مقاله مجله میراث شهاب

  امروز شمسی

از اینکه با نظراتتان ما را راهنمائی می کنید، سپاسگذاریم ، از انتهای مطلب با ثبت نظرات و پیشنهاداتتان ما را در ادامه این راه یاری کنید
  آرشیو مجلات  آرشیو مجلات   فراخوان مقالات  فراخوان مقالات   تماس با ما  تماس با ما   گالری تصاویر  گالری تصاویر   ارسال مقالات  ارسال مقالات   صفحه اول  صفحه اول  

  خبرهای برگزيده
شناسایی و معرفی دست خط های شیخ حر عاملی موجود در مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
تفسیر کتاب الله و نسخه های آن
دو مرآة الکمال به كوشش: محمدعلی عیوضی
رساله در تعلیم اصول خط شمـــس‌الــدّیــن محمّــــد فطـــابی تبریـــزی
قطعاتِ مولانا کاتبی تُرشیزی(م 839ق)
کتاب‌شناسی حضرت زینب(ع)
سبـــعۀ سيّــــاره هفت‌بند در جواب هفت‌بند كاشی
انتشار ميراث شهاب شماره 72-73 ويژه تابستان و پاييز 1392
سفرنـامه حجـاز و عتبـات
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***
اولين مستدرک صحيفه سجاديه
ضرورت تدوین کتاب شناسی‌های موضوعی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ
نامه‌هاي هنـد

  آخرين اخبار
فال نامه رباعیات ابوسعید ابوالخیر
سندی در قرائت قرآن از: مصطفی قاری
دستنوشته­ هایی دربارۀ حضـرت مهدی(عج) موجود در كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)
شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی
فهرست ترجمه­ های فارسی آثار سید مرتضی (ره)
كتاب­شـناسی و مقاله شناسی نظریه «صرفه»
رســـالة «نيّات الحج»
كتابشــــــناسی تقیّـــــه
نمونه ای موردی از: تقیۀ عالمی امامی در دمشق قرن دهم با ادعای پیروی از مذهب فقهی شافعی
اجازات شیخ أعظم مرتضی انصاری
  پربيننده ترين اخبار
  اوقات شرعی



  ارسال خبر به ما : چاپ

مقاله

  

تصحیح انتقادی دیوان شهیدی قمی و سبک شعری او *

سید سعید احدزاده کلوری[1]

 

چكيده

         یکی از وظایف اصلی و خطیر اهل ادب، حفظ و معرفی ميراث فرهنگي و ذخاير گرانبهاي ادب فارسي است که در قالب نظم و نثر، از گذشتگان زبان و ادب فارسي باقی مانده است. تصحيح، معرفی و در دسترس قرار دادن اين آثار از مهمترین وظايف پاسداران علم و ادب ایران زمین است. بسیاری از اين آثار گران بها به همت پيشينيان فاضل و پژوهشگران حوزة ادبیات تصحيح شده و بعضي ديگر به شکل نسخ خطي و بکر باقي مانده اند. از جملة اين آثار باید به دیوان شهیدی قمی متوفي به سال 935 يا 936 ق، از برجسته‌ترين شاعران قرن نهم و اوايل قرن دهم هجري اشاره نمود.

شهيدي قمي را بايد از پيشتازان مكتب وقوعي برشمرد و احتمالاً نخستين كسي است كه تمام غزليات خود را به بيان واقعيات روابط عاشقانه اختصاص داده است و به همين دليل شعر او از نوعي تشخص سبكي برخوردار است.

از شهیدی قمی 385 غزل به جا مانده است که در همة آنها ویژگی های سبک وقوعی کاملاً آشکار است . توصیف واقعی ، بیان جزئیات روابط عاشقانه ، عامیانگی، گرایش به معشوق مذکر و گاهی سرزنش معشوق(واسوخت) از ویژگی های سبکی اشعار شهیدی قمی است. در اين مقاله به بررسي شيوة تصحيح، معرفي نسخ خطي، رسم الخط و نحوه نگارش نسخ تصحيح شده و ويژگي هاي سبکي اين اثر در حوزه هاي زباني، ادبي و فکري پرداخته شده است تا پیشگامی شهیدی قمی در شعر وقوعی و حتی شعر واسوخت اثبات گردد و اهمیّت و لزوم تصحیح دیوان شهیدی قمی بازنمایانده شود.

 

 

 

كلمات كليدي: شهيدي قمي، مكتب وقوع، واقع‌گويي، عاميانگي، جزئي‌نگري.

 

 

 

1-    مقدمه

مولانا شهید قمی در یکی از سالهای 536 تا 540 هجری قمری 1432-1436 م در قم به دنیا آمد. در اوج جوانی او سلطان یعقوب آق قوینلو) 883 تا 896 هجری مطابق 1478 تا 1495) والی تبریز بود و ارباب شعر و هنر را مورد حمایت و تشویق خود قرار می‌داد و همین هنر نوازی او موجب آمد که شعرا و ادبای بسیاری از شهرها و روستاهای دور و نزدیک پیرامون او گرد آیند.

شهیدی علاوه بر حمایت سلطان یعقوب از حمایت حاکمان ولایات دیگر نیز برخوردار بود. احمد گلچین معانی در کتاب کاروان هند آورده است: «مدت یکسال در قزوین بود پادشاه گیلان سلطان میرزا علی نیز در آن سال در همان شهر بود، و بسیار زر نقد به شهیدی انعام می‌نمود و مولانا زرها را در کیسه نمی‌نهاد بلکه همه را در گوشه خانه می‌ریخت و هرکس از اصحاب او را اگر حاجتی بود بقدر حاجت خود از آن زر خرج می‌کرد والقصه مولانا چون حرص دنیا نداشت و دنیا را پیش او قدری نبود مردم دنیا او را دیوانه می‌خواندند چنانکه عادت ایشان است.»(گلچین معانی،1374: 662)

در طول حیات سلطان یعقوب جایگاه مولانا شهیدی در دربار، از رفیع‌ترین جایگاه‌ها بوده است و کسی را جرأت مقابله و رویارویی با ملک الشعرای دربار نبوده است: «گویند که بسیار خود پسند و خود رأی بود و هیچ کس را در شعر او مداخلت نمی‌توانست کرد که اگر مداخلت کردی رنجیده برخاستی و دیگر به آن مجلس نیامدی اما در شاعری طبعش خوب و شعرش مرغوب بود.»(میرزا صفوی،1384: 45)

مولانا شهیدی تا سال 896 قمری در دربار سلطان یعقوب آق قوینلو بوده است(کاروان هند: 661) و پس از مرگ سلطان یعقوب به سال 896 ق و با آغاز سلطنت شاه اسماعیل صفوی ایران را ترک گفته و به سمت کشور هندوستان می‌رود. (راشدی،1976: 369) و در شهر گجرات هند رحل اقامت می‌کند. (عظیم آبادی، 1983: 792، رازی، 1340: ج 2: 502)

صاحب آتشکده این موضوع را این چنین بیان کرده است: «بعد از فوت سلطان یعقوب در عراق و آذربایجان نماند و عازم خراسان شد و موقع ورود به هرات مولانا عبدالرحمن جامی با شعرای نامی تمام او را استقبال نمود و همگی بتخصیص جامی رعایت احترام بسیار از او بجا آورده و حضرت سلطان میرزا التفات بسیار بعمل آورده هم در آنجا اکثر اوقات با مولانا جامی بسر برد و بمجرد ورود شاه اسماعیل صفوی به هند رفته است.»(آتشکده، 1337 : 238)

شهیدی در شعر خود از اقامت در هند وگجرات و گجراتیان این چنین یاد کرده است:

«گجـراتیان همه نمکین دل کبابشان

می خواره‌اند و خون شهیدی شرابشان

 

 

این نظم ماند از تو شهیـدی به یادگار

در پـای تخت خسـرو عـالی جنابشـان»

(قاطعی هروی، 1979: 242)

شهیدی پس از ورود به گجرات و اقامت در هند مدتی را نیز در دکن و در جوار اسماعیل عادل شاه، سلطان بیجاپور، بوده است و از حمایت او برخوردار گشته است و نزد او منزلتی یافته است.(نرائن شفیق، 1977: 137)

صاحب تاریخ فرشته توجّه تام و تمام سلطان عادل شاه به شهیدی قمی را این گونه بیان می‌کند: «در خزانه‌ی عامره این موضوع این گونه شرح داده شده است که: «زمین سنجش یک قلم کنعان و یوسف خبر کلاه گوشه موزونی بعشری می‌شکست و هیچ سخن را در میزان اعتبار بر نمی‌کشید لذا بعد از فوت سلطان مجال اقامت آنجا ممتنع دید، بدیار هند هجرت برگزیده و قریب صد سال عمر یافت». (آزاد بلگرامی،1900: 264)

«مولانا شهیدی، بسیار خوش طبیعت، خوش فهم، مُدرِک، مستقیم الذّهن، عالی فطرت، درست فکرت، با نظمی زرّین و گوهری متین بوده، سیاحت بسیار نموده، در هرات به صحبت مولانا جامی و شعرای پایتخت میرزا ( سلطان حسین بایقرا) رسیده، و طرز و روش وی در نظر ایشان چندان مطبوع نیفتاده، لیکن مولانا جامی او را چنانکه باید و شاید دانسته و شناخته بوده اعتقاد بسیار در دل به او داشته گویند مدتها ملک الشعرای پایتخت سلطان یعقوب بوده و شعرا و افاضل و اکابر همه از دست وی در پیچ و تاب بودند و او با همه یک قلم کرده از دولت سلطان و نظر سبحان در همه چیز بر همه غالب بودی و هیچ کس را وقع و تمکین نمی‌گذاشتی. لهذا بعد از سلطان از ایران گریخته به گجرات رفت و مدتی در آنجا بسر کرد، مقبره اش هم آنجاست، در شأن گجرات و پادشاهان گجرات مدایح و تغزّلات دارد.(عرفات العاشقین، برگ 366- 367)

این نکته که در عرفات العاشقین ذکر شده است نمی تواند قابل استناد باشد چرا که با بررسی 5 نسخه خطی باقیمانده از شهیدی قمی که در آن 385 غزل کتابت شده است تنها یک بار از گجرات یاد شده است و هیچ ذکری از پادشاهان گجرات به میان نیامده است . البته در کتاب «مکتب وقوع در شعر فارسی» احمد گلچین معانی ابیاتی از یک غزل شهیدی ذکر شده است که در آن از گجرات و گجراتیان به نیکی یاد شده است ولی ابیات ذکر شده در این کتاب در هیچکدام از 5 نسخه خطی یافت نشد.

«سام میرزا سال وفات او را در سنه خمس و ثلاثین و تسعمائه (935) نوشته، و دیگران تبعیت از او کرده‌اند، اما صاحب تاریخ فرشته در واقعات اسمعیل عادلشاه مطابق سنه ست و ثلاثین و تسعمائه (936) می‌نویسد که چون اسماعیل عادلشاه (916-941 هـ) قلعه بیدر مفتوح ساخت، و خزاین سلاطین بهمنیّه به دست آورده در خزاین را به کلید سخاوت بر روی خلایق باز کرد. در آن روز مولانا شهیدی شاعر قمی را که از کمال علم از تعریف مستغنی است، و در آن نزدیکی از گجرات آمده، به واسطه سمت شاعری نهایت تقرب به آن حضرت پیدا کرده بود، حکم کرده که به خزانه رفته آن قدر زر که توانی برداشته بیار.از آنجا که مولانا از رنج سفر فی الجمله ناتوانی داشت، عرض کرد که روزی که از گجرات متوجّه این درگاه می‌شدم دو چندان قوت داشتم، چه باشد که شاه سخن پرور نکته گزار بعد از چند روز که توانایی به خود عود نماید، بدین خدمت روح پرور سرفرازم گرداند. شاه لب به تبسم شیرین کرده گفت نشنیده‌ای «که آفتهاست در تأخیر و طالب را زیان دارد؟» باید که دو دفعه در خزانه رفته هرچه از دست تو برآید در آن تقصیر نکنی. چون این حکم عین مدعای مولانا بود، سر عبودیّت بر زمین نهاده شکفته و خندان از مجلس برخاست، و دو کرّت به خزانه شتافت بیست و پنج هزار هون طلا بیرون آورد، و چون خازن این خبر به سمع همایون شاه رسانید، فرمود مولانا راست می‌گفت.(گلچین معانی، 1374: 269)

شهیدی قمی مدت صد سال عمر کرده است و سرانجام در گجرات بدرود حیات گفته است. البته در ریاض العارفین آمده است که شهیدی در گجرات بر سر جوانی که دل از مولانا ربوده بود شهید شده است (راشدی، 1976: 369) این موضوع در تذکره‌های دیگر مانند نشتر عشق (ص 792) و مخزن الغرائب نیز تائید شده است (ص 827) که البته به نظر می‌رسد همه این تذکره‌ها در چگونگی ذکر این داستان از یکدیگر تبعیّت نموده‌اند چرا که شهید شدن در سن یکصد سالگی آن هم بر اثر دلدادگی به جوانی در گجرات هند بیشتر داستانی ساختگی و جعلی به نظر می‌رسد تا واقعی.

البته در سال مرگ او نیز اختلاف است سام میرزا سال مرگ او را (935 ق) ذکر کرده است (تحفه سامی: 185) و دیگر تذکر نویسان نیز از او تبعیت کرده و سال وفات شهیدی را (935 ق) نوشته‌اند که به نظر می‌رسد به علت داستان شهادت مجعول او این موضوع ذکر شده است و البتّه صحت ندارد، چرا که چنانچه ذکر آن رفت در ذکر واقعات اسماعیل عادلشاه به سال (936 ق) شهیدی قمی زنده بوده است و این مطلب ملامحمد قاسم هند و شاه، صاحب تاریخ فرشته در واقعات اسماعیل عادلشاه را، مطابق سال 936 ذکر کرده است.

2-مکتب وقوع

قرن دهم را باید قرن مکتب وقوع نامید. مکتبی که از اوایل قرن دهم آغاز گردید و تا اوایل قرن یازدهم زنده و پویا به حیات خود ادامه داد. این مکتب به خاطر تغییرات سبکی و محتوایی که در شعر فارسی و مخصوصاً در غزل فارسی ایجاد کرده است، دارای  اهمیّت  و توجّه ویژه می‌باشد.

از طرف دیگر این مکتب به خاطر توصیف واقعی روابط عاشق و معشوق و بیان عشق واقعی و زمینی و همچنین بیان روابط عاشقانه‌ی ساده و بی پیرایه در شعر فارسی جایگاه ویژه‌ای یافته است.

«در ربع اول قرن دهم هجری مکتب تازه‌ای در شعر فارسی به وجود آمد که غزل را از صورت خشک و بی روح قرن نهم بیرون آورد و حیاتی تازه بدان بخشید و در نیمه دوم همان قرن به اوج کمال خود رسید و تا ریع اول قرن یازدهم ادامه یافت.

«این مکتب تازه را که برزخیست میان شعر دوره تیموری و سبک معروف به هندی، زبان وقوع می‌گفتند و غرض آن بیان کردن حالات عشق و عاشقی از روی واقع بود و به نظم آوردن آنچه میان طالب و مطلوب بوقوع می‌پیوندند، یعنی شعر ساده و بی پیرایه و خالی از هر گونه صنایع لفظی و اغراقات شاعرانه» (گلچین معانی، 1374: 3)

همین واقع گرایی باعث آمد که بسیاری از اصطلاحات عرفانی و آسمانی و ترکیبات مختلف و گاه غامض از شعر فارسی و مخصوصاً غزل فارسی حذف گردد و به جای آن واژه‌ها و ترکیبات عادی و معمولی وارد سخن شود.

واقع گرایی در شعر و غزل، شاعر را مجبور می‌کرد که به ترکیبات عامیانه و گاه بی ارزش روی بیاورد و از دامنه لغات کمتری استفاده کند و همین امر در پاره‌ای از موارد باعث شد که شعر به جای سیر صعودی، سیر نزولی پیدا کند.

توصیف واقع گرایی مستلزم بیان حقیقت و دور شدن از تخیّل و خیال پردازی‌های شاعرانه است. این واقع نگری و توصیف واقعی جزئیات جایی برای تشبیه و ایهام و کنایه و . . .  باقی نمی‌گذارد و از همین روی است که بسیاری از آرایه‌های بدیعی در شعر مکتب وقوع و واسوخت به چشم نمی‌خورد. وقتی سخن از رابطه واقعی و توصیف حقیقی و واقعی از زیبایی‌های معشوق باشد، دیگر تشبیه و استعاره را جایی باقی نمی‌ماند . از همین روی است که در شعر مکتب وقوع پرکاربردترین آرایه، آرایه اغراق است و بس. گرچه شاعر به علت توصیف روابط عاشقانه گاهی اشاره‌ای نه چندان نمکین به داستانهای عاشقانه فارسی چون داستان خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نیز دارد. البته لازم به یادآوری است که بعضی از شاعران مکتب وقوع خود را و شعر خود را در حد اشعار کوچه و بازاری محدود نکردند و با باریک بینی و نازک اندیشی‌های که در شعر و غزل فارسی وارد کردند و راه را برای سبک هندی و خیال اندیشی باز کردند.

با این که در مکتب وقوع شعر از سطح عرفان و خیال اندیشی فاصله گرفت، اما عمومی شدن شعر و روی آوردن افراد بسیاری به جرگه شاعران را باید یکی از امتیازات مثبت مکتب وقوع به شمار آورد گرچه در موارد بسیاری همین بی توجّهی و عدم اطلاع با فنون شعری و فاصله گرفتن از صنایع بدیعی و آرایه‌های ادبی شعر مکتب وقوع را تا حد بسیاری تنزل داده است .

مکتب وقوع برای نوآوری و رهایی از ابتذال و تقلید ابداع گردید و به لحاظ نظری و بنیادین ، قابل توجّه و  اهمیّت  است. نظریۀ بنیادین مکتب وقوع از آنجایی شکل گرفت که شاعران این دوره تشخیص داده بودند که شعر و مخصوصاً غزل سبک عراقی بسیار تخیل گرا شده، و جنبه کاملاً ذهنی و رویایی یافته و کاملاً از واقعیت دور شده است و به خاطر افراط در رعایت سنن ادبی و کاربرد صنایع ادبی در حال فنا و نابودی است.

با این زمینۀ فکری شاعران این مکتب به وقوع گویی روی آوردند و اساس شعر خود را «باور داشت» (make believe) قرار دادند و لازمۀ اصلی شعر خود را در «حقیقت نمایی» (Verisimilitude) قرار دادند.

چنانکه مسلم است قالب مسلط شعر فارسی تا آغاز مکتب وقوع ؛یعنی ربع اول قرن دهم غزل بوده است که دو قهرمان اصلی داشته است: عاشق و معشوق. که عاشق سراپا نیاز بوده است و معشوق سراسر ناز. شاعران مکتب وقوع تلاش کردند در غزل سبک عراقی تغییرات اساسی ایجاد کنند نوآوری آنان بدین گونه بوده است که ابتدا معشوق را کاملاً زمینی و دست یافتنی ساختند، دوم آنکه در غزل مکتب وقوع دیگر عاشق سراپا نیاز نیست بلکه می‌تواند از معشوق اعراض نماید و سه دیگر آنکه وصف و شرح رابطۀ عاشق و معشوق باید جنبۀ حقیقی و واقعی بیابد. و همین اصل (وقایع واقعی) اساس مکتب وقوع را تشکیل می‌داد و به همین جهت این تغییر سبکی «مکتب وقوع» نام گرفت.

اما به واقع اساسی‌ترین اصل مکتب وقوع توصیف واقعی و حقیقی رابطه عاشق و معشوق - اصلی‌ترین مشکل فراروی شاعران این سبک شد؛ چرا که در عصری که این مکتب پایه گذاری می‌شود  فضای اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه چنان بسته و محدود است که کسی جرأت نمی‌کند از معشوقی واقعی نام ببرد و از او نام و نشانی دهد که «زن» باشد. «اجتماع واپس گرای قرن دهم ایران عملاً مانع از آن می‌آمد که بتوان معشوقی را تصور کرد که زن باشد و آنگاه به توصیف حقیقی او نشست و از روابط حقیقی چنین معشوقی سخن گفت چنانکه هم امروز نیز در قرن 21 میلادی و با این همه پیشرفت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، جامعه ایرانی اجازه چنین فضایی را به شاعر و نویسنده نمی‌دهد. بنابراین شاعران مکتب وقوع به سوی معشوق «مرد» رفتند و دلایل عمدۀ  این گزینش یکی این بود که «فساد اخلاقی مخصوصاً در زمینۀ عشق مرد به مرد در این قرن رواج تمام داشت و در قرون بعد نیز در نواحی مرکزی ایران از قبیل کاشان و یزد و اصفهان همچنان ادامه داشت»(شمیسا، 1382: 271)

دلیل دیگر آن که سخن گفتن از معشوق «مرد» به اندازۀ «زن» خطرناک نبود و برای شاعر آنچنان دردسری ایجاد نمی‌کرد.«چنانکه «محتشم کاشانی در رساله جلالیه 64 غزل درباره (شاطر جلال) معشوق خود سروده است که وجود حقیقی داشت و همه او را در کاشان می‌شناختند.» (همان: 270)

اما عمده‌ترین اشتباه شاعران مکتب وقوع در مسألۀ توصیف روابط واقعی و واقع گویی این بود که سابقه غزل پردازی را به ماجراهای عاشقانه و روابط بین عاشق و معشوق محدود کردند و در تمام اشعار خود تنها به همین یک واقعیّت توجّه کردند و از دیگر حقایق و واقعیّت‌های پیرامون خود غافل ماندند و همین امر شعر مکتب وقوع را به طرز چشمگیری بی جان و غیر قابل اعتنا کرد. شاید مهمترین ایرادی که بر اشعار و غزلیات شاعر مورد بحث ما ؛ شهیدی قمی وارد باشد این است که تمام اشعار او دربارۀ عشقی حقیقی و واقعی است و واقعیات دیگر پیرامون شاعر در آن بسیار اندک است. اما به طور کلی باید گفت که شعر مکتب وقوعی شعری است کاملاً درونگرا و منطبق با اوضاع اجتماعی ایران در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم. زبان شعر وقوعی به شدت سهل انگار و از نظر ادبی به مسائل بدیعی و بیانی بی توجّه است. بی توجّهی به زبان و ورود لغات عامیانه و عدم توجّه به درستی جملات و ترکیبات در آن مشهود است، به لحاظ فکری مبتنی بر بیان مطالب جزئی و حالات عاشق و معشوق در ماجراهای عاشقانه است، از نظر ادبی بسیار ساده است، از صنایع ادبی تنها از اغراق و گاه تلمیحات پیش پا افتاده استفاده می‌کند و قالب مسلط شعر این مکتب «غزل» است. اما به لحاظ بیان ماجراهای عاشقانه و سوز و گدازی که به تقلید از غزل سبک عراقی در آن وجود دارد جوان پسند و پرطرفدار است. بسیاری از منتقدان ادبی عاری بودن از صنایع و آرایه‌های ادبی را عمده‌ترین نقص شعر وقوعی دانسته‌اند در حالی که مکتب وقوع، مکتب بیان حقیقت است و آنجا که سخن از حقیقت باشد به ناچار به کار گرفتن صنایع ادبی بسیار دشوار خواهد شد. به هر حال به گفتۀ گلچین معانی «در زبان وقوع دیگر جناس لفظی و معنوی و ارسال المثل و ردالعجز علی الصدر و کنایه و استعاره و ایهام و ابهام و مانند اینها وجود نداشت،بلکه صاف و صریح، زبان حال بود و بیان واقع.»(گلچین معانی، 1374: 4)

 

3-پیشگامان مکتب وقوع

با توجّه به دلایلی که درباره شکل گیری و گسترش مکتب وقوع گفته شد، مشخص کردن اولیّن و نخستین شاعری که مُبدع و بنیان گذار مکتب وقوع باشد بسیار دشوار است؛چرا که گسترۀ  شاعران گمنامی که در این دوره به مکتب وقوع روی آوردند بسیار زیاد است و جالب آن که اتفاقاً از نظر کمیت نیز شعر این شاعران قابل توجّه است و به علت گمنامی، بسیاری از اشعار این دوره به نام شاعران مشهور این عصر ثبت و ضبط شده است و به نظر می‌رسد بسیاری از شاعران این مکتب برای همیشه گمنام خواهند ماند.

ذکر این نکته نیز ضروری است که به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و تذکره نویسان جنبۀ وقوعی در شعر بسیاری از شاعران گذشته نیز دیده می‌شود که البته به علت اینکه تا قبل از این دوره تخیّل درون مایه اصلی شعر و مخصوصاً غزل را تشکیل می‌دهد ،بسیاری از اشعار و ابیاتی که جنبۀ وقوعی دارند چندان جدی گرفته نمی‌شود.

 درباره مبدع و واضع مکتب وقوع به علت کثرت شاعران این مکتب از یک طرف و عمومی شدن شعر از طرف دیگر تا جایی که جمع کثیری از مردم عادی و کوچه و بازاری ادعای شاعری و تألیف دیوان شعر دارند نمی‌توان با قاطعیت سخن گفت. همچنین به نظر می‌رسد معرفی بعضی از شاعران به عنوان مبدع مکتب وقوع آن هم به یقین در بعضی از تذکره‌ها به علت عدم آشنایی نویسندگان تذکره‌ها با شاعران دیگر این سبک باشد.

در بسیاری از تذکره‌ها لسانی شیرازی، بابافغانی و شرف جهان قزوینی را مبدع و واضع سبک وقوع دانسته‌اند، اما احمد گلچین معانی اعتقاد دارد شهیدی قمی سرآمد و پیشتاز سبک وقوع است. البته بسامد مضامین و درون مایه‌های مکتب وقوع و همچنین بیان روابط عاشق و معشوق آنچنان در شعر شهیدی  واضح و آشکار است که به جرأت و به احتمال قریب به یقیین می‌توان گفت که شهیدی قمی نخستین کسی است که به شعر خود تشخص سبکی مکتب وقوع بخشیده است و او را باید از اولین و نخستین پیشگامان مکتب وقوع به شمار آورد.

در بعضی از تذکره‌ها مانند «خیرالبیان» شهیدی قمی را متتبع و مقلد بابا فغانی برشمرده‌اند (اویسی، به نقل از خیرالبیان، 1376: 35) در حالی که با نگاهی گذرا به اشعار شهیدی نشانه‌ای از تقلید از بابا فغانی در شعر او دیده نمی‌شود و جالب آن است که هم شهیدی قمی و هم بابا فغانی از امیر خسرو دهلوی تقلید کرده‌اند و شهیدی خود به این تقلید به صورت آشکار اشاره نموده است:

زخم خسروی داده است می‌جامی شهیدی را              غزل بهر غزالان زان سبب طرز حسن گوید

(نسخه خطی دانشگاه تهران، برگ 2)

با اشاره به این نکته که امیر خسرو دهلوی از شاعران مورد توجّه آن عصر بوده بنابراین تقلید شهیدی قمی و بابا فغانی از او جای تعجب چندانی ندارد ، ولی تقلید شهیدی قمی از بابا فغانی اصلاً قابل قبول نیست و به نظر می‌رسد وجه اشتراک دو شاعر در تقلید از امیر خسرو دهلوی و همچنین گردآوری نسخه خطی هر دو شاعر در یک نسخه و توسط یک کاتب؛ «ملک شاه حسین سیستانی»، صاحب تذکره «خیرالبیان» را به چنین اشتباهی انداخته باشد.

احمد گلچین معانی به نقل از ترجمه مجالس النّفایس درباره شهیدی قمی این گونه نوشته است: «مولانا شهیدی از قم است، و شخصی اشفته و آلفته و دیوانه وش بود، ولیکن دیوانگی او جعلی و اختیاری می‌نمود و دوکرّت از عراق به خراسان رفته و به خدمت حضرت مولانا عبدالــرّحمن جامی مشرف گشته ، و فقیر مترجم با او بسیار صحبت داشته ام، و هیچ دیوانگی از او مشاهده ننموده ام، و او را چنین یافته ام که گفته‌اند.»

دیـوانه نبـود، عـاقلـــــی بـــــــود                 در دهــــــر بـــــه عقل کاملــــــی بود

(گلچین معانی، 1374: 267)

4- اهمیّت  و جایگاه شعر شهیدی قمی

 اهمیّت  و جایگاه شعر شهیدی قمی را باید در بسامد بالای «وقوع گرایی» بسیاری از اشعار او دانست چنان که ذکر آن رفت، شهرت شهیدی قمی به خاطر غزلیات اوست که تقریبا تمام انها به سبک وقوعی سروده شده است در پنج نسخه خطی بررسی شده در این پژوهش تمامی اشعار به جامانده از شهیدی قمی در قالب غزل است ،گرچه در نسخه خطی دانشگاه تهران به شماره536 در آغاز نسخه‌ی خطی دو قصیده بلند در مدح و ستایش ائمه‌ی دین دیده می‌شود ولی با بررسی انجام شده مشخص گردید که هیچ کدام از آنها از شهیدی قمی نمی‌باشد.

با بررسی غزل‌های شهیدی قمی جای هیچ شکی باقی نمی‌ماند که تمام غزلیات مولانا شهیدی قمی بیانگر زندگی واقعی شاعر است و تمام جزئیات زندگی خویش را در غزلیات خود به تصویر کشیده است.

 

بر سرخ جامه‌ای نظر از دور دوختم

پنداشتم تویی تونبودی و سوختم

طفل است و بر مراد دلم کامبخش نیست

کم بر دهد نهال که آن دیر سال نیست

(گلچین معانی، 1374: 272-275)

اشعار شهیدی قمی آینۀ  تمام نمای مکتب وقوع است و تمام ویژگی‌هایی که برای شعر وقوعی برشمرده‌اند در شعر او به خوبی نمایان است. گرچه شهیدی قمی جزو شاعران طراز اول و تاثیر گذار به حساب نمی‌آید و شعر او به دلیل تصیح نشدن دیوانش چنان شناخته شده نیست و از نظر تذکره نویسان و پژوهشگران ادبی جزو شاعران متوسط شمرده می‌شود، ولی حق آن است که این شاعر را از پیشگامان و پیشتازان تغییر سبک به حساب آوریم و نظر احمد گلچین معانی را بپذیریم که شهیدی قمی را برلسانی شیرازی و بابافغانی مقدم دانسته است.(گلچین معانی، 1374: 5)

5- ویژگی‌های سبکی

برای شعر وقوعی ویژگی‌های متعددی ذکر گردیده است که در اینجا به پاره‌ای از این ویژگی‌ها که در شعر شهیدی قمی دیده می‌شود اشاره می‌کنیم . باید توجّه داشت که ویژگی‌های ذکرشده در شعر قرن دوازدهم و سیزدهم نیز دیده می‌شود و به عقیدۀ احمد گلچین معانی شعر وقوع و توجّه به این شعر در شعر نو نیز ادامه یافته است:«شاعران نیمه دوم قرن دوازدهم تا نیمه قرن سیزدهم هجری بر خلاف تصور بزرگان ما به پیروی از مکتب وقوع بیش از بازگشت به (سبک متقدّمین) تمایل داشته‌اند» (گلچین معاني: 1374: 789)

6-معرفی نسخ خطی

این پژوهش بر اساس پنج نسخه خطی باقیمانده از شهیدی قمی در کتابخانه های داخل کشور صورت گرفته است. همچنین نسخه خطی کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی  قم به عنوان نسخه اساس و چهار نسخه دیگر به عنوان نسخه بدل استفاده شده است. نسخه های مورد بررسی در این  تحقیق به شرح زیر است:

1- نسخه خطی به شماره مسلسل(3626)، مضبوط در کتابخانه آیت الله مرعشی قم . این نسخه در 65 برگ و در هر برگ نزدیک به دو غزل کتابت شده است. در این نسخه فقط غزلیات شهیدی کتابت شده است ،کاغذ معمولی ، خط نستعلیق متوسط .

2- نسخه خطی(65-د) دانشکده ادبیات ، مضبوط در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران . در این نسخه 60غزل شهیدی قمی کتابت شده است . پس از هر غزل یک غزل از حضوری قمی(1000ق) با عنوان «فی تتبعه» آمده است که بیانگر پیروی حضوری قمی از شهیدی است.این نسخه از حرف «الف» تا «راء» را در برگرفته است و به خط نستعلیق قرن یازدهم ،عنوان شنگرف و در کاغذ سپاهانی کتابت شده است.

3- نسخه خطی (میکروفیلم شماره770)به شماره اموال 536 مضبوط در کتابخانه کاخ موزه گلستان ، تاریخ کتابت ندارد ، به خط نستعلیق قرن دهم کاغذ دولت آبادی شکری ، سرغزل ها مرصّع و متن زرافشان سرلوح دار که در 59 صفحه کتابت شده است.

 4- نسخه خطی (میکروفیلم شما(225)به شماره اموال 435، مضبوط در کتابخانه کاخ موزه گلستان ، تاریخ کتابت ندارد ، به خط نستعلیق قرن دهم ،کاغذ دولت آبادی شکری ، سرغزل ها مرصّع و متن زرافشان سرلوح دار که در  صفحه کتابت شده است. این نسخه تنها نسخه ای است که دو سه رباعی و چند تک بیت در آن کتابت شده است.

 5- نسخه خطی(میکروفیلم) به شماره اموال 12966-5 مضبوط در کتابخانه ملی ایران ، با خط نستعلیق بسیار زیبا ، تاریخ کتابت مشخص نیست، کاغذ معمولی ، کاملا خوانا و بدون غلط  و در هر برگ دو غزل کتابت شده است.

همچنین علاوه بر نسخ خطی مورد اشاره در بعضی از تذکره ها نیز ابیاتی پراکنده به شرح زیر ذکر شده است: در کتاب « مکتب وقوع در شعر فارسی» ،احمد گلچین معانی 109 بیت، در «تذکره مخزن الغرائب»،81 بیت،در کتاب کاروان هند ، احمد گلچین معانی،60 بیت و در تذکره «ریاض العارفین» 45 بیت.

7- ویژگی های زبانی

زبان و لحن عامیانه

شاید آشکارترین ویژگی مکتب وقوع استفاده از لحن عامیانه و زبان محاوره باشد. چنانکه ذکر آن رفت از اوایل قرن دهم شعر از حوزۀ مدرسه و دربار فاصله گرفت و در بین اهل بازار و صاحبان حِرَف مختلف و عامۀ مردم رواج یافت و به قهوه خانه‌ها و محل اجتماعات مردم راه یافت و بدین گونه محافل عمومی و بازاری ، پایگاه شعر و ادبیات گردید. بنابراین کاملاً طبیعی و عادی خواهد بود که به جای زبان فاخر و استادانۀ صاحبان هنر گذشته و شاعران طراز اول سبک خراسانی یا بیان استوار شاعران نام آور سبک عراقی ، زبان و لحن شعر در عصر شهیدی قمی به سمت استفاده از واژگان عامیانه و محاوره‌ای و گاه کوچه بازاری سوق پیدا کند. این گرایش به زبان محاوره گاهی شعر را از لحاظ ساختار صرفی و نحوی به گفتگوی معمولی و سخنی کاملا عادی و بی رنگ نزدیک می‌کند و همین امر باعث می‌شود که گاهی بعضی از اشعار این دوره کاملا سست و بی ارزش باشد.

از طرفی دیگر این امر؛ یعنی استفاده از زبان عامیانه و کلام روزمره برای شعر مکتب وقوع نوعی امتیاز محسوب می‌گردد چرا که تنها در همین دوره است که احساسات عامیانه مجال بروز و کمال می‌یابد.

«انتقال شعر و شاعری از حوزۀ  نفوذ اهل مدرسه به حوزۀ  نفوذ اهل بازار ، برخلاف آنچه شاید در ابتدای امر به نظر می‌آید از لحاظ ابداع و آفرینش ادبی به هیچ وجه متضمّن انحطاط و رکود نگردید. سبک تازه با آنکه با سنتهای قدما و اهل مدرسه قطع ارتباط کرده بود غالباً حاکی از نوعی تحرک در جهت واقع گرایی و تجدید عهد با زندگی واقعی بوده نوعی واقع گرایی تصعید یافته یا تلطیف شده»(زرین کوب، 1367: 141)

این عامیانه گویی، شعر را از حالت عرفانی خارج می‌نماید و معشوق دیگر در اوج آسمانها ودر تخیلات شاعرانه یافت نمی‌شود و دیگر از(او) که همیشه غایب است نامی برده نمی‌شود و هرچه است در بین(من) و (تو) خلاصه می‌شود: ضمایر شعر وقوع غالباً ضمیر اول شخص و دوم شخص مفرد است و از (او)ی عرفانی خبری نیست در شعر وقوع با مرکزیت معشوقی زمینی نحوۀ بیان و مضامین شعر نیز شکل محسوس پیدا می‌کند.

اما شهیدی قمی از آنجا که آغازگر این راه است گاهی از عهدۀ این عامیانه گویی و استفاده از لحن محاوره به خوبی برنیامده است و همین نکته یکی از مهمترین مواردی است که باعث سستی بعضی از اشعار او شده است. به نظر می‌رسد شهیدی در گنجاندن این واژه‌های عامیانه موفق نشده است، او در بسیاری از موارد به صورت کاملاً غیر حرفه‌ای و غیر منطقی روابط کلمات را بر روی محور همنشینی برهم می‌زند(syntaynaticaxis) همین بر هم زدن غیر منطقی و گاه تکرار بی مورد لغات در مواردی شعر او را کاملاً به سخنی عادی و حتی سست‌تر از سخن عادی تنزل می‌دهد.

 

جزئی نگری و توصیف دقیق

توصیف دقیق و جزئی اصلی‌ترین و بارزترین ویژگی مکتب وقوع است؛ به بیانی دقیق‌تر باید بگوییم توصیف دقیق و واقعی از محوری ترین ویژگی‌ها‌ی این مکتب است ، چرا که شاعر علاوه بر توصیف جزئیات تلاش دارد توصیفی واقعی را به نمایش بگذارد. چنانکه می‌دانیم یکی از مهمترین ویژگی‌های سبک هندی خیال بندی و نازک اندیشی است به نظر می‌رسد همین جزئی نگری و توصیف گرایی در سبک وقوعی شعر را به سمت (مضمون سازی) سبک هندی هدایت می‌کند.

در شعر شهیدی قمی این توصیف دقیق و البته واقعی به وضوح دیده می‌شود؛ نوعی رفتار و حرکات معشوق، رنگ لباس و نوعی پوشش معشوق، زمان، مکان و . . .  همگی به صورتی کاملاً دقیق توصیف می‌شود. شاعر تلاش دارد با چنین توصیف‌های دقیقی مخاطب را با خود همراه نموده و او را به زمان و مکانی ببرد که خود تجربه کرده است:

این توصیف دقیق حتی به بیان روابط عاشقانه نیز راه پیدا می‌کند و البته نازک خیالی‌های شاعر در بسیاری از شعرها  تقویت کنندۀ  این نظریه است که شهیدی قمی از پیشتازان تغییر سبک به شمار می‌رود:

دير مي‌آيد برون از خانه آن شبگرد من

بر كه مي‌تابد ندانم ماه تابانم دگر

(نسخه مرعشی برگ32 و کتابخانه ملی برگ 14)

گه كوته پوشي بي‌قبا گاهي قبا بي‌پيرهن

هر لحظه بيرون مي‌كني از سر گريباني دگر

(نسخه مرعشی قم،برگ38)

تو لب گزي ليكن كجا آزرده از دندان كني

ترسم بود زخم لبت جانا ز دنداني دگر

(نسخه مرعشی قم،برگ55)

استفاده از حرف اضافه‌ی (به) به جای(با)

یکی از ویژگی خاص برخی از شاعران مکتب وقوع و پس از آنها در شعر صائب تبریزی، استفاده از حرف اضافه(به) به جای (با) است که به نظر می‌رسد در عصر شاعر و حتی پس از او رایج بوده است برای روشن‌تر شدن موضوع به سخن دکتر امیر بانو کریمی در مقدمه‌ی دیوان قاضی سعید قمی اشاره می‌کنیم: «از اتفاق این عیب را در اشعار شعرای این سبک، من جمله در شعر صائب به ندرت دیده بودم و گمان می‌کردم او تحت تاثیر لهجۀ ترکی که زبان مادریش بود گاهی سهوی کرده است، اما با ملاحظۀ شعرهایی از قاضی سعید که تُرک نیست حدس می‌زنم این کاربرد متداول بوده است».

(دیوان قاضی سعید قمی،، 1383: 25)

8-ویژگی های بیانی و ادبی

 گرچه دو عنصر وزن و قافیه را از مهمترین ویژگی‌های شعر برشمرده‌اند، ولی حقیقت آن است شعری که از صنایع لفظی و معنوی بهره‌ای نداشته باشد سخنی است مرده و بی روح.

 در شعر مکتب وقوع به دلیل توصیف واقعی مجالی برای به کارگیری صنایع ادبی باقی نمی‌ماند. یکی از عمده‌ترین نقاط ضعف شعر شاعران وقوعی و شهیدی قمی«اشعار مستقیم و حرفی» است تا جایی که در پاره‌ای موارد تا سطح سخنی کاملاً عادی و بی روح تنزل می‌کند.گرچه بسیاری از اشعار شهیدی قمی طرب آور و تلطیف کننده‌ی روح است، ولی عنصر خیال در شعر شهیدی قمی در مقایسه با بسیاری از شاعران دیگر بسیار اندک است. در اینجا به بعضی از  صنایع ادبی ذکر شده در شعر شهیدی اشاره می کنیم:

تلمیح

بی شک تلمیح به داستانهای کهن ، پرکاربردترین و آشکارترین آرایۀ به کار رفته در شعر شهیدی قمی است، البته چنانکه بارها ذکر آن رفته است مکتب وقوع از نظر فکری و زبانی عامیانه است. بنابراین تلمیحات به کار رفته در شعر شهیدی قمی نیز به داستانهایی است که در بین عوام رواج دارد.

تلمیح به داستان لیلی و مجنون

بس جور مي‌كشي تو شهيدي به راه عشق

چون كوهكن نخواهم و مجنون نگويمت

                   (نسخه کتابخانه مرعشی، برگ39)

 تلمیح به داستان خسرو وشیرین                                  

فرهاد مرد پيشتر از يار خويش ورَست

من زنده مانده بي‌رخ او اين كرا شدست

                   (نسخه کتابخانه ملی، برگ 24)

 تلمیح به داستان‌های دیگر

از جم رسيد دور به ما جام مي‌بيار

كاين دور هم ز مردم ديگر به جم رسيد

(نسخه کتابخانه مرعشی، برگ41)

جناس

از دیگر آرایه‌های به کار رفته در شعر شهیدی قمی استفاده از آرایۀ لفظی«جناس» است به نظر می‌رسد استفاده از این آرایه به صورت غیر ارادی و کاملاً غیر هدفمند در شعر شهیدی قمی به کار رفته است و شاعر هیچگونه تلاشی برای استفاده از صنایع ادبی از خود نشان نداده است، اما به خاطر روح کلام و استفاده از واژگان در محور همنشینی کلام در پاره‌ای از چنین آرایه‌ای بهره برده است:

 

 

عشّاق را حيات از آن سرو قامتست

صد مرده زنده ساخت زقامت قيامت است

 

 

گهي خدنگ زند بر دلم گهي ناوك

(نسخه دانشگاه تهران،برگ22)

 

كدام تير كه آن ترك را تيركش نيست
   

 

 

شهيدي از قدح عشق دُرد و دَرد بكش

(نسخه کتابخانه مرعشی، برگ59)

 

زبخت تيره ترا چون شراب بيغش نيست

(نسخه کتابخانه مرعشی، برگ32)

تشبیه

 شهیدی قمی در بیشتر موارد از آرایۀ تشبیه به صورت غیرحرفه‌ای بهره برده است . به نظر می‌رسد تشبیهات شاعر در مواردی که به صورت اتفاقی و به خاطر زنجیره‌ی کلام و به صورت اضافۀ تشبیهی و تشبیه بلیغ به کار می‌رود، توانسته است به خیال پردازی شاعر کمک بیشتری نموده و به شعر خود روح و تحرک ببخشد.

 

فرود آورد از سيل بلاغمخانه‌ام برسر

چه بد كردم به چشم اشكبار خود نمي‌دانم

فرود آورد از سيل بلاغمخانه‌ام برسر

چه بد كردم به چشم اشكبار خود نمي‌دانم

(نسخه مرعشی قم، برگ 25)

استعاره

عشاق را حيات از آن سرو قامتست

صد مرده زنده ساخت زقامت قيامت است

چون ابر شدش رو سيهي مانع اگر نه

آن ماه زهم‌خانگي‌ام عار نمي‌داشت

(نسخه مرعشی قم، برگ 24)

کنایه

مزن در جان من آتش مباد آه منت گيرد

زخون دل ميفشان زلف ترسم دامنت گيرد

دلير پيش تو هر شيردل كه بنشيند

ترا شناسد و در خاستن زبون خيزد

همان ، برگ 29))

9- ویژگی های فکری

عامیانگی

یکی از ویژگی‌های مهم شعر مکتب وقوع و عصر صفوی، عامیانگی فکری و زبانی است و شهیدی قمی نیز از این قاعده مستثنا نیست :

بي تو دلم كباب و جگر پاره شد بيا

من خام و پخته‌ي توام و ديده جاي تست

(نسخه گلستان، برگ17)

واقع گرایی

يار رنجيده و رنجم همه ضايع شده است

با كه گويم كه مرا باز چه واقع شده است

(نسخه مرعشی نجفی قم،برگ36)

ستایش عشق

بيا اي عشق و آتش زن دل افسرده‌ي ما را

به نور خويش روشن كن چراغ مرده‌ي ما را

(نسخه گلستان،برگ 16)

سوزد از مرهم مرا داغ من زحمت مكش

داغ عشق است اين و داغ عشق بي‌مرهم خوش است

(همان،برگ20)

رسواکنندگی عشق

فتاد خشت سر خُُم ز دست باده فروش

شكست شيشه‌ي تقوا و پارسايي ما

(نسخه مرعشی قم، برگ5)

حقیر بودن عاشق

اسير سلسله‌ي آن غزال، شيرانند

از آن بگردن چون من سگي كمند نكرد

(همان،19)

کمال بخشی اکسیر عشق

درد عشقت در دلم جا كرده رويم زرد ساخت

عشق آن را زرد روسازدكه صاحب دردساخت

(نسخه مرعشی قم، برگ 22)

 

اشاره به غم غربت

به گريه حال سفر كرده يار خود پرسم

اگر پياده ببينم و گر سوار غريب

(نسخه دانشگاه تهران،برگ14)

 

خوش است داغ غريبي و درد تنهايي

 

مرا كه تفرقه بسيار در وطن بودست

(نسخه مرعشی نجفی قم، برگ 39)

ناپایداری دنیا

يك جا قرار بي‌توام اي گنج حُسن نيست

اين عالم خراب چه جاي اقامت است

(نسخه مرعشی نجفی قم،برگ33)

 

10-   نتیجه گیری

شهیدی قمی از اصلی‌ترین پیشگامان مکتب وقوع و یکی از شاعران تاثیرگذار در تغییر سبک می‌باشد و درون مایه و محتوای بیشتر غزلهای او به سبک وقوعی می باشد. از دیوان شهیدی قمی پنج نسخه‌ی خطی در دست می‌باشد که کاملترین آن مربوط به نسخه‌ی خطی موجود در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی نجفی قم است وچهار نسخه‌ی دیگر ناقص و قسمت اندکی از غزلیات شاعر را در خود ثبت کرده‌اند. مهمترین و البته یگانه هنر شاعری شهیدی قمی «غزل»است و به نظر می‌رسد در هیچ کدام از قالبهای دیگر شعری طبع آزمایی نکرده است یا حداقل به دست ما نرسیده است. تنها درون مایه‌ی غزلیات او«عشق» است آن هم از گونه‌ی عشق زمینی و البته به شیوۀ وقوعی. تمام ویژگی‌های شعر وقوعی مانند توصیف دقیق و جزئی، عامیانه گرایی هم در سطح فکری و هم در سطح زبانی، دوری از صنایع ادبی و در پاره‌ای موارد اشاره‌ای سطحی به داستان‌های کهن عامیانه در شعر او دیده می‌شود و گاه استفاده از واژگان عامیانه و اصرار شاعر برای توصیف واقعی روابط عاشقانه ، شعر او را سرد و بی روح ساخته و باعث تزلزل و سستی شعر او می‌شود، ولی در جایی که شاعر تقلید می‌کند و به سبک اواخر دوره‌ی تیموری گرایش پیدا می‌کند شعر او طرب آور و ترگونه می‌نماید. در کل باید او را شاعری متوسط به شمار آورد و از آنجا که نقش او در تغییر سبک شعری غیر قابل انکار است،  اهمیّت و توجّه به شعر او ضروری می‌نماید. و تصحیح دیوان شهیدی قمی می تواند علاوه بر معرفی این شاعر سیر تحوّل تاریخی شعر فارسی را آشکارتر نماید.

 

 

 

 

فهرست منابع:

1- آزاد بلگرامي ، مير غلامعلي ،( 1900 م )، خزانه عامره،  كانپورهند، بي‌نا.

2-  اوحدي ، تقي‌الدين ، عرفات العاشقين،  زيراكس نسخه خطي 5324 كتابخانه ملي ملك.

3- تهراني ، شاپور ، (1382)، ديوان اشعار ، تصحيح و تحقيق يحيي كاردگر، كتابخانه، تهران، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي.

4-سنبهلي ، حسين دوست ،( 1875 م )، تذكره حسيني،  لكهنو هند، بي‌نا.

5- سيستاني ، ملك شاه حسين ،( 1376)، خيرالبيان،  سه اصل نخست از فصل دوم، پايان‌نامه مقطع كارشناسي ارشد، به كوشش عبدالعلي اويسي كهخا، زيرنظر تقي پورنامداريان، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي .

6-شميسا ، سيروس ،( 1382)، سبك‌شناسي شعر،  نشر فردوس تهران، چاپ نهم .

7- صفوي ، سام ميرزا ، (1384)، تحفه سامي ، تصحيح و تحشيه ركن‌الدين همايون فرخ، تهران،  انتشارات اساطير،

8- عبدالغني خان غني ، مولانا محمد ،( 1999 م )، تذكره الشعرا، به كوشش محمد اسلم‌خان، دهلي، انتشارات سعود احمد دهلوي،

9- قمي ، قاضي سعيد ،( 1383)، ديوان اشعار ، بكوشش امير بانو كريمي، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

10- قمي ، شهیدی ، ديوان شهيدي قمي و حضوري قمی ، نسخه خطي (65-د) دانشكده ادبيات، مضبوط در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران.

11- -----، نسخه خطي دیوان شهیدی، كتابخانه آيت‌الله مرعشي قم، مضبوط در كابخانه آيت‌الله مرعشي قم.

12- -----، نسخه خطي (ميكرو فيلم شماره 225) به شماره اموالي 435، مضبوط در كتابخانه موزه  كاخ گلستان.

13- ---- ؛ نسخه خطي (ميكرو فيلم شماره 770) به شماره اموالي 536، مضبوط در كتابخانه موزه كاخ گلستان.

14- گلچين معاني ، احمد، (1369)، كاروان هند ، مشهد ، انتشارات آستان قدس رضوی .

15- گلچين معاني ، احمد ، (1374)، مكتب وقوع در شعر فارسي، احمد ، مشهد، انتشارات دانشگاه مشهد .

16- لكهنوي ، آفتاب راي ، (1976 م)، رياض العارفين،  بخش اول، تصحيح و مقدمه سيد حسام‌الدين راشدي، اسلام‌آباد، انتشارات مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان.

17-  منزوي ، احمد ،( 1350 )، فهرست نسخه‌هاي خطي فارسي،  ج 3، تهران: مؤسسه فرهنگي منطقه‌اي.

18- واله داغستاني ، عليقلي خان ،( 2001 م )، رياض الشعرا ، مقدمه، تصحيح و ترتيب شريف حسين قاسمي، دهلي، كتابخانه رضا ، رامپور.

19-هاشمي سنديلوي ، احمدعلي خان ، (1371)، مخزن الغرائب ، ج 4، تصحيح محمد باقر، اسلام‌آباد، مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان

20- هروي ، ملاقاطعي ، (1979م)، مجمع‌الشعراي جهانگير شاهي،  تصحيح و تعليق و مقدمه محمد سليم اختر، كراچي،  مؤسسه تحقيقات علوم آسياي ميانه و غربي.

21- History of Indo – Persian literature; Nabi Hadi, Iran Culture House, New Dehli, 2001.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Critical edition of his poetic style Shahidi Qummis Court*

 

Seyed Said ahadzade kulori**

Dr.Ahmad Hasani ranjbar***

 

Abstract

 

One of the main tasks and serious literary , preservation and presentation of cultural heritage and the precious resources in the form of prose and poetry in Persian literature , Persian language and literature of the past remains. Correction , introducing and making available works of science and literature of the Iranian Revolutionary Guards of Iran ''s most important tasks . Many of these priceless works by the ancients accomplished researchers in the field of literature and corrected some of the manuscripts and have remained untapped . Among the works of the deceased to the year 935 or 936 BC Court Shahidi Qummi , a noted poet of the ninth century and early sixteenth century .
The occurrence of the leading schools of be outlined Shahidi Qummi and probably the first one who put all his sonnets dedicated facts romantic relationships and why his poetry is a kind of stylistic distinction .

Martyr Qummi 385 sonnets left the light on all of them feature Waguih is obvious. The actual descriptions , express Details romance , Amyangy , and sometimes tend to blame the male lover lover ( Vasvkht ) stylistic features lyrics are Qummi martyr .even poetry is proof of the importance and necessity of correcting Court Vasvkht Shahidi Qummi are represented.

 

 

Key words: Shahid Qomi, school, event, fact, though, the general view details.

 

 

 


*This article is extracted from a PhD thesis from the first author''s dissertation .

**Ph.d Persian language and literature student – Islamic Azad University Central Tehran.

*** Associate Professor of Persian Language and Literature, Islamic Azad University Central Tehran.

 



1- دانش آموخته  دکتری تخصصی زبان و ادبيات فارسي دانشگاه آزاد تهران مركز      saed_135529@yahoo.com                             

تصحیح دیوان شهیدی قمی موضوع رساله دکتری نگارنده است که در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز دفاع گردیده است.

 شماره خبر : 322    مشاهده : 677     انتشار : 14/9/1393        آرشيو مجله میراث شهاب         آرشيو همه اخبار


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

shahab-news.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع و درج لینک اینترنتی بلامانع است.

برنامه نويسی : ايمن ديتا