قوام الدين كربالی(زنده در 839 هـ. ق) و مجله میراث شهاب

  امروز شمسی

از اینکه با نظراتتان ما را راهنمائی می کنید، سپاسگذاریم ، از انتهای مطلب با ثبت نظرات و پیشنهاداتتان ما را در ادامه این راه یاری کنید
  آرشیو مجلات  آرشیو مجلات   فراخوان مقالات  فراخوان مقالات   تماس با ما  تماس با ما   گالری تصاویر  گالری تصاویر   ارسال مقالات  ارسال مقالات   صفحه اول  صفحه اول  

  خبرهای برگزيده
شناسایی و معرفی دست خط های شیخ حر عاملی موجود در مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک
تفسیر کتاب الله و نسخه های آن
دو مرآة الکمال به كوشش: محمدعلی عیوضی
رساله در تعلیم اصول خط شمـــس‌الــدّیــن محمّــــد فطـــابی تبریـــزی
قطعاتِ مولانا کاتبی تُرشیزی(م 839ق)
کتاب‌شناسی حضرت زینب(ع)
سبـــعۀ سيّــــاره هفت‌بند در جواب هفت‌بند كاشی
انتشار ميراث شهاب شماره 72-73 ويژه تابستان و پاييز 1392
سفرنـامه حجـاز و عتبـات
پير تعليم ***صد و ده استقبال از قصيده شينيه خاقاني***
اولين مستدرک صحيفه سجاديه
ضرورت تدوین کتاب شناسی‌های موضوعی
گزارش سفر به مسکو و سنت پترزبورگ
نامه‌هاي هنـد

  آخرين اخبار
فال نامه رباعیات ابوسعید ابوالخیر
سندی در قرائت قرآن از: مصطفی قاری
دستنوشته­ هایی دربارۀ حضـرت مهدی(عج) موجود در كتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)
شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی
فهرست ترجمه­ های فارسی آثار سید مرتضی (ره)
كتاب­شـناسی و مقاله شناسی نظریه «صرفه»
رســـالة «نيّات الحج»
كتابشــــــناسی تقیّـــــه
نمونه ای موردی از: تقیۀ عالمی امامی در دمشق قرن دهم با ادعای پیروی از مذهب فقهی شافعی
اجازات شیخ أعظم مرتضی انصاری
  پربيننده ترين اخبار
  اوقات شرعی



  ارسال خبر به ما : چاپ

محمد علی عیــوضی
قوام الدين كربالی(زنده در 839 هـ. ق) و

هسته مرکزی حوزه علمی _ كلامی شیراز در سده نهم را می­توان در شش طبقه گنجانید، در طبقه اوّل شریف جرجانی (816 ه.ق) قرار دارد که میراث حوزه­های آذربایجان و ماوراءالنهر را به شیراز منتقل ساخته است و در حقیقت پایه گذار این حوزه می­باشد

    

مقدمه

هسته مرکزی حوزه علمی _ كلامی شیراز در سده نهم را می­توان در شش طبقه گنجانید، در طبقه اوّل شریف جرجانی (816 ه.ق) قرار دارد که میراث حوزه­های آذربایجان و ماوراءالنهر را به شیراز منتقل ساخته است و در حقیقت پایه گذار این حوزه می­باشد. طبقه دوم را شاگردان وی تشکیل می­دهند، کسانی همچون شـمس الدین محمّد بن شریف حسینی جرجانی (838 ه.ق) و قوام الدین کربالی (زنده در 839 ه.ق) و محی­الدین کوشکناری (پدر قطب محیی دارنده المکاتیب) و خواجه حسنشاه بقّال در این طبقه قرار می­گیرند. طبقه سوّم را شاگردان شاگردان او می­سازند که شاخص­ترین چهره­های آنان سیّد صدرالدین محمّد حسنی حسینی دشتکی (903ه.ق) و جلال الدین محمّد دوانی (908 ه.ق) هستند. طبقه چهارم شاگردان سیّد سند و محقق دوانی هستند کسانی همچون سیّد غیاث الدین منصور حسنی حسینی دشتکی (948 ه.ق) و محقّق خفری (942 ه.ق) و نجم­الدین محمود نیریزی (زنده در 921) و کمال­الدین حسین الهی اردبیلی (950 ه.ق) در اين طبقه قرار می­گيرند. طبقه پنجم شاگردان طبقه چهارم هستند و چهره­هایی همچون سیّد صدرالدین محمّد ثانی حسنی حسینی دشتکی (زنده در 961 ه.ق) و جمال­الدین محمود شیرازی (زنده در 965 ه.ق) و فخرالدین سـمّـاکی (984 ؟ ه.ق) و مصلح­الدین محمّد لاری (979 ه.ق) و میر فتح اللّه شیرازی (997 ه.ق) در آن می­درخشند. طبقه ششم شاگردان طبقه پنجم هستند کسانی همچون میرزا حبیب اللّه باغنوی شیرازی شهیر به ملّا میرزا جان (994 ه.ق)، ملّا عبداللّه یزدی بهابادی (981 ه.ق)، محمود بن محمّد دهدار (1016 ه.ق) در این طبقه قرار دارند. بسیاری از مشاهیر این حوزه به تدریج به بلاد دیگر هجرت نمودند و جريان علوم اسلامی را  در هرات و هند و عثمانی و ماوراء النهر و اصفهان رواج دادند که تفصیل آن فرصتی وسیع می‌طلبد.

از میان این شش طبقه، طبقه دوم بسیار ناشناخته مانده و اطلاعات ما راجع به آن بسیار اندک است.[1] خوشبختانه مجموعه­ای به شـماره 14034 در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی نگهداری می­شود که حاوی اطلاعاتی ارزشـمند پیرامون این طبقه می­باشد.[2] این مجموعه از یک سو برگی از حیات مبهم «أعلم تلامذه»[3] شریف جرجانی (م 816 ه.ق) قوام الدین کربالی (زنده در 839 ه.ق) را در بر دارد و از دیگر سو آفاق تازه­ای از حیات شـمس الدین محمّد بن شریف حسینی جرجانی (م 838 ه.ق) را نمایان می­کند. همچنین روزنه­ای بر شخصیّت ناشناخته عبدالرّحیم بن معروف رازی (زنده در 860 ه.ق) دارنده نیل المرام فی مذهب الأئمة علیهم السّلام[4] ـ که از شاگردان طبقه دوم است ـ می­گشاید و اطلاعاتی تازه از وی به دست می­دهد.[5] از دیگر فوائدی که در این مجموعه یافت می­شود تاریخ دقیق وفات شریف جرجانی (816 ه.ق) به خطّ سیّد صدرالدین محمّد ثانی حسنی حسینی دشتکی (زنده در 961 ه.ق) می‌باشد که نشان می‌دهد این نسخه زمانی در تملّک وی بوده است.

hg

مجموعۀ بلاغی عبدالرّحیم بن معروف رازی (زنده در 860 ه.ق)

مجموعه­ 14034 کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شواری اسلامی تماماً به خطّ عبدالرحیم رازی می­باشد. وی با سلیقه­ای در خور تحسین برگ­های کتاب را با سه ستون عمودی (دو ستون هفت سانتی در دو طرف و یک ستون دو سانتی در وسط) تقسیم کرده است. در ستون میانی متن قسم ثالث مفتاح العلوم را کتابت کرده است (برگهای 3ر تا 294ر). قسم ثالث مفتاح العلوم در دو بخش نگارش یافته است، بخش اوّل آن در علم معانی (تا برگ 194 ر) و بخش دوّم در علم بیان است (تا برگ 294ر). در ستون سـمت راست شرح مفتاح العلوم تفتازانی (برگهای 3ر تا 294ر) و در ستون سـمت چپ المصباح فی شرح المفتاح (برگهای 3ر تا 294ر) را نگاشته است. این دو شرح نیز به مانند متن در دو بخش کتابت شده­اند.

وی با شش صفحه بین بخش معانی و بخش بیان فاصله ایجاد کرده است. از این شش سه صفحه سفید مانده و یک صفحه(برگ 194 پ) مشتمل بر یادداشتی است که سعی شده تا محو شود، ولی هنوز می­توان با زحمت بخشهایی از آن را خواند، آغاز این یادداشت چنین است: «اگر گویند بناء مذهب اهل البیت بر چیست، جواب گوییم: که بر ایمان و اسلام ... و روزه و ... و حج و جهاد. انجام آن چنین است: اگر گویند ... عالم [!] چیست، جواب گوییم: ....». در اواسط این یادداشت اسامی دوازده­گانه حجّت­های خدا ـ صلوات اللّه علیهم ـ ذکر گردیده است. صفحه 196 پ نیز مشتمل بر اجازه قوام الدین کربالی به عبدالرحیم بن معروف است که مابین بخش معانی و بیان مفتاح نگاشته شده است. در صفحه بعد (197 ر) ترنج و سر ترنج مُذَهّب و الوانی را می­بینیم که داخل آن با زر نوشته شده است: «إنّ الکتاب و شرحیه لکاتبه عبدالرحیم بن معروف و صاحبه».

در ادامه(از صفحه 197) بخش دو قسم ثالث مفتاح همراه آن دو شرح به همان شکل کتابت گردیده است. در انتهای المصباح ( 294 ر) یادداشتی از سیّد صدرالدین محمّد ثانی حسنی حسینی دشتکی (زنده در 961 ه.ق) آمده که در آن مطالبی راجع به مؤلف المصباح ذکر شده است.

ادامه این مجموعه در بردارنده یک رساله و یک کتاب از عبدالرحیم رازی می­باشد. کتاب وی نظم البیان نام دارد و در آن کوشیده است تا قسم ثالث مفتاح العلوم را به نظم درآورد «295پ ـ 353ر». و رسالۀ او که پس از نظم البیان تألیف گردیده درصدد پاسخ به اشکالاتی است که «بعض القاصرین» به تعریف وی از علم معانی در آن کتاب بيان کرده­اند. این رساله متضمّن فوائدی در منطق تعریفات نیز می­باشد. مؤلف ابتدا این رساله را «294 پ» کتابت کرده و پس از نگارش یک صفحه تصمیم گرفته تغییراتی در محتوای آن ایجاد کند و با علائم سرخ رنگ مسجّعات آن را از یکدیگر جدا نماید و عناوین را به آن رنگ بنگارد، لذا یک صفحه «295 ر» را خالی گذاشته و از صفحۀ بعد از آن دوباره از ابتدا به نگارش این رساله پرداخته است «295 پ تا 297 پ». در پایان این رساله عبدالرحیم رازی یادداشتی نگاشته و به ارتباط خود با شـمس­الدین محمّد حسینی جرجانی (838 ه.ق) اشاره کرده است «279 پ».[6] نظم البیان که از برگ بعد از این یادداشت شروع می­شود در اغلب صفحات با حواشی بسیاری از مؤلف همراه گردیده است. پس از نظم البیان در دو صفحه بعضی ابیات منسوب به امیرالمؤمنین ـ صلوات اللّه علیه ـ ذکر گردیده است. در آخرین صفحه نیز ابیاتی با عنوان «معجون فلاسفه من منظومات مولانا حکیم» و «لکاتبه عفا اللّه عنه بفضله» آمده است.

در برگ‌های آغاز نسخه این یادداشت آمده است: «مفتاح العلوم و شرحیه من المحققَین المدققَین السیّد الشریف و سعدالدین التفتازانی» «هذه النسخة النفیسة و الدرع اللّطیفة کان للإمام الهمام أستاد البشر العقل الحادی عشر سیّد المحققین و سند المدققین السیّد صدرالدین الشیرازی ـ أنار اللّه برهانه و رفع فی الخلد أعلامه ـ فی القرن التاسع من الهجرة و ها نحن فی القرن الرابع عشر من هجرة خیر البشر، الأقلّ الفانی علی اصغر المازندرانی 1335» این تملیک نشان می‌دهد که مازندرانی صدرالدین محمّد ثانی را با صدرالدین محمّد اوّل خلط نموده و گمان کرده است که تملیک برگ 294  از سید سند است. در آخر نسخه نیز  این یادداشت دیده می‌شود «بمنّه و جوده ـ تعالی و تقدّس ـ من عواری الدهر لدی الأقلّ الفانی الحاج ...قلی اصغر الهزار الجریبی المازندرانی کتبه بیده الخاسرة القاسیة فی ذی‌الحجّة الحرام سنه 1334» و بعد آن مهری با نقش «علی اصغر» آمده است.

hg

قوام­الدّین الکربالی/قوام الدین کلباری(زنده در 839 ه.ق)

و نمونۀ خطّ وی در مجموعه بلاغی رازی

هیچ یک از منابع تاریخی بخش جداگانه­ای را به ترجمۀ قوام الدین کربالی اختصاص نداده‌اند،[7] بلکه نام وی همواره در ترجمه شاگردان وی یاد می­شود. در اسم وی اختلافی دیده نمی­شود، و منابعی که به ذکر نام او پرداخته­اند همگی او را محمّد دانسته­اند. امّا لقب وی باری همام­الدین و باری قوام الدین ذکر گردیده است. همچنین نسبت وی گاهی کربالی و گاهی کلباری (/گلباری!) ضبط شده است.[8] کاربست ریخت کلبار به جای کربال به جهت قرابت آوایی آنهاست که در عربی کربالی و در فارسی کلباری خوانده می‌شود. «كر نام رودخانه‌ای است و چون از دو جانب این رودخانه دهات و مزارع افتاده است هر جانبى را بال گویند [و] در آخر سردسیرات فارس در جانب مشرقى شیراز است‏»[9]. در این مورد بال صورت دیگرى است از بار به معنى ساحل و كنار، كناره، ناحیه، منطقه، جاى، حوالى، مملكت و مطلق زمین مانند اروند بار به معنى ساحل اروند یا دجله و چنین است تركیبات دریابار، رودبار، زندبار، بنابراین كربال به معنى سرزمینهاى ساحل رود كر مى‏باشد.

قدیمترین منبعی که نام وی در آن دیده می­شود موسوعه گرانقدر الضوء اللّامع لأهل القرن التاسع می­باشد. حافظ سخاوی (م 902 ه.ق) در دو جا از وی نام برده است. وی اولین بار در ذیل ترجمه حمیدالدین عبدالمحسن شروانی (م 889 ه.ق) که از شاگردان کربالی است و سخاوی خود او را در مکّه دیده بوده از کربالی نام برده است. بنا به گفته سخاوی شروانی نزد کربالی منطق، اصول فقه، اصول دین، تفسیر و حدیث و بلاغت آموخته است. او متون درسی آنها را نیز نامبرده و نوشته که کربالی در تفسیر الکشّاف و در حدیث جامع بخاری و الخلاصة فی اصول الحدیث و در کلام شرح المواقف و در بلاغت شرح المفتاح تفتازانی و المصباح را تدریس می­کرده است.[10] دیگر باری که حافظ سخاوی از کربالی یاد نموده در ذیل ترجمه قطب الدین محمّد اصفهانی شیرازی سناء (زنده در 897 ه.ق) می­باشد که او نیز از شاگردان کربالی در کلام است. سخاوی در اینجاست که کربالی را «أحد تلامذة الجرجانی» دانسته است. لازم به ذکر است که سناء و فرزندش عفیف الدین محمّد از شاگردان حافظ سخاوی نیز می­باشند و در سالهای 886 ه.ق و 897 ه.ق در مکّه از او استفاده برده‌اند و پدر از او اجازه روایت گرفته است.[11] بنا بر این اطلاعاتی که سخاوی از کربالی به دست می­دهد با یک واسطه به توسط دو شاگرد کربالی نقل گردیده و می­تواند یکی از موثّق ترین منابع درباۀ  کربالی باشد. سخاوی تنها نشان داده که کربالی از شاگردان شریف جرجانی بوده است و متونی که وی تدریس می­کرده و نیز دو تن از شاگردان او را نام برده است. لازم به ذکر است که حافظ سخاوی کربال را می­شناخته و در ذیل ترجمه قطب الدین أحمد کربالی آن را یکی از نواحی شیراز دانسته است.[12]

منبع موّثق دیگری که از کربالی یاد نموده است کشف الحقائق المحمّدیّة اثر غیاث الدین منصور حسینی دشتکی شیرازی (م 948 ه.ق) می­باشد. ظاهراً غیاث الحکماء پس از نگارش اوّلیه این کتاب هنگامی که خواست آن را برای فرزندش میر صدرالدین محمّد ثانی (زنده در 961 ه.ق) تدریس نماید تغییرات اندکی در آن ایجاد نمود، لذا ما امروزه دو تحریر از این کتاب در دست داریم.[13] در هر دو تحریر نام کربالی ذکر گردیده امّا با تفاوت هایی. وی در تحریر اول می­نویسد: «و أخذ (سیّد سند) العلوم الحکمیّة من علماء عقلاء منهم من المولیٰ الموالی، قوام الدین الکربالی و هو الفرید الوحید فی زمانه، و هو أعلم تلامذة السیّد الشریف الجرجانی المنتهی إلی قطب الفضلاء و من سبقه من العلماء». اما در تحریر دوم این عبارت را حذف نموده و جای آن را عوض نموده و چنین نوشته است: «و له (سیّد سند) مباحثات و مناظرات مع المولیٰ الوالی قوام‌الدین محمّد الکربالی، و لقد صرف عنانه عمّا جریٰ و مضیٰ علیه من آراء قرّر استاده السید الشریف الجرجانی الذّی أبرز کثیراً من القرمطة فی الفلسفة». از آنجا که در هر دوی این تحریرها در ادامه نوشته است «و له طریقة خاصّة أُخریٰ ...» معلوم می­گردد که هر چند در تحریر دوم از واژه تلمّذ استفاده نکرده است، لکن مراد وی از مباحثه همان تتلمذ است، لذا در مقابل آن طریقه، طریقۀ دیگر را نیز معرّفی نموده است.

در جنگ میر ابوالمفاخر بن فضل‌اللّٰه حسینی شیرازی (متولد 988 ه.ق)[14] در ذیل عنوان «میرصدرالدین محمّد ولد استاد البشر میر غیاث‌الدین منصور احوال پدر بلند اختر خود اینچنین به تحریر درآورده» یادداشتی از سیّد صدرالدین ثانی ـ که می‌دانیم کشف الحقائق المحمّدیّة را نزد پدر آموخته ـ آورده است که می‌تواند شارح نوشته غیاث الحکما باشد؛ ما در اینجا عین عبارات وی را نقل می‌کنیم: «علّامه شیرازی امیر صدرالدین محمّد ـ رضی اللّٰه عنه ـ در اوائل طلب تلمّذ مولانا قوام‌الدین کلباری نموده که خلیفه معتبر و افضل تلامذه امیر سیّد شریف علّامه بوده؛ و به اندک وقتی علّامه قوامی گوید که تو جهت خود تدبیری کن و فکر استادی دیگر نما که من از درس گفتن شـما عاجزم و تاب مباحثه شـما ندارم و شـما از من برتر و بهتر شده‌اید. میر خود مدّتی بود که این حال معلوم دانست و در این فکر بود، امّا ملاحظه خاطر استاد می‌کرد؛ و چون او در نصرت استادش میر سیّد شریف علّامه قدری بی اختیار بود و در اوّل حال که میر بر سیّد اعتراضات میکرده بدو گوش نمی‌کرده و اعراض می‌نموده لیکن در آخر اعتراف نموده که من از روی تعصّب چنان می‌کردم و شـما محقّید و اعتراضات وارد و ورقی چند بیرون آورده که در این مدّت آنها را ثبت می‌کرده بوده».[15]

قاضی نوراللّه مرعشی شوشتری (1019 ه.ق) در مجالس المؤمنین کربالی را به مانند برخی دیگر از «تلامذه سیّد المحققین میر سیّد شریف علّامه شیرازی» از اساتید سید ضیاء الدین نوراللّٰه مرعشی شوشتری در شیراز دانسته است.[16]همچنین در ترجمه «سیّد الحکماء و المدققین امیر صدرالدین محمّد الشیرازی» حاصل ترجمه عبارات غیاث الحکماء در کشف الحقائق المحمّدیة را نقل نموده است.[17]

منبع کهن دیگری که از کربالی / کلباری یاد کرده است حبیب السیر می­باشد. خواندمیر (م942 ه.ق) در ذیل عنوان «ذكر طایفه‌ای از سادات و علما و اشراف كه بعضى از ایشان با سلاطین آق قوینلو و زمره‌ای در ایام دولت ابد پیوند شاهى اكتساب فضل و كمال نموده‏اند» به ذکر ترجمه دانشمندان اواخر حکومت آق قوینلو (780 ـ 908 ه.ق) و اوایل حکومت صفوی (907 ـ 1135 ه.ق) پرداخته است. وی در صدر این فصل به ترتیب از سیّد صدرالدین محمّد حسینی دشتکی شیرازی ـ سید سند ـ (م 903 ه.ق) و جلال الدین دوانی (م 908 ه.ق) و شرف الدین شیفکی شیرازی (م 907 ه.ق) نام برده و هر سه را شاگرد کربالی قلمداد نموده است. البته وی همه جا از نسبت گلباری/کلباری استفاده نموده است. وی در ترجمه سیّد صدرالدین محمّد حسینی دشتکی شیرازی ـ سید سند ـ (م 903 ه.ق) و شرف الدین شیفکی شیرازی (م 907 ه.ق) کلباری/گلباری را با لقب قوام الدین نام برده اما در ترجمه جلال الدین دوانی (م 908 ه.ق) از وی با لقب همام الدین یاد نموده است.[18]

حسن بیگ روملو (زنده در 899 ه.ق) نیز در احسن التورایخ دو جا از کربالی یاد می­کند ـ ذیل ترجمه دوانی و ذیل ترجمه شیفکی ـ و مطالب حبیب السیر را تکرار می­کند.[19]

در اینجا ممکن است تصور شود که همام الدین و قوام الدین دو شخصیّت متفاوت هستند، همانگونه که دارنده فارسنامه ناصری گمان نموده و در ذیل «بلوک کربال» از دو شخصیّت نام برده است. عجیب آنکه وی قوام الدین را استاد «حضرت افادت و افاضت منزلت، سید المدققین میر صدر الدین محمد دشتكى شیرازى ... و علامه دوانى‏» هر دو می­داند و همام الدین را شخص دیگری که وی نیز از قضا «معاصر سلاطین قره قوینلو و آق قوینلو تركمان‏» بوده است. حال آنکه خواندمیر (م942 ه.ق) ـ که مأخذ فارسنامه است ـ قوام‌الدین را استاد سیّد سند و همام‌الدین را استاد محقق دوانی دانسته بود. میرزا عبداللّه اصفهانی (م 1130 ه.ق) نیز در ریاض العلماء احتمال داده که قوام‌الدین پدر همام‌الدین باشد.[20] اما این احتمال بعید می­نماید زیرا مراتب تحصیلی محقق دوانی و سید سند این چنین فاصله­ای ندارد که یکی شاگرد پدر و دیگری شاگرد پسر باشد. به هر حال به نظر می­رسد این همام‌الدین و قوام‌الدین یک نفر باشند که همان قوام الدین کربالی است و برای خواندمیر(م942 ه.ق) در نام بردن از همام‌الدین سهوی روی داده باشد، گو اینکه عبارت وی به جهت ذکر شرحی نیکو بر طوالع در عداد آثار همام الدین مؤید تمایز آنها باشد؛ زيرا منابع خواندمیر (م942 ه.ق) لاجرم شفاهی می­باشد و با وسائطی که در مقابل وسائط حافظ سخاوی نمی­توان چندان به ایشان اعتماد کرد و آنها را ضابط دانست، امّا در منابع موثق و معتبری مانند الضوء اللّامع و کشف الحقائق المحمّدیّة با یک واسطه موّثق که خود از شاگردان کربالی می­باشند لقب و نسبت وی به دقّت ضبط گردیده است.[21]

این منابع قوام­الدین محمّد کربالی را در حالی به ما معرفی می­کنند که از تاریخ تولد و وفات او اطلاعی در دست نیست. حتّی تاریخ تقریبی حیات او را روشن نمی­کنند. از نام پدر و خاندان وی اطّلاعی به دست نمی­هند و تنها شریف جرجانی (816 ه.ق) را به عنوان استاد برای وی نام می­برند. این منابع از شاگردان او پنج تن را به ما می­شناسانند: سیّد صدرالدین محمّد حسنی حسینی دشتکی (903ه.ق)، جلال­الدین محمّد دوانی (908 ه.ق)، شرف­الدین شیفکی شیرازی (م 907 ه.ق)، حمیدالدین عبدالمحسن شروانی (م 889 ه.ق)، قطب الدین محمّد اصفهانی شیرازی سناء (زنده در 897 ه.ق). از تألیفات وی نیز تنها به شرح طوالع الأنوار من مطالع الأنظار اشاره می­نمایند. البته حافظ سخاوی اطّلاعات مفیدی از متونی که وی تدریس می­نموده به دست می­دهد و بر این اساس معلوم می­گردد که وی در بلاغت، منطق، اصول دین (کلام) و اصول فقه، حدیث و تفسیر کرسی تدریس داشته و امّهات کتب این علوم همچون الکشّاف، المصباح، شرح المفتاح تفتازانی، شرح المواقف، جامع بخاری و ... را تدریس می­نموده است.[22]

در مجموعه عبدالرحیم رازی (زنده در 839 ه.ق) اطلاعات تازه­ای راجع به کربالی می­یابیم. این مجموعه در بر دارنده یک صفحه از دستخط کربالی است که در نوع خود منحصر به فرد می­باشد. نام وی به صورت کاملتری در انتهای دستخط آمده است و می­توان آن را به صورت قوام بن آدم بن علی الکربالی خواند.[23] تاریخ کتابت این اجازه اوائل ذی­القعده سال 839 ه.ق در شیراز[24] می­باشد و نشان می­دهند که کربالی در آن سال هنوز در قید حیات بوده است. وی علاوه بر درود به خاندان پیامبر بر اصحاب وی که آنها را «أهل الحلّ و العقد و الاقتباس» دانسته است نیز درود می­فرستند، البته توجه به تعابیر و تقدیم تفصیلی آل بر اصحاب گرایش وی به خاندان پیامبر را نمایان می­سازد. محتوای این دستخط اجازه­ای است که کربالی برای عبدالرحیم رازی (زنده در 839 ه.ق) نگاشته است و در آن نشان داده که رازی شش کتاب المصباح و و شرح التجرید و شرح مطالع الأنوار و الکشّاف و حاشیة الکشّاف تفتازانی (793 ه.ق) و کشف الکشّاف بهبهانی(745 ه.ق) را نزد کربالی درس گرفته است، و پس از این قسم ثالث مفتاح العلوم را با استادی به نظم درآورده است. بنا بر این بر تعداد شاگردان کربالی نفر ششمی اضافه می­گردد. همچنین از این اجازه استفاده می­شود که کربالی سه کتاب اول را نزد شریف جرجانی آموخته بوده است. وی راجع به این تدرس می­نویسد: «علی قدر ما استفدت بمزجاة بضاعتی و قلّة عدّتی و صناعتی عن حضرة مؤلفها». این تعبیر موجب می­شود که ما احتمال بدهیم منظور او از شرح مطالع و شرح تجرید حواشی شریفیّه بر این دو کتاب باشد، و می­دانیم که حواشی شریفیّه علی حده تدریس می­شده­اند. نثر پخته این اجازه و پنج بیت شعری که کربالی در مدح نظم البیان عبدالرحیم رازی سروده است[25] نشانگر رتبۀ وی در نظم و نثر عربی می­باشد. متن این اجازه در ادامه ذکر می‌شود و تصویر آن پیوست می‌گردد.

 

شمس­الدین محمّد بن شریف جرجانی(838 ه.ق) در مجموعه بلاغی رازی

شـمس­الدین محمّد بن شریف حسینی جرجانی(838 ه.ق) فرزند و شاگرد شریف جرجانی (816 ه.ق) می­باشد. همانطور که قبلاً نشان داده­ام.[26] وی در حوالی سال 800 ه.ق در سـمرقند زاده شده است و در 838 ه.ق در شیراز درگذشته و در جوار مزار پدر به خاک سپرده شده است. وی در تدوین و نگارش متون مدرسی و شروح و حواشی توضیحی پيرامون آن­ها اقدامات مفیدی نموده که می­تواند در آموزش علوم قدیمه مورد استفاده قرار گیرد. اطلاعات عامّی که راجع به وی یافت می­شود را قبلاً در همانجا ارائه کرده­ام و اطلاعات تازه یاب را در آتیه ارائه خواهم نمود.

من در آنجا همانند شیخ آقابزرگ تهرانی (1389 ه.ق) و سیّد محسن أمین (1371 ه.ق) و مدرّس خیابانی تبریزی (1373 ه.ق)[27] به اشتباه حسین بن محمّد بن علی القاریء البهشتی را شاگرد شـمس­الدین جرجانی قلمداد کردم. منشاء این اشتباه بدخوانی عبارت ریاض العلماء می­باشد. میرزا عبداللّه اصفهانی (1130 ه.ق) در ترجمه بهشتی نوشته است «هو الشیخ حسین بن محمد بن علی القاری‏ء. فاضل عالم متكلم إمامی متقدم على الشیخ خضر الحبلرودی أو معاصر له‏ ـ تلمیذ ولد السید الشریف المعاصر للسلطان شاه إسـماعیل الصفوی، فإنه نقل عنه بعض الفوائد على ما وجدناه فی شرح نهج المسترشدین للعلامة تألیف الحبلرودی المذكور ـ». مراد او از «تلمیذ ولد السیّد ...» و تمام توضیحاتی که بعد آن بیان می­کند حبله­رودی (زنده در 852 ه.ق) می باشد نه بهشتی.[28] شرح نهج المسترشدینِ حلبه­رودی، التحقیق المبین نام دارد و نسخه­هایی از آن در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی و کتابخانه بزرگ حضرت آیت اللّه العظمیٰ مرعشی نجفی[29] و کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار[30] یافت می­شود. مواردی که حبله­رودی در التحقیق المبین از شـمس­الدین جرجانی یاد نموده بر اساس نسخه شـماره 6111 کتابخانه بزرگ حضرت آیت اللّه العظمیٰ مرعشی نجفی به شرح ذیل می­باشد. در خطبه کتاب می­نویسد: « إنّی لمّا فارغت عالی‌مجلس حضرة الأستادیّة بـ شیراز ـ أدام الله ظلاله و لاأحرمنا .. ـ» (ب1)، سپس در (ب4) از الرّشاد فی شرح الارشاد یاد می‌کند. در (ب42) به مناسبت بحث از تصدیق دیدگاه وی را نقل می­نماید. همچنین در (ب111) از او یاد نموده است. لازم به ذکر است که وی در (ب67) از حواشی شریف جرجانی بر تسدید القواعد فوائدی نقل کرده است. همچنین در (ب132) از حسن بن محمّد بن علی بن مهدی حلی با عنوان «بعض اخواننا المؤمنین» یاد می‌کند.

من در فهرست آثار شـمس­الدین جرجانی شش اثر وی را شـمرده بودم و الحاشیة علی طوالع الأنوار من مطالع الأنظار را ذکر نکرده بودم. حال آنکه قاضی نوراللّه شوشتری (1019 ه.ق) از این اثر نامبرده[31] و در فهرست کتابهای خطّی کتابخانه ملّی ملک نسخه­ای از آن با نام شرح طوالع الأنوار گزارش شده است.[32] این نسخه با استناد به صفحه عنوان به میر محمّد بن میر سیّد شریف جرجانی نسبت داده شده است، لکن برای تصدیق صحّت این انتساب می­بایست نسخه را از نزدیک مشاهده کرد، زیرا آغاز و انجام آن با آغاز و انجام مطالع الأنظار فی شرح طوالع الأنوار هماهنگی دارد.

در بعض مواضع محمّد بن علی بن محمّد حسینی جرجانی قاری دارنده تجوید القرآن به فارسی(سدۀ نهم) با شـمس‌الدین جرجانی یکی انگاشته شده و کتاب تجوید القرآنش به او نسبت داده می‌شود. این یکی انگاری و انتساب قطعاً درست نیست. از این جرجانی قاری مجموعه رسائلی در کتابخانه بزرگ حضرت آیت اللّٰه العظمیٰ مرعشی نجفی موجود است که برگ‌هایی از تاریخ حیات او را روشن می‌کند، و در فرصتی دیگر به آن خواهم پرداخت.

در مجموعه عبدالرحیم رازی اطلاعات تازه­ای از شـمس­الدین جرجانی بدست می­آید. همانطور که قاضی نوراللّه شوشتری (1019 ه.ق) نوشته است یکی از آثار جرجانی شرح الفوائد الغیاثیّة است که خوشبختانه نسخه­ای از آن در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.[33] الفوائدالغیاثیّة یکی از دو تلخیصی است که از قسم ثالث مفتاح العلوم صورت گرفته و به عنوان متن مدرسی رواج داشته است. تلخیص دیگر از خطیب قزوینی (739 ه.ق) است که البته از اقبال بیشتری برخوردار بوده است. این کتاب را قاضی عضدالدین ایجی (756 ه.ق) به نام خواجه غیاث الدین محمّد بن خواجه رشیدالدین فضل اللّه همدانی نگاشته است. به واسطه یادداشتی که عبدالرّحیم رازی در این مجموعه نگاشته است معلوم می­شود که شـمس­الدین جرجانی قصد داشته است این شرح را به یکی از ملوک بهمنی دکن پیشکش نماید، و به همین جهت کلمات مسجعی را که می­خواسته در مدح پادشاه در خطبه کتاب بگنجاند برای عبدالرحیم رازی فرستاده است و از او خواسته تا آنها را به شعر درآورد. نام پادشاه در یادداشت رازی نیامده است، امّا با توجه به این که در سالهای 800 ـ 838 ه.ق (سالهای زندگانی جرجانی) فیروزشاه بن داود شاه (800 ـ 825 ه.ق) و احمد شاه بن داود شاه (825 ـ 838 ه.ق) از بهمنیان بر دکن حکومت می­کرده­اند می­بایست یکی از ایشان باشد. از آنجا که سال دقیق انتقال پایتخت بهمنیان از گلبرکه به بیدر توسط احمدشاه معلوم نمی­باشد، و به احتمال بسیار این مسئله از ابتدای سلطنت احمدشاه انجام نگرفته است، لذا نمی­توان تعبیر «والی گلبرگه» که در متن آمده است را منصرف به فیروزشاه دانست. نسخه­ای که ما از شرح الفوائد الغیاثیّة در دست داریم فاقد این اشعار و حتّی کلمات مسجّع است. احتمال می­رود که جرجانی این شرح را به درخواست پادشاه نوشته باشد ولی قبل از آنکه به اتمام برسد پادشاه وفات کرده باشد. عبدالرحیم رازی در این یادداشت شـمس­الدین جرجانی را استاد خود دانسته است و از او با احترام بسیار یادکرده است. و بر این اساس به شـمار شاگردان جرجانی، او نیز اضافه می­شود. احتمالاً بین شـمس‌الدین جرجانی و حبله‌رودی و عبدالرّحیم رازی به جهت مذهب مشترک در حوزه شیراز که اکثریّت آن سنی مذهب بودند الفت و علاقه خاصی برقرار بوده است.

 

تاریخ وفات شریف جرجانی و تملیک سیّد صدرالدّین محمّد ثانی در مجموعه رازی

در برگ 294 مجموعه بلاغی رازی یادداشتی از سیّد صدرالدین محمّد ثانی حسنی حسینی شیرازی فرزند غیاث‌ الحکما ثبت شده است که بیانگر تاریخ دقیق وفات شریف جرجانی است: «هذا هو شرح مولانا و شیخنا و سیّدنا، امام المحققین، سلطان المدققین، قطب أهل الحقّ و الیقین، الإمام السیّد الشریف العلّامة ـ رضوان اللّٰه علیه و کرّم وجهه ـ ؛ أجاب ـ علیه الرّحمة ـ داعی الحقّ فی یوم الأربعاء سادس ربیع الآخر سنة ستّ عشر و ثمانمأة بدارالملک شیراز ـ رضی اللّٰه عنه و أرضاه و بوّاه أسنی ریاض رضاه ـ و أنا العبد العبد الفقیر صدر بن ناصر الشریعة منصور بن محمّد بن منصور الحسنی الحسینی الشیرازی صاحب هذا الکتاب ـ رحمهم اللّٰه تعالی ـ ». ناصر الشریعة نقش مهر غیاث الحکما بوده است[34] و صدرالدین محمّد ثانی در بسیاری از مواضع از او اینگونه یاد می‌کند، تملیک دیگری نیز از صدرالدّین محمّد ثانی  در آغاز کتاب اشراق اللّاهوت فی شرح الیاقوت اثر رکن الدین جرجانی (728 ه.ق) موجود است که به شـماره 10187 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی ثبت شده و به همین خطّ نگاشته شده است.

 


[إجازة قوام­الدین الکربالی لـ نورالدّین عبدالرّحیم بن جمال­الدین معروف الرّازی]

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

نحمدک اللّهُم یا مَن فَتَح خزائنَ الحکَم و الحقائق بمفتاحِ العلوم و المعارف، و أجرَیٰ سفائنَ الفِکَر وَ الدّقائق فی نحور البحور المهَرَة المَعارف، اَطلعَ بحکمتِه أنوارُ الهِدایة مِن مَطالِع البَصائر الوَقّادة، و اَطلعَ بقدرته انوارُ الدّرایة من مشارع الطبائع النقّادةِ، انعم علی نوع الإنسان بدیع البیان الموضح عن لطائف المعانی و أکرم من بینهم أهل الذکر بالتهدی إلی إعجاز نظم المثانی؛ کشف بکلامه القدیم عن أسرار أزلیّته لأُولی العقول و الألباب، و وصف فی کتابه الکریم نعوت سرمدیّته لمن یثق بیوم الحساب؛ فسبحان من لم یتطرّق غیره فی صمائم قلوب أرباب التوحید، و لم یخطر شیءٌ سواه علی حواشی خواطر أهل التجرید.

و نصلّی علی سیّد سادات العَالِمَین و سند إسناد العالِمِین النبیّ المدنیّ الذّی لم یفصح عن کمال فصاحته لسان الفصحاء و لم یبلغ کنه بلاغته إدراک البلغاء، ترقّیٰ بیان حقیقة جلاله عن مجاز التمثیل و التشبیه و الاستعارة و تعالیٰ شأن کماله عن الإشارة بالتلمیح و التصریح و الکنایة، و علی عترته الطاهرة الذین شیّدوا بیت النبوّة بالتصریع و التشریع و أعانوا عساکر الدین بالاستتباع و التفریع، و علی صحابته الباهرة أهل الحلّ و العقد و الاقتباس صلاةً خارجةً عن العدد و القیاس.

و بعد فمن فواضل اللّه الرحیم بعَبْده و عَواطِفِ الملِک الکَریم من وَعده أن أسعدنی بمجاورة من تفرّد بین الأشراف و الأفاضل بتقویٰ اللّه ـ تعالیٰ ـ و الاتّسام بسمة الأماجد و الأماثل، المتحلّیٖ نفسه النفیس بفنون العلوم العقلیّة، المزّیِّن ذاته الشریف بصنوف المعارف النقلیّة، صاحب الرأی الصائب و الذّهن المصفّیٰ الثاقب، المشار إلیه من بین الفضلاء بالبنان لاسیّما فی علم المعانی و البیان، المولیٰ العالم الفاضل و الهمام المتّقی الکامل نورالملّة و الدّین عبدالرّحیم ـ أعلی اللّه تعالیٰ معالم شأنه ـ ابن المولیٰ الأفخم الأعظم قاضیٖ قضاة المسلمین، مقرّب الملوک و السّلاطین، المستغنیٖ بشهرة فضائله عن الإطناب و الألقاب جمال الدّین معروف ـ أیّده اللّه تعالیٰ استظهاراً للأنام و أعلی مراتب شأنه لإعلاء الأحکام ـ و قد جریٰ بیننا مباحثة کتاب المصباح فی شرح المفتاح فی علم المعانی و البیان، و شرح تجرید الکلام فی أصول الدّین و شرح مطالع الأنوار فی علم المیزان علی قدر ما استفدت بمزجاة بضاعتی و قلّة عدّتی و صناعتی عن حضرة مؤلفها ـ روّح اللّه تعالیٰ روحه الشریف و أعلی فی حظائر القدس شأنه المنیف ـ مع طرف من الکشّاف مع شرحَیه الکشف و شرح العلّامة التفتازانی بطریق العدل و الانصاف،[35] و لعمری إنّ مثله فی الفضائل السنیّة و نحوه فی المفاخر العلیّة غیر محتاج إلی مدح بالفوز بتحقیق تلک العلوم و الحقائق و الظفر بنُکتِ أسالیبها و الدّقائق، فما احتاج النهار إلی دلیل.

ثمّ إنّه کما نقد نفائس معانی کتاب المفتاح بمعیار فهمه الثاقب وَ وَزنَ عیون نُکتِها بمیزان فکره الصائب جمع جواهر ألفاظه المأثورة فی سلک الألف و اللّام و نَظَمَ فوائد کلماته المنثورة فی نظام الضبط و النظم، لیبقیٰ مَد۫ی الدّهرِ عِقداً نفیساً لمعاقد العلوم و الآداب و یشهد علی شأنِه صاحبه فی تحقیق الکتاب، و لقد أحسنَ مَن قال:

حقیق بأن یُجزی عطاءً مؤصّلاً
 لقد بذل الجهد البلیغ لنظمه
و لو علم الشیخ المؤلف سعیَه
و لکنّ علّام السرائر لم یضع
و کم فاضل ألقیٰ إلیه بسمعه

 

کریم کساه اللّه مجداً مؤثّلّا
 فجاء بحمد اللّه جزلاً مرَّتلا
 لأثنیٰ علی الرّحمٰن شکراً و حمدلا
علی أحد أجراً بالإحسان أعملا
و رحّبه جدّاً و للّه هللّا
[36]

و أرجو من صدق جنابه و خالص وفائه أن لاینسانی فی صالح دعائه فإنّ هجران أمثاله علینا عسیر ثقیل، و اللّه سبحانه علی ما نقول وکیل.

و الحمدللّه أوّلاً و آخراً و الصلاة علی رسوله و خیر خلقه محمّد المصطفیٰ و آله أجمعین.

کتبه الفقیر إلی رحمة ربّه الغنیّ المتعالی قوام بن آدم بن علی الکربالی فی بلدة شیراز أوائل ذی القعدة الحرام سنة تسع و ثلاثین و ثمانمأة.

 

 

[یادداشت عبدالرّحیم بن معروف راجع به ارتباطش با شـمس الدین جرجانی (838 ه.ق)]

قد اتّفق للفقیر إلی اللّه الرؤوف، عبدالرحیم بن معروف أن تشرّف فی بلدة شیراز ـ حمیت عن الأعواز ـ مدتاً مدیدة و برهة عدیدة بخدمة کثیر من فحول الأفاضل و جمّ غفیر من عیون الأهالی و الأماثل اکتساباً للکمال و اقتناءً للإفضال، حتّی انتهی أمری إلی أن نظمتُ القسم الثالث من مفتاح العلوم علی ما تری؛

 

فَلَمَّا جَلَتْ حَسناءُ بكْرةٍ لِفِكْرَتی

 

جلیاً علیها من بلاغتی الحُلیٰ

حکیت لأرباب الکمال بعض ما لها من الجمال و ألقیت إلیهم شیئاً من ذلک المقال، فارتابوا فیما لهم یقال، ثم اتفقوا علی أن یلقی إلیّ کلمات شتّی لأنظمها فی سلک النظم إزالةً للارتیاب و قد أتوا بما اتفقوا علیه موارداً کثیرة و استنادوا فی جمیع ذلک معانی کثیرة فی قوالب سلیمیة بأحسن عبارات و ألطف استعارات و أجمل اعتبارت؛ إلی أن ألقی إلیّ کتاب کریم من الحضرة الأستادیّة أعنی الدوحة الشریفیّة قدوة أرباب اللّسان و عمدة أصحاب البیان لازال مفیضاً بمحاسن التقریر و منعماً بلطائف التحریر و التصویر

ما إن مدحت محمّداً بمقالتی

 

لکن مدحت مقالتی بمحمّد

مولانا و مولی الأفاضل محمّد بن استاد البشر و کاشف الحقائق مبدع الدقائق السّید الشریف ـ شرّفهما اللّه فی الدارین ـ و هو یأمرنی بنظم هذه المسجّعات فی البیتین لیکتب فی خطبة شرحه للفوائد الغیاثیّة مدحاً بها لوالی گلبرگه و هو من عظام بلاد الهند و کان السلطان ـ نوّر مرقده ـ ممن یقال فیه:

رُبَّ فَتىً دُنیاهُ مَوفورَةٌ

 

تَتبَعُها آخِرَةٌ فاخِرَهْ

 

ممن کان جامعاً بین الکمالات الدّینیّة و الدنیویة؛ و المسجّعات هی هذه:

شعاره التوجّه و المراقبة و حکمه العطیبة و الموهبة و شأنه مجالسة الأفاضل و أمره مدافعة الأباطل.

نظمت

سلوک طریق الأولیاء شعاره
و صحبة أرباب الفضائل شأنه

 

و أحکامه فی الخلق بسط المواهب
و عادته تلخیصهم من غیاهب

بیت

 

 

 

 له رتبة فی الأولیاء یَرَی بها
به الهدی من شارقات تری لها
أ یرتاب یا مولای فیما اخترعته
فلا زلتَ فینا بالإفاضة منعماً
و لو أدرکتنی قطرة من غمامکم
و کیف إذا ما کان بحر عطائکم

 

من الحال ما مرّت و ما فی العواقب
مشارق فی الأیّام دون المغارب
و أنّی به أعجوبة من عجائب
و اعطیتَ بین الناس أعلی المراتب
لکنتُ إذن بالنظم فوق السحائب
تفیض علینا من جمیع الجوانب

و زدت علی المأموربه هذه الأبیات:


 

إجازة قوامالدین الکربالی (حیّاً 839 ه.ق) لـ نورالدّین عبدالرّحیم بن جمالالدین معروف بن علی الرّازی (حیّاً 860 ه.ق)

 

یادداشت عبدالرّحیم بن معروف راجع به ارتباطش با شمس الدین محمّد بن شریف حسینی جرجانی (838 ه.ق)

 

کتابنامه

جامع الشروح و الحواشی. عبداللّٰه محمّد الحبشی. ابوظبی، المجمع الثقافی، 1425 ه.ق.

حبیب السیر. غیاث الدین بن همام الدین خواند میر (م 942 ه.ق).

روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات‏. محمد باقر بن زین العابدین‏ خوانساری. به تحقیق اسدالله اسـماعیلیان. چاپ اوّل: قم، انشارات اسـماعیلیان 1390 ه.ق.

ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، عبداللّه أفندی الإصبهانی، تحقیق السیّد أحمد الحسینی، الطبعة الأولیٰ: قم، مطبعة الخیّام، 1301 ه.ق.

شرح احوال، آثار و اندیشه علّامه میر سَیّد شریف جرجانی. علی بایزیدی. چاپ اوّل: گرگان، پیک ریحان، 1394.

شرح زندگانی جلال الدین دوانی. علی دوانی. قم: چاپخانه حکمت.

الضوء اللّامع لأهل القرن التاسع، . الضوء اللّامع لأهل القرن التاسع، شـمس الدین محمّد بن عبدالرحمن السخاوی (م 902 ه.ق)، بیروت، دارالجیل.

طرائق الحقائق. محمّد معصوم شیرازی. به کوشش محمّد جعفر محجوب. تهران: انتشارات کتابخانه سنائی.

فارسنامه ناصری، میرزا حسن حسینی فسائی (1316 ه.ق)، تصحیح و تحشیه از منصور رستگار فسائی، چاپ سوّم: تهران، امیرکبیر، 1382 ه.ش.

فردوس، علاء الملک مرعشی (م 1000 ه.ق)، با مقدّمه و تصحیح و تعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی (محدّث)، چاپ اوّل: تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،  1352 ه.ش.

فهرست نسخ خطی كتابخانه بزرگ حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی؟رح؟.

فهرست نسخه­های خطّی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، علی صدرایی خویی با نظارت عبدالحسین حائری، چاپ اوّل: قم، مرکز چاپ و نشر دفتر تبیلغات اسلامی حوزه علمیّه قم، 1377 ه.ش.

فهرست کتابخانه سپهسالار. جلد دوم. محمّد تقی دانش­پژوه و علینقی منزوی. تصحیح و تجدید نظر به وسیله علینقی منزوی.چاپخانه دانشگاه تهران، 1340.

فهرست کتابهای خطّی کتابخانه ملّی ملک. جلد اوّل. زیر نظر ایرج افشار و محمّد تقی دانش­پژوه با همکاری محمّد باقر حجّتی و احمد منزوی. تهران، 1352.

فهرست نسخههای خطّی کتابخانه مسجد اعظم قم. صادق حسن‌زاده، محمود طیّار مراغی، رضا استادی. چاپ اوّل: قم، دفتر نشر برگزیده، 1389.

کتابشناسی میر سیّد شریف جرجانی (گرگانی). مهدی شکیبانیا و رضا پورجودای. معارف، دوره نوزدهم، شـمار3، آذر ـ اسفند 1381.

کشف الظنون عن أسامی الکتب و الفنون. کاتب جلبی القسطنطینی المشهور باسم حاجی خلیفة أو الحاج خلیفة، مصطفى بن عبد الله (1067هـ). تصحیح محمّد شرف الدّین یالتقایا و رفعت بیلگه الکیسی. بیروت. دار إحیاء التراث العربی‏. بی تا.

مجالس المؤمنین. قاضی نوراللّه شوشتری (1019 ه.ق). مقدّمه، تصحیح و تعلیقات: ابراهیم عرب پور، منصور ستایش، محمّد رضا محمّدیان، محمد حسن خزاعی، محمّد علی علی­دوست. چاپ اوّل: مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1392.

مجموعه مصّنفات غیاث­الدین منصور حسینی دشتکی شیرازی، به کوشش عبداللّه نورانی، چاپ اوّل: تهران، دانشگاه تهران و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1385 ه.ش.

معجم طبقات الـمتكلّمين، لجنة العلميه في مؤسسة الامام الصادق؟ع؟. الطبقه الاولي: قم، مؤسسة الامام الصادق، 1424 هـ . ق.

نیل المرام فی مذهب الأئمة علیهم السّلام، عبدالرّحیم بن معروف رستمداری [!]، به کوشش و با مقدّمه رسول جعفریان، چاپ اوّل: قم، نشر مورخ، 1395 ه.ش.

 



[1] . از آثار اين طبقه تنها رساله‌ای در آداب البحث به فارسی كه  به خواجه حسنشاه بقّال منسوب است دو بار و با مشخصّات ذیل به طبع رسیده است: رساله آداب البحث، به کوشش محمّد الحسینی المشکوة، سالنامه پارس، دوره نوزدهم، 1332، صص25 ـ 31؛ آداب البحث و المناظرة، حسین]![ شاه  بقّال، سید محمّد رضا رضاپور، مجموعه رسائل فارسی، دفتر هشتم، 1387، صص 173 ـ 183. البته درّة المنطق و غرّة المنطق به جهت آن كه تعريب صغری و كبری هستند مكرر به طبع رسيده‌اند.

[2] . این مجموعه نفیس در جلد سی و هشتم فهرست نسخه­های خطّی کتابخانه مجلس شورای اسلامی به اختصار معرّفی گردیده است. نگر فهرست نسخه­های خطّی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، علی صدرایی خویی با نظارت عبدالحسین حائری، چاپ اوّل: قم، مرکز چاپ و نشر دفتر تبیلغات اسلامی حوزه علمیّه قم، 1377 : ج38، صص 52 ـ 55.

[3] . تعبیری است که غیاث الدین منصور دشتکی (م 948 ه.ق) در آخرین فصل کشف الحقائق المحمّدیّة برای وی به کار می­برد. نگر مجموعه مصّنفات غیاث­الدین منصور حسینی دشتکی شیرازی، به کوشش عبداللّه نورانی، چاپ اوّل: تهران، دانشگاه تهران و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1385.

[4] . این کتاب با مشخصّات ذیل به چاپ رسیده است: نیل المرام فی مذهب الأئمة علیهم السّلام، عبدالرّحیم بن معروف رستمداری [!]، به کوشش و با مقدّمه رسول جعفریان، چاپ اوّل: قم، نشر مورخ، 1395.

[5] . در مقالتی دیگر بر پایه‌ی این مجموعه و مدارکی دیگر آفاق تازه‌تری از حیات عبدالرّحیم بن معروف را بازگو می‌کنیم. ان شاء اللّٰه تعالیٰ.

[6] . در فهرست کتابخانه مجلس شـمس‌الدّین جرجانی به اشتباه شریف جرجانی قلمداد شده و این اشتباه از آنجا به کتابشناسی میر سیّد شریف جرجانی (گرگانی) و سپس شرح احوال، آثار و اندیشه علّامه میر سَیّد شریف جرجانی راه پیدا کرده است. نگر فهرست نسخههای خطّی کتابخانه مجلس شورای اسلامی ج38، صص 52 ـ 55؛ کتابشناسی میر سیّد شریف جرجانی (گرگانی). مهدی شکیبانیا و رضا پورجودای. معارف، دوره نوزدهم، شـمار3، آذر ـ اسفند 1381؛ شرح احوال، آثار و اندیشه علّامه میر سَیّد شریف جرجانی. علی بایزیدی. چاپ اوّل: گرگان، پیک ریحان، 1394 : ص60.

[7] . البته از این میان می­بایست مرحوم آیت اللّٰه سیّد حسن صدر (1354 ه.ق) را استثناء نمود. وی در تکملة أمل الأمل بخشی جداگانه به وی اختصاص داده و اطّلاعاتی را که در ریاض العلماء و مجالس المؤمنین یافته ذکر نموده لذا مشتمل بر نکتۀ جدیدی نمی­باشد. همچنین مشتمل بر دو خطا می­باشد أوّلاً آنکه راجع به شرح المحرّر شیفکی شیرازی (م 907 ه.ق) آن را به قطع المحرّر ابن فهد حلّی (م 841 ه.ق) شـمرده و این قطع را به ریاض العلماء نسبت داده، حال آنکه در ریاض با تشکیک آمده است: « و لعله لابن فهد أو للشافعی‏». ثانیاً گمان برده است که شریف جرجانی و علّامه شیرازی (816 ه.ق) که قاضی نوراللّه شوشتری (1019 ه.ق) ذکر نموده دو کس می­باشند.

[8] . در کشف الظنون همام الدین الکلناری آمده است که قطعاً سهو یا غلط مطبعی است، نگر: کشف الظنون ج2، ص1116. این اشتباه از کشف به جامع الشروح و الحواشی نیز راه یافته است، نگر: جامع الشروح و الحواشی ج2، ص1349. مرحوم استاد عبداللّٰه نورانی در ویراست کشف الحقائق المحمّدیّة الکربالی را الکرمانی خوانده است که با مراجعه به نسخه اساس (شـماره 5409 کتابخانه مجلس شورای اسلامی) تصحیح معلوم گردید این خوانش قطعاً به صواب نیست.

[9] . فارسنامه ناصری، میرزا حسن حسینی فسائی (1316 ه.ق)، تصحیح و تحشیه از منصور رستگار فسائی، چاپ سوّم: تهران، امیرکبیر، 1382 ه.ش.

[10] . الضوء اللّامع لأهل القرن التاسع، شـمس الدین محمّد بن عبدالرحمن السخاوی (م 902 ه.ق)، بیروت، دارالجیل:ج5، ص78.

[11] . الضوء اللّامع لأهل القرن التاسع : ج8، ص218 و ج9، ص164.

[12] . الضوء اللّامع لأهل القرن التاسع : ج2، ص98.

[13] . البته اثبات این مسئله نیازمند تتبع و تدقیق بیشتری است. در ویراست مرحوم استاد عبدالله نورانی دو نسخه از تحریر اوّل و یک نسخه که اساس تصحیح است از تحریر دوم استفاده گردیده است. ایشان به مسئله تحریرهای متفاوت توجه نفرموده­اند و اختلافات تحریر اوّل را داخل [] آورده اند. نسخه شـماره 5409 کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی مطابق با تحریر دوم و نسخه شـماره 1945 همانجا مطابق با تحریر اوّل است. ظاهراً این تجدید نظرها هنگامی صورت گرفته است که غیاث الحکماء این کتاب را برای میر صدرالدین محمّد ثانی تدریس می­نموده است. در یادداشتهایی که صدرالدین محمّد ثانی در پایان نسخه­ای که آن را در محضر مؤلف فراگرفته است این عبارت آمده که می­تواند حدس ما را _ راجع به تحریرهای دوگانه _  تقویت نماید «تمّم تألیف هذا الشرح الکریم علی ما هو علیه الآن ...» _  این عبارت سه بار در یادداشت های پایان نسخه تکرار گردیده است _  نیز نمی­توان از بخشهایی که صدرالدین ثانی تاریخ تألیف و تدریس را یکی دانسته برای ردّ احتمال ما سود جست، زیرا می­تواند تمامی آن ها راجع به تحریر ثانی باشد.

[14] . این جنگ از نفیس‌ترین منابع موجود جهت اطلاع از زوایای ناشناخته و اسناد بازمانده قرون نهم و دهم است و نگارنده مدّتی است که پیرامون آن به تدقیق می‍پردازد. نمونه را در ادامۀ همینجا از السیّد الفاضل مسلم الفارسی ـ که در کشف الحقائق المحمّدیّة، ص983 ذکر او اینگونه آمده است ـ با عنوان «حضرت علّامه أعلم امیر جلال‌الدین مسلم کاه‌کش» نام برده است، که می‌تواند راهگشای تتبعات آتی باشد.

[15] . جنگ میر ابوالمفاخر بن فضل‌اللّٰه حسینی شیرازی،(مخطوط) ص371.

[16] . مجالس المؤمنین. قاضی نوراللّه شوشتری (1019 ه.ق). مقدّمه، تصحیح و تعلیقات: ابراهیم عرب پور، منصور ستایش، محمّد رضا محمّدیان، محمد حسن خزاعی، محمّد علی علی­دوست. چاپ اوّل: مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1392 : ج4، ص455. عین عبارت مجالس المؤمنین را علاءالملک مرعشی در فردوس آورده است. نگر: فردوس، علاء الملک مرعشی، با مقدّمه و تصحیح و تعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی (محدّث)، چاپ اوّل: تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،  1352 ه.ش، : ص18.

راجع به کربالی در منابع متأخر بنگرید به روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات: ج‏7، ص194؛ ریاض الجنة ج 3 ص419؛ که مطالب منابع قبلی را تکرار نموده اند.

[17] . مجالس المؤمنین : ج4، ص559.

[18] . عین عبارت وی در ذیل ترجمه سیّد صدرالدین محمّد حسینی دشتکی شیرازی ـ سید سند ـ (م 903 ه.ق) چنین است: « امیر صدر الدین محمد در ایام شباب نزد جناب افادت شعارى مولانا قوام الدین گلبارى تحصیل علوم نمود» و در ذیل ترجمه جلال الدین دوانی (م 908 ه.ق) چنین : «و ایضا مولانا جلال الدین در درس مولانا همام الدین كلبارى كه بر طوالع شرحى مفید دارد مطالعه بعضى از متداولات كرده» و در ذیل ترجمه شرف الدین شیفکی شیرازی (م 907 ه.ق) این چنین: « در درس مولانا محى الدین [کوشکناری] و مولانا قوام الدین كلبارى تحصیل نموده».

[19] . احسن التواریخ، حسن بیگ روملو، به اهتمام دکتر عبدالحسین نوائی، چاپ اوّل: تهران، انتشارات بابک، 1357 ه.ش: ص87 و ص98.

[20] . وی در ذیل ترجمه شرف الدین شیفکی می­نویسد: «أقول: المولى قوام الدین المشار الیه هو الذی قرأ علیه الامیر صدر الدین محمد الشیرازی فی علم الكلام و غیره، و لعلّه والد المولى همام الدین الذی قرأ العلامة الدوانی علیه. فلاحظ.» ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، عبداللّه أفندی الإصبهانی، تحقیق السیّد أحمد الحسینی، الطبعة الأولیٰ: قم، مطبعة الخیّام، 1301 ه.ق: ج4، ص109.

[21] . خواندمیر در ضبط لقب شـمس­الدین جرجانی (838 ه.ق) نیز خطا نموده و لقب وی را نورالدین دانسته است. نگر حبیب السیر : ج4، ص14. مرحوم علی دوانی نیز یگانگی همام الدین و قوام الدین را محتمل دانسته است، نگر : شرح زندگانی جلال الدین دوانی. علی دوانی. قم: چاپخانه حکمت : ص105.

[22] . در طرائق الحقائق اطلاعاتی راجع به کربالی آمده که مأخوذ از حبیب السیر و مجالس المومنین می­باشد. نگر طرائق الحقائق. محمّد معصوم شیرازی. به کوشش محمّد جعفر محجوب. تهران: انتشارات کتابخانه سنائی : ج3، صص 121 ـ 123.

[23] . این خوانشی است که با نظر خواهی از بعض دانشوران انجام گرفت، تصویر نسخه در انتهای این مقالت پیوست گردیده است که می­تواند مورد مراجعه قرار گیرد.

[24] . نگارنده با توجه به سبک نگارش کربالی این کلمه را شیراز خوانده است.

[25] . این ابیات به شهادت عبدالرّحیم رازی در حاشیه از کربالی می­باشد.

[26]. شرح خطبة الوافية في شرح الكافية، محمدبن علی بن محمد حسينی جرجانی، به كوشش محمدعلی عيوضی، ميراث شهاب، سال 1395، شـمارۀ 83، صص 49 _ 64.

[27] . الذریعة إلی تصانیف الشیعة : ج3، ص366 و ج7، ص6؛ أعیان الشیعة : ج6، ص159. سیّد حسن الأمین پا فراتر گذاشته و حتّی موادّ تدرّس بهشتی نزد جرجانی را ذکر کرده است، مستدرکات أعیان الشیعة ج3، ص66.

[28] . در معجم طبقات المتکلّمین به این که نباید بهشتی را شاگرد حبله­رودی بدانیم اشاره شده است، امّا اشتباه دیگر که نهج المسترشدین را حاوی منقولاتی از بهشتی دانسته است تکرار گردیده است. معجم طبقات المتکلمین: ج3، ص256.

[29] . فهرست نسخه­های خطّی کتابخانه عمومی حضرت آیت اللّه العظمیٰ مرعشی نجفی : ج16، ص114؛

[30] . فهرست کتابخانه سپهسالار. جلد دوم. محمّد تقی دانش­پژوه و علینقی منزوی. تصحیح و تجدید نظر به وسیله علینقی منزوی.چاپخانه دانشگاه تهران، 1340 : ص382.

[31] . مجالس المؤمنین : ج4، ص542.

[32] . فهرست کتابهای خطّی کتابخانه ملّی ملک. جلد اوّل. زیر نظر ایرج افشار و محمّد تقی دانش­پژوه با همکاری محمّد باقر حجّتی و احمد منزوی. تهران، 1352 : ص414.

[33] . فهرست نسخه­های خطّی کتابخانه مسجد اعظم قم : ج1، ص324. در کتابشناسی میر سیّد شریف جرجانی (گرگانی) به اشتباه این اثر را به شریف جرجانی نسبت داده‌اند.نگر: کتابشناسی میر سیّد شریف جرجانی (گرگانی) : ص161.

[34] . روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات‏. محمد باقر بن زین العابدین‏ خوانساری. به تحقیق اسدالله اسـماعیلیان. چاپ اوّل: قم، انشارات اسـماعیلیان 1390 ه.ق، ج7: ص177.

[35] . جمیع ذلک ستّة کتب. [عبدالرحیم]

[36] . هذه الأبیات لمولانا ـ أبدّت إشعافه ـ فی مدح ما اخترعته من نظم المفتاح. [عبدالرحیم]

 شماره خبر : 339    مشاهده : 275     انتشار : 14/12/1395        آرشيو تراجم         آرشيو همه اخبار


   نظرات کاربران :

نام و نام خانوادگی : *  
نظرات : *

(حداکثر 900 کارکتر)

 
کارکتر تايپ شده :  
   

shahab-news.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع و درج لینک اینترنتی بلامانع است.

برنامه نويسی : ايمن ديتا