۀ هند و با کسب فضل و کمال راهی نجف اشرف شده باشند و در طول نه یا ده سال به درجه اجتهاد رسیده و به هند بازگشته باشند. آن چهار نفر از بزرگان عبارت‌اند از آیت‌الله سید امجد حسین اله‌آبادی، آیت‌الله باقرالعلوم، آیت‌الله سید سبط حسین و آیت‌الله سید راحت حسین گوپال‌پوری اعلی الله مقامهم.

او در نجف اشرف کرسی تدریس نیز داشت. برخی بزرگان حوزه امثال آقا سید محمدرضا شاه عبد‌العظیمی، آقای سید جواد عرب‌نجفی، آقای شیخ عبدالعلی آملی ذوالنورین، آقای شیخ محمد آملی در درس تصریح، شرح تصریح الافلاک ایشان شرکت می‌کردند. چون آن‌ها از این فن بی‌بهره بودند. و بعضی از طلاب هندی و کشمیری در دروس معالم الاصول، شرح لمعه، قوانین، رسائل و مکاسب شرکت می‌کردند و کسب فیض می‌نمودند.

آیت‌الله سید امجد، چون از خطابت و بیان عاجز بود، فضل و کمال او آن‌چنان که باید شکوفا می‌شد، نشد. آیت‌الله سید راحت حسین نیز چون در یک روستا گوشه‌نشین گردید و هم‌چنین بسیاری از تصیفات او به خاطر کمیِ بودجه به چاپ نرسید، با آن‌که نوشتار او خصوصاً در زبان اردو بسیار سلیس و شیرین و در عین حال دقیق و عمیق بوده است، لذا مردم از فضل و كمال و استعدادهای او بی‌بهره ماندند.

او تألیف و تصنیف را از همان زمانی که در شهر مظفرپور اقامت داشت، شروع کرد. و آثار او نزدیک چهل کتاب است که برخی از آن‌ها به عنوان رساله و بعضی دیگر به صورت کتاب می‌باشد. البته چند تا از آن‌ها ناتمام مانده است ولی بیشتر آن‌ها کامل است كه تفصیلشان بدین قرار است:

1. رساله سبیل الهدی به زبان اردو، این رساله راجع به فضائل علم و علما می‌باشد که در دوران اقامت  بدهن‌پوره واقع در مظفرپور، در سال 1318ق به چاپ رسید.

2. رساله مختصر القواعد العربی، این رساله جامع جمیع مسائل علم نحو است که در دوران اقامت او در شهر لکهنؤ در سال 1322ق چاپ گردید.

3. تفسیر جن و جان علی ما علمه الرحمن، این کتاب در رد کتاب آقای سر سید احمد خان دهلوی به نام  تفسیر جن و جان علی ما فی القرآن است و به زبان فارسی می‌باشد. این تفسیر را در سال 1324ق نگاشت که در آن زمان در شهر لکهنؤ اقامت داشت و شرح لمعه می‌خواند.

4. رساله در تحقیق صبح صادق به زبان عربی و به نام البراح می‌باشد، و در سال 1325ق در نجف اشرف به رشته تحریر در آورد.

5. شرح میراث تبصره علامه حلی،این نیز به زبان عربی و در سال 1325ق در نجف اشرف نگاشت، ولی متأسفانه ناتمام ماند.

6. حواشی رسائل اربعه در اصول، این هم به زبان عربی و در سال 27-1328ق در نجف اشرف نوشت ولی متأسفانه ناتمام ماند.

7. رساله تحقیقی در نجاست عرق جنب به حرام به زبان عربی و در سال 1326ق در نجف اشرف نگاشته.

8. رساله اجتهاد و تقلید، به زبان عربی در سال 1330ق در نجف اشرف تصنیف کرده.

9. رساله در زکاة به زبان عربی و در نجف اشرف، سال 1330ق نوشته.

10. رساله در شکیات نماز، به زبان عربی در نجف اشرف و سال 1330ق نگاشته.

11. هدایة العقول الی مطالب الاصول به زبان عربی تا بحث اوامر در نجف اشرف و در سال 1332 ق به دست تحریر در آورده.

12. حواشی متفرقه بر کتاب الصوم از کتاب نجاة العباد، به زبان عربی در نجف اشرف در سال 1332ق تصنیف نمود.

13. هدایة المؤمنین، این کتاب را به زبان اردو و در مورد فضائل علم و علما و شناخت علما و در سال 1335ق، در دوران اقامت خود در حسین‌آباد نوشته است.

14. رساله قاطع لجاج در میراث ازواج، این اثر نیز به زبان اردو می‌باشد و در حسین‌آباد، سال 1336ق نوشته و طبع گردید.

15. رساله افحام الجاحد در رد مسئله الواحد لا یصدر عنه الا الواحد، در جواب سؤال نصرانی در حسین‌آباد سال 1336ق تصنیف كرده و چاپ گردید.

16. رساله محفل‌افروز و القام حجر در بیان نوروز 21 مارس در حسین‌آباد، سال 1337ق تصنیف نمود.

17. کتاب تحریف قرآن همه شواهد این کتاب از کتب اهل سنت است و به زبان اردو می‌باشد، در حسین‌آباد، سال 1338ق نوشته است.

18. رساله تحقیقی در تیمم مجنب معذور از غسل به عنوان شرح رساله مولانا و سیدنا آقای سید محمدکاظم طباطبایی اعلی الله مقامه در نجف اشرف، سال 1330ق تصنیف کرد.

19. ثمرة اعمال، این اثر را به زبان اردو، در حسین‌آباد، سال 1338ق نوشته است.

20. بغیة الطالبین شرح معالم الدین در اصول فقه، این کتاب به زبان فارسی، مشتمل بر تحقیقات نفیسه، در حسین‌آباد در سال 1340ق تصنیف شد و دارای دوازده جزء می‌باش، ولی ناتمام مانده است.

21. کتاب مرشد امت در مسئله (سیکون بعدی اثنا عشر  خلیفة وکلهم من قریش)، به زبان اردو و در مناظره می‌باشد. این کتاب دارای چهار جلد و از لحاظ تحقیق و نوآوری بی‌نظیر است و در طول پنج سال از سال 1341ق تا سال 1345ق و در حسین‌آباد نوشته شده است.

جلد اول راجع به فضائل ائمۀ اهل بیت؟عهم؟ از کتاب خدا و احادیث رسول؟ص؟ و اقوال علما و خلفای اهل سنت می‌باشد.

جلد دوم در مطاعن جمله صحابه مطلقاً و شیخین خاصة از کتاب خدا و احادیث رسول؟ص؟ و اقوال خلفا یعنی طعن یکی به دیگری است.

جلد سوم در مورد مطاعن ابوبکر می‌باشد.

جلد چهارم درباره مطاعن خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس می‌باشد

22. رساله تحقیقی در بداء، به زبان اردو تحقیقی جالب و در حسین‌آباد، در سال 1349ق نوشت.

23. رساله در حجاب زنان به نام کاشف حجاب به زبان اردو در حسین‌آباد سال 1348ق نگاشت.

24. رساله در حجاب زنان به نام معلم شرافت در حسین‌آباد، در سال 1351ق نوشته و به چاپ رسید.

25. رساله غنا و اسلام که در اثبات حرمت غنا و بازی با ورق و شطرنج می‌باشد. این رساله را در وطن خود و در سال 1349ق نوشت.

26. رساله در انساب سادات در گوال‌پور، پالی و کهجوه، این را نیز در وطن خود و در سال 1348ق نگاشت.

27. رساله مرآة قادیانی. در زندگی‌نامه احمد قادیانی که ادعای نبوت و امامت کرده بود. بعنوان ردّ او، در شیخ‌پوره، به زبان اردو،در سال 1345ق نوشته است.

28. مسائل متفرقه اصولیه و فقهیه و شرح بعضی از احادیث و مناظره‌ها، به زبان اردو و عربی هر دو نوشته شده است.

29. رساله در حرمت کارمندشدن کفار با ادله اربعه شرعیه، به زبان اردو، در وطن خود، سال 1335ق به تحریر در آورده است.

30. رساله شکیات نماز، مطابق فتوای خود، به زبان اردو، در سال 1328ق تصنيف و چاپ شد.

31. رساله طهارت و صلاة، به صورت توضیح المسائل، به زبان اردو، با حواشی خود در حسین‌آباد، سال 1350ق نگاشت [و در سال 1354ق به چاپ رسید].

32. رساله طهارت به زبان اردو، مطابق فتوای خود، در حسین‌آباد به سال 1338ق نوشت.

33. رساله اصول فقه به نام سبائک الذهب، در حسین‌آباد، در سال 1360ق به رشته تحریر درآورده است؛ البته ناتمام ماند.

34. رساله سفرنامۀ خراسان سال 1346ق که پس از بازگشت به وطن خود مرتب نمود.

35. تحقیق در متعه که مطالب جالب و با کمال دقت در حسین‌آباد در سال 1349ق نوشته است.

36. رساله در عدم جواز بستن دست‌ها در نماز همراه با ادله آن، و بازنمودن دست‌ها، همراه با ادله جواز بلکه با ادله وجوب، در حسین‌آباد در سال 1353ق به رشته تحریر در آورده است [و به چاپ رسیده].


 شماره خبر : 305    مشاهده : 1185     انتشار : 3/12/1392        آرشيو تراجم         آرشيو همه اخبار


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

shahab-news.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع و درج لینک اینترنتی بلامانع است.

برنامه نويسی : ايمن ديتا